#محفل_نویسندگی#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۶۳۴
۸:۴۹
🪪 کارت ورود به جلسه امتحانات نهایی تا پایان این هفته منتشر میشود
" />
آموزشوپرورش: کارت ورود به جلسه امتحانات نهایی تا پایان هفته جاری بر روی سامانه my.medu.ir منتشر میشود.
دانش آموزان پایه یازدهم و دوازدهم میتوانند، کارت ورود به جلسه خود را به محض انتشار از طریق مدرسه محل تحصیل نیز دریافت نمایند.
#خبر_آموزش#با_ما_همراه_باش#سرای_دانش











شماره تماس:021-91312936
آدرس سایت:Sarayedanesh.com











@sarayedanesh_highschool
#خبر_آموزش#با_ما_همراه_باش#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۲۹۰
۱۶:۰۴
#مقاله_آموزشی
موضوع: شب امتحان چگونه درس بخوانیم؟ بهترین روش + نکات طلایی شب امتحان

اگر نمیدانید شب امتحان چگونه درس بخوانید یا به دنبال بهترین روش درس خواندن در شب امتحان هستید، باید بدانید که مدیریت درست این زمان میتواند تأثیر زیادی در نتیجه امتحان شما داشته باشد.
در این مقاله مهمترین نکات شب امتحان، روش صحیح مطالعه و اشتباهاتی که باید از آنها دوری کنید را بررسی میکنیم.

برای مطالعه کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید:https://www.sarayedanesh.com/blog/شب-قبل-از-امتحان-چه-کارهایی-انجام-دهیم
#امتحانات_نهایی#با_ما_همراه_باش#سرای_دانش











شماره تماس:021-91312936
آدرس سایت:Sarayedanesh.com











@sarayedanesh_highschool
#امتحانات_نهایی#با_ما_همراه_باش#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۲۸۲
۱۶:۱۷
مجموعه مدارس سرای دانش
@sarayedanesh_highschool
۲۰۷
۹:۰۲
#ویدیو_آموزشی#امتحانات_نهایی#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۵۶۶
۱۵:۰۰
#محفل_نویسندگی


متن برگزیده این هفته: ملیکا توسلی پایه نهم سرای دانش واحد رسالت
در دل این روزهای سرد و زمستانی، فرصتی دست داد تا با نگاه به این تصویر، به سرزمینی فراتر از مرزهای خیال سفر کنم. در این قاب، دو همراه را میبینم که بر فراز تپهای مرتفع ایستادهاند و با اشتیاق، چشمانداز باشکوه کوههای سر به فلک کشیده را به تماشا نشستهاند. در دوردست، قلههایی سرافراز، آغوش خود را به روی غروبی روشن و رؤیایی گشودهاند که ترکیب سایههای صورتی ، نارنجی و آبیرنگش، سراسر درههای مهآلود را در بر گرفته است. بادی ملایم میان دامنهها میپیچد و خانههای کوچک پاییندست، در میان سکوت سنگین و باوقار کوهستان، غرق در آرامشی ابدی به نظر میرسند.به محض نگاه کردن به این منظره، موجی از شگفتی در قلبم جاری می شود و گویی تمام دغدغههای روزمره در این وسعت بیکران ناپدید میشوند. با اینکه سرمای هوا از عمق تصویر هم حس میشود، اما گرمایی در درونم شعله میکشد که از تماشای این شکوه طبیعت نشأت میگیرد. این تصویر برای من، یادآور همان ماجراجویی دلپذیری است که در آن، آدمی خود را در ابهت جهان گم میکند و به آرامشی ناب دست مییابد. در این لحظات، انگار تمام جهان در یک سفر درونی خلاصه میشود؛ جایی که در اوج سرمای سرد کوهستان، روحی آرام و روشن، فارغ از هر هیاهویی، به تماشای زیباییهای بیپایان خلقت نشسته است.
#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش











@sarayedanesh_highschool
در دل این روزهای سرد و زمستانی، فرصتی دست داد تا با نگاه به این تصویر، به سرزمینی فراتر از مرزهای خیال سفر کنم. در این قاب، دو همراه را میبینم که بر فراز تپهای مرتفع ایستادهاند و با اشتیاق، چشمانداز باشکوه کوههای سر به فلک کشیده را به تماشا نشستهاند. در دوردست، قلههایی سرافراز، آغوش خود را به روی غروبی روشن و رؤیایی گشودهاند که ترکیب سایههای صورتی ، نارنجی و آبیرنگش، سراسر درههای مهآلود را در بر گرفته است. بادی ملایم میان دامنهها میپیچد و خانههای کوچک پاییندست، در میان سکوت سنگین و باوقار کوهستان، غرق در آرامشی ابدی به نظر میرسند.به محض نگاه کردن به این منظره، موجی از شگفتی در قلبم جاری می شود و گویی تمام دغدغههای روزمره در این وسعت بیکران ناپدید میشوند. با اینکه سرمای هوا از عمق تصویر هم حس میشود، اما گرمایی در درونم شعله میکشد که از تماشای این شکوه طبیعت نشأت میگیرد. این تصویر برای من، یادآور همان ماجراجویی دلپذیری است که در آن، آدمی خود را در ابهت جهان گم میکند و به آرامشی ناب دست مییابد. در این لحظات، انگار تمام جهان در یک سفر درونی خلاصه میشود؛ جایی که در اوج سرمای سرد کوهستان، روحی آرام و روشن، فارغ از هر هیاهویی، به تماشای زیباییهای بیپایان خلقت نشسته است.
#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۴۴۰
۹:۳۹
امتحانات نهایی از فردا شروع میشه. فراموش کردن وسایل موردنیاز روز امتحان، استرس و اضطراب شما رو بیشتر میکنه و تمرکزتون رو پایین میاره. برای همین، یه لیست آماده کردیم تا قبل از رفتن به محل برگزاری امتحان، وسایلتون رو با اون چک کنین تا چیزی از قلم نیفته.
#امتحانات_نهایی#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۲۴۸
۱۵:۴۴
#محفل_نویسندگی#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۵۲۳
۱۰:۰۷
#محفل_نویسندگی


متن برگزیده این هفته: آرنیکا ارین امجد پایه هشتم به نهم سرای دانش واحد رسالت
درست در بلندترین نقطه، ترن از حرکت نایستاد؛ این من بودم که در زمان متوقف شدم.
باد آرام در گوشم چیزی را زمزمه میکرد؛ زمزمهای که سالها میان شلوغی های زندگی نشنیده بودم. از آن بالا، شهر با تمام هیاهویش کوچک شده بود؛ آنقدر کوچک که غصهها، نگرانیها و آرزوهایی که روزی برایشان شبها بیدار میماندم، دیگر از آن بالا دیده نمیشدند.
دستم روی میلهی سرد بود، اما چیزی که بیشتر از همه میلرزید، دلم بود. عجیب است... انسان همیشه از سقوط میترسد، در حالی که بسیاری از زیباترین لحظههای زندگی، درست بعد از رها کردن آغاز میشوند.
ناگهان ترن خودش را به آغوش جاذبه سپرد.
باد به صورتم سیلی میزد، اشک از گوشهی چشمم فرار میکرد و فریادها در آسمان گم میشدند. آن چند ثانیه، نه ترس بود و نه هیجان؛ فقط زندگی بود... خالص، بیپرده و بیرحم. زندگیای که یادم داد گاهی باید از بلندترین نقطهی اطمینان دل کند تا به عمیقترین معنای آزادی رسید.
ترن ایستاد، اما من دیگر همان آدم چند دقیقهی قبل نبودم.
فهمیدم تمام عمر، خدا هر روز مرا سوار ترنی کرده است که نامش «زندگی» است؛ پر از اوجهایی که مغرورمان میکنند و سقوطهایی که میترسانند. اما اگر ایمان داشته باشی که ریلها به مقصد میرسند، دیگر از پایین آمدن نمیترسی.
شاید راز خوشبختی همین باشد؛در اوج، مغرور نشوی...در سقوط، ناامید نشوی...و در تمام مسیر، از تماشای منظرهای که خدا برایت آفریده، غافل نمانی.
#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش











@sarayedanesh_highschool
درست در بلندترین نقطه، ترن از حرکت نایستاد؛ این من بودم که در زمان متوقف شدم.
باد آرام در گوشم چیزی را زمزمه میکرد؛ زمزمهای که سالها میان شلوغی های زندگی نشنیده بودم. از آن بالا، شهر با تمام هیاهویش کوچک شده بود؛ آنقدر کوچک که غصهها، نگرانیها و آرزوهایی که روزی برایشان شبها بیدار میماندم، دیگر از آن بالا دیده نمیشدند.
دستم روی میلهی سرد بود، اما چیزی که بیشتر از همه میلرزید، دلم بود. عجیب است... انسان همیشه از سقوط میترسد، در حالی که بسیاری از زیباترین لحظههای زندگی، درست بعد از رها کردن آغاز میشوند.
ناگهان ترن خودش را به آغوش جاذبه سپرد.
باد به صورتم سیلی میزد، اشک از گوشهی چشمم فرار میکرد و فریادها در آسمان گم میشدند. آن چند ثانیه، نه ترس بود و نه هیجان؛ فقط زندگی بود... خالص، بیپرده و بیرحم. زندگیای که یادم داد گاهی باید از بلندترین نقطهی اطمینان دل کند تا به عمیقترین معنای آزادی رسید.
ترن ایستاد، اما من دیگر همان آدم چند دقیقهی قبل نبودم.
فهمیدم تمام عمر، خدا هر روز مرا سوار ترنی کرده است که نامش «زندگی» است؛ پر از اوجهایی که مغرورمان میکنند و سقوطهایی که میترسانند. اما اگر ایمان داشته باشی که ریلها به مقصد میرسند، دیگر از پایین آمدن نمیترسی.
شاید راز خوشبختی همین باشد؛در اوج، مغرور نشوی...در سقوط، ناامید نشوی...و در تمام مسیر، از تماشای منظرهای که خدا برایت آفریده، غافل نمانی.
#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۳۸۳
۱۷:۲۵
#محفل_نویسندگی#با_هم_بنویسیم#سرای_دانش
@sarayedanesh_highschool
۲۱۹
۱۷:۲۵