.
کوی‌ نومیدی مرو، اومیدهاستسوی‌ تاریکی مرو، خورشیدهاست(مثنوی، د ۱: ۸۳۱)
«و غم نخوری و نومید نشوی از دراز شدنِ ظلمت... که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن روشنی دراز آید.»(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۱۴۵)
«نومید مشو که امیدهاست.»(همان، ص۱۳۳)
«هیچ ناامیدی نیست. اگر دو دم مانده است در آن دم اول امید است، در آن دم دوم نعره‌ای بزن و گذشتی.»(همان، ص۶۹۳)

گمان مبر که به پایان رسید کار مُغانهزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است(اقبال لاهوری)

۲۹ اسفند ۱۴۰۴
@sedigh_63
undefined۱

۶۹۲

۲۰:۲۹