ما ایرانیان که داریم زبان فارسی را نابود میکنیم،شکرِ خدا افغانستان و تاجیکستان هست که این زبان را حفظ کند.
//////////////////////////////#سرو_سخنگو
۱.۶K
۱۶:۱۳
۱. صرفهجویی و پرهیز از اسراف،۲. کارکرد درست دستگاههای عمومی،۳. وقت شناسی،۴. ایجاد اعتماد،۵. به دقّت گوش دادن و جواب حرف را سنجیده دادن،۶. آرام اندیشیدن و از قضاوتِ احساساتی و افراطی پرهیز کردن،۷. کار خود را دوست داشتن،۸. قائل به سلسله مراتب و انضباط بودن،۹. به وعده وفا کردن.
نشانهٔ پیشرفت تنها در داشتنِ صنعت و آزمایشگاه و تأسیساتِ رفاهی نیست، بلکه در آن نیز هست که کتابِ خوب نوشته شود، فیلمِ خوب ساخته شود، منطق در حرف زدن گذارده شود و از این نوع...ابتذال و زشتی در اجتماع به پایینترین درجهٔ خود برسد.
///////////////////////////#سرو_سخنگو
۳۳۴
۵:۵۴
«در جنگ نبودن» به معنای «در صلح و عافیّت بودن» نیست. صلحِ واقعی آن نیست که بر ترس و زور مبتنی باشد؛ چنین صلحی «صلحِ منفی» است. صلح آن است که از تفاهم سرچشمه گیرد، صلح برای خودِ صلح، نه برای احتراز از جنگ.دنیای امروز حکمِ بیمارِ بستریای دارد که ممکن است روزی از بیماریِ دراز و علاجناپذیرِ خود به تنگ آید و بر آن شود که بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کند، یعنی نابودی را برای جلوگیری از این پیشامد؛ چارهای جز این نیست که بُنیهی جسمی و روحیِ صلح از طریق رسانیدن قوت لازم به آن بازگردانده شود، و این میسّر نخواهد شد مگر با ایجاد حدّاقل تعادل در بینِ عواملِ متعارض.
//////////////////////////////#سرو_سخنگو
۱۸۸
۷:۴۶
هیچ روزگاری از این مردمان تهی نیست، مردانِ تنهارو و سرسخت، به منزل نرسیده، کام نیافته، که خوشبختیها و بلند پروازیها و تن پروریهای دیگران را به چشمِ تحقیر مینگرند و درونِ خود را از شعلهای مرموز و ناگفتنی روشن میدارند. از بزرگانِ واقعیِ هر قوم که بگذریم به لطفِ این گمنامان است که زیباییهای روحِ انسانیّت زنده میماند و از دورانی به دورانِ دیگر انتقال مییابد. کسانی که از دایرهی خور و خواب، پای فراتر نمینهند، یا از فرطِ درماندگی بر مقام تکیه میکنند و در پول سعادت میجویند، هیچگاه به این موهبت نمیرسند که دریابند با گردنِ افراخته و دلِ باروَر زندگی کردن چه لذّتی دارد.
//////////////////////////ble.ir/join/2xEXSon6eC
۱۷۳
۹:۵۰
دکتر اسلامی نُدوشن: ایران بهرغم همه حادثات، بهرغم همه افتادنها و برخاستنهایش هنوز زنده است. فتحهای درخشان داشته و شکستهای شرمآور؛ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. قوم ایرانی در سراسر تاریخِ خود از اندیشیدن و چاره جستن باز نایستاده.
/////////////////////@sarvpub
۲۸۱
۱۰:۳۸
انسان کیست؟ سیمرغ یا مگس؟ و یا هر دو؟از دیدگاهِ طبیعتِ کور، با مگس و حتّی یک «آمیب» تفاوتی ندارد. بزرگانِ گذشتهی ما گفتهاند: «آمد مگسی پدید و ناپیدا شد»؛ ولی همین موجود ناچیز دارای جوهرهای است که او را برتر از همهی کائنات قرار میدهد، زیرا کائنات در مغز او متصوّر میشود، در زیر سیطرهی فکر او قرار میگیرد، در حالی که آن، خود از خود بیخبر است.انسان از این جهت «برترین» است که میداند که «هست» و میداند که این «هست» نیستیای در پِی دارد، که تفاوتِ میانِ هستی و نیستی جز همین دانستن و آگاه بودن نیست.بنابراین تلاش و تکاپوی او نیز در همین دایره گنجیده میشود:افزودن بر کیفیّتِ زندگی، و زندگی کردن با آگاهیِ مرگ.
/////////////////////////////////#سرو_سخنگو
۱۸۱
۱۰:۴۳
بازارسال شده از محبوب من! منصوره رضایی
آفرین بر خلیج فارس که از شش هزار سال پیش به این سو، هرگز از در مرکز توجهبودن و در سرنوشت تمدن دنیا مؤثر واقعشدن بازنایستاده...هیچ نقطه از دنیا به اندازۀ خلیج فارس و مدیترانه تاریخ نساخته است.
«در کشور شوراها، استاد اسلامی ندوشن»
@MahboubeMan
«در کشور شوراها، استاد اسلامی ندوشن»
@MahboubeMan
۱
۱۳:۵۶
مردان و زنانِ شاهنامه، تنپروری و بیکارگی و تنگنظری و حقارت نمیشناسند، همهی آنان زندگیِ جوشان و سرشار دارند (حتّی آنان که بدکاره شناخته شدهاند)، آنان برای پیشبردِ منظورِ خود از پای نمینشینند، جنگِ بیامانِ زندگی است.
///////////////////////////#سرو_سخنگو
۱۱۰
۱۱:۰۶
بازارسال شده از محبوب من! منصوره رضایی
اعلام کردهاند: «ویلای علی کریمی به نفع مردم توقیف شد.» از «به نفع مردم» خنده آمد خَلق را.
@MahboubeMan
@MahboubeMan
۱
۱۵:۲۷
سرو سخنگو (اسلامی ندوشن)
اعلام کردهاند: «ویلای علی کریمی به نفع مردم توقیف شد.» از «به نفع مردم» خنده آمد خَلق را. @MahboubeMan
من نیز بارها از خود پرسیدهام که مردم کیستاند؟ در بسیاری از مجامع و محافل تهران اگر لفظ مردم بر زبان کسی رود، حاضران ابرو در هم میکشند و یا به صراحت، یا به سکوت معنیدار، میگویند: «مردم کیاند؟» به زعم بسیاری از روشنفکران ما، مردم مشتی نادان و ژندهپوش و بدبخت هستند که باید حتیالمقدور با آنان روبهرو نشد تا مبادا خشونت طبع و بیادبی آنان هتک حرمتی کند، یا حال رقتبار آنان موجب ملال گردد، یا بوی بد تن چرکین آنان مشام را بیازارد. در روزگار ما طبقه «متمدن» ظریفطبع و حساسی تربیت یافته است که از مردم بیزار است و خیال خود را این طور راحت میکند که این مردم لایق هماناند که دارند؛ پس شرح کشّافی درباره دغلی و کوفیمنشی و دروغگویی و زورپرستی آنان بیان میکند و مثالهایی چنان چرب و شیرین میآورد که بدشواری میتوان با او همآواز نشد.ما که مردم را خشن و دغل و متقلب میخوانیم، خود چگونهایم؟ آیا در واقع، نه برای آن آنان را خوار میشماریم که به ارتکاب تقلبها و دروغهای بزرگ دسترسی ندارند؟آیا تنها گناه مردم نه این است که امکان ارتکاب گناهان بزرگ را ندارند؟
از سوی دیگر، عجیب این است که در نطق های رسمی و روزنامهها هر چه را که میگوییم و میکنیم و میطلبیم، نام مردم بر آن مینهیم؛ هر چه را که من دوست دارم، میگویم که مردم دوست دارند؛ هر چه را که من به نفع خود میبینم، میگویم به نفع مردم است؛ و حال آنکه معلوم نیست این مردم کیستند، در کجا هستند و با چه زبانی درباره سود و زبان خود اظهار نظر کردهاند و با چه وکالتنامهای دفاع از سود و زبان خود را بر عهده ما نهادهاند؛ و اگر از آنها بیزاریم، چرا پیوسته وانمود میکنیم که بر آنها اتکا داریم؟
///////////////////////////////#سرو_سخنگو
۶۲
۱۵:۲۷