بازارسال شده از گروه روانشناسی و روانپزشکی مهربد
گیف
۰۰:۱۴
آدم بعضی وقتها بیشتر از هر چیزینیاز دارد کمی به خودش برگردد 
کمی از شلوغیِ فکرها فاصله بگیردهمهچیز را برای چند ساعت رها کندو به چیزهایی برسد که حالِ دلش را بهتر میکنند…
یکی با کتاب آرام میشودیکی با موسیقییکی با فیلم دیدنیکی با گلدانهای کوچک خانهیا حتی چند دقیقه سکوت.
زندگی فقط دوام آوردن و انجام دادنِ مسئولیتها نیست…گاهی باید به خودمان اجازه بدهیم فقط زندگی کنیم نفس بکشیم و کمی آرامتر ادامه بدهیم 🤍
https://mehrbodcenter.ir/
021.22019364
@mehrbodcenter
کمی از شلوغیِ فکرها فاصله بگیردهمهچیز را برای چند ساعت رها کندو به چیزهایی برسد که حالِ دلش را بهتر میکنند…
یکی با کتاب آرام میشودیکی با موسیقییکی با فیلم دیدنیکی با گلدانهای کوچک خانهیا حتی چند دقیقه سکوت.
زندگی فقط دوام آوردن و انجام دادنِ مسئولیتها نیست…گاهی باید به خودمان اجازه بدهیم فقط زندگی کنیم نفس بکشیم و کمی آرامتر ادامه بدهیم 🤍
۸۲
۹:۳۱
در روزگاری که اضطراب و فرسودگی به زبان مشترک بسیاری از ما تبدیل شده انسانِ امروزِ ایران بیش از تحلیل، به شنیده شدن، فهمیدهشدن، دیده شدن و جریان شفقت نیاز دارد.
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۱.۱K
۱۶:۱۱
روایتی از اتاق درمان؛
چند ماه از فوت همسرش گذشته بود.
میگفت:«اگر قرار بود اینقدر زود از دستش بدم، پس این همه تلاش، این همه ساختن زندگی، این همه خاطره برای چه بود؟»
در آن لحظه، مسئله فقط غم نبود؛ مواجهه با بیمعنایی بود.
و شاید حق با ویکتور فرانکل (نویسنده انسان در جستجوی معنا) باشد:
«آنچه انسان را از پا درمیآورد خودِ رنج نیست، بلکه رنجِ بیمعناست.»
شاید همیشه نتوانیم دلیل رنجهایمان را پیدا کنیم اما آیا میتوانیم معنایی پیدا کنیم که رنج را قابلِ تحمل کند؟!
لطفا همه کمی به این سوال فکر کنیم و درنگ کنید.
روانپزشک طبقه پنجمwww.Drsaeedansari.ir@Drsaeedansari1405
چند ماه از فوت همسرش گذشته بود.
میگفت:«اگر قرار بود اینقدر زود از دستش بدم، پس این همه تلاش، این همه ساختن زندگی، این همه خاطره برای چه بود؟»
در آن لحظه، مسئله فقط غم نبود؛ مواجهه با بیمعنایی بود.
و شاید حق با ویکتور فرانکل (نویسنده انسان در جستجوی معنا) باشد:
«آنچه انسان را از پا درمیآورد خودِ رنج نیست، بلکه رنجِ بیمعناست.»
شاید همیشه نتوانیم دلیل رنجهایمان را پیدا کنیم اما آیا میتوانیم معنایی پیدا کنیم که رنج را قابلِ تحمل کند؟!
لطفا همه کمی به این سوال فکر کنیم و درنگ کنید.
روانپزشک طبقه پنجمwww.Drsaeedansari.ir@Drsaeedansari1405
۱.۲K
۷:۰۷
موافقید از اتاق درمان براتون بیشتر بنویسماز آنچه می شنوم، می بینم، می فهمم
اگه مایل اید با "
" به من نظرتون رو اعلام کنید.

اگه مایل اید با "
۶۹۵
۷:۱۶
بازارسال شده از گروه روانشناسی و روانپزشکی مهربد
گیف
۰۰:۰۸
این بار میریم سراغِ«مرگ ایوان ایلیچ» اثر تولستوی
کتابی که با وجود اینکه سالها پیش نوشته شده هنوز خیلی عمیق ، دغدغههای آدمِ امروز رو لمس میکنه.
توی این دوره،فقط قرار نیست کتاب بخونیم…قراره همدلانه کنار هم،درباره سؤالهایی حرف بزنیم که شاید خیلیهامون توی سکوت ذهنمون باهاش درگیریم:
توی کانون کتابخوانی تکاپو فراتر از یک کتاب،تجربههامون، حسهامون و نگاههامون رو هم با هم به اشتراک میذاریم
و سعی میکنیم مفاهیم انسانی و روانشناسی رو ساده، روان و نزدیک به زندگی واقعی بررسی کنیم 🤍
اگر توهم میخوای همراه تکاپو باشی به آیدی زیر پیام بده:@mehrbod6333
۳۴
۸:۰۸
خدمتی نو از مهربدکنابخوانی در گروه تکاپو فرصتی فرهنگی برای شما عزیزان
۱.۱K
۸:۱۶
فکر میکنیم زندگیمان را تصمیمهای بزرگ میسازند؛ اما بیشترِ اوقات انتخابهای کوچک و تکراری هر روز هستند که سرنوشت ما را شکل میدهند!
️اینکه صبح را با چه نگاهی شروع میکنیم،
️با چه کسانی وقت میگذرانیم،
️و ذهنمان را به چه چیزهایی میسپاریم.
شاید کیفیت زندگی چیزی جز جمع همین انتخابهای کوچک نباشد!
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
شاید کیفیت زندگی چیزی جز جمع همین انتخابهای کوچک نباشد!
www.Drsaeedansari.ir@saeedansari1405
۶۵۳
۱۵:۲۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
روایتی دیگر از اتاق درمان؛
یه مراجع داشتم که مدام میگفت: «من مسیر زندگیم رو اشتباه اومدم… خیلی هزینه دادم، دیگه دیر شده.»
مینشست و از تصمیمهایی میگفت که برگشتپذیر نبودند؛ از سالهایی که فکر میکرد هدر رفته.
اما چیزی که کمکم در گفتوگوها روشن شد این بود:مسئله فقط آن مسیر نبود…
مسئله این بود که هر بار به گذشته نگاه میکرد، در ذهنش یک حکم قطعی صادر میشد: «همهچیز خراب شده.»
و همین حکم، از خودِ اتفاقها سنگینتر بود.
گاهی واقعیت بیرونی سخت است…اما آنچه ما را زمینگیر میکند، روایتِ بیرحمی است که ذهن از آن واقعیت میسازد.
و شاید همینجا باشد که بفهمیم:همیشه مشکل، خودِ مشکل نیست؛گاهی نگاه ما به مشکل است که آن را به بنبست تبدیل میکند.
روانپزشک طبقه پنجم
WWW.DRSAEEDANSARI.IR@drsaeedansari1405
یه مراجع داشتم که مدام میگفت: «من مسیر زندگیم رو اشتباه اومدم… خیلی هزینه دادم، دیگه دیر شده.»
مینشست و از تصمیمهایی میگفت که برگشتپذیر نبودند؛ از سالهایی که فکر میکرد هدر رفته.
اما چیزی که کمکم در گفتوگوها روشن شد این بود:مسئله فقط آن مسیر نبود…
مسئله این بود که هر بار به گذشته نگاه میکرد، در ذهنش یک حکم قطعی صادر میشد: «همهچیز خراب شده.»
و همین حکم، از خودِ اتفاقها سنگینتر بود.
گاهی واقعیت بیرونی سخت است…اما آنچه ما را زمینگیر میکند، روایتِ بیرحمی است که ذهن از آن واقعیت میسازد.
و شاید همینجا باشد که بفهمیم:همیشه مشکل، خودِ مشکل نیست؛گاهی نگاه ما به مشکل است که آن را به بنبست تبدیل میکند.
روانپزشک طبقه پنجم
WWW.DRSAEEDANSARI.IR@drsaeedansari1405
۴۵۸
۱۵:۴۳