۱۸۱
۱۲:۲۶
الان باید منتظر پیام تشکرتون میموندیم آقا...
۱۶۳
۱۸:۰۸
سالها باید بگذرد تا قدر تو دانسته شود. کسانی که چشمشان به رسانه های دشمن بود هرگز ندانستند چه گوهر گرانبهایی بودی.
۱۷۲
۱۵:۲۷
تقدیم به روح بلندش 
فیلم کوتاه روایت دست؛ از مشهد به مشهد🥹 فقط آخرش که دست آقا تغییری میکنه ...
۱۸۴
۱۶:۲۰
۱۳۷
۱۵:۵۰
بازارسال شده از آقاسید | سِیّدمُحَمَّدمیری
وطنهایی
و تنهایی
و تنهایی... 
۱۵
۱۴:۰۱
در حکایتی عربی آوردهاند خروسی بود که هنگام #اذان_صبح بانگ بر میآورد و وقت نماز را به صاحبش هشدار میداد. صاحب از خدا بی خبر خروس که آدم بی نمازی بوده به خروس هشدار میدهد از این به بعد نمیخواهم صبحها اذان تو را بشنوم که اگر جز این باشد سرت را خواهم برید. خروس هم دید پای مرگ و زندگی وسط است و هرچه باشد جان شیرین است، پس از ترس جانش بانگ اذان گاهی را کنار گذاشت و سکوت اختیار کرد.
مدتی بعد صاحب خروس به خروس گفت از فردا می خواهم از تو صدای قد قد بشنوم نه قوقولی قوقو و اگر جز این شود بی شک سرت را میبرم. قدقد کردن برای خروس کار راحتی نبود ولی به هر حال پای جان شیرینش در میان بود پس به هر زحمت و ذلتی بود قدقد کرد. بعد از مدتی دوباره صاحبش سراغش رفت و گفت میخواهم از فردا هر صبح برایم تخم کنی که اگر جز این باشد بی شک سرت را میبرم. خروس که حالا به بن بست رسیده بود با خودش گفت: کاش همان اول تسلیم نشده بودم، آن وقت به عزت اذان گفتن کشته میشدم نه به خفت تخم نکردن.
مدتی بعد صاحب خروس به خروس گفت از فردا می خواهم از تو صدای قد قد بشنوم نه قوقولی قوقو و اگر جز این شود بی شک سرت را میبرم. قدقد کردن برای خروس کار راحتی نبود ولی به هر حال پای جان شیرینش در میان بود پس به هر زحمت و ذلتی بود قدقد کرد. بعد از مدتی دوباره صاحبش سراغش رفت و گفت میخواهم از فردا هر صبح برایم تخم کنی که اگر جز این باشد بی شک سرت را میبرم. خروس که حالا به بن بست رسیده بود با خودش گفت: کاش همان اول تسلیم نشده بودم، آن وقت به عزت اذان گفتن کشته میشدم نه به خفت تخم نکردن.
۱۴۱
۱۲:۱۱
کاکتوسم گل داد 
اولین باره کاکتوسی که خودم نگهداری میکنم گل میده
خیلی جذابه
اولین باره کاکتوسی که خودم نگهداری میکنم گل میده
خیلی جذابه
۸۷
۷:۴۴
۸۶
۷:۴۴
گلدونه یه جوریه که انگار داشته حرکت میکرده فرار کنه یهو دیدنش همونجا وایستاده

۱۲۷
۱۵:۴۷