۶۰
۷:۴۵
جشن آفرینش آب خجسته بادگاهنبار میدیوشیم (نیمهی برداشت میوهها)(گاهانبار، گاهبار، گَهَنبار، گاسانبار)
به باور زرتشتیان، اهورهمزدا جهان را در شش «گاه» آفرید. هر یک ازین شش گاه نامی دارد. زرتشتیان در روز نخست هر گاه جشنی برپا میکنند که از باشکوهترین جشنهای زرتشتیاناند، نام این شش گاه در اوستا، در بخش یشتها در بند ۸۶ فروردین یشت آمده، همچنین در کتاب «خرده اوستا» در بخش «آفرینگان گاهنبار» در نسک «هادخت» دربارهی شکوه و جایگاه و بزرگی این شش جشن سخن آمده است. در بندهای ۷ تا ۱۲ «آفرینگان گاهنبار»، ماه و روز برگزاری جشنهای گاهنبار و نیز روزهای دوری آنها از یکدیگر به روشنی آمده است. هر یک از جشنهای ششگانهی گاهنبار، پنج روز میدیرد و بازپسین روز هر گاهنبار، مهمترین روز آن و جشنی بزرگ است. زرتشتیان در این جشنها با بخشش و دهش، بخشی از درآمدشان را برای یاری بینوایان میبخشند. بسیاری از زرتشتی پیش از درگذشت، همه یا بخشی از داراییشان را مانند زمین، باغ، آب، خانه و... در جشن گاهنبار برای یاری به دیگران اهدا میکنند. به گونهای این شش جشن گاهنبار، همگی گاهِ داد و دهش است. واژهی گاهنبار دارای دو بخش گاه و انبار است. از این رو گاهنبارها با فصلهای برداشت، در پیوند است که ایرانیان از آنچه برداشتشان بوده، دهش میکردند و به گونهای میتوان آن را جشن سهیم شدن باهم نام گذارد؛ زیرا جشن گاهنبار چیزی نیست جز جشنِ شادی از دهشها.
۱- «گاه آفرینش آسمان» (میدیوزَرِیم Maidh-yo-zarem) به چم: «نیمهی سرسبزی»نخستین گاهنبار روز پانزدهم اردیبهشتماه، چهلوپنجمین روز از آغاز سال که در آن «آسمان» آفریده شد.
۲- «گاه آفرینش آب»، (میدیوشـِیم Maidh-yo-shema) به چم: «نیمهی برداشت میوهها»روز پانزدهم تیرماه، صدوپنجمین روز سال که در این روز «آب» آفریده شد.
۳- «گاه آفرینش زمین»، (پَـیتهشَـهیم Paiti-shahem) به چم: «گاه برداشت دانهها»روز سیام شهریورماه صدوهشتادمین روز سال که در این روز «زمین» آفریده شد.
۴- «گاه آفرینش گیاهان»، (اَیاسرِم Aya-threm) به چم: «گاه خوشبختی و شادمانی»سیام مهرماه، دویستودهمین روز سال که در آن «گیاه» آفریده شد.
۵- «گاه آفرینش جانوران»، (میدیارِم Maidh-ya-rem) به چم: «نیمهی سال»بیستم دیماه، دویستونودمین روز سال که «جانوران» آفریده شدند.
۶- «گاه آفرینش مردم»، (هَـمَـسپَـتمَدُم Hamas-path-maedem) به چم: «گاهی که گرما و سرما به میانه میرسد»این گاه در آخرین روز سال کبیسه، یعنی سیصدوشصتوپنجمین روز سال، که آن را «وهیشتوایشتگاه» مینامند، برگزار میشود و این نیز گاهی است که «مردمان» آفریده شدند.
این شش گاهنبار جشن بزرگداشت آفرینشاند. در اسطورههای باورمندان زرتشتی جهان در هفت مرحله آفریده شدهاست. نخست آسمان، سپس آب، سوم زمین، چهارم گیاه، پنجم جانور، ششم انسان، هفتم آتش که همانا انرژی، نیرو و توان جنبش در هستی است. شش گاهنبار جشن پاسداشت این آفریدگان است. به همین سبب برخی دانشمندان نوروز را جشن آفرینش آتش و بزرگداشت آن میدانند. این آفرینشها در تفسیرهایی به پارسی میانه و پازند و فارسی آفرینگان گاهنبار نیز آمدهاست.
به باور زرتشتیان، اهورهمزدا جهان را در شش «گاه» آفرید. هر یک ازین شش گاه نامی دارد. زرتشتیان در روز نخست هر گاه جشنی برپا میکنند که از باشکوهترین جشنهای زرتشتیاناند، نام این شش گاه در اوستا، در بخش یشتها در بند ۸۶ فروردین یشت آمده، همچنین در کتاب «خرده اوستا» در بخش «آفرینگان گاهنبار» در نسک «هادخت» دربارهی شکوه و جایگاه و بزرگی این شش جشن سخن آمده است. در بندهای ۷ تا ۱۲ «آفرینگان گاهنبار»، ماه و روز برگزاری جشنهای گاهنبار و نیز روزهای دوری آنها از یکدیگر به روشنی آمده است. هر یک از جشنهای ششگانهی گاهنبار، پنج روز میدیرد و بازپسین روز هر گاهنبار، مهمترین روز آن و جشنی بزرگ است. زرتشتیان در این جشنها با بخشش و دهش، بخشی از درآمدشان را برای یاری بینوایان میبخشند. بسیاری از زرتشتی پیش از درگذشت، همه یا بخشی از داراییشان را مانند زمین، باغ، آب، خانه و... در جشن گاهنبار برای یاری به دیگران اهدا میکنند. به گونهای این شش جشن گاهنبار، همگی گاهِ داد و دهش است. واژهی گاهنبار دارای دو بخش گاه و انبار است. از این رو گاهنبارها با فصلهای برداشت، در پیوند است که ایرانیان از آنچه برداشتشان بوده، دهش میکردند و به گونهای میتوان آن را جشن سهیم شدن باهم نام گذارد؛ زیرا جشن گاهنبار چیزی نیست جز جشنِ شادی از دهشها.
۱- «گاه آفرینش آسمان» (میدیوزَرِیم Maidh-yo-zarem) به چم: «نیمهی سرسبزی»نخستین گاهنبار روز پانزدهم اردیبهشتماه، چهلوپنجمین روز از آغاز سال که در آن «آسمان» آفریده شد.
۲- «گاه آفرینش آب»، (میدیوشـِیم Maidh-yo-shema) به چم: «نیمهی برداشت میوهها»روز پانزدهم تیرماه، صدوپنجمین روز سال که در این روز «آب» آفریده شد.
۳- «گاه آفرینش زمین»، (پَـیتهشَـهیم Paiti-shahem) به چم: «گاه برداشت دانهها»روز سیام شهریورماه صدوهشتادمین روز سال که در این روز «زمین» آفریده شد.
۴- «گاه آفرینش گیاهان»، (اَیاسرِم Aya-threm) به چم: «گاه خوشبختی و شادمانی»سیام مهرماه، دویستودهمین روز سال که در آن «گیاه» آفریده شد.
۵- «گاه آفرینش جانوران»، (میدیارِم Maidh-ya-rem) به چم: «نیمهی سال»بیستم دیماه، دویستونودمین روز سال که «جانوران» آفریده شدند.
۶- «گاه آفرینش مردم»، (هَـمَـسپَـتمَدُم Hamas-path-maedem) به چم: «گاهی که گرما و سرما به میانه میرسد»این گاه در آخرین روز سال کبیسه، یعنی سیصدوشصتوپنجمین روز سال، که آن را «وهیشتوایشتگاه» مینامند، برگزار میشود و این نیز گاهی است که «مردمان» آفریده شدند.
این شش گاهنبار جشن بزرگداشت آفرینشاند. در اسطورههای باورمندان زرتشتی جهان در هفت مرحله آفریده شدهاست. نخست آسمان، سپس آب، سوم زمین، چهارم گیاه، پنجم جانور، ششم انسان، هفتم آتش که همانا انرژی، نیرو و توان جنبش در هستی است. شش گاهنبار جشن پاسداشت این آفریدگان است. به همین سبب برخی دانشمندان نوروز را جشن آفرینش آتش و بزرگداشت آن میدانند. این آفرینشها در تفسیرهایی به پارسی میانه و پازند و فارسی آفرینگان گاهنبار نیز آمدهاست.
۴۳۳
۷:۴۹
ولتر (1964_1778) فیلسوف و نویسندهی عصر روشنگری در فرانسه، او به دلیل تأکیدش بر خردورزی، مخالفت با خرافات دینی، آزادی بیان، شجاعت و صراحت در بیان نظرات خود مشهور است و سهم بزرگی در آگاهی جوامع بشری دارد.ولتر در همه سبکهای ادبی و نوشتاری ازجمله نمایشنامه، شعر، رمان، مقاله و نوشتههای تاریخی و علمی دست داشت. از او بیشاز ۲۰ هزار نامه و بیشاز ۲ هزار کتاب و یادداشت باقیمانده است.
جملات زیبا از فرانسوا ولتر
خرابی كار یك مملكت از دو چیز است : نداشتن مردان عالم و لایق و نبودن آنها بر سر كارهای مملكت.
در جامعه ای كه كارها برحسب استعداد تقسیم نشود، در حقیقت همه بیكارند.
حكومت كشوری كه در آن گدایی به صورت حرفه در آید، بد و فاسد است.
زمانی یك جامعه دارای فضیلت اخلاقی است كه قانون، همه افراد جامعه را با یك چوب براند.
در بازی زندگی، انسان بره به دنیا می آید و روباه از دنیا می رود.
زر اندوزانی كه برای مال دنیا كیسه دوخته اند، بدانند كه لباس آخرت جیب ندارد.
كسی كه از مرگ می ترسد، از زندگی هم می ترسد. فرانسوا ولتر
جملات زیبا از فرانسوا ولتر
۷۷
۱۰:۴۱
رمان سرزمین گوجه های سبز که در دوران اوج استبداد نیکولای چائوشسکو در رومانی می گذرد، داستان گروهی از جوانان را روایت می کند که به امید یافتن وضعیت و ارتباطاتی بهتر، ولایت فقرزده ی خود را به مقصد شهر ترک می گویند. اما خیلی زود امیدشان درهم می شکند، چرا که در شهر هم، درست مثل مناطق روستایی، ردپای ظلم و ستم حکومت دیکتاتوری کاملا هویداست. تمامی دوستان راوی به او خیانت کرده و یا خود را به نابودی می کشانند. با از هم پاشیدگی این اتحاد، می توان دید که چگونه یک حکومت مستبد و دیکتاتور به جزئی ترین حوزه های زندگی انسان ها سرک کشیده و چگونه همه ی افراد، حتی قوی ترین آن ها، مجبور می شوند یا با ستمگران سازش کرده و یا در برابرشان مقاومت کرده و از بین بروند. هرتا مولر که خود یکی از جان به در بردگان از حکومت نظامی چائوشسکو است، از تجارب شخصی خود سخن می گوید.
۱۰۷
۱۸:۴۵
۱۴۵
۱۹:۱۳
۱۱۹
۱۰:۱۸
چگونگی راهیافتن زبان ترکی به آذربایجان | امرداد https://share.google/UM4ugzxmAre8pqb1y
۵۵
۱۴:۱۱
۱۸۰
۱۹:۳۹