گاهی خیال میکنیم باید بیخدشه باشیم، باید مثل آینهای صیقلی، مثل موجی که هیچ شکستنی در آن نیست. اما حقیقت این سیاره، همین خاکِ نابرابر و همین دلِ ناتمام ماست. هیچ انسانی، در این میدان تمرین، کامل نمیآید، کامل نمیماند، کامل هم نمیرود. اگر قرار بود بینقص باشیم، در این مدار متولد نمیشدیم. اینجا زمین است: مدرسهٔ زخمها، کلاسِ تردیدها، و مزرعهٔ رشدهایی که با زمین خوردن سبز میشوند.هیچکس کامل نیست، نه حتی آنکه چهرهاش آرام است، نه آنکه سخنش محکم است، نه آنکه در نگاهش نور میبینی. هر کدام از ما جایی ترک داریم، جایی تهی، جایی خام. اما درست همین ناتمامی است که ما را قابلِ عاشق شدن میکند و قابلِ عاشق بودن. اگر قلب، اندکی نشکند، نور از کجا وارد شود؟خداوند، یا حقیقت، یا آن نیروی نامرئی که همهچیز را میجنباند، هرگز از ما کمال نخواسته، از ما حضور خواسته. حضور یعنی همین که با تمام کموکاست، با تمام دیر فهمیدنها، با تمام لحظههایی که نمیدانیم چه کنیم، باز هم برمیخیزیم، باز هم راه میرویم، باز هم نور کوچکی را حمل میکنیم.ناکاملی ما، سندِ انسان بودنِ ماست. گل نیز کامل نیست، پژمرده میشود، دوباره میروید. ابر کامل نیست، هر لحظه شکل عوض میکند. حتی ستارگان هم همیشه نمیمانند، فرو میریزند، خاکستر میشوند، دوباره زاده میگردند. پس چرا ما از خودمان انتظار خورشیدِ بیغروب داشته باشیم؟این سیاره جای کاملها نیست، جای کسانیست که جرئت میکنند در ناتمامیشان عاشق باشند.#دلنوشته
@self_compassion







@self_compassion
۲۲۰
۱۷:۳۱
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیرارام تر از اهو، بی باک تر از شیرمهرلحظه که می کوشم در کار کنم تدبیررنج از پی رنج اید، زنجیر پی زنجیر
#شعر
@self_compassion







#شعر
@self_compassion
۲۴۸
۱۷:۴۰
یه وقتهایی هست که انقدر خستهای که نای ادامه دادن هم سخت میشه برات.
رسم بر اینه که در این مواقع میگن:«قوی باش... تسلیم نشو... ادامه بده...»
اما تو خیلی خوب میدونی که در درونت یه صدایی داره میگه:«من دارم له میشم. منو ببین!»
ببینش.
@self_compsaaion







رسم بر اینه که در این مواقع میگن:«قوی باش... تسلیم نشو... ادامه بده...»
اما تو خیلی خوب میدونی که در درونت یه صدایی داره میگه:«من دارم له میشم. منو ببین!»
ببینش.
@self_compsaaion
۲۵۹
۱۲:۱۳
وقتی تروما فعال میشهاز ما واکنشی سر میزنه که ربطی به سن و فهم امروزمان نداره.
در یک لحظه و کاملا ناخوداگاه، ما به همان مرحله رشدی بر می گردیم که زخم اولیه در ان اتفاق افتاده.
این برگشت عمدی نیست، یک واکنش عمیق وغریزی هست که در ان «بزرگسال امروز» کنار می ره و نسخه کوچکتر، ترسیده تر و اسیب دیده ی ما، کنترل را به دست می گیره.
ان احساسات شدید، ان واکنش های ظاهرا نامتناسب و ان مکانیزم های دفاعی در واقع تلاش های ناامیدانه همان کودک درون هست، کودکی که هیچ وقت فرصت پردازش و فرار از درد و ترسش را نداشته.






@self_compassion
در یک لحظه و کاملا ناخوداگاه، ما به همان مرحله رشدی بر می گردیم که زخم اولیه در ان اتفاق افتاده.
این برگشت عمدی نیست، یک واکنش عمیق وغریزی هست که در ان «بزرگسال امروز» کنار می ره و نسخه کوچکتر، ترسیده تر و اسیب دیده ی ما، کنترل را به دست می گیره.
ان احساسات شدید، ان واکنش های ظاهرا نامتناسب و ان مکانیزم های دفاعی در واقع تلاش های ناامیدانه همان کودک درون هست، کودکی که هیچ وقت فرصت پردازش و فرار از درد و ترسش را نداشته.
@self_compassion
۱۹۴
۹:۰۰
۲۲۶
۹:۰۱
وقتی تو دوراهیهای مهم زندگی قرار میگیریم، خیلی وقتها متوجه نمیشیم که این ترس و اضطراب درونمونه که داره جای ما تصمیم میگیره، نه خود واقعیمون!
برای اینکه مچ این اضطرابهای پنهان رو بگیرید، قبل از هر تصمیم مهمی چند لحظه مکث کنید، یه نفس عمیق بکشید و این سؤال طلایی رو از خودتون بپرسید:
اگر جوابتون به این سؤال «نه» بود، احتمال خیلی زیاد این اضطراب و نگرانیهای شماست که داره براتون تصمیم میگیره و فرمان رو به دست گرفته.
تصمیمی که از روی آرامش و آگاهی درونی شما گرفته بشه، حتی اگر مسیر سخت و پرچالشی داشته باشه، هیچوقت با عجله، تقلا و فشار همراه نیست. توی تصمیمهای درست، همیشه یک اطمینان و سکوت قلبی وجود داره.
@self_compassion
۱۸۶
۱۹:۵۴
خود عشقی باش که در جستن انی ۳.m4a
۱۱:۴۵-۵.۷۶ مگابایت
"تاثیر تجربیات کودکی بر عملکرد دستگاه عصبی"
تواین اپیزود به این مبحث اشاره شده که دلبستگی ما به کسانی که نقش والدینمون رو ایفا کردن، نه فقط رفتارمون رو شرطی می کنه بلکه تو ساختاربندی و برنامه ریزی دستگاه عصبی ما و در نتیجه احساس و افکار و اعمال ما نقش موثری داره و حالا پس از گذشت سالها و ورود به عرصه بزرگسالی هم ساختار دستگاه عصبی ما تغییر چندانی نکرده و از همون زمان و با وجود نبود تهدید و خطر در وضعیت پاسخ به استرس گیر کرده .چون این پاسخ شرطی شده برای مغز مانوس و منبع ارامش و امنیت هست، درست مثل پتوی قدیمی و کهنه ای که با وجود گذر سالها، تو سنین بزرگسالی صاحبش، موجب ارامش جسم و تسکین احساسات منفیش هست.
#پادکست_سه
فریناز طبیب زادهدکترای روان شناسی سلامت
@self_compassion
۱۹۸
۸:۱۹
ای که مرا خـوانـدهای، راه نـشـانـم بـدهدر شـب ظـلـمــانیام، مـاه نشانم بده
یوسف مصری ز چاه، گشت چنان پادشاهگر که طریق این بود، چاه نشانم بده
#شعر#مولانا
@self_compassion







یوسف مصری ز چاه، گشت چنان پادشاهگر که طریق این بود، چاه نشانم بده
#شعر#مولانا
@self_compassion
۲۱۶
۱۹:۵۴
وقتی نمیتونی قیمت ارز فردا رو کنترل کنی، اما انتخاب میکنی که صبحها تختت رو مرتب کنی، ۱۰ دقیقه کتاب بخونی یا ۲۰تا دراز نشست بری، درواقع داری یه پیام خیلی مهم رو به ناخودآگاهت میفرستی...
اون پیام اینه: «شاید جهان در بیرون دیوانه شده باشه، اما در این شعاع یکمتریِ من، هنوزم نظم، اراده و قانونِ من حاکمه.» این روتینها لنگرهای روانیِ ما هستن که جلوی شناور شدنِ ما در دریای اضطراب رو میگیرن...
وقتی همهچیز در تعلیق هست، داشتن چیزی که قطعی و ثابت باشه (مثل همون ۱۰ دقیقه مطالعه) شما رو به زندگی متصل نگه میداره. این کارها یادآوری میکنن که ما یه قربانیِ منفعل نیستیم...
هیچکس آینده رو نمیدونه و ابهام تا اطلاع ثانوی، تنها نقطهی قطعی زندگیِ ماست. اما یه چیز کاملا روشنه: چه طوفان فردا تموم بشه و چه سالها طول بکشه، شما در پایان، همون آدمی نیستی که اول بودی...
یا به انسانی تلخ، شکسته و بیتفاوت تبدیل خواهی شد، یا به شخصیت آبدیده، عمیق و غیرقابل نفوذ و انتخاب این دو مسیر در دست همون کارهای کوچیکیه که همین امروز در خلوتِ اتاقت انجام میدی!
@self_compassin
۲۳۷
۲۱:۱۱
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه ایدتو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهترکه به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#شعر#مولانا
@self_compassion








که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهترکه به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#شعر#مولانا
@self_compassion
۲۱۷
۲۱:۲۵