به بهانه هفتمین روز درگذشت استاد رحیقی
آن روزها شنیده بودم حضرت آیت الله جوادی به تازگی کتابی تحت عنوان رحیق مختوم را نوشته است. شرحی در باب حکمت متعالیه. چیزی که همیشه سهل و ممتنع می نمود. همان ایام میخواستم بدایه را بخوانم. هر کسی کتابی را توصیه می کرد. یکی از توصیه های مکرر آن روزها، شنیدن صوت حاج آقای رحیقی بود. در تعریف این مجموعه گفته میشدبا ظرافت بالا و وسواس علمی، کتاب را شرح داده اند. لذا تعداد جلساتش تقریبا سه برابر شرح معمول بدایه به طول انجامیده است.مدتی بعد در جلسات اخلاق قم ایشان را میدیدمیک بار هم توفیق شد در کنار ایشان کربلا رفتیم. ساده و بی غل و غش. با یک کلاه معمولی که وقتی عمامه بر سر نداشتند، آن را میگذاشتند. می نشستیم پای سخن ایشان. حرف هایش خط و ربط داشت. دانه به دانه مانند یک نخ تسبیح موضوعات مختلفی از برهان و عرفان را از ایشان جمع آوری شده بود. هیچگاه تمثیل گردو و سلوک که بیان کرد از خاطرم نمی رود. پوستت رو بشکن و به عالم جدید بیا. خالص شو و به اصل خودت نزدیکتر شو...در سفری به مشهد نیز در باب الحجه در خدمت ایشان بودم. میفرمود شاگرد نباید دلش پیش استاد باشد، باید عقل و عملش به استاد گره بخورد، آنگاه دل هم میرود. نکتة من النکات. یکی از مشهدی های دانشگاه که از قضا فلسفه میخواند! را جلو مقبرةالشهدا دید. به او فرمود کربلا بودی؟ پاسخ داد: بله. ایشان فرمود، هنوز هم در حرم هستی. خوشا به سعادتت.
#استاد#علوّ_درجات#درحرم_بمان#رحیق_مختوم
آن روزها شنیده بودم حضرت آیت الله جوادی به تازگی کتابی تحت عنوان رحیق مختوم را نوشته است. شرحی در باب حکمت متعالیه. چیزی که همیشه سهل و ممتنع می نمود. همان ایام میخواستم بدایه را بخوانم. هر کسی کتابی را توصیه می کرد. یکی از توصیه های مکرر آن روزها، شنیدن صوت حاج آقای رحیقی بود. در تعریف این مجموعه گفته میشدبا ظرافت بالا و وسواس علمی، کتاب را شرح داده اند. لذا تعداد جلساتش تقریبا سه برابر شرح معمول بدایه به طول انجامیده است.مدتی بعد در جلسات اخلاق قم ایشان را میدیدمیک بار هم توفیق شد در کنار ایشان کربلا رفتیم. ساده و بی غل و غش. با یک کلاه معمولی که وقتی عمامه بر سر نداشتند، آن را میگذاشتند. می نشستیم پای سخن ایشان. حرف هایش خط و ربط داشت. دانه به دانه مانند یک نخ تسبیح موضوعات مختلفی از برهان و عرفان را از ایشان جمع آوری شده بود. هیچگاه تمثیل گردو و سلوک که بیان کرد از خاطرم نمی رود. پوستت رو بشکن و به عالم جدید بیا. خالص شو و به اصل خودت نزدیکتر شو...در سفری به مشهد نیز در باب الحجه در خدمت ایشان بودم. میفرمود شاگرد نباید دلش پیش استاد باشد، باید عقل و عملش به استاد گره بخورد، آنگاه دل هم میرود. نکتة من النکات. یکی از مشهدی های دانشگاه که از قضا فلسفه میخواند! را جلو مقبرةالشهدا دید. به او فرمود کربلا بودی؟ پاسخ داد: بله. ایشان فرمود، هنوز هم در حرم هستی. خوشا به سعادتت.
#استاد#علوّ_درجات#درحرم_بمان#رحیق_مختوم
۵۳
۹:۱۸
سوالات بسیاری در مورد خروجیهای مرکز رشد وجود دارد، به همان اندازه که برای ورودیها است. از خروجی و ورودی بگذریم. فرآیند را بچسب! فرآیندی که در آن فردی با سخت گیری های فراوان و دقت نظر نسبتا بالا از درگاه نظر برخی گزینش گران گذر میکند. حال چه میشود. بیاییم خودمان را جای مسئولین مرکز بگذاریم. پس از کلی بالا و پایین کردن و جلسات مکرر گذاشتن، بر حضور یا عهدی شدن فردی، مهر تایید میخورد. حال ما منتظر چه هستیم؟ منتظر ترکاندن! منتظریم در یک سیر مشخص، فرد بتواند ماموریت مشخصش را پیگیری کند + توانمندی علمی بیابد + شبکه سازی کند + ارتباطات بیرونی ایجاد کند و بتواند اثر مطلوب از جنس مرکز رشدی را بگذارد. حال چه شده؟تقریبا می شود گفت هیچ!نه اثری و نه ارتباطیفرد در نگارش برخی یادداشتهای نسبتا اجباری و جلسات خودساخته یا سازمانی به محاق میرود!مسئولین مرکز چه کنند؟تقریبا میشود گفت هیچ!کسی که به روزمرگی افتاده را چگونه باید نجات داد؟ ما مولفه اساسی مرکز رشد را از مرکز رشد گرفتیم! آنگاه انتظار رشد داریم. اگر بپرسید این مولفه چیست، میگویم زمانما بخاطر علوم انسانی بودن و نیازمند بودن به سیر تدریجی رشد، از محاسبه زمان چشم پوشی کردیم. فرقی نمی کند چه مدت در مرکز هستی. مهم این است که مشغول یک کاری باشی!چقدر فرد میتواند فرد باقی بماند؟ شبکه چطور؟ حلقه چطور؟ و سوال سخت تر، هسته چطور؟چرا وقتی از در مرکز وارد میشویم، گویی اینجا زمان خوابیده است؟ همینکه خارج میشویم، زمان جنون سبقت دارد؟ زمان را پشت دربهای مرکز زندانی کردیم! عمرهایی که می رود و موهایی که سفید می شود و افسوس که چرا چیزی نشدیم!!!
زمان فقط در ارزشیابی های پایان ماه برایمان معنا دارد! ابتدای ماه انتظار فرج داریم و پنجم هر ماه ترس از محرومیت!اما از نگاه یک متولی (مثلا دبیر هسته!) آیا به همان میزان که گزارش عملکردمان در پنجم هر ماه را متعهد هستیم برسانیم، به سایر کارهایمان در زمانبندی و اجرا متعهد هستیم. از نگاه یک یار، صادقانه باید بگویم خیر!
#زمان#گزارش_عملکرد#پای_بندی#درحال_دیرشدن
۵۱
۱۳:۰۲
هر آمدنی رفتنی دارد اما هر عمل کردنی، ماندن!
قسمت اولحدود دو سال و سه ماه پیش در اوج مسائل نظری مربوط به پایان نامه ارشد و ورود به دوره دکتری بودم. در حال برنامه ریزی برای یک حرکت علمی. هر چند این حرکت آن روز برایم خیلی مبهم بود، اما در حال واکاوی و بررسی بودم. کلاس دکتری و محتوای مسئله محور در حوزه فضای مجازی ذهنم را درگیر کرده بود. میخواستم هر چه سریعتر برای همه اینها یک نقشه راه ترسیم کنم. خدا رحم کرد! الطاف خفیه الهی شامل حالم شد و با لطف دوستان دبیر هسته خط مشی فضای مجازی شدم. دقیقا پس از روز عرفه بود که در من، خام نگری به علم رفت به سوی مذبح! آنچه که اگر تا به امروز ادامه میدادم، جز حیرت در ادبیات چیزی برایم باقی نمیگذاشت. بیش از دو سال دبیری یک هسته مساله پرداز و وجود تشکیلاتی رشد یافته و افرادی فهیم یک نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود. نعمتی که بیش از تبشیر برای آن باید تنذیر داد. الحمدلله دو سه هفته ای هست که فرآیند تغییر دبیر به اتمام رسید و این نعمت بزرگ و لطف الهی نصیب یکی دیگر از یاران شد. دبیر جدید هسته سپهرا از سوی یاران انتخاب شد و برایش از صمیم قلب رشد و استفاده درست از فرصت را مسئلت دارم. قصد داردم در طی چندین یادداشت تجربه نگاری از دوران دبیری داشته باشم تا هم برای هسته خودمان بماند و هم شاید برای سایر دبیران هسته ها در مرکز رشد مفید باشد.
و ما توفیقی الا با للله علیه توکلت و الیه انیب
قسمت اولحدود دو سال و سه ماه پیش در اوج مسائل نظری مربوط به پایان نامه ارشد و ورود به دوره دکتری بودم. در حال برنامه ریزی برای یک حرکت علمی. هر چند این حرکت آن روز برایم خیلی مبهم بود، اما در حال واکاوی و بررسی بودم. کلاس دکتری و محتوای مسئله محور در حوزه فضای مجازی ذهنم را درگیر کرده بود. میخواستم هر چه سریعتر برای همه اینها یک نقشه راه ترسیم کنم. خدا رحم کرد! الطاف خفیه الهی شامل حالم شد و با لطف دوستان دبیر هسته خط مشی فضای مجازی شدم. دقیقا پس از روز عرفه بود که در من، خام نگری به علم رفت به سوی مذبح! آنچه که اگر تا به امروز ادامه میدادم، جز حیرت در ادبیات چیزی برایم باقی نمیگذاشت. بیش از دو سال دبیری یک هسته مساله پرداز و وجود تشکیلاتی رشد یافته و افرادی فهیم یک نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود. نعمتی که بیش از تبشیر برای آن باید تنذیر داد. الحمدلله دو سه هفته ای هست که فرآیند تغییر دبیر به اتمام رسید و این نعمت بزرگ و لطف الهی نصیب یکی دیگر از یاران شد. دبیر جدید هسته سپهرا از سوی یاران انتخاب شد و برایش از صمیم قلب رشد و استفاده درست از فرصت را مسئلت دارم. قصد داردم در طی چندین یادداشت تجربه نگاری از دوران دبیری داشته باشم تا هم برای هسته خودمان بماند و هم شاید برای سایر دبیران هسته ها در مرکز رشد مفید باشد.
و ما توفیقی الا با للله علیه توکلت و الیه انیب
۵۵
۶:۴۴
🧿 یکپارچگی ملی در بحران رهبری؛ واکاوی یک پدیده سیاسی 
پرده اول: آشوب ظاهری و آرامش باطنی
صبح روز عاشورای رمضان، نزدیک به ساعت 10 صبح در اندیشکده در حال پژوهش بودم که ناگهان با سه صدای بلند، زمین به لرزش افتاد. از پنجره به بیرون نگاه کردم؛ ستون دودی غلیظ و بلند از بیت رهبری بلند شده بود. با چند تماس عمق فاجعه را مطلع شدم اما هنوز کورسوی امیدی وجود داشت که نه! انشاءالله آقا زنده است. شاید باز هم رئیس جمهور مورد سوءقصد قرار گرفته باشد. در کمتر از یک ساعت، اینترنت، تماس های تلفنی و پیامکها مختل شد و به زحمت از دوستان و آشنایان خبر میگرفتیم. نگران بچهها در مدرسه بودیم اما خیابانهای شهر به طرز عجیبی قفل شده بود. حتی پیادهروها جایی برای عبور موتور هم نداشت! همه تعطیل و روانه خانه شدند. نقشه معابر تهران قرمز و قهوهای شد. در خیابانها صدای اخبار میآمد: «خبرها حاکی از اصابت پرتابه به منطقه پاستور است...» مردم با هم صحبت میکردند: «جنگ شروع شد... آخرش زد!» اطراف پمپ بنزینها در حدود 8 ساعت اولیه پس از شروع جنگ جایی برای سوزن انداختن نداشت. گاهی نمیشد انتهای صف را پیدا کرد.زیر پوسته این آشفتگی در شهر، پس از یک شوک محتمل! همه چیز روی ریل قرار داشت. همان ساعات اولیه پاسخهای فراتر از انتظار ترامپ به اسرائیل و پایگاههای آمریکایی کشورهای عربی صادر شد. چیزی که بعدها گفتند ایران یک طرح هوشمند موزائیکی دارد. سردمداران فناوری و هوش مصنوعی، بارها از هوشمندی ایرانیان در طول این جنگ سخن گفتند. سوال اساسی این بود که چگونه این بحران در کشور منجر به سقوط نظام نشد؟ در حدود 9 ماه گذشته، این اتفاقاتی که برای ایران افتاد اگر یکی از آنها برای بسیاری از کشورهای جهان بیفتد، آن کشور کن فیکون میشود. همه این موارد را در نظر بگیریم:• شهادت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح (دو بار) • شهادت فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (دو بار)• شهادت فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی• شهادت مشاوران و فرماندهان رده بالای نظامی (برخی موارد گفته شد حتی تا سه رده از فرماندهان را دست دادیم)• شهادت جمع زیادی از دانشمندان کشور در حوزههای راهبردیدر این اواخر هم شهادت• مشاور عالی امنیت و شورای دفاع ملی (شهید شمخانی)• دبیر شورایعالی امنیت ملی (شهید لاریجانی)• وزیر اطلاعات• رئیس سازمان اطلاعات سپاهرحمت الله علیهم جمیعاهیچکدام از اینها قابل قیاس با شهادت جانسوز رهبر عظیم الشان انقلاب نیست؛ ایشان فرمانده کل قوا نبود بلکه شالوده سیاسی-سیاستی کشور بود. فارغ از جایگاه سیاسی-مذهبی ولیّ فقیه، شخصیت آیت الله خامنهای شهید نیز ایشان را به اذعان دوست و دشمن، سرآمد روزگار کرده بود. گویی این موضوع غیرقابل انکار است. جمهوری اسلامی ایران، مانند یک ستاره دریایی است. هر دست و پایی از آن بخورد، مجدد خودش را ترمیم میکند نه تنها مانند روز اول بلکه شاید بهتر از آن. اما شهادت رهبر انقلاب، ضربه به قلب و مغز نظام تلقی میشود. این صرفا ضربه به محور و شالوده نظام سیاسی-نظامی کشور نبود بلکه زخمی عمیق به روح و جان همه دغدغهمندان و پیروان جمهوری اسلامی وارد کرد. واقعا چه چیزی جمهوری اسلامی را نامیرا و شکست ناپذیر کرده است؟
مهرداد حیدری
https://ble.ir/sanjehh
صبح روز عاشورای رمضان، نزدیک به ساعت 10 صبح در اندیشکده در حال پژوهش بودم که ناگهان با سه صدای بلند، زمین به لرزش افتاد. از پنجره به بیرون نگاه کردم؛ ستون دودی غلیظ و بلند از بیت رهبری بلند شده بود. با چند تماس عمق فاجعه را مطلع شدم اما هنوز کورسوی امیدی وجود داشت که نه! انشاءالله آقا زنده است. شاید باز هم رئیس جمهور مورد سوءقصد قرار گرفته باشد. در کمتر از یک ساعت، اینترنت، تماس های تلفنی و پیامکها مختل شد و به زحمت از دوستان و آشنایان خبر میگرفتیم. نگران بچهها در مدرسه بودیم اما خیابانهای شهر به طرز عجیبی قفل شده بود. حتی پیادهروها جایی برای عبور موتور هم نداشت! همه تعطیل و روانه خانه شدند. نقشه معابر تهران قرمز و قهوهای شد. در خیابانها صدای اخبار میآمد: «خبرها حاکی از اصابت پرتابه به منطقه پاستور است...» مردم با هم صحبت میکردند: «جنگ شروع شد... آخرش زد!» اطراف پمپ بنزینها در حدود 8 ساعت اولیه پس از شروع جنگ جایی برای سوزن انداختن نداشت. گاهی نمیشد انتهای صف را پیدا کرد.زیر پوسته این آشفتگی در شهر، پس از یک شوک محتمل! همه چیز روی ریل قرار داشت. همان ساعات اولیه پاسخهای فراتر از انتظار ترامپ به اسرائیل و پایگاههای آمریکایی کشورهای عربی صادر شد. چیزی که بعدها گفتند ایران یک طرح هوشمند موزائیکی دارد. سردمداران فناوری و هوش مصنوعی، بارها از هوشمندی ایرانیان در طول این جنگ سخن گفتند. سوال اساسی این بود که چگونه این بحران در کشور منجر به سقوط نظام نشد؟ در حدود 9 ماه گذشته، این اتفاقاتی که برای ایران افتاد اگر یکی از آنها برای بسیاری از کشورهای جهان بیفتد، آن کشور کن فیکون میشود. همه این موارد را در نظر بگیریم:• شهادت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح (دو بار) • شهادت فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (دو بار)• شهادت فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی• شهادت مشاوران و فرماندهان رده بالای نظامی (برخی موارد گفته شد حتی تا سه رده از فرماندهان را دست دادیم)• شهادت جمع زیادی از دانشمندان کشور در حوزههای راهبردیدر این اواخر هم شهادت• مشاور عالی امنیت و شورای دفاع ملی (شهید شمخانی)• دبیر شورایعالی امنیت ملی (شهید لاریجانی)• وزیر اطلاعات• رئیس سازمان اطلاعات سپاهرحمت الله علیهم جمیعاهیچکدام از اینها قابل قیاس با شهادت جانسوز رهبر عظیم الشان انقلاب نیست؛ ایشان فرمانده کل قوا نبود بلکه شالوده سیاسی-سیاستی کشور بود. فارغ از جایگاه سیاسی-مذهبی ولیّ فقیه، شخصیت آیت الله خامنهای شهید نیز ایشان را به اذعان دوست و دشمن، سرآمد روزگار کرده بود. گویی این موضوع غیرقابل انکار است. جمهوری اسلامی ایران، مانند یک ستاره دریایی است. هر دست و پایی از آن بخورد، مجدد خودش را ترمیم میکند نه تنها مانند روز اول بلکه شاید بهتر از آن. اما شهادت رهبر انقلاب، ضربه به قلب و مغز نظام تلقی میشود. این صرفا ضربه به محور و شالوده نظام سیاسی-نظامی کشور نبود بلکه زخمی عمیق به روح و جان همه دغدغهمندان و پیروان جمهوری اسلامی وارد کرد. واقعا چه چیزی جمهوری اسلامی را نامیرا و شکست ناپذیر کرده است؟
۹۹۰
۸:۲۹
🧿 یکپارچگی ملی در بحران رهبری؛ واکاوی یک پدیده سیاسی 
پرده دوم: ولایت؛ سنت پیروزی
پاسخ به این سوال که چه چیزی ایران را شکست ناپذیر و نامیرا کرده است، در یک مفهوم آشنا و عمیق است: ولایت فقیهیک هفته پس از شهادت حضرت آقا، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای به عنوان ولی فقیه زمان تعیین و تعین یافت. این انتخاب جان تازه در روح ایران و قوت به بازوان و افکار راهبردی ما بخشید. روحمان پس از یک فشار سنگین، سکینه پیدا کرد. البته غممان هنوز هم تازه است. هر چقدر که اسرائیل و منافع آمریکا و کاسه لیسانش در منطقه ضربه میخورد، انگار دلها آرام نمیشود. واقعیت این است که شهادت زعیم شیعه و پناه عالم اسلام و مستضعفان جهان جز به خونخواهی از آمران و عاملان آن تسکین پیدا نمیکند. بررسی سیره حکمرانی ایشان، مجال دیگری میطلبد. بیشتر به دنبال آن هستم که جایگاه ولیّ فقیه را حتی پس از فقدان شخص ولی، تبیین کنم. در ادبیات عرب برای واژه «ولی» بیش از 20 معنا بیان شده است. جوهره تمامی معانی که اشتراک معنوی این واژه محسوب میشود بر آمده از کتب فرهنگ لغتی همچون تاج العروس، لسان العرب، نهایة ابن اثیر، مجمع البحرین و مفردات و ... به این معنا است که دو چیز به گونهای کنار یکدیگر قرار گیرند بهطوریکه هیچ چیز بیگانهای بین آنها نباشد. به بیان دیگر برداشتن تمام حجابها، فاصلهها و غیریتها میان دو چیز. این همان نظر علامه طباطبایی در مورد معنای ولی نیز هست لذا در رسالة الولایة، ولایت را نقطه اوج کمال انسانی میداند. «الولایةُ هی الکمالُ الأخیرُ الحقیقیُّ للإنسان، و إنّها الغرضُ الأخیرُ مِن تشریعِ الشریعةِ الحقّةِ الإلهیّة» ولایت یعنی هیچ غیریتی بین انسان و خدا نباشد. در المیزان نیز علامه ولایت را «ارتفاع واسطه حائله» دانسته یعنی رفع هر فاصلهای میان دو چیز. مبتنی بر این دیدگاه، حکومت و امارت از لوازم ولایت است نه معنای حقیقی آن. توضیح مختصر این است که «وَلیّ» بر وزن فعیل هم معنای فاعلی و هم معنای مفعولی دارد. به عنوان مثال «ولی خدا» به معنای مفعولی این است که میان او و خدا یگانگی و قرابت وجود دارد و به معنای فاعلی نیز به این معناست که عامل یگانگی و قرابت با خدا میشود. ولی فقیه آن نائب برحقی است که در دوران غیبت، «متولی» شیعیان و مسلمین میشود. یعنی با او این حائل میان خدا و بندگان برطرف میشود. با اوست که یگانگی با خدا و با یکدیگر تحقق مییابد.
مقدمه1: ولی فقیه با ایمان و اعتقاد کامل به قرب الهی رسیده است. اوست که از هیچ چیزی به جز خدا نمیترسد نَفَسهایش یاد خداست. (معنای مفعولی)
مقدمه 2: ولی فقیه عامل خدایی شدن جامعه است چرا که حلقه وصل و پل قرابت جامعه با خداست. (معنای فاعلی)
نتیجه: ولی فقیه عامل یگانگی، یکپارچگی و قرابت جامعه است. اینکه امام شهید انقلاب فرمود. مثلی لایبایع مثل یزید تصادفی نیست. به علت یگانگی و قربی است که میان او و خدا شکل گرفته است و این بیان گواه همین تجلی الهی است. چرا که اللهُ وَلیُّ الّذینَ آمَنوا (بقره/۲۵۷) خدا هم به کسانی که ایمان میآورند قریب و پشتیبان است. و همانا که وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ مِنَ الذُّلّ. (اسراء/۱۱۱) به راستی که هیچکس یار و پشتیبان ذلت و شکست خدا نخواهد بود. از جمع این دو آیه شکست ناپذیری ولیّ فقیه به عنوان یک سنت الهی ممکن است استنتاج شود. وعدهای به حق از زبان امام شهیدمان به ما وعده داده شد.
مهرداد حیدری
https://ble.ir/sanjehh
پاسخ به این سوال که چه چیزی ایران را شکست ناپذیر و نامیرا کرده است، در یک مفهوم آشنا و عمیق است: ولایت فقیهیک هفته پس از شهادت حضرت آقا، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای به عنوان ولی فقیه زمان تعیین و تعین یافت. این انتخاب جان تازه در روح ایران و قوت به بازوان و افکار راهبردی ما بخشید. روحمان پس از یک فشار سنگین، سکینه پیدا کرد. البته غممان هنوز هم تازه است. هر چقدر که اسرائیل و منافع آمریکا و کاسه لیسانش در منطقه ضربه میخورد، انگار دلها آرام نمیشود. واقعیت این است که شهادت زعیم شیعه و پناه عالم اسلام و مستضعفان جهان جز به خونخواهی از آمران و عاملان آن تسکین پیدا نمیکند. بررسی سیره حکمرانی ایشان، مجال دیگری میطلبد. بیشتر به دنبال آن هستم که جایگاه ولیّ فقیه را حتی پس از فقدان شخص ولی، تبیین کنم. در ادبیات عرب برای واژه «ولی» بیش از 20 معنا بیان شده است. جوهره تمامی معانی که اشتراک معنوی این واژه محسوب میشود بر آمده از کتب فرهنگ لغتی همچون تاج العروس، لسان العرب، نهایة ابن اثیر، مجمع البحرین و مفردات و ... به این معنا است که دو چیز به گونهای کنار یکدیگر قرار گیرند بهطوریکه هیچ چیز بیگانهای بین آنها نباشد. به بیان دیگر برداشتن تمام حجابها، فاصلهها و غیریتها میان دو چیز. این همان نظر علامه طباطبایی در مورد معنای ولی نیز هست لذا در رسالة الولایة، ولایت را نقطه اوج کمال انسانی میداند. «الولایةُ هی الکمالُ الأخیرُ الحقیقیُّ للإنسان، و إنّها الغرضُ الأخیرُ مِن تشریعِ الشریعةِ الحقّةِ الإلهیّة» ولایت یعنی هیچ غیریتی بین انسان و خدا نباشد. در المیزان نیز علامه ولایت را «ارتفاع واسطه حائله» دانسته یعنی رفع هر فاصلهای میان دو چیز. مبتنی بر این دیدگاه، حکومت و امارت از لوازم ولایت است نه معنای حقیقی آن. توضیح مختصر این است که «وَلیّ» بر وزن فعیل هم معنای فاعلی و هم معنای مفعولی دارد. به عنوان مثال «ولی خدا» به معنای مفعولی این است که میان او و خدا یگانگی و قرابت وجود دارد و به معنای فاعلی نیز به این معناست که عامل یگانگی و قرابت با خدا میشود. ولی فقیه آن نائب برحقی است که در دوران غیبت، «متولی» شیعیان و مسلمین میشود. یعنی با او این حائل میان خدا و بندگان برطرف میشود. با اوست که یگانگی با خدا و با یکدیگر تحقق مییابد.
۱.۱K
۸:۳۷
🧿 یکپارچگی ملی در بحران رهبری؛ واکاوی یک پدیده سیاسی 
پرده آخر: همبستگی بحرانی یا ولائی
امام شهید ما که شهد شهادت را جرعه جرعه با زبان روزه نوشید و گوارایش باد، حقیقتا ولی فقیه بود. چه در حیات و چه در شهادت و اکنون از خون او دلها زنده شد و به ولایت رسید. ولایت مردم با یکدیگر به این معناست که مردم با هم پیوند خوردند. بر کفر و ظلم شوریدند و انشاءالله به زودی طبق آن پیام آگاهانه امام شهید شهد ولایت را خواهند چشید که به زودی حس پیروزی بر دل این ملت خواهد نشست.ولیّ فقیه زمان، امام خامنهای حکیم که تجلی و ترکیبی حقیقی از خصائص خمینی کبیر و خامنهای شهید است، در اولین پیامش از این آیه استفاده کرد: مَا نَنسَخ مِن آیَةٍ اَو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها خدا خامنهای شهید را از ما گرفت و به بهای خونش، ولایت را بر تن جامعه ایران پوشاند. پشتیبانی، قرابت و پاکیزگی نسبت به غیریتها و بیگانگان. این جامعه آماده ظهور حضرت حجت است و چه زیبا ایشان بلافاصله پس از این آیه به حضرتش سلام داد: اَلسَّلامُعَلَیكَ یا داعِیَ اللّهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا بابَ اللّهِ وَ دَیّانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا خَلیفَةَ اللّهِ
یگانگی، قرابت، یکپارچگی و از بین رفتن غیریت در جهان اسلام به جز از عهده ولیّ بر نمیآید. در جمهوری اسلامی ایران، ولیّ کبیر ما ظرفیت این قرابت را به جهان اسلام نشان داد، ولیّ شهیدمان پایه ریزی کرد و با خون خودش آن را به جوش و خروش درآورد. ولیّ حکیم ما که انشاءالله تجلی اسم «یا ظافر» است چرا که ولایت پیروز قطعی است و هیچکس توان شکست خدا را ندارد. (*وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ مِنَ الذُّلّ*) این جامعه آماده ظهور است. این جامعه است که میان آن و خدا و رسولش هیچ حائلی نیست. به راستی که إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا (مائده/۵۵)تحلیل مادی و ظاهری همبستگی ایرانیان پس از شهادت رهبرشان، در ادبیات علوم سیاسی «واکنش همستگی بحرانی » (Crisis Solidarity Response) گفته میشود در حالیکه این همبستگی میهنی، آن همبستگی بحرانی نیست. این همبستگی، تجلی ولایت است. تجلی پشتیبانی و اخوت مومنین از یکدیگر است. چرا در بیان خمینی کبیر و خامنهای شهید، فلسطین رمز ظهور است؟ شاید به همین علت. فلسطین گرانیگاه ولایت مسلمین نسبت به یکدیگر است. نابودی اسرائیل و پشتیبانی از فلسطین فقط و فقط با تحقق «شعار یا ایها المسلمون، اتحدوا اتحدوا» میسر میشود. ایمان اساسش ولایت است. ولایت خدا و رسول خدا و کسانی که ایمان آوردند. فلسطین نقطه عطف تمایز مسلمانی و غیرمسلمانی و انسانیت با غیرانسانیت است. ملاک تماز خودی و غیرخودی، ولایت و طاغوت است. ما پشتیبان، برادر و خودی هستیم با تمام خوبان عالم؛ همانگونه که اسرائیل و آمریکا پشتیبان و خودی هستند با تمام خبیثان عالم. سلام بر تو ای امام شهید ما و سلام بر تو ای ایران ای سردمدار حقانیت، انسانیت و الوهیت. هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلّهِ الْحَقّ (کهف/44)
مهرداد حیدری
https://ble.ir/sanjehh
امام شهید ما که شهد شهادت را جرعه جرعه با زبان روزه نوشید و گوارایش باد، حقیقتا ولی فقیه بود. چه در حیات و چه در شهادت و اکنون از خون او دلها زنده شد و به ولایت رسید. ولایت مردم با یکدیگر به این معناست که مردم با هم پیوند خوردند. بر کفر و ظلم شوریدند و انشاءالله به زودی طبق آن پیام آگاهانه امام شهید شهد ولایت را خواهند چشید که به زودی حس پیروزی بر دل این ملت خواهد نشست.ولیّ فقیه زمان، امام خامنهای حکیم که تجلی و ترکیبی حقیقی از خصائص خمینی کبیر و خامنهای شهید است، در اولین پیامش از این آیه استفاده کرد: مَا نَنسَخ مِن آیَةٍ اَو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها خدا خامنهای شهید را از ما گرفت و به بهای خونش، ولایت را بر تن جامعه ایران پوشاند. پشتیبانی، قرابت و پاکیزگی نسبت به غیریتها و بیگانگان. این جامعه آماده ظهور حضرت حجت است و چه زیبا ایشان بلافاصله پس از این آیه به حضرتش سلام داد: اَلسَّلامُعَلَیكَ یا داعِیَ اللّهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا بابَ اللّهِ وَ دَیّانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا خَلیفَةَ اللّهِ
یگانگی، قرابت، یکپارچگی و از بین رفتن غیریت در جهان اسلام به جز از عهده ولیّ بر نمیآید. در جمهوری اسلامی ایران، ولیّ کبیر ما ظرفیت این قرابت را به جهان اسلام نشان داد، ولیّ شهیدمان پایه ریزی کرد و با خون خودش آن را به جوش و خروش درآورد. ولیّ حکیم ما که انشاءالله تجلی اسم «یا ظافر» است چرا که ولایت پیروز قطعی است و هیچکس توان شکست خدا را ندارد. (*وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ مِنَ الذُّلّ*) این جامعه آماده ظهور است. این جامعه است که میان آن و خدا و رسولش هیچ حائلی نیست. به راستی که إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا (مائده/۵۵)تحلیل مادی و ظاهری همبستگی ایرانیان پس از شهادت رهبرشان، در ادبیات علوم سیاسی «واکنش همستگی بحرانی » (Crisis Solidarity Response) گفته میشود در حالیکه این همبستگی میهنی، آن همبستگی بحرانی نیست. این همبستگی، تجلی ولایت است. تجلی پشتیبانی و اخوت مومنین از یکدیگر است. چرا در بیان خمینی کبیر و خامنهای شهید، فلسطین رمز ظهور است؟ شاید به همین علت. فلسطین گرانیگاه ولایت مسلمین نسبت به یکدیگر است. نابودی اسرائیل و پشتیبانی از فلسطین فقط و فقط با تحقق «شعار یا ایها المسلمون، اتحدوا اتحدوا» میسر میشود. ایمان اساسش ولایت است. ولایت خدا و رسول خدا و کسانی که ایمان آوردند. فلسطین نقطه عطف تمایز مسلمانی و غیرمسلمانی و انسانیت با غیرانسانیت است. ملاک تماز خودی و غیرخودی، ولایت و طاغوت است. ما پشتیبان، برادر و خودی هستیم با تمام خوبان عالم؛ همانگونه که اسرائیل و آمریکا پشتیبان و خودی هستند با تمام خبیثان عالم. سلام بر تو ای امام شهید ما و سلام بر تو ای ایران ای سردمدار حقانیت، انسانیت و الوهیت. هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلّهِ الْحَقّ (کهف/44)
۶۳۹
۸:۴۵