این روزها ابهامات و شبهات مختلفی دربارهی حملات اخیر آمریکا به خاک ایران در فضای رسانهای منتشر میشود. بسیاری از شهروندان از آسیب به زیرساختها و تاسیسات کشور و شهادت مدافعان وطن خشمگین هستند.
در کنار جنگ نظامی، جنگ روانی دشمن هم اوج گرفته و روایتی واژگون از وقایع را تبلیغ و ترویج میکند. به نظرم برای روشن شدن فضا و ایجاد اتحاد و انسجام در برابر دشمن توجه به ۱۰ نکته زیر اهمیت دارد:
۱- آمریکا در جنگ به اهداف خود نرسید و شکست خورد. همهی تحلیلگران برجستهی بینالمللی این واقعیت را تصدیق کردهاند.۲- ایران در جنگ کنترل تنگه هرمز به عنوان مهترین اهرم راهبردی و اقتصادی برای اعمال فشار به دشمن را به دست آورد. ۳- آمریکا در ۴۰ روز جنگ و با تمام قدرت نظامی خود نتوانست تنگه هرمز را باز کند. ۴- مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای جنگ، تنبیه متجاوز و طلب خسارات جنگ بود. ۵- دشمن به بهانه مذاکرات و با تفسیر تفاهم نامه اقدام به باز کردن مسیر جنوبی و لغو ترتیبات ایرانی و سلب اختیار ایران از تنگه هرمز کرد. ۶- باز بودن مسیر جنوبی فقط منع ایران از درآمد عبور و مرور از تنگه به عنوان جبران بخشی از خسارات جنگ نیست. باز بودن مسیر جنوبی یعنی از دست رفتن مهمترین اهرم ایران در مذاکرات آتی و مهمترین اهرم ایران در بازدارندگی از اعمال تحریم و حمله مجدد. آمریکا به همین دلیل اینقدر بر سلب اختیار ایران در تنگه هرمز اصرار دارد. ۷- باز بودن مسیر جنوبی یعنی ناوهای نظامی از تنگه عبور کنند و برای حمله مجدد به ایران آرایش نظامی بگیرند. یعنی تمام پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس بازسازی شوند و از آنها برای حمله مجدد به ایران استفاده شود. جنگ طلبان آمریکایی دنبال تحقق این اهداف هستند که اصرار بر باز بودن مسیر جنوبی دارند.۸- هرکس از باز شدن تنگه هرمز بدون اعمال ترتیبات ایرانی حمایت کند، خواسته و ناخواسته در مسیر جنگ طلبان آمریکا حرکت کرده است. ۹- آمریکا با حمله به زیرساختها و با هیچ عملیات نظامی دیگری نمیتواند تنگه را باز کند. تنها امید آمریکا به فتنه و اختلاف در داخل و سست شدن اراده مسئولین در حفظ دستاوردهای جنگ رمضان است. عملیات روانی و تبلیغاتی اخیر در مورد جنوب ایران توسط مزدوران آمریکا و عناصر وطنفروش در این راستا است.۱۰- آمریکا با سلب اختیار ایران و لغو ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز میخواهد واقعیت جنگ را تحریف کند و تصویر پیروز از خود به نمایش بگذارد. اگر کسانی تسلیم این روایت آمریکا شوند، و ایران را طرف شکست خورده در جنگ معرفی کنند، زمینه زورگوییها و زیادهخواهیهای بیشتر آمریکا را فراهم کردهاند.
۳۲.۲K
۷:۳۷
۱- در ایام انتخابات رئیسجمهور محترم دو شعار کلیدی و ارزشمند داشتند که بخشی از مردم بر اساس آنها به ایشان رای دادند: یکی توجه به نظر کارشناسان در تصمیمگیریها بود، و دیگری این که مسئولین نباید با هم دعوا کنند. ایشان به خوبی دریافته بود که مردم از درگیریهای سیاسی و جناحی خسته شدهاند و از آنها انتظار خدمت صادقانه و حل مشکلات کشور را دارند. طبیعی است که این به معنی نفی بحثهای جدی و صریح کارشناسی در جلسات مسئولین نیست. اما کشیده شدن اختلاف نظرها به فضای عمومی و رسانهای و ایجاد التهاب و تشویش اذهان مردم از نظر ایشان پسندیده نبود. ۲- در روزهای اخیر یک عملیات سنگین رسانهای و تبلیغاتی توسط برخی چهرههای سیاسی و برخی مطبوعات علیه رسانهی ملی به راه افتاده است. البته این هجمهها اتفاق جدیدی نیست. از دوره ریاست شهید فرزانه دکتر علی لاریجانی این قبیل حملاتِ سازمان یافته توسط مطبوعات زنجیرهای وقت علیه رسانهی ملی رایج بوده است. اتفاقاً امروز نیز برخی از گردانندگان همان مطبوعات، که اغلب به دلیل عملکرد خلاف منافع ملی در فتنههای مختلف سابقه محکومیت قضایی دارند، دوباره برای راه انداختن دعوا و تنش و درگیری در کشور دست به کار شدهاند. عجیب است در دولتی که رئیس محترم آن با شعار «دعوا نکنیم» در انتخابات پیروز شده، افرادی در زمرهی مشاوران اجتماعی و رسانهای و اطلاعرسانی دولت به کار گماشته شدهاند که مهمترین سابقه و تخصص آنها راه انداختن دعوا و درگیری و بحران امنیتی در کشور بودهاست. و چه خسارتهای عظیم که کشور در دههی ۷۰ و ۸۰ بخاطر این دعواهای پوچ متحمل شد.۳- ممکن است برای برخی سوال شود که این جنگ روانی اخیر علیه رسانهی ملی به چه دلیل در شرایط فعلی به راه افتاده است؟ ظاهرا کلید خوردن این حملات پس از برخی اظهارنظرهای کارشناسی و تخصصی رئیس سازمان صدا و سیما در برخی جلسات رسمی بوده است. به نظر میرسد برخی افراد در دولت برخلاف شعار رئیس جمهور محترم مبنی بر لزوم توجه به نظرات کارشناسی از شنیده شدن هرگونه صدای متفاوت در جلسات دولت یا برخی جلسات رسمی ناراحت هستند و به دنبال ایجاد خفقان در فضای تصمیمگیری کشور هستند. قطعا چنین رویکرد فاشیستی خلاف مشی و روحیه رئیس جمهور محترم است. پرسش اصلی این است که این اشباح سرگردان چرا اینقدر از مطرح شدن برخی دیدگاهها و نقدها نگران و هراسان هستند؟ آیا خطایی در دستگاه محاسباتی آنها اتفاق افتاده که نمیخواهند در برابر آن پاسخگو باشند؟ آیا به دلیل آن خطای محاسباتی خسارتی به کشور وارد شده که نمیخواهند به آن پرداخته شود؟ اگر حتی در جلسات رسمی و محرمانه هم اعضا امکان ابراز نظر آزادانه در خصوص این موارد را نداشته باشند و هرکس نظر متفاوتی دهد در فضای رسانهای و مطبوعاتی با ترور شخصیت مواجه شود، قطعا چنین رویهای ضد شعارهای رئیس جمهور مبنی بر توجه به نظرات کارشناسان است. ۴- رئیس فعلی سازمان صدا و سیما بیش از سی سال سابقه تدریس علوم ارتباطات و رسانه در دانشگاه دارد، بیش از سه دهه تجربهی حرفهای خبری و رسانهای در داخل و در سطح بینالمللی دارد. در دوران حساسترین مذاکرات و پروندههای بینالمللی کشور در مقام معاون سیاسی یا معاون برونمرزی صدا و سیما مسئولیت و اشراف رسانهای داشته و یک دوره هم در جایگاه سفیر ایران مأموریت دیپلماتیک بر عهده داشته است. اگر فردی با این سوابق علمی و حرفهای و دیپلماتیک هم اجازه نداشته باشد در جلسات رسمی دولت در خصوص مذاکرات و تفاهمنامه اظهار نظر کند، تکلیف بقیه روشن است. این نکات به معنی نفی هرگونه نقد پیرامون عملکرد رسانه ملی نیست. اما نقد عملکرد با ترور شخصیت و جنگ روانی آن هم در شرایط جنگی متفاوت است.۵- موضوع دیگری که به عنوان «جرم نابخشودنی» سازمان صدا و سیما دستمایهی حملات اخیر به این سازمان شده ادعای «سانسور سخنان رئیسجمهور» در مراسم روز صنعت و معدن است. در این خصوص چند نکته قابل توجه است: اولاً مطلب مطرح شده در این سخنرانی را رئیس جمهور محترم چندی قبل در دیدار با مدیران صدا و سیما هم مطرح کرده بودند. فیلم آن جلسه را در دفتر ریاست جمهوری تدوین کردند و برای پخش به صدا و سیما ارائه کردند. جالب این که در آن فیلم دقیقاً همین بخش مورد اشاره حذف شده بود! یعنی این هجمهی سنگین علیه صدا و سیما به بهانهی حذف جملهای بر پا شده است که قبلا خود دفتر ریاست جمهوری هم - به درستی - آن جمله را از سخنرانی ایشان حذف کرده بود.
@Shahab_Esfادامه
۲K
۱۹:۲۱
ثانیاً جملهی مورد اشاره در این سخنرانی یک نقل قول از جلسهای خصوصی میان رهبر شهید انقلاب و رئیس جمهور محترم بوده است. طبق قواعد و ضوابط حرفهای و پروتکلهای رایج در تنظیم و انتشار اخبار مربوط به رهبر معظم انقلاب، هرگونه نقل قول از جلسات خصوصی و محرمانه ایشان ممنوع بوده و انتشار چنین مطالبی صرفاً منوط به تایید دفتر مقام معظم رهبری است. این رویه که در زمان حیات رهبر شهید رایج بوده طبعاً در شرایط فعلی پس از شهادت ایشان باید با حساسیت بیشتری رعایت شود. اگر بنا شود هرکسی برای توجیه اقدامات فعلی خود نقل قولی از جلسات خصوصی با رهبر شهید انقلاب مطرح کند با هرج و مرج و آشفتگی روایتها مواجه خواهیم شد.
متأسفانه همین نقل قول اخیر رئیسجمهور محترم نیز دستمایهی سوءاستفاده برخی عناصر ضدانقلاب و منافقین خارج از کشور قرار گرفت و زمینه ساز اهانت و و توهین به شخصیت رهبر شهید انقلاب شد. همهی ما بند آخر وصیتنامه امام خمینی (ره) را بخاطر داریم که ایشان تصریح میکنند «آنچه به من نسبت داده شده یا می شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم». بر اساس این حکم امام خمینی (ره) هرگونه انتساب نقل قول به رهبری انقلاب که خارج از اسناد و مدارک موجود باشد باطل و غیرمعتبر است. این امر در مورد رهبر شهید نیز طبعا صادق است و آقای رئیسجمهور که خود از پیروان «خط امام» هستند قطعاً بیش از همه باید به رعایت این اصول و ضوابط در نقل قول از رهبر انقلاب پایبند باشند.
اصرار برخی مسئولین دفتر رئیسجمهور به پخش این بخش از سخنان ایشان از صدا و سیما برخلاف همه استانداردها و قواعد رایج حرفهای، و لشکرکشی رسانهای به بهانهی «سانسور» آن قدری عجیب به نظر میرسد. گویا این جنجال آفرینی پوچ در راستای اهداف دیگری بوده است. خصوصاً که دفتر رئیسجمهور چندی قبل اقدام به حذف همین بخش از سخنان رئیسجمهور در دیدار ایشان با مدیران صدا و سیما کرده بود.
ثالثاً در مورد عدم پخش بخشی از مصاحبهي رئیس محترم مجلس شورای اسلامی نیز سازمان صدا و سیما بر اساس برخی سیاستهای ابلاغی پیشنهاد حذف ۲ دقیقه از مصاحبه ایشان را مطرح کرده بود که پس از بررسی موضوع در جلسهای با حضور نمایندگان نهادهای مختلف و مراجع ذیصلاح نه تنها نظر سازمان صدا و سیما صحیح تشخیص داده شد و مورد تایید قرار گرفت بلکه مقرر شد که ۱۸ دقیقه از آن مصاحبه حذف شود. این موضوع همان زمان به اطلاع تیم رسانهای رئیس محترم مجلس هم رسید و لذا در پخش دوم با وجود انجام این اصلاح در پخش هیچگونه اعتراضی هم نبود. اینکه بعد از چند هفته برخی افراد در شورای اطلاعرسانی دولت ناگهان غمخوار ریاست محترم مجلس شدهاند هم از عجایب روزگار است.
رابعاً در مورد پخش مصاحبههای وزیر محترم امور خارجه با خبرنگاران خارجی هم معمولا با توجه به برخی اظهارنظرهای خلاف واقع و ضد منافع ملی و اظهارات سوگیرانهی خبرنگاران خارجی علیه ایران در این مصاحبهها، پخش کامل آنها معمولاً در دستور کار رسانه ملی نبوده است. هیچ درخواستی هم از سوی وزارت امور خارجه برای پخش کامل این مصاحبهها مطرح نشده است. ضمن اینکه اصولاً پخش کامل مصاحبهای که توسط یک رسانهی دیگر انجام شده، جز در موارد استثنا، خلاف اصول حرفهای رسانه است. معمولاً رسانهها به پخش بخشهایی از مصاحبههایی که توسط دیگران انجام شده اکتفا میکنند. اگر از نظر وزیر محترم امور خارجه یک مصاحبهی خارجی ایشان ارزش پخش در فضای داخلی به صورت کامل را داشته، طبعا میتوانستند از مرکز رسانهای خود درخواست کنند که آن را طبق نظر خودشان ترجمه کنند و در اختیار رسانههای داخلی قرار دهند. اینکه چند ماه بعد ناگهان در مورد این موضوع در مصاحبهای ابراز گلایه کنند، در حالی که چند دیدار رو در رو با مدیران رسانه ملی در این مدت داشتهاند و هیچ سخنی در این موضوع نگفتهاند قابل تأمل است. شاید ایشان هم از موضوع دیگری ناراحت هستند.
@Shahab_Esf
ادامه
۱.۵K
۱۹:۲۱
۶- عجیبتر از لشکرکشی رسانهای علیه صدا و سیما، اظهارنظر برخی رسانهها و چهرههای نزدیک به دولت مبنی بر لزوم قطع بودجه صدا و سیما و نیز پخش شایعات تخیلی در مورد «توبیخ رئیس صدا و سیما» است. این افراد ظاهراً آشنایی با قانون اساسی و روالهای قانونی کشور ندارند. سازمان صدا و سیما طبق قانون اساسی زیر مجموعهی دولت نیست که رئیس آن توسط رئیسجمهور توبیخ شود. بودجه صدا و سیما نیز طبق قانون بودجه به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و توسط رئیسجمهور ابلاغ شده است. توصیه عدهای به استنکاف رئیسجمهور از اجرای قانون در واقع ترویج قانون شکنی و دیکتاتوری است. این اقدام سیاسی غیرقانونی در دولت و مجلس اصلاحات توسط برخی افراطیون علیه سازمان صدا و سیما و مدیریت شهید لاریجانی در دستور کار قرار گرفت. متأسفانه گویا برخی افراطیون فیلشان یاد هندوستان کرده و دچار «نوستالژی افراطیگری» شدهاند.
۷- با توجه به موارد فوق پرسش پایانی این است: دلیل اصلی این لشکرکشی رسانهای و جنجالآفرینی پوچ علیه رسانه ملی در میانهی جنگ، و در شرایطی که رسانهی ملی هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان هدف بمباران وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و مدیران و کارکنان آن با ایثار و جهاد اجازه ندادند آنتن خاموش و فرآیند اطلاعرسانی مختل شود، چیست؟ طبق آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی آراء (که مدیریت آن گرایش اصلاحطلبانه دارد)، میزان اعتماد مردم به صدا و سیما از میزان اعتماد مردم به دولت بیشتر است. شاید برخی عناصر سیاسی افراطی از این واقعیت عصبانی هستند. اما به نظر میرسد دلیل اصلی این است که رسانهی ملی طبق توصیه رهبر شهید انقلاب و با عبرت گرفتن از تجربهی تلخ برجام و دههی از دست رفته ۹۰، علیالاصول مانع از این شده که عدهای با سادهلوحی وعدههای دروغین دشمنان را باور کرده و با رؤیا فروشی و ترویج افسانههای خیالی یک دههی دیگر از عمر کشور را تلف کنند. ملت ایران با هزینهی بسیار سنگینی که در این جنگ داده، اراده کرده است که یک بار برای همیشه دشمن متجاوز زورگو را تنبیه و مجبور به عقب نشینی و پذیرش اقتدار منطقهای ایران کند. لذا هرگونه تلاش ذهنهای استعمارزده برای نجات آمریکا از مخمصه، حفظ تداوم سلطهی دشمن در منطقه و استمرار سایهی جنگ بر کشور محکوم به شکست است.
@Shahab_Esf
۱.۸K
۱۹:۲۱
۱ - پس از دو هفته عملیات نظامی آمریکا و علیرغم تهدیدهای شدید و غلیظ ترامپ برای گسترش حملات علیه زیرساختهای انرژی ایران، بار دیگر شاهد عقبنشینی آنها هستیم. به گزارش نیویورکتایمز ایران اکنون در موقعیت بالاتری نسبت به زمان امضای تفاهمنامه قرار دارد و عملا کنترل بر تنگه هرمز را تثبیت کرده است.
۲- این در حالی است که برخی مقامات از دستیابی ایران به "حداکثر دستآورد راهبردی" قبل از امضای تفاهمنامه سخن میگفتند و معتقد بودند ادامهی جنگ دیگر هیچ دستاوردی نخواهد داشت و منتقدان را به "جنگطلبی" متهم میکردند. این اشخاص حتی از باز شدن مسیر جنوبی تنگه هرمز هم دفاع میکردند که این با ادعاهای آنها در خصوص الزام به حفظ "ترتیبات ایرانی" در تفاهمنامه در تعارض بود.
۳- اعلام رسمی عقبنشینی از عملیات گسترده نظامی یعنی آمریکا باز هم نتوانست تنگه هرمز را از طریق نظامی باز کند و مجبور است کنترل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد. اکنون صحبت از این است که مسیر ورود به خلیج فارس کاملا تحت مدیریت ایران باشد. این هرچند کافی نیست اما نشانهی دستیابی به یک دستاورد مهم راهبردی است که متاسفانه در تفاهمنامه بر آن تصریح نشده بود.
۴- شاید اگر برخی مذاکرهکنندگان ما در آن مقطع دچار این خطای محاسباتی نمیشدند که "چیزی بیشتر از این گیر ما نمیآید"، و اصرار میکردند که عبور و مرور از تنگه هرمز منحصراً با هماهنگی ایران و با اعمال حاکمیت (Authority)، مدیریت (Management) و یا حتی تنظیمگری (Regulation) ایران انجام شود نیازی به دو هفته جنگ برای تثبیت مجدد این دستاورد نبود. استفاده از واژهی ترتیبات (Arrangements) که بار معنایی ضعیف و تشریفاتی دارد و هیچ دلالتی بر حاکمیت و مدیریت ایران نداشت یک خطا بود. ضمن اینکه در تفاهمنامه ایران ملزم به انجام ترتیبات برای بازگشایی نامحدود (Unrestricted) تنگه شده بود: ادبیاتی که بیشتر حاکی از تکلیف یکطرفه بود نه دستیابی به یک جایگاه راهبردی. مشکل دیگر اینکه متن هیچ منعی ایجاد نمیکرد که دیگران هم ترتیبات خود برای بازگشایی را اعمال کنند و لذا عملا کنترل ایران بر تنگه تثبیت نشده بود.
۵- واقعیت این است که مسئلهی مدیریت ایران بر تنگه هرمز اساساً ربطی به عمان نداشت که ما این کشور بی اختیار را در آن دخیل کردیم. امنیت ملی ایران از مسیر تنگه هرمز خدشهدار شده بود و به کشور ما حمله شده بود. ایران در جنگ تنگه هرمز را فتح کرد و کنترل آن را به دست آورد و آمریکا با تمام توان نظامی خود نتوانست کنترل آن را از ما بگیرد. قرار بود در مذاکرات این دستاورد تثبیت شود. عمان این وسط چه کاره است که بخواهد نقشی ایفا کند؟ منوط کردن مدیریت تنگه هرمز به توافقات آتی با عمان - کشوری که هیچ استقلال و اختیاری ندارد - خطای راهبردی دیگر در متن تفاهمنامه بود.
۶- ذهنهای استعمارزده شاید بگویند از نظر قوانین بینالمللی و مقررات حقوقی دریانوردی ما نمیتوانیم بدون همکاری عمان تنگه هرمز را مدیریت کنیم. از این جماعت باید پرسید مگر بر اساس قوانین بینالمللی به ایران حمله شد و جنگ آغاز شد که پایان آن بر اساس قوانین بینالمللی باشد؟ چطور در آغاز جنگ "جهان متمدن" سکوت کرده بود و بلکه حمایت و همراهی میکرد؟ حالا ما باید به این درندگان سفاک پاسخ دهیم و ثابت کنیم که قوانین و مقررات بینالملل را رعایت میکنیم؟ باید این افکار متحجرانه و مرتجعانه را که جز خسارت و زیان برای کشور ما هیچ فایدهای نداشته است به زبالهدان بیاندازیم.
۷- سخنان دنی سترینوویتز تحلیلگر ارشد اندیشکدهی آتلانتیک و رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی در خصوص عقبنشینی اخیر آمریکا قابل توجه است. او که خود از مدافعین برجام و تفاهمنامه بوده نوشته است:
"وقایع شب گذشته بر واقعیتی تأکید دارد که بهطور فزایندهای نادیدهگرفته شده: در مقطع کنونی، بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ایران از برتری راهبردی در حوزهی بازدارندگی برخوردار است. این کشور موفق شده تا گونهای از بازدارندگی متقابل را ایجاد کند که محاسبات واشنگتن را تحت تأثیر قرار داده است.
کشوری که در آغاز این منازعه، ضربهای سنگین متحمل شد، اکنون از جهات مختلفی، با اهرم بازدارندگی قویتری ظهور کرده است. بارزترین جلوهی این امر، توانایی ایران در تهدید اقتصاد جهانی از طریق نفوذ بر گلوگاههای حیاتی دریایی و تحمیل هزینههای راهبردی قابلتوجه بر دولتهای حاشیهی خلیجفارس است.
اگرچه ترامپ ممکن است کماکان دستور اقدام نظامی را هم صادر کند، اما تداوم تردید واشنگتن حاکی از آن است که دولت فعلی خطرات ناشی از تشدید تنش را درک نموده و نسبت به این امر که کارزار گستردهتر بتواند ایران را به عقبنشینی وادارد هم اطمینانی ندارد."
۲.۳K
۷:۳۷
آمریکا باید خاورمیانه را رها کند
مایکل فوکس، مدیر بنیاد جامعهٔ باز (Open Society Foundation) است. او از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ دستیار ویژهٔ جو بایدن، و نیز معاون رئیس دفتر کاملا هریس، معاون رئیسجمهور بود. در دوران دولت اوباما، او معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور شرق آسیا و اقیانوسیه و دستیار ویژهٔ هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت، بود.
او در مقالهی جدیدی در مجلهی فارنافرز با عنوان "آمریکا باید خاورمیانه را رها کند" استدلال میکند که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران باید زمینهی تسریع در یک عقبنشینی که مدتها است به تعویق افتاده را فراهم کند.
مایکل فوکس این جنگ را «غیرضروری» و ناقض قوانین بینالمللی میخواند و به تلفات سنگین انسانی (به اذعان او حداقل ۱۷۰۰ غیرنظامی ایرانی از جمله ۳۰۷ کودک)، خسارت به زیرساختها و تشدید ناآرامیهای منطقهای اشاره میکند. همچنین به تلفات آمریکا (۱۸ کشته و بیش از ۶۰۰ زخمی در حملات تلافیجویانه ایران) و افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز میپردازد.
فوکس معتقد است این جنگ، آخرین حلقه از زنجیرهای از اشتباهات سیاسی ایالات متحده در ۳۵ سال اخیر است و بر ضرورت «خروج طولانیمدت و بهموقع» آمریکا از منطقه تأکید میکند. از نظر او با خروج نیروهای آمریکا از خاورمیانه، توان واشنگتن آزاد میشود تا بر اهداف با اولویت بالاتر متمرکز شود، از جمله بازدارندگی از وقوع جنگ میان قدرتهای بزرگ در آسیا و اروپا.
نکته جالب این است که این دیپلمات باسابقه و کارکشته آمریکایی چقدر صریح هم به شکست آمریکا در جنگ علیه ایران اذعان میکند و هم راهکار منطقی برای خاتمه این جنگ و رهایی منطقه از بحران، که همان خروج کامل آمریکا از منطقهی غرب آسیا است، را بدون لکنت بیان میکند.
https://ble.ir/Shahab_Esf
مایکل فوکس، مدیر بنیاد جامعهٔ باز (Open Society Foundation) است. او از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ دستیار ویژهٔ جو بایدن، و نیز معاون رئیس دفتر کاملا هریس، معاون رئیسجمهور بود. در دوران دولت اوباما، او معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور شرق آسیا و اقیانوسیه و دستیار ویژهٔ هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت، بود.
او در مقالهی جدیدی در مجلهی فارنافرز با عنوان "آمریکا باید خاورمیانه را رها کند" استدلال میکند که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران باید زمینهی تسریع در یک عقبنشینی که مدتها است به تعویق افتاده را فراهم کند.
مایکل فوکس این جنگ را «غیرضروری» و ناقض قوانین بینالمللی میخواند و به تلفات سنگین انسانی (به اذعان او حداقل ۱۷۰۰ غیرنظامی ایرانی از جمله ۳۰۷ کودک)، خسارت به زیرساختها و تشدید ناآرامیهای منطقهای اشاره میکند. همچنین به تلفات آمریکا (۱۸ کشته و بیش از ۶۰۰ زخمی در حملات تلافیجویانه ایران) و افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز میپردازد.
فوکس معتقد است این جنگ، آخرین حلقه از زنجیرهای از اشتباهات سیاسی ایالات متحده در ۳۵ سال اخیر است و بر ضرورت «خروج طولانیمدت و بهموقع» آمریکا از منطقه تأکید میکند. از نظر او با خروج نیروهای آمریکا از خاورمیانه، توان واشنگتن آزاد میشود تا بر اهداف با اولویت بالاتر متمرکز شود، از جمله بازدارندگی از وقوع جنگ میان قدرتهای بزرگ در آسیا و اروپا.
نکته جالب این است که این دیپلمات باسابقه و کارکشته آمریکایی چقدر صریح هم به شکست آمریکا در جنگ علیه ایران اذعان میکند و هم راهکار منطقی برای خاتمه این جنگ و رهایی منطقه از بحران، که همان خروج کامل آمریکا از منطقهی غرب آسیا است، را بدون لکنت بیان میکند.
۱.۱K
۱۵:۳۶
● مهمان: شهاب اسفندیاری● میزبان: مسعود جلیلوند خسروی● تهیه کننده و کارگردان: نگین الفت
محصول تولید دانشجویی دانشگاه صدا و سیماپخش از شبکه رویا
۴۱۸
۱۰:۴۵
بازارسال شده از نامه جمهور
nameh be majles 27-5.pdf
۲۲۸.۱۳ کیلوبایت
نامه جمعی از فعالین اجتماعی به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درباره ضرورت بازسازی مقاومت اجتماعی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامینمایندگان محترم ملت ایرانبا سلام و احترامدر شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تورم بالا و پیامدهای ناشی از وضعیت جنگی و نااطمینانیهای خارجی روبهرو است، حفظ امنیت معیشتی مردم به یکی از مهمترین الزامات مقاومت اجتماعی و پایداری اقتصادی تبدیل شده است.تجربههای تاریخی و جهانی نشان میدهد که در دورههای جنگ و بحران، دولتها ناگزیرند برای حفاظت از زندگی روزمره مردم، نقش فعالتری در تنظیم بازارهای حیاتی ایفا کنند. افزایش شدید هزینههای زندگی، بهویژه در حوزه کالاهای اساسی و مسکن، فشار قابلتوجهی بر خانوارهای کمدرآمد و طبقه متوسط وارد کرده است.در چنین شرایطی که کشور و جامعه بیش از هر زمان دیگری به نمایندگی شدن در میدان سیاست نیاز دارد. بر این اساس تصمیم به تعطیلی طولانی مدت «رأس امور»، تصمیمی توجیهناپذیر بوده و امید است که هرگز تکرار نگردد. اکنون که پس از مدتها مجلس کموبیش از تعطیلی خارج شده است لازم است در این موقعیت ویژه، از ظرفیتهای قانونی خود برای نمایندگی خواست عمومی استفاده کرده و اقداماتی فوری برای محفاظت از معیشت و زندگی عموم مردم و تقویت مقاومت اجتماعی کشور در نظر گیرد...
نخست. صیانت از معیشت نیروی کاربا توجه به تورم بالا و کاهش قدرت خرید، هرگونه تغییر در سازوکار تعیین حداقل دستمزد باید با رعایت مفاد ماده ۴۱ قانون کار و با هدف حفظ حداقل معیشت کارگران انجام شود. همچنین با توجه به صحبتهای ریاست محترم مجلس در جلسه علنی 1404/11/25 مبنی بر ضرورت افزایش حقوق و دستمزد در میانه سال و وعده وزیر محترم کار مبنی بر عمل به این مهم اکنون زمان عمل به این ضرورت است که نیاز به پیگیری مجلس محترم دارد...
دوم. تضمین دسترسی مردم به کالاهای اساسی با استناد به اصول ۲۹ و ۴۳ قانون اساسی، لازم است نظام حمایت غذایی کشور تقویت شود تا حداقل نیازهای غذایی خانوارهای کمدرآمد بهطور پایدار تأمین گردد...
سوم. مدیریت بازار اجاره مسکن در شرایط اضطراریبا توجه به سهم بسیار بالای هزینه مسکن در سبد خانوار و فشار شدید بر مستأجران، ضروری است در دوره بحران، افزایش اجارهبها برای قراردادهای تمدیدی تحت کنترل و نظارت قانونی قرار گیرد...
چهارم. برنامه ملی بازسازی و حمایت از آسیبدیدگان جنگ لازم است دولت برنامهای شفاف برای اسکان موقت و بازسازی مناطق و واحدهای مسکونی آسیبدیده ارائه دهد و منابع مالی آن را بهطور مشخص تعیین کند...
پنجم. مدیریت بازارهای مالی و ارزی در دورههای بیثباتی، کنترل نوسانات شدید در بازار ارز و داراییها برای جلوگیری از افزایش نااطمینانی اقتصادی ضروری است و سیاستهای اقتصادی باید با هدف حفظ ثبات عمومی اتخاذ شوند...
ششم. بررسی عملکرد شرکتهای بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی در مدیریت منابع ارزی کشور در شرایط جنگی با توجه به نقش بازگشت ارز حاصل از صادرات در تأمین نیازهای ارزی کشور و حفظ ثبات بازار، ضروری است مجلس شورای اسلامی با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، نسبت به تحقیق و تفحص از شرکتهای بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی که در شرایط جنگی از بازگرداندن ارز صادراتی خودداری کردهاند، اقدام نماید...
هفتم. پیگیری اجرای قانون مالیات بر سوداگری و اصلاح ساختارهای مالیاتی مؤثر بر بیثباتی اقتصادی قانون مالیات بر سوداگری و سفتهبازی که پس از سالها انتظار، در سال ۱۴۰۴ به تصویب رسید، هنوز به مرحله اجرا نرسیده است...
هشتم. بازنگری در ساختار مالکیت و مدیریت شرکتهای بزرگ خصولتی و صنایع راهبردی کشور با توجه به مفاسد آشکار و پنهان برخی شرکتهای بزرگ خصولتی...
اسامی امضاکنندگان: سیدعلی موسوی، سیدسعید لواسانی، محسن قنبریان، علیرضا میرغفاری، شهاب اسفندیاری، محمدرضا قائمی نیک، سعید شعرباف، جمال یزدانی، رقیه فاضل، روحالله رشیدی، میثم مهدیار، مجتبی نامخواه.
@nameh_jomhour | نامهجمهور
ریاست محترم مجلس شورای اسلامینمایندگان محترم ملت ایرانبا سلام و احترامدر شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تورم بالا و پیامدهای ناشی از وضعیت جنگی و نااطمینانیهای خارجی روبهرو است، حفظ امنیت معیشتی مردم به یکی از مهمترین الزامات مقاومت اجتماعی و پایداری اقتصادی تبدیل شده است.تجربههای تاریخی و جهانی نشان میدهد که در دورههای جنگ و بحران، دولتها ناگزیرند برای حفاظت از زندگی روزمره مردم، نقش فعالتری در تنظیم بازارهای حیاتی ایفا کنند. افزایش شدید هزینههای زندگی، بهویژه در حوزه کالاهای اساسی و مسکن، فشار قابلتوجهی بر خانوارهای کمدرآمد و طبقه متوسط وارد کرده است.در چنین شرایطی که کشور و جامعه بیش از هر زمان دیگری به نمایندگی شدن در میدان سیاست نیاز دارد. بر این اساس تصمیم به تعطیلی طولانی مدت «رأس امور»، تصمیمی توجیهناپذیر بوده و امید است که هرگز تکرار نگردد. اکنون که پس از مدتها مجلس کموبیش از تعطیلی خارج شده است لازم است در این موقعیت ویژه، از ظرفیتهای قانونی خود برای نمایندگی خواست عمومی استفاده کرده و اقداماتی فوری برای محفاظت از معیشت و زندگی عموم مردم و تقویت مقاومت اجتماعی کشور در نظر گیرد...
نخست. صیانت از معیشت نیروی کاربا توجه به تورم بالا و کاهش قدرت خرید، هرگونه تغییر در سازوکار تعیین حداقل دستمزد باید با رعایت مفاد ماده ۴۱ قانون کار و با هدف حفظ حداقل معیشت کارگران انجام شود. همچنین با توجه به صحبتهای ریاست محترم مجلس در جلسه علنی 1404/11/25 مبنی بر ضرورت افزایش حقوق و دستمزد در میانه سال و وعده وزیر محترم کار مبنی بر عمل به این مهم اکنون زمان عمل به این ضرورت است که نیاز به پیگیری مجلس محترم دارد...
دوم. تضمین دسترسی مردم به کالاهای اساسی با استناد به اصول ۲۹ و ۴۳ قانون اساسی، لازم است نظام حمایت غذایی کشور تقویت شود تا حداقل نیازهای غذایی خانوارهای کمدرآمد بهطور پایدار تأمین گردد...
سوم. مدیریت بازار اجاره مسکن در شرایط اضطراریبا توجه به سهم بسیار بالای هزینه مسکن در سبد خانوار و فشار شدید بر مستأجران، ضروری است در دوره بحران، افزایش اجارهبها برای قراردادهای تمدیدی تحت کنترل و نظارت قانونی قرار گیرد...
چهارم. برنامه ملی بازسازی و حمایت از آسیبدیدگان جنگ لازم است دولت برنامهای شفاف برای اسکان موقت و بازسازی مناطق و واحدهای مسکونی آسیبدیده ارائه دهد و منابع مالی آن را بهطور مشخص تعیین کند...
پنجم. مدیریت بازارهای مالی و ارزی در دورههای بیثباتی، کنترل نوسانات شدید در بازار ارز و داراییها برای جلوگیری از افزایش نااطمینانی اقتصادی ضروری است و سیاستهای اقتصادی باید با هدف حفظ ثبات عمومی اتخاذ شوند...
ششم. بررسی عملکرد شرکتهای بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی در مدیریت منابع ارزی کشور در شرایط جنگی با توجه به نقش بازگشت ارز حاصل از صادرات در تأمین نیازهای ارزی کشور و حفظ ثبات بازار، ضروری است مجلس شورای اسلامی با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، نسبت به تحقیق و تفحص از شرکتهای بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی که در شرایط جنگی از بازگرداندن ارز صادراتی خودداری کردهاند، اقدام نماید...
هفتم. پیگیری اجرای قانون مالیات بر سوداگری و اصلاح ساختارهای مالیاتی مؤثر بر بیثباتی اقتصادی قانون مالیات بر سوداگری و سفتهبازی که پس از سالها انتظار، در سال ۱۴۰۴ به تصویب رسید، هنوز به مرحله اجرا نرسیده است...
هشتم. بازنگری در ساختار مالکیت و مدیریت شرکتهای بزرگ خصولتی و صنایع راهبردی کشور با توجه به مفاسد آشکار و پنهان برخی شرکتهای بزرگ خصولتی...
اسامی امضاکنندگان: سیدعلی موسوی، سیدسعید لواسانی، محسن قنبریان، علیرضا میرغفاری، شهاب اسفندیاری، محمدرضا قائمی نیک، سعید شعرباف، جمال یزدانی، رقیه فاضل، روحالله رشیدی، میثم مهدیار، مجتبی نامخواه.
۱
۵:۲۰
بازارسال شده از انجمن علمی مطالعات میانرشتهای رسانه
#بدرقه #انجمن_مطالعات_میانرشتهای_رسانه#دانشگاه_صداوسیما◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍◍
۲۷
۱۰:۱۵
فاشیسم آخرالزمان
کتاب جدید نائومی کلاین با همکاری آسترا تیلور، «فاشیسم آخرالزمان»، با صحنهای در داووس آغاز میشود: جرد کوشنر و استیو ویتکاف در حال توصیف شهری بهشتی به نام «غزه نو» هستند؛ شهری با دروازههای محافظتشده در هر ورودی، عاری از سلاح و با ساکنانی ثروتمند. این صحنه استعاره نیست، بلکه تصویری از ذهنیت ابرثروتمندانی است که در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (داووس) گرد هم آمدهاند تا درباره املاک و مستغلاتی سخن بگویند که می خواهند بر یک گور دستهجمعی بنا کنند.
کلاین معتقد است ما در دورانی زندگی میکنیم که اجزای اقتدارگرایی در سراسر جهان الگوبرداری میشوند: اقتصاد آزاد آنارشیستی در آرژانتین، فرسایش نهادهای دموکراتیک در مجارستان، نوفاشیسم ضد مهاجر در ایتالیا، و اسلامهراسی در هند تحت حاکمیت مودی. اما این فاشیسمی متفاوت است؛ حامیان آن فعالانه خواهان آخرالزماناند تا ما را به دنیای پسادموکراتیکی سوق دهند که تنها تعداد کمی ثروتمند در آن زنده میمانند.
کتاب با مقالهای در گاردین آغاز شد که به شدت فراگیر شد. کلاین میگوید این اولین کتابی است که مشترکاً نوشته، زیرا «وقتی به مکانهای تاریک و ترسناک میروی، همراه بردن یک دوست خوب است.»
او به یاد میآورد که روزگاری ثروتمندان در داووس و TED میگفتند: «ما بیماران را درمان خواهیم کرد و مدارس شما را تأمین مالی میکنیم. از ثروت ما نترسید.» اما آن دوره سپری شده است. اکنون شاهد بیشرمی جدیدی هستیم: پیتر تیل (میلیاردر آمریکایی) آشکارا ضد دموکراسی است و در ۲۰۰۹ نوشت «دیگر باور ندارم آزادی و دموکراسی سازگار باشند.» ایلان ماسک زمانی خود را ناجی بشریت میدید، اما اکنون تعهدات اقلیمی او جای خود را به نیهیلیسم نمایشی دادهاند. کلاین میگوید: «ما با افراد احمقی طرف نیستیم که تغییرات اقلیمی را نمیفهمند. ما با افرادی طرف هستیم که کاملاً میدانند راه اندازی ۳۵ توربین گازی در شهر ممفیس (برای تولید انرژی برای مراکز داده پردازی بزرگ) چه پیامدهای ویرانگری برای محیط زیست دارد.»
سرعتی که میلیاردرهای سابقاً دموکرات مانند مارک زاکربرگ و جف بزوس در سال ۲۰۲۴ پشت ترامپ صف کشیدند، حیرتآور بود. کلاین معتقد است ثروت اثرات دیوانهکننده دارد و تقریباً ناگزیر انسان را به نژادپرست و برتریطلب تبدیل میکند، زیرا آنها برای توجیه امتیازات خود به داستانی نیاز دارند.
با این حال، کلاین ناامید نیست. او به برادران پیرسون اشاره میکند که با مرکز داده ماسک در ممفیس مبارزه میکنند و ریشه مبارزه خود را در تاریخ جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان آمریکا میدانند. او مفهوم «اکنونِ رهایی بخش» (Jetztzeit) والتر بنیامین را مطرح میکند؛ لحظهای از تاریخ که چنان آکنده از ظرفیت انقلاب است که انرژی همه جنبشهای قبلی را بسیج میکند.
کلاین میگوید: «مردم واقعاً عصبانی هستند و هر چقدر هم عصبانی باشید، کافی نیست. چون آن میلیاردها خائنان به آفرینش هستند.» او خشم خود را از رخدادهایی مانند نابودی چشم انداز ستارگان در آسمان با هزاران ماهواره استارلینک، انقراض نهنگ اورکا و نیز جنایت و نسل کشی در غزه میگیرد و میگوید: «ما باید مکانهای عمیقترین عشقمان را پیدا کنیم و جانانه برای دفاع از آن بجنگیم.»
(خلاصه ای از مصاحبه زوئی ویلیامز با نائومی کلاین در روزنامه گاردین. 12 سپتامبر 2026. ترجمه و تلخیص با کمک هوش مصنوعی. نویسندگان کتاب "فاشیسم آخرالزمان" یک فیلممقالهی کوتاه هم در شرح مضامین و مباحث کتاب ساختهاند که دیدنی است:
https://youtu.be/aK2nLNiFEAQ?si=2omiWfe73WB2urvo) -------------------- پی نوشت:جنایات هولناک و فاشیستی اشرار سلطنتطلب در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در ایران و اساساً برکشیده شدن پدیدهی منحط و پلیدی مانند رضا پهلوی در سپهر سیاسی ایران با پول میلیاردهای صهیونیست و سعودی را نیز می توان از جلوههای این «فاشیسم آخرالزمانی» دانست.
https://ble.ir/Shahab_Esf
کتاب جدید نائومی کلاین با همکاری آسترا تیلور، «فاشیسم آخرالزمان»، با صحنهای در داووس آغاز میشود: جرد کوشنر و استیو ویتکاف در حال توصیف شهری بهشتی به نام «غزه نو» هستند؛ شهری با دروازههای محافظتشده در هر ورودی، عاری از سلاح و با ساکنانی ثروتمند. این صحنه استعاره نیست، بلکه تصویری از ذهنیت ابرثروتمندانی است که در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (داووس) گرد هم آمدهاند تا درباره املاک و مستغلاتی سخن بگویند که می خواهند بر یک گور دستهجمعی بنا کنند.
کلاین معتقد است ما در دورانی زندگی میکنیم که اجزای اقتدارگرایی در سراسر جهان الگوبرداری میشوند: اقتصاد آزاد آنارشیستی در آرژانتین، فرسایش نهادهای دموکراتیک در مجارستان، نوفاشیسم ضد مهاجر در ایتالیا، و اسلامهراسی در هند تحت حاکمیت مودی. اما این فاشیسمی متفاوت است؛ حامیان آن فعالانه خواهان آخرالزماناند تا ما را به دنیای پسادموکراتیکی سوق دهند که تنها تعداد کمی ثروتمند در آن زنده میمانند.
کتاب با مقالهای در گاردین آغاز شد که به شدت فراگیر شد. کلاین میگوید این اولین کتابی است که مشترکاً نوشته، زیرا «وقتی به مکانهای تاریک و ترسناک میروی، همراه بردن یک دوست خوب است.»
او به یاد میآورد که روزگاری ثروتمندان در داووس و TED میگفتند: «ما بیماران را درمان خواهیم کرد و مدارس شما را تأمین مالی میکنیم. از ثروت ما نترسید.» اما آن دوره سپری شده است. اکنون شاهد بیشرمی جدیدی هستیم: پیتر تیل (میلیاردر آمریکایی) آشکارا ضد دموکراسی است و در ۲۰۰۹ نوشت «دیگر باور ندارم آزادی و دموکراسی سازگار باشند.» ایلان ماسک زمانی خود را ناجی بشریت میدید، اما اکنون تعهدات اقلیمی او جای خود را به نیهیلیسم نمایشی دادهاند. کلاین میگوید: «ما با افراد احمقی طرف نیستیم که تغییرات اقلیمی را نمیفهمند. ما با افرادی طرف هستیم که کاملاً میدانند راه اندازی ۳۵ توربین گازی در شهر ممفیس (برای تولید انرژی برای مراکز داده پردازی بزرگ) چه پیامدهای ویرانگری برای محیط زیست دارد.»
سرعتی که میلیاردرهای سابقاً دموکرات مانند مارک زاکربرگ و جف بزوس در سال ۲۰۲۴ پشت ترامپ صف کشیدند، حیرتآور بود. کلاین معتقد است ثروت اثرات دیوانهکننده دارد و تقریباً ناگزیر انسان را به نژادپرست و برتریطلب تبدیل میکند، زیرا آنها برای توجیه امتیازات خود به داستانی نیاز دارند.
با این حال، کلاین ناامید نیست. او به برادران پیرسون اشاره میکند که با مرکز داده ماسک در ممفیس مبارزه میکنند و ریشه مبارزه خود را در تاریخ جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان آمریکا میدانند. او مفهوم «اکنونِ رهایی بخش» (Jetztzeit) والتر بنیامین را مطرح میکند؛ لحظهای از تاریخ که چنان آکنده از ظرفیت انقلاب است که انرژی همه جنبشهای قبلی را بسیج میکند.
کلاین میگوید: «مردم واقعاً عصبانی هستند و هر چقدر هم عصبانی باشید، کافی نیست. چون آن میلیاردها خائنان به آفرینش هستند.» او خشم خود را از رخدادهایی مانند نابودی چشم انداز ستارگان در آسمان با هزاران ماهواره استارلینک، انقراض نهنگ اورکا و نیز جنایت و نسل کشی در غزه میگیرد و میگوید: «ما باید مکانهای عمیقترین عشقمان را پیدا کنیم و جانانه برای دفاع از آن بجنگیم.»
(خلاصه ای از مصاحبه زوئی ویلیامز با نائومی کلاین در روزنامه گاردین. 12 سپتامبر 2026. ترجمه و تلخیص با کمک هوش مصنوعی. نویسندگان کتاب "فاشیسم آخرالزمان" یک فیلممقالهی کوتاه هم در شرح مضامین و مباحث کتاب ساختهاند که دیدنی است:
https://youtu.be/aK2nLNiFEAQ?si=2omiWfe73WB2urvo) -------------------- پی نوشت:جنایات هولناک و فاشیستی اشرار سلطنتطلب در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در ایران و اساساً برکشیده شدن پدیدهی منحط و پلیدی مانند رضا پهلوی در سپهر سیاسی ایران با پول میلیاردهای صهیونیست و سعودی را نیز می توان از جلوههای این «فاشیسم آخرالزمانی» دانست.
۵۱۸
۱۴:۲۷