لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل shadows
۴۸ عضو

shadow

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۴ خرداد
با شما هستم پریزاد قصه های نگفتهلطفا لبخند نزنید این یک بیانیه اعتراضی است خانم،یک متن عاشقانه نیستمن آخرش انقلاب خواهم کرد علیه چشمهای شمامن،مسلح به عشق و بوسه،علیه بوی تن شما که عطر گندم خام است و مستم میکند،قیام خواهم کرداگر امان بدهید و نخندید و لبخندتان دوباره مرا مست و مدهوش رها نکند گوشه خلوت ترین کوچه های شعر،اگر مرا نبوسید و فرصتی بدهید که عاقل باشم و دیوانه ترین مرد شهر نباشم برای بوسه ای دوباره،اگر کمی فاصله بگیرید و مجال بدهید که اینطور همه جانم بی وقفه عطش نشود برای آغوشتان،اگر نوازش سرانگشتان شما آتش نشود و خرمن غرورم را یک جا به باد ندهد،اگر یاد بگیرم وقتی با خنده اسمم را صدا میزنید از ذوق نمیرم،علیه شما قیام خواهم کردحالا دیگر انتخاب با شماست یا دوستم بدارید و مجال انقلاب ندهید و دیکتاتور عزیز قلبم بمانید و صدای مخالف عقل را خاموش نگه دارید،یا دور بمانید و وادارم کنید از نو فتحتان کنم آخ که اگر این بار قدرت دست من بیفتد،آخ که اگر من سردار فاتح باشم و دل شما را غارت کنم،به قدر نفسی امانتان نخواهم داد از من دوری کنیداین یک متن عاشقانه نیست اما اگر شما گوشه چشمی کنید،نه این متن که همه دنیا عاشقانه خواهد شد که عشق،اسم کوچک شماست چقدر من حرف میزنم اصلا مرا ببوسید،لطفا !
#عرفان_نویس
undefined۳

۳۱

۷:۱۲

دیدیم مد شده هرکی هرجا کم میاره از این هوش مصنوعی سوال‌وجواب میکنه تازه یه عده دردودلم می‌کنن باهاش مام امروز از بی‌کسی برگشتیم بهش گفتیم: حوصلمون پوکیده بهم گفت: موزیک گوش بده، کتاب بخون، ورزش کن، برو پیاده روی . . .گفتیم: حاجی اینا به کارمون نمیاد گفت: بیشتر توضیح بده گفتم: زکی، ما اگه حال توضیح دادن داشتیم که از تو نمی‌پرسیدیم چه کنیم!گفت: متوجه منظورت نمیشم شاید بیمار باشی و نیاز به درمان داشته باشی اگه بگی دقیقا چه مشکلی داری می تونم بهتر راهنماییت کنم گفتم: بی‌خیال یارو مرض ما درمون نداره که تو هم دری وری میگی . . .خلاصه که نتونست هم‌صحبت ما شه بیچاره اونایی که از بی‌کسی پناه میارن به این ناکساآدمیزاد به بودن آدمی که زندست یکی که تو نگی‌و اون بفهمتت ته تهش نفهمیدم تعارفت کنه به بغلی، سیگاری، یه پیک عرقی، دو کلوم حرف حساب و بی‌حسابی، چهار قدم خیابون گردی،  کوفتی‌، زهرماری یه چیزی که اگه دردت‌و درمون نکرد حداقل از تنهایی درت آورده باشه تنهایی واسه خود خدا خوبه آدمی تو تنهایی دق‌مرگ میشه صدم که تکنولوژی پیشرفت کنه‌و هوش مصنوعی‌و ربات‌و این چیزا دربیاد آدمی به آدمی محتاجِ که از تو خودش بکشتش بیرون یه استکان چای بزاره جلوت، بزنه سرشونت بگه: بخور؛ درست میشه، نشدم فداسرت؛ تموم که میشه . . .!
undefined۷
undefined۱

۴۹

۱۸:۱۴

۱۵ خرداد

RapiWar - Dige Chi Kame - Amir Khalvat, Darab.mp3

۰۲:۵۴-۷.۱۶ مگابایت

۲۲

۲:۱۴

https://t.me/The_Shadows_Confess

۲۲

۷:۰۷

shadow
https://t.me/The_Shadows_Confess
چنل تلگرام shadows

۲۴

۷:۰۷

یک جایی از قصه‌ای که دارم می‌نویسم، تو داری جلوی آینه سرمه میکشی به چشمات و هرزگاهی از آینه نگاهم میکنی و لبخند میزنی...بهت میگم" سیه روزی مجنون سرمه باشد چشم لیلی‌را..." از تو آینه میبوسیم... جای رژ لبت میمونه رو آینه...بعد میپرسی" باز چت کردی سر صبحی؟ آخه مغز همینجوری صبحا کار نمیکنه، تو اونم میکشی که چی؟"بعد کشو رو باز میکنی و از تو پاکت سیگار رولِ گل رو درمیاری و روشن میکنی و میکشی...میگم" نکش...خنگ میشی..."میخندی...میخندم...بعد موبایلت رو برمیداری و موزیک اینتراستلار رو میذاری و میگی" آماده‌ای برای سفر فضایی؟! "میگم" ماشین صفحه نداره، بنزینم نداریم، پولم ندارم که بنزین بزنم، باید پیاده بریم."میگی " زیاد دور نیست دریا، بیست دقیقه تا ساحل رادیو دریا راهه..."بعد موزیک رو زیاد میکنی و میای کنارم روی تخت درازمیکشی و بغلم میکنی...اینجای داستان میخواستم ازت بپرسم که به نظرت مجوز چاپ میدن به این داستانم؟!که لبات رو میچسبونی به لبام...لبات سردن...چشمات رو باز میکنی، تو چشمات میبینم که داریم از کهکشان راه شیری دور و دور تر میشیم... لبات با دور شدنمون از خورشید و کهکشان سردتر میشه...به زحل که میرسیم یه پیرمرد تنهارو میبینم که معلق مونده تو فضا و داره سیاوش قمیشی میخونه...میخوام صدات کنم، دستت رو میذاری پشت سرم و فشار میدی سمت خودت...لبمون شروع میکنه به خون اومدن...خون پخش میشه تو فضا...میریزه رو ستاره ها... میریزه روی ماه و ماه سرخ میشه...دستت رو از پشت سرم برمیداری و با لبای خونیت میخندی و چشمات رو میبندی...میگم " وقتی میخندی خیلی قشنگ‌تر میشی، اونم با لب خونی..."وسط خنده‌هات میگی " خفه شو بابا، برا تو نیست خندم! دارم برای آدمی که قراره باهاش زندگی کنم میخندم."میگم " یعنی به کی؟ میشه چشمات رو باز کنی؟ " خنده‌هات قطع میشه... با انگشتات لب پایینت رو فشار میدی.میگم " میشه چشمات رو باز کنی؟ "میگی " خفه شو داره میبوستم..."به پلکات نگاه میکنم که انگاری یه مردی پشت پرده‌ی پلکت بهت خیره شده و داره میبوست...میگم " میشه چشمات رو باز کنی؟ قول میدم پول بنزین داشته باشم، دیگه پیاده نریم جایی... میشه چشمات رو باز کنی؟ من دوستت دارم..."آروم میگی " منم فقط میخوام دوستم داشته باشی، ولی دلیل نمیشه که فقط به تو فکر کنم و باتو باشم..."
از جام بلند میشم و دفترم رو باز میکنم ...دنبال خودم میگردم تو قصه...میبینم که آخرای قصه، تو جلوی یه آینه وایسادی و داری سرمه میکشی به چشمات...بعد میشینی روی تخت و از مردی که من نیستم میپرسی " به نظرت مجوز چاپ میدن به این داستانم؟! "مرد بی محابا میبوست..‌.از لبت خون میاد...پخش میشه تو فضا...میریزه رو ستاره‌ها...و پیرمردی که منم، معلق مونده تو فضا و داره سیاوش قمیشی میخونه...‌#مخاطب_خاص
undefined۱

۴۹

۱۲:۲۷

۱۹ خرداد

Tahas x Hassan Baba x Youni – Raghse Ashk.mp3

۰۲:۵۲-۶.۷۱ مگابایت

۴۳

۱۶:۵۷

۲۰ خرداد
اگه خیلی دلتنگی، اگه خیلی کلافه‌ای، اگه تو این پنج ماه پنجاه سال عذاب کشیدی، اگه با چیزهایی که گریه‌دار نیستن گریه‌ت می‌گیره، اگه حرفت نمیاد، اگه حس می‌کنی یه برگ زرد بیهوده‌ای رو آسفالت یه خیابون شلوغ، اگه دائما به تصمیمات شک می‌کنی، اگه از همه‌ی احتمالات بعدی واسه کشورت می‌ترسی، اگه حس می‌کنی جون هیچ کاری و تحمل هیچ درد جدیدی رو نداری، تنها نیستی. طاقت بیار. شاید اوضاع کم‌کم بهتر شد، شاید هم بدتر. ولی اینجوری نه، نمی‌مونه. undefinedundefined

۴۴

۵:۵۰

۲۴ خرداد
https://t.me/The_Shadows_Confess/430استارت دوباره چنل تلگرام

۳۲

۱۳:۳۷

۲۶ تیر
https://t.me/begoo?start=_2773926396866

۱۲

۲۰:۳۶