لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سپیداران☕️س
۳۳۸ عضو

سپیداران☕️

ورژن بله کانال سپیدارانundefined️undefined
undefined️جهت ارتباط:ble.ir/harafatobot?start=eOMW4skcKw0sJW8VrQuC43MzU
undefined️کانال تلگرام:https://t.me/sepiidaran
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۸ خرداد
پس قول می‌دین من شروع کردم شما برام شلوغش کنید حتی اگه کسی دیگه‌ای نبود؟undefinedundefinedundefined
undefined۱۳
undefined۲

۲۶۰

۱۲:۴۴

سپیداران☕️
عزیزم اتفاقا ما مشتاقیم شما فعالیتتو شروع کنیundefined🥲 و اینکه‌ ازسایفون یا جامپ‌جامپ استفاده کن اونا بهتر میاد
متأسفانه هیچ‌کدوم برای من وصل نمی‌شنundefinedالان با یک فیلترشکن دیگه تونستم یکم وصل بشم.
undefined۱۵

۲۶۶

۱۲:۴۴

بازارسال شده از ناشناس حرفاتو
من هم توی کانال تلگرام فعالیت میکنمحس میکنم کلمات رو گم کردمنمیتونم بنویسم انگاراما نوشته‌هام رو میذارم و آدم‌ها لفت میدن.فلسفه کانال داشتن یا پیج داشتن هیچوقت الگوریتم خاص نبود.فلسفه این بود که ما برای دل خودمون فعالیت کنیمیه ویترین بسازیم که ما رو توصیف کنه. علایقمون،سلایقمون،کلماتمون و ...پس واسه خودت فعالیت کن نه مخاطب:)وگرنه مخاطب اسکرول میکنه اصلا میره...برای دل خودت،برگشتن به نظمی که داشتی و دلایلی که خودت ازشون باخبری انجامش بده
undefined۱۵

۱

۱۲:۴۵

چقدر قشنگ و درست گفتی :)undefined
undefined۱۲
undefined۲

۲۸۰

۱۲:۴۵

thumbnail
تنها بخش زندگیم که دو روزه طبق برنامه پیش می‌ره، زمان مصرف داروهامهundefined🪄۸ تا ساعت زمان‌بندی شده گذاشتم که سروقت بخورم تا یه‌بارکی خوب بشم بره.
undefined۱۱

۲۶۵

۲۰:۳۸

بازارسال شده از ناشناس حرفاتو
سپید... نمیدونم چی باعث شد بیام اینو اینجا بنویسم:)))اما شماها، خیلی امنید... دانایید... فرهیخته‌اید... توی کارتون عالی! و من اینو دوست دارم... به عنوان کسی که میشه گفت ۱۰ساله بی‌وقفه می‌نویسه هیچ دستاوردی ندارم... و این برام مملو از حس بده! پر از ایده‌ام... زمان شمردنشون فقط اینو متوجه شدم که بالای ۵۰تاست...
خلاصه... الان چیشد؟ دیدم که دارم یه ایده‌ی ناب و خفنم تبدیل به فیکشن می‌کنم... حس بدی بابتش دارم...
undefined۱۰

۱

۲۰:۳۹

نمی‌دونم که چی شد در جواب پیامت، این پیام رو نوشتم، اما حس می‌کنم نیازه که بهت بگم:خیلی مهمه که طبق زمان‌بندی خودت زندگی کنی. اگه حس پیشرفت درونی می‌کنی، حتی اگه دستاورد بیرونی وجود نداره، اگه چیزی برای زندگی تو، با سختی‌ها و مشکلات تو، داره جواب می‌ده، به نظر من خیلی خوبه :) و تو مسیر درستی هستی.همینکه ۱۰ ساله بی‌وقفه می‌نویسی، نشون می‌ده نویسندگی تو بند بند وجودت، تو تار به تار زندگیت، ریشه داره :)
undefined۸

۲۷۵

۲۰:۴۰

یه چیزی که من باهاش خیلی مشکل دارم، همین زمان‌بندی هستش. نمی‌دونم، شاید برای یه چیزهایی یه ملاک و معیاری باشه. اما زمان‌بندی زندگی هرکسی، مختص به خودشه. و همین دنیا رو قشنگ و متفاوت می‌کنه. اگه هممون تو یک سن خاصی دستاورد داشته باشیم، اگه هممون تو یک سن خاصی ازدواج کنیم، اگه هممون تو یک سن خاصی کتاب‌هامون رو چاپ کنیم، چه‌جوری قصه زندگیمون متفاوت می‌شه؟ چه جوری قراره راوی باشیم؟ و الهام‌بخش آدمایی که حس نزدیکی بهمون دارن؟
undefined۱۰

۳۵۳

۲۰:۴۳

من خیلی به "شایدها" فکر می‌کنم. به اینکه شاید یه اتفاقی تو زندگیم نیفتاد تا یه جای دیگه، یه اتفاق دیگه بیفته. به اینکه شاید یه اتفاق بدی برام افتاد، تا جلوی یه اتفاق بدتر گرفته بشه. شاید این فیکشنی که تو ازش صحبت می‌کنی، قراره جرقه‌هایی تو زندگی تو بزنه. یا متوجه اشکال کارت بشی، یا با چهارنفر جدید ارتباط بگیری، یا حتی یه ایده‌ی بهتر به سرت بزنه.
undefined۱۳

۳۵۲

۲۰:۴۵

یه‌وقت حس بد ما، به خاطر اشتباه بودن مسیر نیست، به خاطر جدید بودنشه. نمی‌گم خوش‌بین باش و واقعیت رو نبین، اما امتحانش کن. ضرر نداره که، ها؟
undefined۱۶

۳۵۳

۲۰:۴۶