ایران در اتاق تدوین قواعد آینده هوش مصنوعی
ایران با امضای سند تأسیس «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» یا WAICO، طبق اعلام ایرنا به جمع اعضای مؤسس این سازمان پیوسته است. WAICO یک سازمان بیندولتی مستقر در شانگهای است که با ابتکار چین و با هدف توسعه همکاری بینالمللی و شکلدهی به حکمرانی جهانی هوش مصنوعی تأسیس شده است.در میان امضاکنندگان اولیه آن، علاوه بر چین، کشورهایی مانند روسیه، برزیل، آفریقای جنوبی، اندونزی، مالزی، پاکستان و قزاقستان حضور دارند؛ مجموعهای که نشان میدهد WAICO قرار است بیش از همه، صدای کشورهای جنوب جهانی و اقتصادهای خارج از محور غربی حکمرانی هوش مصنوعی باشد.اما عضویت، بهخودیخود قدرت تولید نمیکند.ایران زمانی از این فرصت بهره واقعی خواهد برد که از حضور تشریفاتی عبور کند و با دستورکار مشخص وارد سازمان شود. بهنظر من، پنج اقدام اولویت دارد:نخست، تشکیل یک نمایندگی ملی دائمی با حضور وزارت خارجه، نهاد متولی هوش مصنوعی، دانشگاهها و بخش خصوصی؛ نه اینکه عضویت صرفاً در سطح سفارت باقی بماند.دوم، ارائه چند پیشنهاد مشخص: آزمایشگاه مشترک مدلهای فارسی، کنسرسیوم داده برای زبانهای کمبرخوردار، چارچوب ارزیابی ایمنی مدلها و پروژههای کاربردی در سلامت، آموزش، کشاورزی و خدمات عمومی.سوم، مطالبه سهم واقعی از منابع؛ شامل ظرفیت پردازشی، آموزش نیروی انسانی، انتقال دانش و پروژه مشترک. چین همزمان با راهاندازی این سازمان، پنجهزار فرصت آموزشی و ایجاد مراکز همکاری هوش مصنوعی با بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سایر بلوکهای جنوب جهانی را وعده داده است.چهارم، ائتلافسازی فعال با کشورهایی مانند برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی و مالزی؛ کشورهایی که دغدغه توسعه، زبان، فرهنگ و کاهش شکاف فناورانه دارند.و پنجم، ایجاد پشتوانه داخلی. کشوری که مسئله داده، زیرساخت محاسباتی، مسئولیت حقوقی و کاربرد هوش مصنوعی در دولت را در داخل حل نکرده باشد، در حکمرانی جهانی نیز قدرت چانهزنی محدودی خواهد داشت.حکمرانی آینده یعنی پیش از آنکه قواعد فناوری تثبیت شوند، در اتاق تدوین آنها حاضر باشیم؛ با پیشنهاد، ظرفیت و پروژه، نه فقط با امضا.
#بینش #دیدگاه #هوش_مصنوعی #حکمرانی_آینده #حکمرانی_جهانی #دیپلماسی_فناوری #ایران
ایران با امضای سند تأسیس «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» یا WAICO، طبق اعلام ایرنا به جمع اعضای مؤسس این سازمان پیوسته است. WAICO یک سازمان بیندولتی مستقر در شانگهای است که با ابتکار چین و با هدف توسعه همکاری بینالمللی و شکلدهی به حکمرانی جهانی هوش مصنوعی تأسیس شده است.در میان امضاکنندگان اولیه آن، علاوه بر چین، کشورهایی مانند روسیه، برزیل، آفریقای جنوبی، اندونزی، مالزی، پاکستان و قزاقستان حضور دارند؛ مجموعهای که نشان میدهد WAICO قرار است بیش از همه، صدای کشورهای جنوب جهانی و اقتصادهای خارج از محور غربی حکمرانی هوش مصنوعی باشد.اما عضویت، بهخودیخود قدرت تولید نمیکند.ایران زمانی از این فرصت بهره واقعی خواهد برد که از حضور تشریفاتی عبور کند و با دستورکار مشخص وارد سازمان شود. بهنظر من، پنج اقدام اولویت دارد:نخست، تشکیل یک نمایندگی ملی دائمی با حضور وزارت خارجه، نهاد متولی هوش مصنوعی، دانشگاهها و بخش خصوصی؛ نه اینکه عضویت صرفاً در سطح سفارت باقی بماند.دوم، ارائه چند پیشنهاد مشخص: آزمایشگاه مشترک مدلهای فارسی، کنسرسیوم داده برای زبانهای کمبرخوردار، چارچوب ارزیابی ایمنی مدلها و پروژههای کاربردی در سلامت، آموزش، کشاورزی و خدمات عمومی.سوم، مطالبه سهم واقعی از منابع؛ شامل ظرفیت پردازشی، آموزش نیروی انسانی، انتقال دانش و پروژه مشترک. چین همزمان با راهاندازی این سازمان، پنجهزار فرصت آموزشی و ایجاد مراکز همکاری هوش مصنوعی با بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سایر بلوکهای جنوب جهانی را وعده داده است.چهارم، ائتلافسازی فعال با کشورهایی مانند برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی و مالزی؛ کشورهایی که دغدغه توسعه، زبان، فرهنگ و کاهش شکاف فناورانه دارند.و پنجم، ایجاد پشتوانه داخلی. کشوری که مسئله داده، زیرساخت محاسباتی، مسئولیت حقوقی و کاربرد هوش مصنوعی در دولت را در داخل حل نکرده باشد، در حکمرانی جهانی نیز قدرت چانهزنی محدودی خواهد داشت.حکمرانی آینده یعنی پیش از آنکه قواعد فناوری تثبیت شوند، در اتاق تدوین آنها حاضر باشیم؛ با پیشنهاد، ظرفیت و پروژه، نه فقط با امضا.
#بینش #دیدگاه #هوش_مصنوعی #حکمرانی_آینده #حکمرانی_جهانی #دیپلماسی_فناوری #ایران
۷۵۸
۲۱:۴۹
همه معراجها شبیه هم نیستند
ما معمولاً رشد را با نشانههای ظاهری آن میسنجیم: پیشرفتن، بالاتررفتن، گشایش، موفقیت و دیدهشدن. در این تصویر، هرچه رو به بالا باشد صعود است و هرچه با توقف، تنهایی یا تنگنا همراه شود، فرود به نظر میرسد.اما آیا میتوان مسیر رشد انسان را فقط از ظاهر آن شناخت؟برای یکی، آسمان محل عروج است و برای دیگری، بطن ماهی. یکی در فضایی روشن و گشوده بالا میرود و دیگری در دل تاریکی و محدودیت به نقطه عروج خود میرسد. صورت این دو تجربه متفاوت است؛ یکی آشکارا صعود به نظر میرسد و دیگری در ظاهر، فرو رفتن. بااینحال، هر دو میتوانند معراج باشند.شاید خطای ما این است که عروج را بیش از اندازه با «بالارفتن ظاهری» یکی گرفتهایم. گمان میکنیم رشد باید همیشه با پیشرفت بیرونی، افزایش موقعیت و تأیید دیگران همراه باشد. اگر راهی بسته شود، برنامهای متوقف بماند یا انسان در موقعیتی ناخواسته قرار گیرد، آن را عقبگرد مینامیم.حال آنکه برخی از مهمترین دگرگونیهای انسان در دل محدودیت رخ میدهند. گاهی انسان ناچار میشود از هیاهوی بیرون فاصله بگیرد، با خود روبهرو شود و معنای مسیرش را دوباره ببیند. آنچه از بیرون توقف به نظر میرسد، ممکن است در درون، آغاز حرکتی عمیقتر باشد.البته هر دشواریای لزوماً به رشد نمیانجامد و هر فرودی معراج نیست. مسئله این است که نمیتوان تنها بر اساس ظاهر یک موقعیت درباره معنای آن داوری کرد. ممکن است موفقیتی بزرگ، انسان را از حقیقت خویش دور کند و شکستی ظاهری، او را به فهمی تازه برساند.این نگاه در فهم آینده نیز مهم است. آینده همیشه در امتداد راهی هموار شکل نمیگیرد. گاهی همان نقطهای که در نگاه نخست پایان یک مسیر به نظر میرسد، آغاز راهی دیگر است. تفاوت میان فرود و معراج، همیشه در موقعیت بیرونی نیست؛ گاهی در نسبتی است که انسان با آن موقعیت برقرار میکند.
#بینش #درنگ#رشد #آینده
ما معمولاً رشد را با نشانههای ظاهری آن میسنجیم: پیشرفتن، بالاتررفتن، گشایش، موفقیت و دیدهشدن. در این تصویر، هرچه رو به بالا باشد صعود است و هرچه با توقف، تنهایی یا تنگنا همراه شود، فرود به نظر میرسد.اما آیا میتوان مسیر رشد انسان را فقط از ظاهر آن شناخت؟برای یکی، آسمان محل عروج است و برای دیگری، بطن ماهی. یکی در فضایی روشن و گشوده بالا میرود و دیگری در دل تاریکی و محدودیت به نقطه عروج خود میرسد. صورت این دو تجربه متفاوت است؛ یکی آشکارا صعود به نظر میرسد و دیگری در ظاهر، فرو رفتن. بااینحال، هر دو میتوانند معراج باشند.شاید خطای ما این است که عروج را بیش از اندازه با «بالارفتن ظاهری» یکی گرفتهایم. گمان میکنیم رشد باید همیشه با پیشرفت بیرونی، افزایش موقعیت و تأیید دیگران همراه باشد. اگر راهی بسته شود، برنامهای متوقف بماند یا انسان در موقعیتی ناخواسته قرار گیرد، آن را عقبگرد مینامیم.حال آنکه برخی از مهمترین دگرگونیهای انسان در دل محدودیت رخ میدهند. گاهی انسان ناچار میشود از هیاهوی بیرون فاصله بگیرد، با خود روبهرو شود و معنای مسیرش را دوباره ببیند. آنچه از بیرون توقف به نظر میرسد، ممکن است در درون، آغاز حرکتی عمیقتر باشد.البته هر دشواریای لزوماً به رشد نمیانجامد و هر فرودی معراج نیست. مسئله این است که نمیتوان تنها بر اساس ظاهر یک موقعیت درباره معنای آن داوری کرد. ممکن است موفقیتی بزرگ، انسان را از حقیقت خویش دور کند و شکستی ظاهری، او را به فهمی تازه برساند.این نگاه در فهم آینده نیز مهم است. آینده همیشه در امتداد راهی هموار شکل نمیگیرد. گاهی همان نقطهای که در نگاه نخست پایان یک مسیر به نظر میرسد، آغاز راهی دیگر است. تفاوت میان فرود و معراج، همیشه در موقعیت بیرونی نیست؛ گاهی در نسبتی است که انسان با آن موقعیت برقرار میکند.
#بینش #درنگ#رشد #آینده
۷۸۳
۶:۳۲
کاهش فرزندآوری در ایران فقط یک مسئله اقتصادی نیست
کاهش نرخ باروری در ایران را گاهی صرفاً به گرانی مسکن، دشواری معیشت یا ناامنی شغلی نسبت میدهیم و راهحل را نیز در پرداخت وام و مشوقهای مالی جستوجو میکنیم. این عوامل مهماند، اما برای توضیح کامل مسئله کافی نیستند.در گزارش سیاستی تازهای که برای پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه کردهام، تلاش کردهام وضعیت فرزندآوری در ایران را بهعنوان مسئلهای چندبعدی بررسی کنم؛ مسئلهای که عوامل اقتصادی، نهادی، خدماتی، فرهنگی، نسلی، رسانهای و منطقهای بهطور همزمان در شکلگیری آن نقش دارند.یافتههای پژوهش نشان میدهد که کاهش فرزندآوری در سراسر کشور از منطق واحدی پیروی نمیکند. برخی استانهای برخوردار و کلانشهری، نرخ باروری پایینتری از مناطق محرومتر دارند و تفاوتهای قومی، فرهنگی و جغرافیایی نیز بر نگرش و رفتار خانوادهها اثر میگذارند. بنابراین، نمیتوان یک نسخه واحد را برای همه استانها، گروههای اجتماعی و خانوادهها تجویز کرد.در کنار مسکن، اشتغال ناپایدار و هزینههای نگهداری کودک، عواملی مانند تغییر نگرش نسلهای جدید به ازدواج و خانواده، سبک زندگی، تحصیلات و اشتغال زنان، کیفیت روابط زوجین، باورهای فرهنگی و دینی، تصویر رسانهای از والدگری، دسترسی به خدمات سلامت باروری و امکان جمعکردن نقش حرفهای با پدر یا مادر بودن، بر تصمیم به فرزندآوری اثرگذارند.بر اساس این تحلیل، چارچوب سیاستی پیشنهادی گزارش بر پنج محور استوار است:
حکمرانی دادهمحور و تقویت اختیارات ستاد ملی جمعیت
فعالسازی ظرفیت مسکن و طراحی حمایتهای هدفمند برای زوجهای جوان
حمایت معیشتی هوشمند و تشویق کارفرمایان به ایجاد محیط کار دوستدار والدین
توسعه خدمات سلامت باروری، درمان ناباروری، مرخصی والدینی و نگهداری کودک
روایتسازی بومی و آموزش خانواده متناسب با تفاوتهای نسلی و منطقهایپیشنهاد محوری گزارش، عبور از سیاستهای پراکنده و یکساننگر و حرکت بهسوی یک بسته هماهنگ، بومی و آزمونپذیر است. این بسته باید ابتدا در استانها و شهرهای منتخب بهصورت آزمایشی اجرا شود، نتایج آن با دادههای تفکیکی سنجیده شود و تنها سیاستهای اثربخش به مقیاس ملی برسند.سیاست جمعیتی موفق، نه فرزندآوری را صرفاً مسئلهای اقتصادی میبیند و نه آن را تنها با فرهنگسازی حلشدنی میداند؛ بلکه مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نهادی و منطقهای را همزمان به رسمیت میشناسد.این گزارش در پاییز ۱۴۰۴ به سفارش گروه پژوهشی علمی، فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده تحقیقات راهبردی، وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، تهیه شده است. به دلیل ماهیت درونسازمانی پژوهش، متن کامل آن منتشر نمیشود و این پست صرفاً معرفی عمومی پژوهش است. چکیده و معرفی عمومی پژوهش را در وبگاهم بخوانید.
#فرزندآوری #جوانی_جمعیت #سیاستگذاری_اجتماعی #خانواده #جمعیت #نرخ_باروری #گزارش_سیاستی
کاهش نرخ باروری در ایران را گاهی صرفاً به گرانی مسکن، دشواری معیشت یا ناامنی شغلی نسبت میدهیم و راهحل را نیز در پرداخت وام و مشوقهای مالی جستوجو میکنیم. این عوامل مهماند، اما برای توضیح کامل مسئله کافی نیستند.در گزارش سیاستی تازهای که برای پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه کردهام، تلاش کردهام وضعیت فرزندآوری در ایران را بهعنوان مسئلهای چندبعدی بررسی کنم؛ مسئلهای که عوامل اقتصادی، نهادی، خدماتی، فرهنگی، نسلی، رسانهای و منطقهای بهطور همزمان در شکلگیری آن نقش دارند.یافتههای پژوهش نشان میدهد که کاهش فرزندآوری در سراسر کشور از منطق واحدی پیروی نمیکند. برخی استانهای برخوردار و کلانشهری، نرخ باروری پایینتری از مناطق محرومتر دارند و تفاوتهای قومی، فرهنگی و جغرافیایی نیز بر نگرش و رفتار خانوادهها اثر میگذارند. بنابراین، نمیتوان یک نسخه واحد را برای همه استانها، گروههای اجتماعی و خانوادهها تجویز کرد.در کنار مسکن، اشتغال ناپایدار و هزینههای نگهداری کودک، عواملی مانند تغییر نگرش نسلهای جدید به ازدواج و خانواده، سبک زندگی، تحصیلات و اشتغال زنان، کیفیت روابط زوجین، باورهای فرهنگی و دینی، تصویر رسانهای از والدگری، دسترسی به خدمات سلامت باروری و امکان جمعکردن نقش حرفهای با پدر یا مادر بودن، بر تصمیم به فرزندآوری اثرگذارند.بر اساس این تحلیل، چارچوب سیاستی پیشنهادی گزارش بر پنج محور استوار است:
#فرزندآوری #جوانی_جمعیت #سیاستگذاری_اجتماعی #خانواده #جمعیت #نرخ_باروری #گزارش_سیاستی
۵۴۱
۱۱:۳۴
تا دیروز، سرویس استریم جایی بود که فیلم و سریال را میدیدیم و شبکه اجتماعی جایی بود که درباره آنها حرف میزدیم. همکاری تازه دیزنی و تیکتاک این تفکیک را بههم میزند.در این توافق، تولیدکنندگان منتخب تیکتاک که به برنامه میپیوندند، میتوانند با استفاده از داراییهای مرتبط با آثار و برندهای دیزنی محتوای کوتاه بسازند. بخشی از این ویدئوها، پس از انتخاب، علاوه بر تیکتاک در بخش ورتز اپلیکیشن دیزنیپلاس نیز نمایش داده خواهد شد. طرح ابتدا در آمریکا اجرا میشود و بعد قرار است به بازارهای دیگر برسد. اما نکته مهمتر، خودِ ویدئوی کوتاه نیست. دیزنی و تیکتاک در حال اتصال اجزای یک چرخهاند: مالکیت فکری، کشف محتوا، مشارکت طرفداران، توزیع و بازگشت مخاطب به اثر اصلی.در چنین مدلی، مخاطب دیگر فقط بیننده نیست. او با بازآفرینی صحنهها، ساخت شوخی، تحلیل شخصیتها و تولید روایتهای فرعی، به افزایش عمر یک جهان داستانی کمک میکند. تیکتاک این بازتفسیرها را کشف و توزیع میکند و دیزنی میتواند توجه ایجادشده را دوباره به فیلم، سریال، بازی، کالا و تجربههای دیگر پیوند بزند.این همان مسیری است که سرویس استریم را از «کتابخانه محتوا» به «زیستبوم تعامل» تبدیل میکند.البته یک پرسش تعیینکننده باقی میماند: سهم تولیدکننده محتوای طرفداری از این زنجیره ارزش چیست؟ اطلاعیه رسمی از دیدهشدن، دسترسی به رویدادها و مسیرهای حرفهای سخن میگوید، اما جزئیات روشنی درباره انتساب، مجوز استفاده و سهم اقتصادی سازندگان منتشر نشده است. مشارکت واقعی بدون قواعد منصفانه، ممکن است به تأمین نیروی خلاق ارزان برای پلتفرمها تقلیل پیدا کند. برای پلتفرمهای ایرانی نیز درس روشن است: سرمایهگذاری فقط روی تولید یا خرید فیلم و سریال کافی نیست. باید همزمان برای جامعه طرفداری، محتوای کوتاه، بازی، کالا، مشارکت سازندگان مستقل و توسعه چندسکویی مالکیت فکری برنامه داشت.
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
#مدیریت_رسانه #اقتصاد_توجه #مالکیت_فکری #صنعت_سرگرمی #پلتفرم
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
#مدیریت_رسانه #اقتصاد_توجه #مالکیت_فکری #صنعت_سرگرمی #پلتفرم
۱.۱K
۷:۲۲
دردِ درمان
امروز در درمانگاه، پسربچهای را دیدم که باید آمپول میزد. نزدیک نیمساعت گریه کرد و فریاد زد. هرچه توضیح میدادند که این آمپول برای خوبشدن توست، نمیپذیرفت. جایی از این کشمکش گفت: «اصلا نمیخواهم خوب بشوم؛ بگذارید مریض بمانم، ولی آمپول نمیزنم.»
این جمله برایم آشنا بود؛ نه فقط در رفتار یک کودک، که در زندگی فردی و جمعی خودمان.
گاهی ما «خوبشدن» را میخواهیم، اما حاضر نیستیم دردِ درمان را تحمل کنیم. استقلال را دوست داریم، اما هزینه استقلال را نه. از سلطه و تحمیل قدرتهای بزرگ ناراضیایم، اما وقتی مقاومت در برابر استکبار به فشار اقتصادی، محدودیت یا دشواری میرسد، وسوسه میشویم که از اصل درمان منصرف شویم.
مسئله این نیست که هر دردی نشانه درمان است؛ چهبسا دردهایی محصول تصمیمهای نادرست خود ما باشند و باید اصلاحشان کرد. اما این هم خطاست که هر راه کمدردتری را الزاماً راه سلامت بدانیم.
بلوغ شاید از جایی آغاز شود که میان «درد بیماری» و «درد درمان» تفاوت بگذاریم.
بعضی دردها را باید برطرف کرد؛ و بعضی دردها را باید آگاهانه تاب آورد، تا چیزی مهمتر را از دست ندهیم.
#بینش #درنگ#مقاومت
امروز در درمانگاه، پسربچهای را دیدم که باید آمپول میزد. نزدیک نیمساعت گریه کرد و فریاد زد. هرچه توضیح میدادند که این آمپول برای خوبشدن توست، نمیپذیرفت. جایی از این کشمکش گفت: «اصلا نمیخواهم خوب بشوم؛ بگذارید مریض بمانم، ولی آمپول نمیزنم.»
این جمله برایم آشنا بود؛ نه فقط در رفتار یک کودک، که در زندگی فردی و جمعی خودمان.
گاهی ما «خوبشدن» را میخواهیم، اما حاضر نیستیم دردِ درمان را تحمل کنیم. استقلال را دوست داریم، اما هزینه استقلال را نه. از سلطه و تحمیل قدرتهای بزرگ ناراضیایم، اما وقتی مقاومت در برابر استکبار به فشار اقتصادی، محدودیت یا دشواری میرسد، وسوسه میشویم که از اصل درمان منصرف شویم.
مسئله این نیست که هر دردی نشانه درمان است؛ چهبسا دردهایی محصول تصمیمهای نادرست خود ما باشند و باید اصلاحشان کرد. اما این هم خطاست که هر راه کمدردتری را الزاماً راه سلامت بدانیم.
بلوغ شاید از جایی آغاز شود که میان «درد بیماری» و «درد درمان» تفاوت بگذاریم.
بعضی دردها را باید برطرف کرد؛ و بعضی دردها را باید آگاهانه تاب آورد، تا چیزی مهمتر را از دست ندهیم.
#بینش #درنگ#مقاومت
۶۵۹
۹:۳۹
مدح امام حسن مجتبی علیه السلامشعرخوانی سید حمیدرضا برقعی
۱۲۹
۱۳:۴۱
فصل دوباره سنجیدن خود
ربیع فقط نام یک ماه نیست؛ یادآور امکان دوباره آغاز کردن است.
ما معمولاً خودمان را با چیزهای ناپایداری میسنجیم: با قضاوت دیگران، با موفقیتها و شکستهای گذشته، با عادتهایی که سالها تکرار کردهایم، یا با تصویری که از خودمان ساختهایم.
هیچکس محکوم به درجا زدن نیست. ترس میتواند به شجاعت نزدیک شود، بخل به کرم، حرص به قناعت و وابستگی به عزت نفس. تا وقتی انسان زنده است و امکان انتخاب دارد، امکان تبدیل هم دارد.
شاید یکی از خطرناکترین جملههایی که درباره خودمان میگوییم همین باشد:«من همینم.»چون گاهی این جمله، نه توصیف واقعیت، بلکه اعلام انصراف از رشد است.
ربیع، بهار است؛ و بهار یادآور این حقیقت که زندگی میتواند از نو جوانه بزند.شاید بهترین استقبال از ربیع این باشد که یکبار دیگر خودمان را به قرآن عرضه کنیم؛ نه برای محکومکردن خود، بلکه برای دیدن فاصلهها، شناختن امکانها و آغاز یک تغییر واقعی.
آینده انسان، ادامه اجتنابناپذیر گذشته او نیست. ربیع میتواند فصلِ تبدیل باشد.
#بینش #درنگ#ربیع #رشد #قرآن
ربیع فقط نام یک ماه نیست؛ یادآور امکان دوباره آغاز کردن است.
ما معمولاً خودمان را با چیزهای ناپایداری میسنجیم: با قضاوت دیگران، با موفقیتها و شکستهای گذشته، با عادتهایی که سالها تکرار کردهایم، یا با تصویری که از خودمان ساختهایم.
هیچکس محکوم به درجا زدن نیست. ترس میتواند به شجاعت نزدیک شود، بخل به کرم، حرص به قناعت و وابستگی به عزت نفس. تا وقتی انسان زنده است و امکان انتخاب دارد، امکان تبدیل هم دارد.
شاید یکی از خطرناکترین جملههایی که درباره خودمان میگوییم همین باشد:«من همینم.»چون گاهی این جمله، نه توصیف واقعیت، بلکه اعلام انصراف از رشد است.
ربیع، بهار است؛ و بهار یادآور این حقیقت که زندگی میتواند از نو جوانه بزند.شاید بهترین استقبال از ربیع این باشد که یکبار دیگر خودمان را به قرآن عرضه کنیم؛ نه برای محکومکردن خود، بلکه برای دیدن فاصلهها، شناختن امکانها و آغاز یک تغییر واقعی.
آینده انسان، ادامه اجتنابناپذیر گذشته او نیست. ربیع میتواند فصلِ تبدیل باشد.
#بینش #درنگ#ربیع #رشد #قرآن
۸۹۸
۲۱:۱۳
چند سال است درباره رقابت آمریکا و چین در فناوری حرف میزنیم؛ اما بهنظر میرسد ماجرا کمکم دارد وارد مرحله تازهای میشود.
رویترز گزارش داده که وزارت خارجه آمریکا در پیشنویس نامهای به تعدادی از شرکای خود گفته پیوستن به چارچوب آمریکایی Pax Silica با عضویت در ابتکار چین در حوزه هوش مصنوعی سازگار نیست.
البته هنوز با تصمیم نهایی روبهرو نیستیم. اما خودِ این نگاه مهم است.
تا امروز خیلی از کشورها میتوانستند همزمان از فناوری آمریکایی استفاده کنند، از مدلهای چینی بهره ببرند، سرمایه را از یک جا بگیرند و زیرساخت را از جای دیگری تأمین کنند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، این آزادی انتخاب کمتر میشود.
رقابت هوش مصنوعی هم دیگر فقط رقابت مدلها و شرکتها نیست. پشت این مدلها، یک زنجیره بزرگتر وجود دارد: تراشه، مرکز داده، مواد معدنی، سرمایه، استاندارد، بازار و البته سیاست.
برای ایران این خبر از یک جهت دیگر هم مهم است. ما اخیراً به جمع بنیانگذاران سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی، با محوریت چین، پیوستهایم.
اصل این حضور را فرصت میدانم؛ اما عضویت بهخودیخود دستاورد نیست.
سؤال اصلی این است که پنج سال دیگر از این همکاری چه چیزی برای ما باقی مانده باشد؟
چند مدل فارسی بهتر؟چه میزان ظرفیت پردازشی؟چه تعداد پروژه مشترک؟چه استاندارد یا فناوریای که خودمان در شکلگیریاش نقش داشته باشیم؟و مهمتر از همه، چند شرکت ایرانی که بتوانند در بازارهای بیرون از ایران رقابت کنند؟
به نظرم مسئله این نیست که «شرق یا غرب؟» مسئله این است که در جهانی که دوباره دارد بلوکی میشود، چطور کاری کنیم صرفاً مصرفکننده یکی از بلوکها نباشیم و سیاست «نه شرقی، نه غربی» را محقق کنیم. حضور بینالمللی وقتی ارزشمند است که در داخل کشور به ظرفیت تبدیل شود.
#بینش #دیدگاه#هوش_مصنوعی #حکمرانی_دیجیتال #حکمرانی_آینده #فناوری
رویترز گزارش داده که وزارت خارجه آمریکا در پیشنویس نامهای به تعدادی از شرکای خود گفته پیوستن به چارچوب آمریکایی Pax Silica با عضویت در ابتکار چین در حوزه هوش مصنوعی سازگار نیست.
البته هنوز با تصمیم نهایی روبهرو نیستیم. اما خودِ این نگاه مهم است.
تا امروز خیلی از کشورها میتوانستند همزمان از فناوری آمریکایی استفاده کنند، از مدلهای چینی بهره ببرند، سرمایه را از یک جا بگیرند و زیرساخت را از جای دیگری تأمین کنند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، این آزادی انتخاب کمتر میشود.
رقابت هوش مصنوعی هم دیگر فقط رقابت مدلها و شرکتها نیست. پشت این مدلها، یک زنجیره بزرگتر وجود دارد: تراشه، مرکز داده، مواد معدنی، سرمایه، استاندارد، بازار و البته سیاست.
برای ایران این خبر از یک جهت دیگر هم مهم است. ما اخیراً به جمع بنیانگذاران سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی، با محوریت چین، پیوستهایم.
اصل این حضور را فرصت میدانم؛ اما عضویت بهخودیخود دستاورد نیست.
سؤال اصلی این است که پنج سال دیگر از این همکاری چه چیزی برای ما باقی مانده باشد؟
چند مدل فارسی بهتر؟چه میزان ظرفیت پردازشی؟چه تعداد پروژه مشترک؟چه استاندارد یا فناوریای که خودمان در شکلگیریاش نقش داشته باشیم؟و مهمتر از همه، چند شرکت ایرانی که بتوانند در بازارهای بیرون از ایران رقابت کنند؟
به نظرم مسئله این نیست که «شرق یا غرب؟» مسئله این است که در جهانی که دوباره دارد بلوکی میشود، چطور کاری کنیم صرفاً مصرفکننده یکی از بلوکها نباشیم و سیاست «نه شرقی، نه غربی» را محقق کنیم. حضور بینالمللی وقتی ارزشمند است که در داخل کشور به ظرفیت تبدیل شود.
#بینش #دیدگاه#هوش_مصنوعی #حکمرانی_دیجیتال #حکمرانی_آینده #فناوری
۴۲۶
۱۷:۰۵
مقاله علمی پژوهشیافکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان: چارچوبی مفهومی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
چکیدههدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان انجام شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی میشود که روشهای سنتی افکارسنجی، نظیر پرسشنامه و مصاحبه، با محدودیتهایی همچون هزینهبر بودن، تأخیر زمانی، و عدم پوشش گسترده جغرافیایی مواجهاند. در مقابل، دادههای کلان حاصل از تعاملات دیجیتال شهروندان در شبکههای اجتماعی و فضای وب، ظرفیت بیسابقهای برای رصد لحظهای تحولات افکار عمومی و پشتیبانی از سیاستگذاری مبتنی بر شواهد فراهم میآورند.روش تحقیق: این پژوهش از نوع توسعهای-نظری و با رویکرد کیفی-استنتاجی انجام شد. دادههای مورد استفاده از منابع ثانویه شامل مقالات علمی معتبر و گزارشهای سیاستگذاری ملی و بینالمللی گردآوری شده است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل نظری و سنتز مفهومی بود. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات برای شناسایی مفاهیم کلیدی و شکافهای پژوهشی صورت گرفت. سپس با بهرهگیری از روش استنتاج مفهومی، مولفهها و روابط اساسی فرایند افکارکاوی استخراج و در قالب یک مدل پنجلایه شامل: (۱) گردآوری داده، (۲) پاکسازی و پیشپردازش، (۳) تحلیل و خوشهبندی، (۴) تفسیر و اعتبارسنجی، و (۵) بازخورد و کاربرد، سازماندهی شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی قادر است محدودیتهای افکارسنجی سنتی را برطرف کرده و امکان رصد لحظهای، مقیاسپذیر و چندبعدی افکار عمومی را فراهم سازد. در لایه تحلیل، استفاده از الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین (تحلیل احساسات، مدلسازی موضوعی، خوشهبندی و تحلیل شبکه اجتماعی) امکان شناسایی روندهای احساسی، موضوعات غالب و بازیگران کلیدی را فراهم خواهد کرد. در لایه تفسیر، بازخورد خبرگان اخذ شد تا اعتبار مدل افزایش یابد. در نهایت، لایه بازخورد و کاربرد نشان داد که خروجی مدل میتواند بهصورت داشبوردهای تعاملی و گزارشهای سیاستی در اختیار نهادهای تصمیمگیر قرار گیرد تا برای تکمیل و تقویت افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور مورد استفاده قرار گیرد.نتیجهگیری: مدل مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان، چارچوبی نوین برای گذار تدریجی در برخی کارکردها و مکملسازی افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور ارائه میدهد. این مدل با کاهش هزینه و زمان، افزایش دقت و پوشش، و امکان تحلیل لحظهای، میتواند به ابزاری راهبردی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در سطح ملی تبدیل شود. با این حال، چالشهایی همچون نیاز به زیرساخت محاسباتی قدرتمند، رعایت اصول اخلاقی و حریم خصوصی، و بهینهسازی الگوریتمهای پردازش زبان فارسی باید مورد توجه قرار گیرد. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای توسعه ابزارهای بومی افکارکاوی و ارتقای ظرفیت تصمیمسازی دادهمحور در ایران باشد.
واژههای کلیدی: افکارکاوی، دادههای کلان، تحلیل احساسات، سیاستگذاری، شبکههای اجتماعی
این مقاله در شماره ۲ از دوره ۱۵ فصلنامه علوم خبری منتشر شده است.
#دانش #پژوهش #کلان_داده #سیاستگذاری #افکارکاوی #تحلیل_احساسات #رسانه_های_اجتماعی
چکیدههدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان انجام شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی میشود که روشهای سنتی افکارسنجی، نظیر پرسشنامه و مصاحبه، با محدودیتهایی همچون هزینهبر بودن، تأخیر زمانی، و عدم پوشش گسترده جغرافیایی مواجهاند. در مقابل، دادههای کلان حاصل از تعاملات دیجیتال شهروندان در شبکههای اجتماعی و فضای وب، ظرفیت بیسابقهای برای رصد لحظهای تحولات افکار عمومی و پشتیبانی از سیاستگذاری مبتنی بر شواهد فراهم میآورند.روش تحقیق: این پژوهش از نوع توسعهای-نظری و با رویکرد کیفی-استنتاجی انجام شد. دادههای مورد استفاده از منابع ثانویه شامل مقالات علمی معتبر و گزارشهای سیاستگذاری ملی و بینالمللی گردآوری شده است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل نظری و سنتز مفهومی بود. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات برای شناسایی مفاهیم کلیدی و شکافهای پژوهشی صورت گرفت. سپس با بهرهگیری از روش استنتاج مفهومی، مولفهها و روابط اساسی فرایند افکارکاوی استخراج و در قالب یک مدل پنجلایه شامل: (۱) گردآوری داده، (۲) پاکسازی و پیشپردازش، (۳) تحلیل و خوشهبندی، (۴) تفسیر و اعتبارسنجی، و (۵) بازخورد و کاربرد، سازماندهی شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی قادر است محدودیتهای افکارسنجی سنتی را برطرف کرده و امکان رصد لحظهای، مقیاسپذیر و چندبعدی افکار عمومی را فراهم سازد. در لایه تحلیل، استفاده از الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین (تحلیل احساسات، مدلسازی موضوعی، خوشهبندی و تحلیل شبکه اجتماعی) امکان شناسایی روندهای احساسی، موضوعات غالب و بازیگران کلیدی را فراهم خواهد کرد. در لایه تفسیر، بازخورد خبرگان اخذ شد تا اعتبار مدل افزایش یابد. در نهایت، لایه بازخورد و کاربرد نشان داد که خروجی مدل میتواند بهصورت داشبوردهای تعاملی و گزارشهای سیاستی در اختیار نهادهای تصمیمگیر قرار گیرد تا برای تکمیل و تقویت افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور مورد استفاده قرار گیرد.نتیجهگیری: مدل مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان، چارچوبی نوین برای گذار تدریجی در برخی کارکردها و مکملسازی افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور ارائه میدهد. این مدل با کاهش هزینه و زمان، افزایش دقت و پوشش، و امکان تحلیل لحظهای، میتواند به ابزاری راهبردی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در سطح ملی تبدیل شود. با این حال، چالشهایی همچون نیاز به زیرساخت محاسباتی قدرتمند، رعایت اصول اخلاقی و حریم خصوصی، و بهینهسازی الگوریتمهای پردازش زبان فارسی باید مورد توجه قرار گیرد. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای توسعه ابزارهای بومی افکارکاوی و ارتقای ظرفیت تصمیمسازی دادهمحور در ایران باشد.
واژههای کلیدی: افکارکاوی، دادههای کلان، تحلیل احساسات، سیاستگذاری، شبکههای اجتماعی
این مقاله در شماره ۲ از دوره ۱۵ فصلنامه علوم خبری منتشر شده است.
#دانش #پژوهش #کلان_داده #سیاستگذاری #افکارکاوی #تحلیل_احساسات #رسانه_های_اجتماعی
۱۱۳
۶:۲۹
امروز، ۲۸ مرداد است.به کسانی که فکر میکنند مسئله آمریکا با ایران از سال ۱۳۵۷ و با جمهوری اسلامی شروع شده، پیشنهاد میکنم کمی درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بخوانند.آن روز نه جمهوری اسلامی وجود داشت، نه مسئله هستهای و نه بسیاری از اختلافات امروز.ایران دولتی داشت که تصمیم گرفته بود نفت ایران، متعلق به ایران باشد و درباره ثروت ملی این کشور، ایرانیان تصمیم بگیرند.اما آمریکا و بریتانیا، از هزاران کیلومتر آنطرفتر، به خودشان حق دادند درباره دولت ایران تصمیم بگیرند و برای سرنگونی آن مداخله کنند.این ماجرا را نباید با عبارتهای خنثی مثل «اختلاف منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک» توضیح داد.اگر ایران برای تغییر دولت آمریکا عملیات میکرد و میخواست درباره منابع آن کشور تعیین تکلیف کند، کسی نامش را «اختلاف منافع» نمیگذاشت.نامش روشن است: مداخله در حاکمیت یک کشور.میتوان درباره جمهوری اسلامی و سیاستهایش هر نقدی داشت؛ اما برای فهم رابطه ایران و آمریکا، تاریخ را نباید از ۱۳۵۷ شروع کرد.۲۸ مرداد یادآوری میکند که مسئله فقط این نیست که چه حکومتی در ایران بر سر کار است.مسئله این هم هست که آیا ایران حق دارد خودش برای ایران تصمیم بگیرد یا نه.
#بینش #درنگ#کودتا #آمریکا #استکبار
#بینش #درنگ#کودتا #آمریکا #استکبار
۴۷۶
۷:۴۵