۵۳
۱۹:۰۷
۵۳
۱۹:۰۷
۵۳
۱۹:۰۷
۵۳
۱۹:۰۷
مسائل و شرایط گاهی از سطح پیچیده به سطح بغرنج میرسند و در این شرایط نمیشه حداقلی و تکخطی راهحل صادر کرد. راه حل تکخطی فقط برای مسائل «ساده» راهگشاست. برای مسائل «سخت»، «پیچیده» و «بغرنج» اصلا نمیشه راهحلهای تکخطی و حداقلی و تکوجهی داد. در مسائل اجتماعی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) هروقت دیدید دارید به یک راهحل تکخطی و حداقلی میرسید و یا دارن یک راهحل رو به خوردتون میدن و همهجا و از همه همونو میشنوید، همونجا بندِ بازیِ روانی رو ببُرید. اینطوری حداقل میتونیم کاری کنیم که عروسک خیمهشببازی نشیم.
@sarvestan
@sarvestan
۳۲
۸:۳۹
بعد از خدا، قول و وعدهی اهلبیت، بالاترین و مطمئنترین قولهاست. امیرالمومنین -علیهالسلام- در خطبهی ۲۴ نهجالبلاغه میفرمایند:
«به جان خودم سوگند در پیکار با کسی که با حق به مخالفت برخاسته، و در گمراهی گام برداشته، هرگز سازش و سستی نمیکنم. بندگان خدا! با تقوا باشید، و از خدا به خودش پناه آورید، و در راهی که برایتان گسترانده گام نهید، و برای انجام تکالیفی که برعهدهی شما نهاده قیام کنید. اگر در این جهان پیروز نگردید در آن جهان پیروزید و علی -علیهالسلام- آن را تضمین میکند.»
و چه سخنی بالاتر از این بیان که امام به جان نازنین خودش سوگند میخورد و خودش تضمین میدهد که در راه مقابله با ظلم و کفر، مقاومت و ایستادگی نتیجهای جز پیروزی ندارد!
با همین آموزههاست که شهدای ما و امامان انقلاب ما میگویند که در این نبرد، در هر دو حالت ما پیروزیم. پیروز میدان باشیم، پیروزیم و اگر جانمان را فدا کنیم هم پیروزیم. ما ملت شهادتیم.
@sarvestan
«به جان خودم سوگند در پیکار با کسی که با حق به مخالفت برخاسته، و در گمراهی گام برداشته، هرگز سازش و سستی نمیکنم. بندگان خدا! با تقوا باشید، و از خدا به خودش پناه آورید، و در راهی که برایتان گسترانده گام نهید، و برای انجام تکالیفی که برعهدهی شما نهاده قیام کنید. اگر در این جهان پیروز نگردید در آن جهان پیروزید و علی -علیهالسلام- آن را تضمین میکند.»
و چه سخنی بالاتر از این بیان که امام به جان نازنین خودش سوگند میخورد و خودش تضمین میدهد که در راه مقابله با ظلم و کفر، مقاومت و ایستادگی نتیجهای جز پیروزی ندارد!
با همین آموزههاست که شهدای ما و امامان انقلاب ما میگویند که در این نبرد، در هر دو حالت ما پیروزیم. پیروز میدان باشیم، پیروزیم و اگر جانمان را فدا کنیم هم پیروزیم. ما ملت شهادتیم.
@sarvestan
۳۵
۱۳:۲۵
چیزهایی که امشب از آموزههای امام شهیدم برایم روشنتر شد:
«استکبار» که مفهومی مهم در دین اسلام است، یعنی عنصر، شخص، جمع یا جناحی که خود را بالاتر از حق به حساب بیاورد و زیر بار حق نرود و خودش را ملاک حق قرار بدهد! اولین مستکبر تاریخ که در قرآن به آن اشاره شده هم «ابلیس» است. در برابر مفهوم استکبار، از سوی مسلمانان و مومنان و آزادگان جهان، مفهوم «مقابله و مبارزه با استکبار» مطرح میشود. این تقابل با استکبار، یک امر موسمی و تاکتیکی نیست؛ یک مبارزهی همیشگی است! استکبار در دنیای امروز، «نظام سلطه» و همان «روح ابرقدرتی» و هر آن چیزی است که به سمت «ابرقدرتی» کشش داشته باشد. ما در دنیا اعلام کردهایم که انقلاب اسلامی با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، یعنی اینکه دولتها و قدرتهایی زور بگویند و ملتها و گروهها و کشورها و دولتهایی، آن زور را قبول کنند. طرفین، طرفین نظام سلطهاند و ما نظام سلطه را رد کردیم و رد میکنیم و با آن به مبارزه برمیخیزیم. ما در نظام سلطه، طرفین را مقصر میدانیم؛ هم سلطهگر و هم سلطهپذیر. استکبار، به معنای همین نظام سلطه است. (۱۳۶۸/۸/۱۰)
پینوشت خودم:در جامعهشناسی انتقادی، خیلی ویژه نقد نظام سلطه وجود داره. این نقد برای این اینقدر مهمه که میفهمه نظام سلطه، انسان رو از معنا و روح و آزادی، تهی میکنه و او رو وارد چرخهی ناتمامِ سلطهپذیری و کالاییشدن میکنه. نکته اینجاست که کسایی مثل آدورنو که مغزشون رو کار انداختن و به این تئوریها رسیدن، فکر میکنن که هیچ راه برونرفتی از این صنعت سلطه وجود نداره، و وقتی باهاش مواجه میشی به یأس عمیق و سیاهی میرسی؛ ولی ما معتقدیم که راه بیرونرفتن وجود داره و اون مبارزه و مقاومت و زندهنگهداشتنِ آزادی و آزادگیه. وقتی میبینم که فهم ما از انقلاب و اسلام اینقدر کاریکاتوریه که اسلام و روحِ آزادیبخشش رو به صرفِ احکام تقلیل میدیم و تمام ابعاد دین (احکام و شریعت/ اخلاق/ عقاید) رو باهم و مکمل و متمم هم نمیشناسیم و از جهلمون آسیب میبینیم، خیلی دردم میاد. متفکر چنین کسیه که از عقاید و مفاهیم، راه و ایده میسازه و تبیین میکنه. روح بلندت در آرامش و نور باشه امام شهید ما!
@sarvestan
«استکبار» که مفهومی مهم در دین اسلام است، یعنی عنصر، شخص، جمع یا جناحی که خود را بالاتر از حق به حساب بیاورد و زیر بار حق نرود و خودش را ملاک حق قرار بدهد! اولین مستکبر تاریخ که در قرآن به آن اشاره شده هم «ابلیس» است. در برابر مفهوم استکبار، از سوی مسلمانان و مومنان و آزادگان جهان، مفهوم «مقابله و مبارزه با استکبار» مطرح میشود. این تقابل با استکبار، یک امر موسمی و تاکتیکی نیست؛ یک مبارزهی همیشگی است! استکبار در دنیای امروز، «نظام سلطه» و همان «روح ابرقدرتی» و هر آن چیزی است که به سمت «ابرقدرتی» کشش داشته باشد. ما در دنیا اعلام کردهایم که انقلاب اسلامی با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، یعنی اینکه دولتها و قدرتهایی زور بگویند و ملتها و گروهها و کشورها و دولتهایی، آن زور را قبول کنند. طرفین، طرفین نظام سلطهاند و ما نظام سلطه را رد کردیم و رد میکنیم و با آن به مبارزه برمیخیزیم. ما در نظام سلطه، طرفین را مقصر میدانیم؛ هم سلطهگر و هم سلطهپذیر. استکبار، به معنای همین نظام سلطه است. (۱۳۶۸/۸/۱۰)
پینوشت خودم:در جامعهشناسی انتقادی، خیلی ویژه نقد نظام سلطه وجود داره. این نقد برای این اینقدر مهمه که میفهمه نظام سلطه، انسان رو از معنا و روح و آزادی، تهی میکنه و او رو وارد چرخهی ناتمامِ سلطهپذیری و کالاییشدن میکنه. نکته اینجاست که کسایی مثل آدورنو که مغزشون رو کار انداختن و به این تئوریها رسیدن، فکر میکنن که هیچ راه برونرفتی از این صنعت سلطه وجود نداره، و وقتی باهاش مواجه میشی به یأس عمیق و سیاهی میرسی؛ ولی ما معتقدیم که راه بیرونرفتن وجود داره و اون مبارزه و مقاومت و زندهنگهداشتنِ آزادی و آزادگیه. وقتی میبینم که فهم ما از انقلاب و اسلام اینقدر کاریکاتوریه که اسلام و روحِ آزادیبخشش رو به صرفِ احکام تقلیل میدیم و تمام ابعاد دین (احکام و شریعت/ اخلاق/ عقاید) رو باهم و مکمل و متمم هم نمیشناسیم و از جهلمون آسیب میبینیم، خیلی دردم میاد. متفکر چنین کسیه که از عقاید و مفاهیم، راه و ایده میسازه و تبیین میکنه. روح بلندت در آرامش و نور باشه امام شهید ما!
@sarvestan
۳۴
۲۱:۲۰
چیزی که گاهی قلبم رو مچاله میکنه، اینه که میبینم گاهی فکر میکنیم امام زمانمون الان نیست و قراره بعد از ظهور بیاد. میگیم «وقتی امام زمان بیاد فلان کار رو میکنم. امام بیاد، چنین و چنان میشه. الان امام رفته (!) و نیست بینمون و منتظریم برگرده.» درحالیکه امام هست! امام ناظر و حاضره! و اتفاقا نسبت به بعد از ظهور، الان برقراری ارتباط با امام زمان -روحی فداه- راحتتر و سریعتره شاید. غیبت یعنی اماممون هست، اما ما نمیبینیمش. یعنی اماممون رو میبینیم اما نمیشناسیم! در قولی شنیده بودم که بعد از ظهور، آدمها میگن «ما قبلا امام رو دیده بودیم، و چهرهشون آشناست برامون اما نمیشناختیمشون.» همین یادآوری روزانه برای خودمون که امام حاضره و داره بهمون نگاه میکنه، خیلی توجهمون رو بیشتر میکنه؛ توجه نسبت به خودمون و ولیِعصرمون.
۴۵
۱۶:۲۹
یه بار یکی از دخترای نوجوان کلاس که دلآشوبه به ذهنش بود، وسط کلاس به معلم گفت: «خانوم چرا به امام زمانتون نمیگی بیاد؟ مطمئنی هست؟»
و معلم بهش گفت: «خودت چرا ازش نمیپرسی؟ همینجوری که داری با من حرف میزنی، باهاش صحبت کن. اگه جوابت رو نداد بیا به من بگو.»
این خاطره گاهی حواسم رو جمع میکنه به اینکه میشه همینجوری و بیتشریفات با امام حرف زد. میگی نه؟ امتحان کن.
و معلم بهش گفت: «خودت چرا ازش نمیپرسی؟ همینجوری که داری با من حرف میزنی، باهاش صحبت کن. اگه جوابت رو نداد بیا به من بگو.»
این خاطره گاهی حواسم رو جمع میکنه به اینکه میشه همینجوری و بیتشریفات با امام حرف زد. میگی نه؟ امتحان کن.
۴۵
۱۶:۳۸