۵۳
۱۹:۴۳
در جواب بی وفایـی، خلــوتی با خود بســـازدستِکم تنها شدن از دل شکستن بهتر است
https://ble.ir/sara_batouli28
https://ble.ir/sara_batouli28
۶۱
۱۹:۴۳
۰۰:۰۰
به بیقراریِ ابر پیش از باریدن، به دلدادگیِ ماهی برای دریا، به سوختنِ خاموشِ شمع در دلِ شب و به آن لحظه که گیسوانِ شب آرامآرام بر دامانِ روز فرو میریزد، آرزو می کنم هیچ وقت از چشم هاتون اشکِ غم نباره...
https://ble.ir/sara_batouli28
به بیقراریِ ابر پیش از باریدن، به دلدادگیِ ماهی برای دریا، به سوختنِ خاموشِ شمع در دلِ شب و به آن لحظه که گیسوانِ شب آرامآرام بر دامانِ روز فرو میریزد، آرزو می کنم هیچ وقت از چشم هاتون اشکِ غم نباره...
https://ble.ir/sara_batouli28
۶۹
۲۰:۳۰
۵۶
۱۹:۰۳
۶۲
۱۹:۱۱
۳۸
۱۸:۵۶
شعر هایم همگی، ترجمه دلتنگیست بی تو دلتنگ ترین شاعر تاریخ ، منم
#ارسالی
https://ble.ir/sara_batouli28
#ارسالی
https://ble.ir/sara_batouli28
۵۱
۱۹:۰۲
در سکوتِ محض آسمان، وقتی شب، موهای پریشانِ افق را با انگشتانِ مهتاب شانه میزد، چشمهایم با اشک همنشین شدند و خواب از پلکهایم گریخت.در آن خاموشیِ سنگین، من بودم و ملامتِ خویش، و زمزمهای که بیاختیار از عمقِ سینه برمیخاست:
«گر زندگی این است که من میبینم،عمری ابدی نصیبِ دشمن باشد...»
اما ناگهان دلم از این قفسِ تنگ بیرون زد، خود را در آغوشِ گرمِ خویش گرفت و به بهشتِ شخصیاش پر کشید، به جهانی که تنها برای خود ساخته بود. در آن سرزمینِ نورانی، چهرههایی را دیدم که نه با منطقِ زمین، که با معیارِ آسمانها، ارزشمندترین گنجِ قلبم بودند.آنها همان پناهگاههای بیصدای روحِ مناند، همان چراغهای روشنِ راهی که در طوفانها خاموش نمیشوند.امیدِ قلبِ خستهام، تنها به تماشایِ همین چهرههاست،که بودنشان، یعنی هنوز میتوان نفس کشید، هنوز میتوان به فردا فکر کرد.کاش میشد با زبانی فراتر از کلمات، با نگاهی عمیقتر از نگاه، سپاسِ این محبتهای بیریا را گفت، به پایِ وجودِ کسانی که بودنشان، نادرترین اتفاقِ این روزهایِ خاکیِ ماست.
سارا بتولی
https://ble.ir/sara_batouli28
«گر زندگی این است که من میبینم،عمری ابدی نصیبِ دشمن باشد...»
اما ناگهان دلم از این قفسِ تنگ بیرون زد، خود را در آغوشِ گرمِ خویش گرفت و به بهشتِ شخصیاش پر کشید، به جهانی که تنها برای خود ساخته بود. در آن سرزمینِ نورانی، چهرههایی را دیدم که نه با منطقِ زمین، که با معیارِ آسمانها، ارزشمندترین گنجِ قلبم بودند.آنها همان پناهگاههای بیصدای روحِ مناند، همان چراغهای روشنِ راهی که در طوفانها خاموش نمیشوند.امیدِ قلبِ خستهام، تنها به تماشایِ همین چهرههاست،که بودنشان، یعنی هنوز میتوان نفس کشید، هنوز میتوان به فردا فکر کرد.کاش میشد با زبانی فراتر از کلمات، با نگاهی عمیقتر از نگاه، سپاسِ این محبتهای بیریا را گفت، به پایِ وجودِ کسانی که بودنشان، نادرترین اتفاقِ این روزهایِ خاکیِ ماست.
https://ble.ir/sara_batouli28
۴۵
۱۹:۰۳
فراموشت نخواهم کرد تا جان در بدن دارماگر دیدی فراموشی بدان تن در کفن دارم
https://ble.ir/sara_batouli28
https://ble.ir/sara_batouli28
۱۶
۲۱:۱۵