در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در باب درمان؛نمیدونم چرا ما اینقدر اصرار داریم فکر کنیم همهچیز قابل تعمیره؟!انگار هر چیزی که شکست، میشه قطعاتش را عوض کرد و دوباره مثل روز اولش نو کرد! حرف من درباره زخمهای زندگیه؛درباره تروماهایی که گاهی تکهای از وجود ما را با خودشون میبرند و ردشون روی روانمان جا میمونه.
باور کنید قرار نیست همیشه این بخشهای آسیبدیده را درست کنیم.گاهی فقط باید ببینیم شون،لمس شون کنیم،کنار شون بمونیم.
نه… حتی بیشتر از این.باید در آغوش شون بگیریم.اون هم محکم!انقدر محکم که دیگه برای پنهان شدن از ما تلاش نکنند...
ما اینجوری می تونیم یک من واحد رو تجربه کنیم.
روانپزشک طبقه پنجم(سعید انصاری)@drsaeedansari1405
باور کنید قرار نیست همیشه این بخشهای آسیبدیده را درست کنیم.گاهی فقط باید ببینیم شون،لمس شون کنیم،کنار شون بمونیم.
نه… حتی بیشتر از این.باید در آغوش شون بگیریم.اون هم محکم!انقدر محکم که دیگه برای پنهان شدن از ما تلاش نکنند...
ما اینجوری می تونیم یک من واحد رو تجربه کنیم.
روانپزشک طبقه پنجم(سعید انصاری)@drsaeedansari1405
۱.۲K
۲۰:۳۷
روایتی دیگر از اتاق درمان؛
چند وقت پیش یکی از مراجعانم گفت:
«دکتر، حس میکنم یک بخش از وجودم را سالها پنهان کردهام!بخشی که هیچوقت اجازه ندادهام دیده شود.»
پرسیدم:«چطور؟»
گفت:«چون فکر میکردم اگر نشانش بدهم، پذیرفته نمیشوم و توسط خیلیا پس زده خواهم شد»
یونگ به این بخشهای پنهان، «سایه» میگوید؛قسمتهایی از خودمان که کنار گذاشتهایم تا با دنیا سازگارتر باشیم.
اما سایهها از بین نمیروند.فقط منتظر میمانند؛و گاهی در خشمهای ناگهانی، حسرتها یا غمهای بیدلیل خودشان را نشان میدهند.
شاید رشد همیشه یاد گرفتن چیزهای جدید نباشد.
گاهی رشد یعنی جرئت کنیم به بخشی از خودمان نزدیک شویم که سالها از آن فاصله گرفتهایم.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
چند وقت پیش یکی از مراجعانم گفت:
«دکتر، حس میکنم یک بخش از وجودم را سالها پنهان کردهام!بخشی که هیچوقت اجازه ندادهام دیده شود.»
پرسیدم:«چطور؟»
گفت:«چون فکر میکردم اگر نشانش بدهم، پذیرفته نمیشوم و توسط خیلیا پس زده خواهم شد»
یونگ به این بخشهای پنهان، «سایه» میگوید؛قسمتهایی از خودمان که کنار گذاشتهایم تا با دنیا سازگارتر باشیم.
اما سایهها از بین نمیروند.فقط منتظر میمانند؛و گاهی در خشمهای ناگهانی، حسرتها یا غمهای بیدلیل خودشان را نشان میدهند.
شاید رشد همیشه یاد گرفتن چیزهای جدید نباشد.
گاهی رشد یعنی جرئت کنیم به بخشی از خودمان نزدیک شویم که سالها از آن فاصله گرفتهایم.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۹۵۶
۶:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
آهای اهالی !شاید مشکل، تو نباشی…
گاهی آدم خسته میشه از اینهمه قضاوتِ درونی… از اینکه مدام خودشُ کافی ندونه!اما جایی در درون ما، صدایی آرام هست که میگه: «همین که هستی، کافیه…»
"عزتنفس" شاید همینجا شروع بشه؛ وقتی کمی از خودمون فاصله میگیریم، و بهجای سرزنش، خودمونُ میپذیریم.احترام به خود یعنی خودتُ ببینی، بیآنکه منتظر تأیید دیگران بمونی، آره با همه نقصاتمگه چشه؟! آدمی دیگه، خاصیت آدم بودن همین دیگه!و "اعتماد به خود" باوریست ساده اما عمیق: اینکه بودنِ ما، بهتنهایی ارزشمنده، آره رفیقارزشمنده!
شاید لازم نیست چیزی را ثابت کنیم…
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
گاهی آدم خسته میشه از اینهمه قضاوتِ درونی… از اینکه مدام خودشُ کافی ندونه!اما جایی در درون ما، صدایی آرام هست که میگه: «همین که هستی، کافیه…»
"عزتنفس" شاید همینجا شروع بشه؛ وقتی کمی از خودمون فاصله میگیریم، و بهجای سرزنش، خودمونُ میپذیریم.احترام به خود یعنی خودتُ ببینی، بیآنکه منتظر تأیید دیگران بمونی، آره با همه نقصاتمگه چشه؟! آدمی دیگه، خاصیت آدم بودن همین دیگه!و "اعتماد به خود" باوریست ساده اما عمیق: اینکه بودنِ ما، بهتنهایی ارزشمنده، آره رفیقارزشمنده!
شاید لازم نیست چیزی را ثابت کنیم…
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۹۰۷
۷:۴۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
گاهی فقط باید از دردت بپرسی: اسمت چیه؟!
در اتاق درمان، بارها این جمله را از مراجعانم شنیدهام:«دکتر، حالم خوب نیست. انگار یک بار سنگین روی دوشم هست، اما نمیدونم از کجا اومده یه جوری ناراحت کننده است.»
این همان «زخمِ بینام» است؛ زخمی که در شلوغی زندگی فرصت دیده شدن پیدا نکرده و بیصدا در جانمان مانده است.تا وقتی دردی را انکار میکنیم، نمیتوانیم از آن عبور کنیم.
اگر این روزها احساس سنگینی میکنید، عجله نکنید که حالتان را خوب کنید. فقط از خودتان بپرسید:«اگر این بار روی دوشم یک داستان بود، اسمش چه بود؟»گاهی همین که درد را روی کاغذ بنویسیم یا با یک آدم امن در میان بگذاریم، کافی است تا بخشی از قدرتش را از دست بدهد.روایت کردنِ زخم، آغازِ التیام است.
یک تمرین ساده برای امروز۱۰ دقیقه برای خودتان کنار بگذارید و هرچه در دلتان میگذرد، بدون قضاوت بنویسید. لازم نیست نوشتهتان کامل یا زیبا باشد؛ گاهی همین چند دقیقه نوشتن، اولین قدم برای سبکتر شدن است.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
در اتاق درمان، بارها این جمله را از مراجعانم شنیدهام:«دکتر، حالم خوب نیست. انگار یک بار سنگین روی دوشم هست، اما نمیدونم از کجا اومده یه جوری ناراحت کننده است.»
این همان «زخمِ بینام» است؛ زخمی که در شلوغی زندگی فرصت دیده شدن پیدا نکرده و بیصدا در جانمان مانده است.تا وقتی دردی را انکار میکنیم، نمیتوانیم از آن عبور کنیم.
اگر این روزها احساس سنگینی میکنید، عجله نکنید که حالتان را خوب کنید. فقط از خودتان بپرسید:«اگر این بار روی دوشم یک داستان بود، اسمش چه بود؟»گاهی همین که درد را روی کاغذ بنویسیم یا با یک آدم امن در میان بگذاریم، کافی است تا بخشی از قدرتش را از دست بدهد.روایت کردنِ زخم، آغازِ التیام است.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۱.۱K
۱۵:۱۴
چرا بعضی وقتها ناگهان عصبانی میشویم؟
خیلی وقتها خشم، دشمن ما نیست؛ بلکه پیامی از ذهن است که میگوید: «یک مرز مهم در حال نادیده گرفته شدن است.»شاید کسی حرفتان را قطع کرده، با شما بیانصافی شده یا احساس کردهاید به حریم شخصیتان احترام گذاشته نشده است.
دفعه بعد که احساس کردید در آستانه انفجار هستید، فقط چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید:«الان دقیقاً چه چیزی در من آسیب دیده است؟»
همین سؤال ساده میتواند شما را از یک واکنش عجولانه به یک پاسخ آگاهانه برساند.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
خیلی وقتها خشم، دشمن ما نیست؛ بلکه پیامی از ذهن است که میگوید: «یک مرز مهم در حال نادیده گرفته شدن است.»شاید کسی حرفتان را قطع کرده، با شما بیانصافی شده یا احساس کردهاید به حریم شخصیتان احترام گذاشته نشده است.
دفعه بعد که احساس کردید در آستانه انفجار هستید، فقط چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید:«الان دقیقاً چه چیزی در من آسیب دیده است؟»
همین سؤال ساده میتواند شما را از یک واکنش عجولانه به یک پاسخ آگاهانه برساند.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۶۱۶
۸:۰۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۴۵۷
۱۳:۱۰