۵۸
۱۲:۲۶
۶۲
۱۲:۲۶
۶۲
۱۲:۲۶
۶۲
۱۲:۲۶
۶۲
۱۲:۲۶
۶۲
۱۲:۲۶
۷۰
۱۷:۰۱
تا بفهماند به من طعم محبت را حسیندر دلم انداخته شوق زیارت را حسین
هر قدر در طالع من دوری از او آمده از قضا تغییر خواهد داد قسمت را حسین
هرکه آمد تَحتِ قُبّه مُستجابُ الدَّعوه شد زیر دِینِ خویش برده استجابت را حسین
"اِنَّ لِلقتل الحسین" آتش به پا شد در دلم لحظهای هم کم نکرده این حرارت را حسین
آب اگر از دشمنانش خواسته کرده تمام بر تمام دشمنان خویش حُجَّت را حسین
دست و پا میزد اگر در خون میان قتلگاه دست و پا میکَرد اسباب شفاعت را حسین
زخمهای او زیاد و اشکهای ما کم است میپذیرد باز از ما این بضاعت را حسین...
هر قدر در طالع من دوری از او آمده از قضا تغییر خواهد داد قسمت را حسین
هرکه آمد تَحتِ قُبّه مُستجابُ الدَّعوه شد زیر دِینِ خویش برده استجابت را حسین
"اِنَّ لِلقتل الحسین" آتش به پا شد در دلم لحظهای هم کم نکرده این حرارت را حسین
آب اگر از دشمنانش خواسته کرده تمام بر تمام دشمنان خویش حُجَّت را حسین
دست و پا میزد اگر در خون میان قتلگاه دست و پا میکَرد اسباب شفاعت را حسین
زخمهای او زیاد و اشکهای ما کم است میپذیرد باز از ما این بضاعت را حسین...
۱۹
۱۱:۵۸
اوّل هفته بگویید حسینجان رخصت
تا که رزق از کرم سفرهی ارباب رسد
تا که رزق از کرم سفرهی ارباب رسد
۱۸
۱۲:۰۰
حسینجان!
این هفته چی برامون رقم میزنی؟!
یهسریها راهی میشن؛
یهسریها متوجه میشن که نمیتونن برن!
یهسریها کارای گذرنامه و خروجشون ردیف میشه؛
یهسریها تصادف میکنن، خونهنشین میشن!
یهسریها بلاتکلیف میمونن تا هفتهی بعد..
من زورمو میزنم
من همهی تلاشمو میکنم
امّا
مولا شمایی حسینجان
هرچی تو بگی عشقه!
بگی بیا عشقه؛
بگی نیا عشقه
این هفته چی برامون رقم میزنی؟!
یهسریها راهی میشن؛
یهسریها متوجه میشن که نمیتونن برن!
یهسریها کارای گذرنامه و خروجشون ردیف میشه؛
یهسریها تصادف میکنن، خونهنشین میشن!
یهسریها بلاتکلیف میمونن تا هفتهی بعد..
من زورمو میزنم
من همهی تلاشمو میکنم
امّا
مولا شمایی حسینجان
هرچی تو بگی عشقه!
بگی بیا عشقه؛
بگی نیا عشقه
۱۹
۱۲:۰۳