شبیه مه شده بودی!نه میشد در آغوشت گرفتو نه آنسوی تو را دید!تنها میشد،در تو گم شد!که شدم...
شاعرانه
شاعرانه
۲۲
۱۳:۰۲
۱۸
۱۲:۱۵
۱۸
۱۲:۱۶
۲۴
۱۲:۱۶
به قفس سوخته گیریم که پر هم بدهندببرند از وسط باغ گذر هم بدهند
حاصل این همه سال انس گرفتن به قفستلخ کامیست اگر شهد و شکر هم بدهند
قصهی غصهی یعقوب همین بود که کاشبادها عطر که دادند... خبر هم بدهند
ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیمچه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند
قوت ما لقمهی نانیست که خشک است و زمختبنویسید به ما خون جگر هم بدهند
دوست که دلخوشیام بود فقط خنجر زددشمنان را بسپارید که مرهم بدهند
خستهام مثل یتیمی که از او فرفرهایبستانند و به او فحش پدر هم بدهند
#حامد_عسکری
حاصل این همه سال انس گرفتن به قفستلخ کامیست اگر شهد و شکر هم بدهند
قصهی غصهی یعقوب همین بود که کاشبادها عطر که دادند... خبر هم بدهند
ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیمچه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند
قوت ما لقمهی نانیست که خشک است و زمختبنویسید به ما خون جگر هم بدهند
دوست که دلخوشیام بود فقط خنجر زددشمنان را بسپارید که مرهم بدهند
خستهام مثل یتیمی که از او فرفرهایبستانند و به او فحش پدر هم بدهند
#حامد_عسکری
۲۲
۱۲:۳۶
₍ یاد تو حس قشنگیست که در دل دارم؛چه تو باشی چه نباشی، نگهش میدارم ₎
شاعرانه
شاعرانه
۱۴
۲۱:۴۲
دل به دل راه ندارد که اگر داشت، دلتلحظه ای یادِ من و این همه دلتنگی بود!
شاعــــرانه
شاعــــرانه
۱۳
۲۱:۴۶
۴
۶:۱۴
۴
۶:۱۴
۴
۶:۱۴