فقط این تمرین را انجام بده وكم كم نتيجه اش راببين جان دلم
وقتی ناراحت شدی، به جای اینکه بگویی:
“تو اعصابم را خرد کردی.”
سه جمله را کامل کن:
من احساس…
چون نیاز دارم…
و از تو میخواهم…
مثلاً:
“من ناراحت شدم،چون نیاز به توجه داشتم،دوست دارم وقتی با هم هستیم، چند دقیقه گوشی را کنار بگذاری.”
رابطهها با درخواستهای روشن بهتر میشوند، نه با گلایههای مبهم يا انتقاد.@savadrabeteدكتر اكرم حجتي
وقتی ناراحت شدی، به جای اینکه بگویی:
“تو اعصابم را خرد کردی.”
سه جمله را کامل کن:
من احساس…
چون نیاز دارم…
و از تو میخواهم…
مثلاً:
“من ناراحت شدم،چون نیاز به توجه داشتم،دوست دارم وقتی با هم هستیم، چند دقیقه گوشی را کنار بگذاری.”
۴۳
۱۸:۰۲
نکته عمیق
گاهی فکر میکنیم از آدمها عصبانی هستیم…
اما اگر عمیقتر نگاه کنیم،میبینیم از خودمان ناراحتیم.
از اینکه دیر مرز گذاشتیم.
دیر «نه» گفتیم.
خيلي حرف ميزنيم
يا دیر حرف دلمان را زدیم.
بسیاری از خشمهای ما،در واقع خشم از خودمان است که به سمت دیگران هدایت میشود.
سواد عاطفی یعنی مسئولیت احساسات خود را بپذیریم.@savadrabeteدكتر اكرم حجتي
گاهی فکر میکنیم از آدمها عصبانی هستیم…
اما اگر عمیقتر نگاه کنیم،میبینیم از خودمان ناراحتیم.
از اینکه دیر مرز گذاشتیم.
دیر «نه» گفتیم.
خيلي حرف ميزنيم
يا دیر حرف دلمان را زدیم.
سواد عاطفی یعنی مسئولیت احساسات خود را بپذیریم.@savadrabeteدكتر اكرم حجتي
۳۳
۱۸:۰۵
داستان درمانی
خانمی در جلسه مشاوره گفت:
“شوهرم هیچوقت نمیگوید دوستم دارد.”
از او پرسیدم:
“آخرین بار کی به او گفتید که شنیدن این جمله برایتان مهم است؟”
گفت:
“هیچوقت…”
بعد ادامه داد:
“فکر میکردم اگر خودش دوستم داشته باشد، باید بفهمد.”بايد بگهمن بگم بعداون بگه چه فايدهدوست ندارم اينجوري
همسرش بعدها گفت:
“من هر روز برای خانواده کار میکنم؛توخونه خيلي كمكش ميكنم به خانواده ش خيلي كمك ميكنماصلا بي تفاوت نسبت بهش نيستم فکر میکردم این یعنی مفهوم دوستت دارم.
فكرميكردم ميفهمه چقدر دوستش دارمولي اون نه دوستت دارم هاي من را ديده كه البته هم نشنيده
یکی عشق را با کلمات نشان میداد،دیگری با مسئولیتپذیری.
هیچکدام اشتباه نبودند؛فقط زبان عشقشان متفاوت بود.
داشتن سواد عاطفي
ببين جقدر مهمهجان دلمدكتر اكرم حجتي@savadrabete
خانمی در جلسه مشاوره گفت:
“شوهرم هیچوقت نمیگوید دوستم دارد.”
از او پرسیدم:
“آخرین بار کی به او گفتید که شنیدن این جمله برایتان مهم است؟”
گفت:
“هیچوقت…”
بعد ادامه داد:
“فکر میکردم اگر خودش دوستم داشته باشد، باید بفهمد.”بايد بگهمن بگم بعداون بگه چه فايدهدوست ندارم اينجوري
همسرش بعدها گفت:
“من هر روز برای خانواده کار میکنم؛توخونه خيلي كمكش ميكنم به خانواده ش خيلي كمك ميكنماصلا بي تفاوت نسبت بهش نيستم فکر میکردم این یعنی مفهوم دوستت دارم.
فكرميكردم ميفهمه چقدر دوستش دارمولي اون نه دوستت دارم هاي من را ديده كه البته هم نشنيده
هیچکدام اشتباه نبودند؛فقط زبان عشقشان متفاوت بود.
داشتن سواد عاطفي
۳۶
۱۸:۱۴
اگر احساس میکنید:
• زود رنج میشوید.• نمیتوانید احساساتتان را درست بیان کنید.• در روابطتان سوءتفاهم زیاد پیش میآید.• مدام خشم، دلخوری یا اضطراب را تجربه میکنید.. اگر زبان عشقتان متفاوت هست
اینها نشانه ضعف شخصیت نیست؛مهارتهایی هستند که میتوان آنها را یاد گرفت.
کلاسهای آموزش سواد عاطفیبا تدریس دکتر اکرم حجتی
🟩 روانشناس🟪 زوجدرمانگر🟨 نويسنده
️ مدرس سواد عاطفی
مشاوره آنلاین
مشاوره حضوری
برای ثبتنام کلاسها یا دریافت نوبت مشاوره، پیام ارسال کنید
• زود رنج میشوید.• نمیتوانید احساساتتان را درست بیان کنید.• در روابطتان سوءتفاهم زیاد پیش میآید.• مدام خشم، دلخوری یا اضطراب را تجربه میکنید.. اگر زبان عشقتان متفاوت هست
اینها نشانه ضعف شخصیت نیست؛مهارتهایی هستند که میتوان آنها را یاد گرفت.
🟩 روانشناس🟪 زوجدرمانگر🟨 نويسنده
۴۳
۱۸:۱۸
دوستان جان
هر فلش
كه كنار هر پست هست با انتخاب شما یعنی این محتوا به آدمهای بیشتری معرفی میشه. ممنون که همراهید.
۶۲
۱۸:۲۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
� تحلیل سواد عاطفی | چرا بعضی آدمها از «نه» گفتن میترسند؟
خیلیها تصور میکنند «نه گفتن» فقط یک مهارت ارتباطی است؛ اما در اتاق درمان، اغلب میبینیم که مسئله عمیقتر از این است.
فردی که نمیتواند «نه» بگوید، معمولاً از خودِ «نه» نمیترسد؛ از پیامدهای ذهنی آن میترسد.
ممکن است در ذهن او این باورها شکل گرفته باشد:
• اگر نه بگویم، دوستم نخواهند داشت. • اگر مخالفت کنم، مرا ترک میکنند. • اگر خواستهام را بیان کنم، خودخواه هستم. • اگر همه را راضی نگه ندارم، آدم بدی هستم.
این باورها معمولاً در کودکی شکل گرفتهاند؛ زمانی که محبت یا تأیید، گاهی مشروط به مطیع بودن بوده است.
در نتیجه، فرد در بزرگسالی یاد میگیرد برای حفظ رابطه، از خودش بگذرد.
اما اتفاق عجیبی میافتد…
هر «نه»ای که به دیگران نمیگوید، تبدیل به یک «نه» به خودش میشود.
کمکم احساس خستگی، دلخوری، خشم پنهان و فرسودگی عاطفی در او شکل میگیرد.
تحلیل سواد عاطفی
مرز گذاشتن، بیاحترامی نیست.
«نه» گفتن به یک درخواست، «نه» گفتن به یک انسان نیست.
افرادی که سواد عاطفی بالاتری دارند، یاد گرفتهاند بدون پرخاشگری، بدون احساس گناه و بدون ترس از طرد شدن، از نیازهای خود نیز محافظت کنند.
تمرین امشب
به آخرین باری فکر کنید که برخلاف میل خود به چیزی «بله» گفتید.
از خود بپرسید:
«اگر آن روز محترمانه “نه” میگفتم، از چه چیزی میترسیدم؟»
شاید پاسخ این سؤال، دریچهای به یکی از زخمهای قدیمی شما باشد.
تحلیل سواد عاطفی | دکتر اکرم حجتی@savadrabete
خیلیها تصور میکنند «نه گفتن» فقط یک مهارت ارتباطی است؛ اما در اتاق درمان، اغلب میبینیم که مسئله عمیقتر از این است.
فردی که نمیتواند «نه» بگوید، معمولاً از خودِ «نه» نمیترسد؛ از پیامدهای ذهنی آن میترسد.
ممکن است در ذهن او این باورها شکل گرفته باشد:
• اگر نه بگویم، دوستم نخواهند داشت. • اگر مخالفت کنم، مرا ترک میکنند. • اگر خواستهام را بیان کنم، خودخواه هستم. • اگر همه را راضی نگه ندارم، آدم بدی هستم.
این باورها معمولاً در کودکی شکل گرفتهاند؛ زمانی که محبت یا تأیید، گاهی مشروط به مطیع بودن بوده است.
در نتیجه، فرد در بزرگسالی یاد میگیرد برای حفظ رابطه، از خودش بگذرد.
اما اتفاق عجیبی میافتد…
هر «نه»ای که به دیگران نمیگوید، تبدیل به یک «نه» به خودش میشود.
کمکم احساس خستگی، دلخوری، خشم پنهان و فرسودگی عاطفی در او شکل میگیرد.
مرز گذاشتن، بیاحترامی نیست.
«نه» گفتن به یک درخواست، «نه» گفتن به یک انسان نیست.
افرادی که سواد عاطفی بالاتری دارند، یاد گرفتهاند بدون پرخاشگری، بدون احساس گناه و بدون ترس از طرد شدن، از نیازهای خود نیز محافظت کنند.
به آخرین باری فکر کنید که برخلاف میل خود به چیزی «بله» گفتید.
از خود بپرسید:
«اگر آن روز محترمانه “نه” میگفتم، از چه چیزی میترسیدم؟»
شاید پاسخ این سؤال، دریچهای به یکی از زخمهای قدیمی شما باشد.
۴۸
۱۸:۲۴
۴۰
۹:۱۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
یکی از باورهای اشتباه این است که افراد زودرنج، «ظرفیت پایینی» دارند.
اما همیشه اینطور نیست.
در بسیاری از موارد، زودرنجی نتیجه سالها تجربه نادیده گرفته شدن، مقایسه شدن یا شنیده نشدن است.
فرض کنید دو نفر یک جمله را میشنوند:
«امروز فرصت نشد با تو صحبت کنم.»
نفر اول میگوید:«اشکالی ندارد، بعداً صحبت میکنیم.»
اما نفر دوم احساس میکند:«پس من برایش مهم نیستم.»
جمله یکسان است؛ اما برداشت متفاوت.
چرا؟
زیرا مغز ما فقط اتفاق امروز را پردازش نمیکند؛ خاطرات هیجانی گذشته را هم به آن اضافه میکند.
در روانشناسی به این پدیده فعال شدن طرحوارهها یا الگوهای هیجانی گفته میشود؛ یعنی تجربههای قدیمی باعث میشوند موقعیتهای امروز را حساستر و تهدیدکنندهتر تفسیر کنیم.
گاهی آنچه امروز ما را ناراحت میکند، فقط اتفاق امروز نیست؛بلکه زخمی است که فرصت ترمیم پیدا نکرده است.
رشد عاطفی یعنی قبل از اینکه دیگری را مقصر بدانیم، از خود بپرسیم:
«آیا واکنش من متناسب با اتفاق امروز است، یا گذشته هم در این احساس نقش دارد؟»
این سؤال، آغاز خودشناسی است.
امشب به آخرین دلخوری خود فکر کنید و این سه جمله را کامل کنید: • من از … ناراحت شدم. • این اتفاق مرا یاد … انداخت. • نیاز داشتم که …
گاهی فقط همین چند جمله، ما را از سرزنش دیگران به شناخت عمیقتر خودمان میرساند.
۵۲
۹:۱۷