بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
محور اصلی گفتگوهای این نشست، چگونگی گسترش فرهنگ کتابخوانی و ایجاد بستری مناسب برای بهرهگیری از ظرفیتهای بینظیر کتابخانه در مجموعه آرامگاه سعدی بود.
۱
۱۲:۰۱
#معرفی_کتاب
پیراهن دوستیزندگی حضرت زهرا (س)
#کودکان
مجموعه ۸ قصه از زندگی حضرت زهرا(س) است که هریک با محوریت سبک و سیره زندگانی ایشان توسط مسلم ناصری نوشته شده است.
موضوعات و داستان های این کتاب برگرفته از منابع دینی همچون؛ بحار الانوار، مکارم الاخلاق، تاریخ یعقوبی، مستدرک الوسایل، المعجم الکبیر، امالی و ... می باشد.
مجموعه ۱۴جلدی «هشت قصه از زندگانی معصومین(ع)» ویژه گروه سنی کودک و نوجوان می باشد.
مریم رضانژاد
#کودکان
مریم رضانژاد
۳۶
۱۲:۰۱
*
هنر رهایی از هراس:
ناپلئون_هیل
رمان
۶۲ صفحه
نویسنده موفق و پرفروش آمریکایی، در کتاب رهایی از هراس به شما کمک میکند با چشماندازی جدید و دیدی بازتر، فرصتهای پیرامونتان را مغتنم شمارید و از آنها بهرهمند شوید.
مریم_رضانژاد
ناپلئون_هیل
رمان
نویسنده موفق و پرفروش آمریکایی، در کتاب رهایی از هراس به شما کمک میکند با چشماندازی جدید و دیدی بازتر، فرصتهای پیرامونتان را مغتنم شمارید و از آنها بهرهمند شوید.
مریم_رضانژاد
۴۰
۱۲:۰۴
#معرفی_کتاب
به امید دیدار
اما این دلیل نمیشود که زن جوانی از دنیا برود، فاطمه فقط هجده سالداشت!
فضه دوباره به گریه افتاد: «آمده بودند مولایم علی را برای بیعت به مسجد ببرند، بعد از آن که درِ خانه را آتش زدند و شکستند داشتند مولایم را کشان کشان می بردند، بانویم جلو دوید، دست انداخت دور کمر علی تا مانع بردنش شود،آن وقت... آن وقت... خاک بر دهانم، با شمشیر در غلاف آنقدر به دستشکوبیدند که بازویش شکست و دستش از دور کمر علی رها شد...
اشواق به سیل اشک که از چشم های فضه جاری بود، خیره شده بود.مگر فاطمه تنها یادگار پیامبر نبود؟ مگر پیامبر نگفته بود که فاطمه پارۀ تناوست؟
فضه ادامه داد: «اما، قبل از آن که بازوی بانویم را بشکنند، وقتی درِخانه را آتش زدند ام الحسن پشت در رفت ...
#مریم_رضانژاد
اما این دلیل نمیشود که زن جوانی از دنیا برود، فاطمه فقط هجده سالداشت!
فضه دوباره به گریه افتاد: «آمده بودند مولایم علی را برای بیعت به مسجد ببرند، بعد از آن که درِ خانه را آتش زدند و شکستند داشتند مولایم را کشان کشان می بردند، بانویم جلو دوید، دست انداخت دور کمر علی تا مانع بردنش شود،آن وقت... آن وقت... خاک بر دهانم، با شمشیر در غلاف آنقدر به دستشکوبیدند که بازویش شکست و دستش از دور کمر علی رها شد...
اشواق به سیل اشک که از چشم های فضه جاری بود، خیره شده بود.مگر فاطمه تنها یادگار پیامبر نبود؟ مگر پیامبر نگفته بود که فاطمه پارۀ تناوست؟
فضه ادامه داد: «اما، قبل از آن که بازوی بانویم را بشکنند، وقتی درِخانه را آتش زدند ام الحسن پشت در رفت ...
#مریم_رضانژاد
۲۷
۷:۴۰
انسان ها را، همان طور که هستند ببینیم ، نه طوری که دوست داریم باشند...
خیلی از دلخوریهای ما از جایی شروع میشود که از اطرافیان خودمان توقع داریم بیشتر از چیزی که هستند، باشند.
با کمی تفکر، متوجه می شویم که خود ما هم در همه ی زمینه ها کامل و قوی نیستیم.انتظارات بیش از حد، باعث تخریب پایه های روابط ما می شوند.
#روابط_انسانی#تغییر_مثبت
مریم رضانژاد
۲۳
۷:۴۲
بعد ها فهميدم بينايی همه چشم ها يک اندازه نيست. يكی كم از دنيا می بيند و يكی زياد. دنيا هم در برابر نگاه آدم ها به يكسان عرضه نمی شود
رازی در کوچه ها:فریبا وفی
مریم رضانژاد
مریم رضانژاد
۲۹
۷:۵۴
آبنبات هل دار - مهرداد صدقی
این بار قصه ی طنز و نمکین از زبان یک طفل بجنوردی که برادر عزیزش قرار است برود جبهه! آبنبات هل دار!
چه خاطراتی که از روزگار جنگ در این سرزمین باقی نمانده و هر کسی می داند که آن روزها فقط روزهای جنگ و گلوله نبودند.
درون مرزهای ایمنی که عده ای جان خود را بر سر حفظ تمامیت و امنیت آن می نهادند، مردمی شریف و صبور روزگار می گذراندند و اکنون مهرداد صدقی با زبان طنز و کلک، ماجراهای مفرحی از آن روزگاران برای مردم امروز تعریف می کند.
مریم رضانژاد
این بار قصه ی طنز و نمکین از زبان یک طفل بجنوردی که برادر عزیزش قرار است برود جبهه! آبنبات هل دار!
چه خاطراتی که از روزگار جنگ در این سرزمین باقی نمانده و هر کسی می داند که آن روزها فقط روزهای جنگ و گلوله نبودند.
درون مرزهای ایمنی که عده ای جان خود را بر سر حفظ تمامیت و امنیت آن می نهادند، مردمی شریف و صبور روزگار می گذراندند و اکنون مهرداد صدقی با زبان طنز و کلک، ماجراهای مفرحی از آن روزگاران برای مردم امروز تعریف می کند.
مریم رضانژاد
۳۰
۷:۵۸
تصور کن روزی در سیسالگی بیدار شوی و بفهمی دیگر هرگز پیر نخواهی شد؛ نه چینوچروکی، نه موی سفیدی و نه نشانی از گذر سالها...
بتی در ابتدا این اتفاق را موهبتی شگفتانگیز میداند؛ اما بهتدریج درمییابد که جوان ماندن همیشگی، آنقدرها هم رؤیایی نیست. وقتی چهرهی تو ثابت میماند و تمام آدمهای اطرافت پیر میشوند، عشق، خانواده و حتی هویتت چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
«زنی که پیر نمیشد» روایتی تأملبرانگیز دربارهی زیبایی، گذر زمان، تنهایی و وسواس انسان برای جوان ماندن است؛ داستانی که ما را به پرسشی عمیق دعوت میکند:
#رضانژاد_کتابخانه_کودکان_شقایق
«کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز»
کتابخانه عمومی کودکان شقایق، شیراز، میدان پارسه بلوار پاسارگاد، بوستان شقایق
۲۵
۱۴:۲۱
#معرفی_کتاب#اسب_سیاه#روانشناسی
معرفی کتاب | اسب سیاه
قرار نیست همه از یک مسیر به موفقیت برسند!آیا تا به حال احساس کردهاید مسیری که برای موفقیت به شما پیشنهاد میشود، با روحیه و خواستههای واقعیتان سازگار نیست؟کتاب "«اسب سیاه»" نوشتهی تاد رز و اوگی اگاس، با ترجمهی پیام بهرامپور، ما را به بازنگری در معنای موفقیت دعوت میکند.این کتاب دربارهی کسانی است که از مسیرهای معمول فاصله میگیرند و با شناخت بهتر علایق، انگیزهها و تواناییهای خود، راهی منحصربهفرد برای زندگیشان پیدا میکنند.شاید موفقیت واقعی، پیدا کردن بهترین مسیر برای همه نباشد؛ بلکه کشف مسیری باشد که برای "ما" معنا دارد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای مقایسهی مسیرمان با دیگران، مسیر خودمان را بهتر بشناسیم.
#رضانژاد_کتابخانه_کودکان_شقایق
«کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز»
کتابخانه عمومی کودکان شقایق، شیراز، میدان پارسه بلوار پاسارگاد، بوستان شقایق
شناسه:https://ble.ir/shagaiegpl
اداره کتابخانه های عمومی شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
اداره کل کتابخانه های عمومی فارسhttps://ble.ir/Farspl
#رضانژاد_کتابخانه_کودکان_شقایق
«کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز»
کتابخانه عمومی کودکان شقایق، شیراز، میدان پارسه بلوار پاسارگاد، بوستان شقایق
۱۰۷
۱۴:۳۸