یک امتحان ساده براى ارزیابى خودتون…
جاى ساعت دیوارى خونتون را عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روى دیوار ناخوداگاه دنبالش میگردین!!!ذهن شما براى قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بى احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر را در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کند…هرگز.هرگز..هرگز…ناامید نشید…

جاى ساعت دیوارى خونتون را عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روى دیوار ناخوداگاه دنبالش میگردین!!!ذهن شما براى قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بى احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر را در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کند…هرگز.هرگز..هرگز…ناامید نشید…
۲۷۶
۱۰:۰۳
توی جلسه کوچینگ مدام میگفت :
نمیدونم بمونم یا برم…
هر بار تصمیم میگیرم، چند ساعت بعد دوباره شک میکنم.»
این جمله رو چند بار تکرار کرد.
میتونستم بپرسم:«خب، پس چرا جدا نمیشی؟»
اما سؤال من چیز دیگهای بود:
«اگر ترس از تنهایی، عذاب وجدان، نگرانی از قضاوت دیگران و ترس از پشیمونی وجود نداشت…خودِ واقعیِ تو الان چه انتخابی میکرد؟»
چند ثانیه سکوت کرد…
گاهی ما واقعاً نمیدونیم چه میخوایم؟یا شاید جواب رو میدونیم، اما آنقدر صدای ترس، وابستگی، عذاب وجدان و «دیگران چی میگن؟» بلند شده که دیگه صدای خودمون رو نمیشنویم.
و اینجاست که تصمیم گرفتن سخت میشه.
نه موندن آراممون میکنه،نه رفتن.
یک روز میگیم «تمومش میکنم»،فرداش دلتنگ میشیم،بعد دوباره شک میکنیم،و این چرخه ممکنه هفتهها یا حتی ماهها ادامه پیدا کنه…
در کوچینگ قرار نیست من به جای تو بگم:«بمون» یا «برو».
قرار نیست تصمیم زندگیات رو برایت بگیرم.
قرار است با هم آنقدر عمیق نگاه کنیم که بفهمی:
واقعاً چه میخواهی؟
چه چیزی تو را نگه داشته؟
از چه چیزی میترسی؟
و اگر ترس تصمیمگیرنده نباشد، انتخاب تو چیست؟
🫂اگر مدتهاست در یک رابطه یا تصمیم عاطفی بین «بمونم یا برم» گیر کردهای، شاید قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیری، یک بار فرصت بدی صدای واقعی خودت رو بشنوی.
نمیدونم بمونم یا برم…
هر بار تصمیم میگیرم، چند ساعت بعد دوباره شک میکنم.»
میتونستم بپرسم:«خب، پس چرا جدا نمیشی؟»
اما سؤال من چیز دیگهای بود:
چند ثانیه سکوت کرد…
و اینجاست که تصمیم گرفتن سخت میشه.
نه موندن آراممون میکنه،نه رفتن.
قرار نیست تصمیم زندگیات رو برایت بگیرم.
قرار است با هم آنقدر عمیق نگاه کنیم که بفهمی:
🫂اگر مدتهاست در یک رابطه یا تصمیم عاطفی بین «بمونم یا برم» گیر کردهای، شاید قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیری، یک بار فرصت بدی صدای واقعی خودت رو بشنوی.
۲۳۹
۶:۳۷
سلام به همه ی همسفران عزیزامیدوارم اخر هفته ی خوبی رو سپری کنینفردا جمعه محتوایی در کانال قرار داده نمیشهجمعه ها کلا در کانال محتوایی قرار نمیدمو به امید خدا بعد از استراحت شنبه پرقدرت برمیگردیمدوستون دارم
۲۸۱
۱۱:۲۰
«من از عشق نابود شدم...»
ازش خواستم برام تعریف کنه چه اتفاقی افتاده.
گفت تمام زندگیاش را حول یک نفر ساخته بود. برنامههایش، حال خوبش، اعتمادبهنفسش و حتی ارزشمندیاش، همه به بودن آن آدم گره خورده بود.
وقتی رابطه تمام شد، فقط یک نفر را از دست نداده بود؛ انگار خودش را هم گم کرده بود.
در طول جلسات، کمکم به یک حقیقت مهم رسید.
او از عشق نابود نشده بود.از وابستگی نابود شده بود.
اینها بیشتر از اینکه نشانه عشق باشند، میتوانند نشانه وابستگی عاطفی باشند.
گاهی ما عاشق خودِ آدم نیستیم؛ عاشق احساسی هستیم که کنار او تجربه میکنیم. و وقتی آن احساس از بین میرود، فکر میکنیم عشق ما را نابود کرده است.
این تجربه، نگاه آن مراجع را به رابطه کاملاً تغییر داد؛ شاید نگاه ما را هم تغییر بدهد.
۲۰۳
۶:۳۵
خدایا شکرت برای هر تپشِ قلب که بی منت هدیه کردی. برای هر خوابِ آرامی که بعد از روزهای سخت به چشمانمان آمد برای هر نوری که در دلِ تاریکیِ ناامیدی تابیدی. برای بودنت، که تنها نقطه امنِ این دنیای پر از تغییر است. شکر برای تمام مسیرهایی که هموار شدند، بی آنکه بخواهیم. شکر برای تمام درهایی که بسته بودند و باز نشدند، تا شاید از جای بهتری وارد شویم. شکر برای نگاهِ پرمهرش که همیشه هوایمان را دارد.
۲۳۴
۹:۴۸
۱۷۹
۶:۱۹
تو کتاب کیمیاگر نوشته بود :
هرگاه انسان باتمام وجود چیزی را بخواهد، تمام جهان در جهت تحقق خواسته اش، او را یاری خواهند کرد.
میخوام بگم اگه چیزی به دلت افتاد جا نزن، ناامید نشو، مطمئن باش که تهِ تهِ قصه تو رسیدنه، پس تلاشتو بکن .
هرگاه انسان باتمام وجود چیزی را بخواهد، تمام جهان در جهت تحقق خواسته اش، او را یاری خواهند کرد.
میخوام بگم اگه چیزی به دلت افتاد جا نزن، ناامید نشو، مطمئن باش که تهِ تهِ قصه تو رسیدنه، پس تلاشتو بکن .
۱۹۸
۱۰:۵۱
🤍مدتی پیش از شما پرسیدم این روزها بیشتر درگیر چه موضوعی هستید.
پاسخهای شما را با دقت خواندم و نتیجهی نظرسنجی یک چیز را به من نشان داد…
بیشترین دغدغهی این روزهای شما، آرامش ذهن و مدیریت نگرانیها بود.
به همین دلیل تصمیم گرفتم سفری را بر اساس همین دغدغه طراحی کنم.
ردپای آرامش
گاهی فکر میکنیم آرامش جایی گم شده و باید آن را پیدا کنیم.
اما شاید قبل از پیدا کردن آرامش، لازم باشد ردپای آن را در زندگیمان ببینیم…
شاید لازم باشد ببینیم چه چیزهایی ما را از آرامش دور میکنند و چه چیزهایی آرامآرام ما را به آن نزدیکتر میکنند.
پاسخهای شما را با دقت خواندم و نتیجهی نظرسنجی یک چیز را به من نشان داد…
بیشترین دغدغهی این روزهای شما، آرامش ذهن و مدیریت نگرانیها بود.
به همین دلیل تصمیم گرفتم سفری را بر اساس همین دغدغه طراحی کنم.
گاهی فکر میکنیم آرامش جایی گم شده و باید آن را پیدا کنیم.
اما شاید قبل از پیدا کردن آرامش، لازم باشد ردپای آن را در زندگیمان ببینیم…
شاید لازم باشد ببینیم چه چیزهایی ما را از آرامش دور میکنند و چه چیزهایی آرامآرام ما را به آن نزدیکتر میکنند.
۱۰۲
۶:۲۴
یک سفر ۷ روزه برای کشف ردپای آرامش
در این سفر تجربه خواهید کرد:
این سفر برای افرادی طراحی شده که این روزها دغدغهی آرامش ذهن و نگرانیها را دارند.
شاید آنچه دنبالش هستیم، گم نشده باشد؛ فقط منتظر است از زاویهای تازه دیده شود.
برای ثبت نام به پی وی من پیام بدین
۱۰۳
۶:۲۴
.نه برای برد و باخت آمده اینه برای سبقت گرفتن آمده ای بازی کنی با باد برقصی با نور بخندی و در لحظه جاری شوی...
۹۳
۹:۵۸