اینهمه تشریفات لازم نبود ...
#قلبی
#قلبی
۲۱۵
۱۸:۵۷
دفترِ حج | قاب ۳
خانهی رحمت
اولین زیارتِ من در حرمِ رسولالله(ص)،بیشتر از هر چیز «لمسِ مهربانی» بود؛
انگار آدم وارد خانهای میشود که صاحبش، رحمت را زندگی کرده است.
هر بار که یادم میافتاد پیامبر(ص) چقدر بزرگوار بودهوای فقرا را داشت،برای خانوادهاش پناهِ امن بود،در راه خدا صبوری کرد و زخم خورد،و با مردمی که در حقش جفا کرده بودند، از درِ گذشت وارد شددلم بیاختیار نرم میشد… و ضعف میرفت.🥹
آنجا یک حسِ عجیب روی دلم نشست:اگر قرار باشد مهربانترین و شریفترین انسانِ این عالم را نام ببرم،برای من «محمد(ص)» است.
و وقتی فهمیدم الآن در خانهی او مهمان شدهام،معیارم عوض شد:دینداری فقط دانستن و گفتن نیست؛دینداری یعنی شبیهتر شدن به رحمت.
«مدینه، درسِ رحمت است؛ چون صاحبِ رحمت اینجاست.»
یا رسولالله…! دلِ ما را شبیهِ مهربانیِ خودت کن.
#دفتر_حج۳.
خانهی رحمت
اولین زیارتِ من در حرمِ رسولالله(ص)،بیشتر از هر چیز «لمسِ مهربانی» بود؛
انگار آدم وارد خانهای میشود که صاحبش، رحمت را زندگی کرده است.
هر بار که یادم میافتاد پیامبر(ص) چقدر بزرگوار بودهوای فقرا را داشت،برای خانوادهاش پناهِ امن بود،در راه خدا صبوری کرد و زخم خورد،و با مردمی که در حقش جفا کرده بودند، از درِ گذشت وارد شددلم بیاختیار نرم میشد… و ضعف میرفت.🥹
آنجا یک حسِ عجیب روی دلم نشست:اگر قرار باشد مهربانترین و شریفترین انسانِ این عالم را نام ببرم،برای من «محمد(ص)» است.
و وقتی فهمیدم الآن در خانهی او مهمان شدهام،معیارم عوض شد:دینداری فقط دانستن و گفتن نیست؛دینداری یعنی شبیهتر شدن به رحمت.
«مدینه، درسِ رحمت است؛ چون صاحبِ رحمت اینجاست.»
یا رسولالله…! دلِ ما را شبیهِ مهربانیِ خودت کن.
#دفتر_حج۳.
۲۹۳
۱۸:۵۸
.ممنون از بازخوردهای خوبتون پیرامون #دفتر_حج 🥰.
۳۳۴
۷:۰۵
۳۳۶
۷:۰۵
قاب ۴ | اولین زیارتِ آقا رسولالله ﷺ
مدینه برای من، اولش «غربت» بود؛نه از جنسِ تنهاییِ آدم…از جنسِ دیدنِ آدمهای تازه:رنگها، نژادها، لهجهها، لباسها…و یک سؤال آرام که در دل میچرخید:چطور این همه «فرق»، اینجا یکجا جمع میشوند؟
شب که شد، پاسخ را در سکوتِ قبلِ اذان پیدا کردم.
آن ساعتِ لطیفِ بینِ خواب و بیداری،وقتی نماز شب را در مسجدالنبی خواندم،انگار دیوارِ زمان کنار رفت.
چشمهایم که بسته میشد،مرمرِ امروز تبدیل میشد به یک مسجدِ کوچکِ گِلی…و من خودم را میدیدم «کنار پیامبر»؛همانجا که روضه ی شریف است،همانجا که میشود فهمید چرا دلها اینجا آرام میگیرند.
تصور میکردم رسول خدا ﷺ ایستاده به نماز…و پشت سرش سلمانِ فارسی اقتدا کرده،بلالِ حبشی اقتدا کرده،و آقایم علیبنابیطالب علیهالسلام اقتدا کرده…دلهایی از سرزمینهای دور،که با یک مهربانیِ آسمانی، همخانه شدند.
و همینجا بود که گریهام گرفت:پیامبر با آدمها چه میکردکه «حق» را از راهِ دل وارد میکرد؟چطور دستِ آدمها را میگرفت،بلندشان میکرد،و آرامآرام به راهِ خدا میبرد؟
آن شب، رازِ این جمع شدنِ دلها را در این آیه پیدا کردم:«عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْحَرِيصٌ عَلَيْكُمْبِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»
آری… او از خودِ ماست؛رنجِ ما برایش سنگین است؛برای نجاتِ ما حریص است؛و نسبت به مؤمنان، رؤوف و رحیم.
برای همین بود که از تهِ جان گفتم:یا رسولالله…دستِ من را هم بگیر.من هم پناه آوردهام،من هم دنبالِ حقّم؛و اگر تو اینقدر دلسوزِ مایی،نگذار جا بمانم.
#دفتر_حج۴
.
مدینه برای من، اولش «غربت» بود؛نه از جنسِ تنهاییِ آدم…از جنسِ دیدنِ آدمهای تازه:رنگها، نژادها، لهجهها، لباسها…و یک سؤال آرام که در دل میچرخید:چطور این همه «فرق»، اینجا یکجا جمع میشوند؟
شب که شد، پاسخ را در سکوتِ قبلِ اذان پیدا کردم.
آن ساعتِ لطیفِ بینِ خواب و بیداری،وقتی نماز شب را در مسجدالنبی خواندم،انگار دیوارِ زمان کنار رفت.
چشمهایم که بسته میشد،مرمرِ امروز تبدیل میشد به یک مسجدِ کوچکِ گِلی…و من خودم را میدیدم «کنار پیامبر»؛همانجا که روضه ی شریف است،همانجا که میشود فهمید چرا دلها اینجا آرام میگیرند.
تصور میکردم رسول خدا ﷺ ایستاده به نماز…و پشت سرش سلمانِ فارسی اقتدا کرده،بلالِ حبشی اقتدا کرده،و آقایم علیبنابیطالب علیهالسلام اقتدا کرده…دلهایی از سرزمینهای دور،که با یک مهربانیِ آسمانی، همخانه شدند.
و همینجا بود که گریهام گرفت:پیامبر با آدمها چه میکردکه «حق» را از راهِ دل وارد میکرد؟چطور دستِ آدمها را میگرفت،بلندشان میکرد،و آرامآرام به راهِ خدا میبرد؟
آن شب، رازِ این جمع شدنِ دلها را در این آیه پیدا کردم:«عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْحَرِيصٌ عَلَيْكُمْبِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»
آری… او از خودِ ماست؛رنجِ ما برایش سنگین است؛برای نجاتِ ما حریص است؛و نسبت به مؤمنان، رؤوف و رحیم.
برای همین بود که از تهِ جان گفتم:یا رسولالله…دستِ من را هم بگیر.من هم پناه آوردهام،من هم دنبالِ حقّم؛و اگر تو اینقدر دلسوزِ مایی،نگذار جا بمانم.
#دفتر_حج۴
.
۱۹۹
۶:۳۶
#مولا_علی💚
عضو کانال #سید_حسینی | دانشگاه خانواده شوید 
️
https://eitaa.com/joinchat/2382102563C1821233c00
https://eitaa.com/joinchat/2382102563C1821233c00
۲۴۵
۷:۴۴
gh_b3 (1) (1).mp3
۰۳:۴۰-۵.۶۵ مگابایت
فایل صوتی اثر"حیدر"با صدای :سید محمد حسین حسینیعلیرضا باقری شاعر : سارا زحمتکشتنظیم : وحید مظاهریان
کانال #سید_حسینی _ عضو شوید
⚘️https://eitaa.com/joinchat/2382102563C1821233c00
کانال #سید_حسینی _ عضو شوید
۱۷۸
۵:۲۱
دوستان توجه بفرمایید ثبت نام دوره سفرتربیت با تخفیف و شرایط قسطی تا فردا ساعت ۱۲ برقراره و بعد از آن ثبتنام دوره با شرایط فوق بسته میشه چنانچه قصد ثبت نام در دوره را دادین مشخصات خودتون را در لینک زیر وارد کنید تا در اسرع وقت توسط کارشناسان آموزش باهاتون تماس گرفته بشه

https://app.didar.me/customer/form/2a27c306-75ca-4817-8df2-2be5f9de322a
https://app.didar.me/customer/form/2a27c306-75ca-4817-8df2-2be5f9de322a
۱۶۷
۶:۴۱
سید حسینی | دانشگاه خانواده
دوستان توجه بفرمایید ثبت نام دوره سفرتربیت با تخفیف و شرایط قسطی تا فردا ساعت ۱۲ برقراره و بعد از آن ثبتنام دوره با شرایط فوق بسته میشه چنانچه قصد ثبت نام در دوره را دادین مشخصات خودتون را در لینک زیر وارد کنید تا در اسرع وقت توسط کارشناسان آموزش باهاتون تماس گرفته بشه
https://app.didar.me/customer/form/2a27c306-75ca-4817-8df2-2be5f9de322a
۱۱۶
۱۷:۱۷
چهار جمله ی ممنوعه در دعوا زوجین
️«تو همیشه…»«تو هیچوقت…»«مشکل تو اینه که…»«اگه فلان نشه من…»
اینمقاله را کامل مطالعه کنید
https://dkhanevade.com/2026/06/10/27191/
نویسنده : سید حسینی
کانال #دانشگاه خانواده_سیدحسینی🤍
@seyedhoseiny_ir
اینمقاله را کامل مطالعه کنید
کانال #دانشگاه خانواده_سیدحسینی🤍
۱۵۶
۱۷:۱۸