قدرِ محبت و علاقه اتون رو بدونید ...
سهم ما آگاهی بخشی با مبناسهم شما انتشار و عمل
--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
سهم ما آگاهی بخشی با مبناسهم شما انتشار و عمل
--------------کانال را دنبال کنید:
۹۵۵
۹:۱۱
چرا بعضی از بچهها باختن رو تحمل نمیکنن؟ 
تا حالا دیدین کودکتون وقتی توی یه بازی میبازه، شروع به گریه میکنه، عصبانی میشه، بازی رو به هم میزنه یا اصرار میکنه که برنده شده؟
گاهی حتی ممکنه بگه: «دیگه باهات بازی نمیکنم!» یا از همون اول حاضر نباشه وارد بازیای بشه که احتمال باختن توش وجود داره.
اما چرا باختن برای بعضی از بچههای ۴ تا ۷ سال اینقدر سخته؟
بیایید اول دنیای درونی کودک رو بهتر بشناسیم.
۱. هنوز نمیتونه هیجانش رو بهخوبی مدیریت کنه.
در این سن، مهارت تنظیم هیجان هنوز در حال رشده. کودک ممکنه بدونه که باختن طبیعیه، اما وقتی با ناامیدی و ناکامی روبهرو میشه، هنوز نتونه احساسش رو بهخوبی مدیریت کنه.
۲. باختن رو به معنی ناتوان بودن خودش میدونه.
بعضی از بچهها هنوز نمیتونن بین نتیجهٔ یک بازی و ارزشمندی خودشون تفاوت قائل بشن؛ انگار وقتی میبازن، یعنی بهاندازهٔ کافی باهوش، توانمند یا خوب نیستن.
۳. هنوز انتظار داره همهچیز مطابق میلش پیش بره.
کودک ممکنه فکر کنه چون تلاش کرده یا خیلی دوست داشته برنده بشه، پس حتماً باید برنده بشه. پذیرفتن اینکه همیشه نمیتونیم نتیجه رو کنترل کنیم، مهارتیه که بهتدریج یاد گرفته میشه.
۴. ممکنه یاد گرفته باشه برنده شدن، راه گرفتن تأیید و تشویقه.
وقتی کودک بیشتر بهخاطر برنده شدن تحسین میشه، با دیگران مقایسه میشه یا ازش انتظار داریم همیشه بهترین باشه، ممکنه کمکم باختن رو به معنای از دست دادن تأیید دیگران تجربه کنه.
۵. شاید فرصت کافی برای تمرین ناکامی نداشته.
گاهی بزرگترها برای اینکه کودک ناراحت نشه، اجازه میدن همیشه برنده بشه یا خیلی زود شرایط رو به نفعش تغییر میدن. در نتیجه، کودک فرصت کمتری پیدا میکنه تا با ناکامیهای کوچک روبهرو بشه و یاد بگیره چطور از پسشون بربیاد.
پس مسئله فقط باختن نیست!
کودک ما در حال یادگیری مهارتهای مهمیه؛ از تنظیم هیجان و تحمل ناکامی گرفته تا پذیرش محدودیتها و جدا کردن ارزشمندی خودش از نتیجهٔ عملکردش.
قرار نیست کودک رو به کسی تبدیل کنیم که از باختن ناراحت نمیشه؛ میخوایم کمکش کنیم حتی وقتی ناراحته، بتونه احساسش رو مدیریت کنه و دوباره به بازی برگرده.
در پست بعدی، دربارهٔ راهکارهایی صحبت میکنیم که چطور میتونیم به بچههای ۴ تا ۷ سال کمک کنیم بهتدریج تحمل باختشون رو تقویت کنن.
" />
نیلوفر حسینیانکارشناس کودک--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
تا حالا دیدین کودکتون وقتی توی یه بازی میبازه، شروع به گریه میکنه، عصبانی میشه، بازی رو به هم میزنه یا اصرار میکنه که برنده شده؟
گاهی حتی ممکنه بگه: «دیگه باهات بازی نمیکنم!» یا از همون اول حاضر نباشه وارد بازیای بشه که احتمال باختن توش وجود داره.
اما چرا باختن برای بعضی از بچههای ۴ تا ۷ سال اینقدر سخته؟
بیایید اول دنیای درونی کودک رو بهتر بشناسیم.
در این سن، مهارت تنظیم هیجان هنوز در حال رشده. کودک ممکنه بدونه که باختن طبیعیه، اما وقتی با ناامیدی و ناکامی روبهرو میشه، هنوز نتونه احساسش رو بهخوبی مدیریت کنه.
بعضی از بچهها هنوز نمیتونن بین نتیجهٔ یک بازی و ارزشمندی خودشون تفاوت قائل بشن؛ انگار وقتی میبازن، یعنی بهاندازهٔ کافی باهوش، توانمند یا خوب نیستن.
کودک ممکنه فکر کنه چون تلاش کرده یا خیلی دوست داشته برنده بشه، پس حتماً باید برنده بشه. پذیرفتن اینکه همیشه نمیتونیم نتیجه رو کنترل کنیم، مهارتیه که بهتدریج یاد گرفته میشه.
وقتی کودک بیشتر بهخاطر برنده شدن تحسین میشه، با دیگران مقایسه میشه یا ازش انتظار داریم همیشه بهترین باشه، ممکنه کمکم باختن رو به معنای از دست دادن تأیید دیگران تجربه کنه.
گاهی بزرگترها برای اینکه کودک ناراحت نشه، اجازه میدن همیشه برنده بشه یا خیلی زود شرایط رو به نفعش تغییر میدن. در نتیجه، کودک فرصت کمتری پیدا میکنه تا با ناکامیهای کوچک روبهرو بشه و یاد بگیره چطور از پسشون بربیاد.
کودک ما در حال یادگیری مهارتهای مهمیه؛ از تنظیم هیجان و تحمل ناکامی گرفته تا پذیرش محدودیتها و جدا کردن ارزشمندی خودش از نتیجهٔ عملکردش.
قرار نیست کودک رو به کسی تبدیل کنیم که از باختن ناراحت نمیشه؛ میخوایم کمکش کنیم حتی وقتی ناراحته، بتونه احساسش رو مدیریت کنه و دوباره به بازی برگرده.
در پست بعدی، دربارهٔ راهکارهایی صحبت میکنیم که چطور میتونیم به بچههای ۴ تا ۷ سال کمک کنیم بهتدریج تحمل باختشون رو تقویت کنن.
۶۸۶
۱۸:۱۹
خداهست و خدانیست
از نگاه عالیجناب حافظ و داستایوفسکی
--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
از نگاه عالیجناب حافظ و داستایوفسکی
--------------کانال را دنبال کنید:
۸۷۴
۷:۴۲
زندگی چیست؟فلسفه زندگی چیست؟ از نگاه ایمانوئل کانت / عالیجناب مولانا
--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
--------------کانال را دنبال کنید:
۷۰۳
۸:۵۱
سلام و وقت بخیر همراهان گرامی خانهی صدرا
در پست قبل به اینموضوع پرداختیم که چرا بعضی از بچهها وقتی در بازی میبازند، گریه میکنند، عصبانی میشوند یا بازی را به هم میزنند؟یه طور خلاصه:کودکان ۴ تا ۷ سال هنوز در حال یادگیری مهارتهای مهمی مثل تنظیم هیجان (شناختن و مدیریت هیجان)، کنترل تکانه(قبل از انجامکاری به عواقبش فکرکنند) و تحمل ناکامی هستند. پس پذیرش باخت سخت است.اما خبر خوب اینکه تحمل باخت مهارتی آموختنی است.چطور میتوانیم به فرزندمان کمک کنیم؟1. اجازه بدهیم احساسش را تجربه کند.قرار نیست احساسش را حذف کنیم؛ پس به جای جملاتی مثل حالا مگه چی شده ؟باختن که گریه ندارهاز میدونم دوست داشتی برنده بشی. باختن برات سخته و ناراحت شدی.» استفاده کنیم تا احساساتش را بشناسد.۲. قانون بازی را از قبل مشخص میکنیم قبل از شروع بگوییم: «ممکنه هر کدوممون برنده بشیم. اگر ناراحت شدیم، میتونیم دربارهاش حرف بزنیم؛ به نظرت اگه ناراحت شدیمچطور کنترلش کنیم؟ چکارهایی رو نباید انجام بدیم؟اگه سر قرارمون نمودیم چه پیامدی داره و با مشورت خودش توافق میکنیم .در ادامه قاطعیت همراه با آرامش،طبق قرارمون عمل میکنیم. ۳.خودمان الگوی خوبی باشیموقتی خودمان میبازیم واکنش صحیح نشان میدهیم «من دوست داشتم برنده بشم، ولی این بار تو بردی! میتونیم دوباره بازی کنیم.»کودک بیشتر از توصیههای ما، از رفتارمان یاد میگیرد.۴.تلاشش را تشویق کنیم، نه فقط برنده شدنش را.به او بگوییم: «چقدر خوب بود که تا آخر بازی کردی.» «این بار خیلی صبورانه منتظر نوبتت موندی.»این پیام را منتقل کنیم که ارزشمندی کودک به برنده شدن وابسته نیست.
.
یادمان باشد: .وقتی کودک هنگام باخت واکنش شدیدی نشان میدهد، بهجای برچسب زدن به او، با نگاه همدلانه به مهارتی نگاه کنیم که هنوز به کمک ما برای یادگیری آن نیاز دارد
" />
نیلوفر حسینیانکارشناس کودک--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
.
۷۳۴
۱۲:۰۶
چقدر از دیگران انتقاد میکنیم و چقدر از خودمان؟
وقتی انگشت اتهام را به سمت دیگران میگیریم، چقدر حاضر میشویم همان نگاه را به خودمان داشته باشیم؟
اگر فرزندمان دوستهای خوبی ندارد یا اصلاً دوستی ندارد، اولین سؤال این است: آیا خود ما الگوی خوبی در روابط هستیم؟ آیا خودمان دوستان خوبی داریم؟
چقدر در خودمان گذشت، آرامش، خوشاخلاقی، صداقت، امیدواری و منطقی بودن را پرورش دادهایم؟
وقتی از عزیزانمان انتقاد میکنیم، آیا قبل از آن همان انتقاد را به خودمان هم وارد میدانیم؟
هنگام بروز اختلاف، دنبال مقصر میگردیم یا سهم خودمان را در ایجاد مشکل بررسی میکنیم؟
هیچکس بیاشتباه نیست. رشد از جایی شروع میشود که ایرادهای خودمان را ببینیم، بپذیریم و برای اصلاحشان قدم برداریم.
تغییر دادن خودمان سختترین کار دنیاست؛ اما مقصر دانستن دیگران، کاری است که تقریباً همه بلدند!
- دکتر علی صدرا
-------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
وقتی انگشت اتهام را به سمت دیگران میگیریم، چقدر حاضر میشویم همان نگاه را به خودمان داشته باشیم؟
اگر فرزندمان دوستهای خوبی ندارد یا اصلاً دوستی ندارد، اولین سؤال این است: آیا خود ما الگوی خوبی در روابط هستیم؟ آیا خودمان دوستان خوبی داریم؟
چقدر در خودمان گذشت، آرامش، خوشاخلاقی، صداقت، امیدواری و منطقی بودن را پرورش دادهایم؟
وقتی از عزیزانمان انتقاد میکنیم، آیا قبل از آن همان انتقاد را به خودمان هم وارد میدانیم؟
هنگام بروز اختلاف، دنبال مقصر میگردیم یا سهم خودمان را در ایجاد مشکل بررسی میکنیم؟
هیچکس بیاشتباه نیست. رشد از جایی شروع میشود که ایرادهای خودمان را ببینیم، بپذیریم و برای اصلاحشان قدم برداریم.
تغییر دادن خودمان سختترین کار دنیاست؛ اما مقصر دانستن دیگران، کاری است که تقریباً همه بلدند!
-------------کانال را دنبال کنید:
۳۶۵
۱۰:۵۵
سلام و وقت بخیر همراهان گرامی خانهی صدرا
دیالوگداخل تصویرو خوندید؟تجدید خاطره بود البته
و اینجاست که مامان متوجه میشه چند دقیقهست فقط صدای بچه رو میشنیده، نه حرفهاش رو!کودک حرف میزند، اما آیا واقعاً احساس میکند شنیده شده است،یا حسبی اهمیت بودن رو تجربه میکنه ؟ بیایید کمی جدیتر به این ماجرا نگاه کنیم...گاهی ما والدین واقعاً کنار بچههایمان هستیم؛ براشون غذا آماده میکنیم، لباسهاشون رو مرتب میکنیم، به درسشون میرسیم و مراقب نیازهای فیزیکیشون هستیم.اما چقدر به نیاز به امنیت اونها توجه میکنیم؟ آیا همیشه از نظر عاطفی هم در دسترسشون هستیم؟
کودک ممکن است برای گفتن یک اتفاق ساده از مدرسه، تعریف یک خواب عجیب یا حتی نشان دادن نقاشیاش سراغ ما بیاید.شاید آن لحظه برای ما موضوع مهمی نباشد؛ اما برای کودک، فرصتی است برای شریک کردن ما در دنیای خودش و تامیننیاز اساسی به نامامنیت و تعلق
البته باید ایننکته رو هم در نظر بگیریم ما والدین در شرایط دشوار این روزها استرس و درگیری های ذهنی فراوانی داریم اما نمیشه از همین نیم ساعت تا یک ساعت حضور با کیفیت کنار بچه هامون قدری رهایی ذهنی و ارامش و بودن در لحظه رو تجریه کنیم؟؟

دو تمرین کوچک :یک:وقتی فرزندمون میخواهد چیزی برامون تعریف کند، اگر امکانش را داریم چند دقیقه کارمون رو کنار بگذاریم، به او نگاه کنیم و بدون عجله برای نصیحت کردن یا راهحل دادن، به حرفهایش گوش بدیم.در نود درصد مواقع با همدلی و همراهی ما فرزندمون خودش به راه حل و جواب میرسه . دو:زمانی رو برای بازی با فرزندمون اختصاص بدیم(حتی ۱۵دقیقه ،پست بازی)و بگذاریم دلبندمون بازیرو راهبری کنه . رهای رها


" />
نیلوفر حسینیان کارشناس کودک ----کانال را دنبال کنید----ble. ir/join/Hera6opJRr
کودک ممکن است برای گفتن یک اتفاق ساده از مدرسه، تعریف یک خواب عجیب یا حتی نشان دادن نقاشیاش سراغ ما بیاید.شاید آن لحظه برای ما موضوع مهمی نباشد؛ اما برای کودک، فرصتی است برای شریک کردن ما در دنیای خودش و تامیننیاز اساسی به نامامنیت و تعلق
۳۶۰
۱۵:۱۸
داد از دیگرانو داد از خودم
از نگاه حضرت علی ع و میرزا حبیب خراسانی
--------------کانال را دنبال کنید:
-------------ble.ir/join/Hera6opJRr
از نگاه حضرت علی ع و میرزا حبیب خراسانی
--------------کانال را دنبال کنید:
۴۱۶
۶:۲۷