۱.۸K
۳:۱۷
۱.۸K
۳:۱۷
رابرت کِیگان برای دههها حامی هر جنگی در آمریکا بوده است. او همسر ویکتوریا نولند معاون سابق وزارت امور خارجه آمریکا است. نولند در هر جایی، بهویژه اوکراین، حامی تغییر رژیم، جنگ و شرارت بوده است.
کیگان بنیانگذار «پروژه برای قرن جدید آمریکا» بود، همان اندیشکده نئوکانی که طراح اصلی جنگهای افغانستان و عراق بود. اینکه کیگان در مقالهای در مجلهی آتلانتیک - نشریهای که سالها حامی جنگ علیه ایران و تغییر رژیم بوده - اعتراف میکند که آمریکا در جنگ علیه ایران کیش و مات شده و دیگر هیچ کشوری دیگر نمیتواند برای هیچ چیزی روی آمریکا حساب کند اتفاق بزرگی است. اینکه حتی کیگان هم پذیرفته آمریکا هژمونی خود را به دلیل شکست از ایران از دست داده، نشانهی بزرگی از تغییرات آینده در نظم جهانی است.
عجیب این که در ایران هنوز ذهنهای استعمارزده و غربگرایی هستند که نمیتوانند شکست آمریکا را بپذیرند. این لیبرالهای کودن و واپسگرا حتی درس غربزدگی را هم خوب نخواندهاند. مشاوران فکری نئوکانهای آمریکا هم دارند اعتراف به شکست میکنند اما این ذهنهای تاریک همچنان مذبوحانه در سنگر دفاع از آمریکا مقاومت میکنند.
«شهاب اسفندیاری»
https://ble.ir/Shahab_Esf
کیگان بنیانگذار «پروژه برای قرن جدید آمریکا» بود، همان اندیشکده نئوکانی که طراح اصلی جنگهای افغانستان و عراق بود. اینکه کیگان در مقالهای در مجلهی آتلانتیک - نشریهای که سالها حامی جنگ علیه ایران و تغییر رژیم بوده - اعتراف میکند که آمریکا در جنگ علیه ایران کیش و مات شده و دیگر هیچ کشوری دیگر نمیتواند برای هیچ چیزی روی آمریکا حساب کند اتفاق بزرگی است. اینکه حتی کیگان هم پذیرفته آمریکا هژمونی خود را به دلیل شکست از ایران از دست داده، نشانهی بزرگی از تغییرات آینده در نظم جهانی است.
عجیب این که در ایران هنوز ذهنهای استعمارزده و غربگرایی هستند که نمیتوانند شکست آمریکا را بپذیرند. این لیبرالهای کودن و واپسگرا حتی درس غربزدگی را هم خوب نخواندهاند. مشاوران فکری نئوکانهای آمریکا هم دارند اعتراف به شکست میکنند اما این ذهنهای تاریک همچنان مذبوحانه در سنگر دفاع از آمریکا مقاومت میکنند.
«شهاب اسفندیاری»
۱.۸K
۳:۱۷
۱K
۱۳:۵۱
۱K
۱۳:۵۱
۱K
۱۳:۵۱
انتخابات مقدماتی درون حزبی امروز در ایالت کنتاکی آمریکا به یک نبرد تاریخی و سرنوشتساز در حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. توماس مَسی نماینده فعلی جمهوریخواه کنگره از این ایالت به دلیل مواضع انتقادی علیه اسرائیل و مخالفت صریح با جنگ علیه ایران خشم ترامپ و لابی صهیونیستها را برانگیخته است. میریام ادلسون ابرسرمایهدار صهیونیست و آیپک برای خارج کردن او از دور رقابت رقم افسانهای ۳۵ میلیون دلار را به کمپین انتخاباتی رقیب او کمک کردهاند. در تاریخ آمریکا این میزان هزینه برای یک انتخابات مقدماتی درون حزبی بیسابقه است.
در اقدام کمسابقه دیگر، پیت هگست وزیر دفاع آمریکا برای کمک به تبلیغات انتخاباتی رقیب مَسی به این شهر سفر کرده و در اجتماعات انتخاباتی سخنرانی کرده است.
در چنین شرایطی پیروزی احتمالی مَسی میتواند بار نمادین بسیار مهمی در سپهر سیاسی آمریکا داشته باشد. پیروزی او میتواند آغاز زوال نفوذ لابی صهیونیستها و افول اثرگذاری اسرائیل در نظام سیاسی آمریکا باشد. اگر پولهای کلان لابی صهیونیستها بجای آنکه مایهی افتخار و عامل پیروزی در انتخابات باشد، به لکه ننگ و عامل انزجار رأیدهندگان تبدیل شود، نه تنها با پایان یک دوران در تاریخ سیاسی آمریکا مواجه خواهیم بود، بلکه منتخبان جدید با کاهش یا قطع حمایتهای بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل روند زوال رژیم صهیونسیتی را هم شتاب خواهند داد.
تکمله: توماس مسی در انتخابات درون حزبی از رقیب جمهوریخواه خود که مورد حمایت شدید دولت ترامپ و سرمایهداران صهیونیست بود شکست خورد. دلیل شکست او این است که اکثریت رایدهندگان جمهوریخواه از گروههای سنی بالای ۶۰ سال هستند و آنها همچنان مخاطبان وفادار فاکس نیوز و طرفداران ترامپ هستند. در حالی که جوانان عمدتاً گرایش سیاسی متفاوت دارند. باید دید در رقابت نهایی میان نامزد جمهوریخواه و نامزد دموکرات در این ایالت نتیجه چه خواهد شد و آیا کنتاکی از یک ایالت قرمز (جمهوری خواه) به یک ایالت ( دموکرات) تبدیل میشود یا خیر.
https://ble.ir/Shahab_Esf
در اقدام کمسابقه دیگر، پیت هگست وزیر دفاع آمریکا برای کمک به تبلیغات انتخاباتی رقیب مَسی به این شهر سفر کرده و در اجتماعات انتخاباتی سخنرانی کرده است.
در چنین شرایطی پیروزی احتمالی مَسی میتواند بار نمادین بسیار مهمی در سپهر سیاسی آمریکا داشته باشد. پیروزی او میتواند آغاز زوال نفوذ لابی صهیونیستها و افول اثرگذاری اسرائیل در نظام سیاسی آمریکا باشد. اگر پولهای کلان لابی صهیونیستها بجای آنکه مایهی افتخار و عامل پیروزی در انتخابات باشد، به لکه ننگ و عامل انزجار رأیدهندگان تبدیل شود، نه تنها با پایان یک دوران در تاریخ سیاسی آمریکا مواجه خواهیم بود، بلکه منتخبان جدید با کاهش یا قطع حمایتهای بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل روند زوال رژیم صهیونسیتی را هم شتاب خواهند داد.
تکمله: توماس مسی در انتخابات درون حزبی از رقیب جمهوریخواه خود که مورد حمایت شدید دولت ترامپ و سرمایهداران صهیونیست بود شکست خورد. دلیل شکست او این است که اکثریت رایدهندگان جمهوریخواه از گروههای سنی بالای ۶۰ سال هستند و آنها همچنان مخاطبان وفادار فاکس نیوز و طرفداران ترامپ هستند. در حالی که جوانان عمدتاً گرایش سیاسی متفاوت دارند. باید دید در رقابت نهایی میان نامزد جمهوریخواه و نامزد دموکرات در این ایالت نتیجه چه خواهد شد و آیا کنتاکی از یک ایالت قرمز (جمهوری خواه) به یک ایالت ( دموکرات) تبدیل میشود یا خیر.
۱K
۱۳:۵۱
یادداشت مهم دیگری از رابرت کیگان در آتلانتیک. او که چند قبلی از «کیش و مات» شدن آمریکا در جنگ با ایران نوشته بود در مقاله جدید خود با عنوان «پایان بازی ترامپ تسلیم است» میگوید ترامپ امیدوار است بی سر و صدا از این جنگ خارج شود بدون اینکه آمریکاییها متوجه شوند که با چه شکست بزرگی مواجه شدهاند.
این تحلیلگر نومحافظهکار استدلال میکند که راهبرد دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ با ایران در حقیقت یک «تسلیم راهبردی» است. مقامات آمریکایی در حال مذاکره برای توافقی هستند که به گفته تحلیلگران، نه تنها اهداف اولیه واشنگتن را محقق نمیکند، بلکه عملاً به ایران اجازه میدهد به عنوان یک قدرت مسلط در منطقه ظاهر شود.
بر اساس تماس تلفنی ترامپ با نتانیاهو، آمریکا در حال مذاکره بر سر «نامهای برای اتمام رسمی جنگ» با ایران است که مقدمهای برای ۳۰ روز مذاکره درباره برنامه هستهای و تنگه هرمز خواهد بود. هدف واقعی این اقدام، خروج بدون سر و صدای آمریکا از بحران ارزیابی شده است.
به باور تحلیلگر آتلانتیک، مفهوم «بازی پایانی» در اینجا فقط بزک کردن «تسلیم» آمریکاست. ترامپ بارها در رویارویی با ایران عقبنشینی کرده و تهدیدهای مکررش برای ازسرگیری حملات، در عمل «بلوف» از آب درآمده است.
رهبران تهران طی دو ماه گذشته به این نتیجه رسیدهاند که ترامپ حمله جدیدی را آغاز نخواهد کرد. به همین دلیل، علیرغم آسیبهای ناشی از ۳۷ روز حملات بیامان، هیچ امتیازی به آمریکا ندادهاند و در مقابل، خواستار دریافت غرامت جنگی هستند.
مواضع ایران برای حل و فصل مناقشه، مطالبات یک پیروز را نشان میدهد: عدم پذیرش هیچ محدودیتی برای غنیسازی اورانیوم، خاتمه تحریمها و به رسمیت شناخته شدن کنترل ایران بر تنگه هرمز.
تحلیلهای تکمیلی نشان میدهد که از وعدههای اولیه ترامپ برای «تسلیم بدون قید و شرط ایران» خبری نیست. هیچیک از اهداف اولیه جنگ (مانند توقف دائم برنامه هستهای یا تغییر رژیم) محقق نشده و اکنون مذاکرات حول محورهای بسیار محدودتری مانند توقف ۱۰ تا ۲۰ ساله غنیسازی جریان دارد.
کیگان روند مذاکرات را نه یک «توافق شرافتمندانه»، بلکه عقبنشینی راهبردی واشنگتن در برابر تهران ارزیابی میکند و معتقد است که قدرت چانهزنی ایران در عمل بالاتر از برآوردهای اولیه آمریکا بوده است.
«شهاب اسفندیاری»
https://ble.ir/Shahab_Esf
این تحلیلگر نومحافظهکار استدلال میکند که راهبرد دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ با ایران در حقیقت یک «تسلیم راهبردی» است. مقامات آمریکایی در حال مذاکره برای توافقی هستند که به گفته تحلیلگران، نه تنها اهداف اولیه واشنگتن را محقق نمیکند، بلکه عملاً به ایران اجازه میدهد به عنوان یک قدرت مسلط در منطقه ظاهر شود.
بر اساس تماس تلفنی ترامپ با نتانیاهو، آمریکا در حال مذاکره بر سر «نامهای برای اتمام رسمی جنگ» با ایران است که مقدمهای برای ۳۰ روز مذاکره درباره برنامه هستهای و تنگه هرمز خواهد بود. هدف واقعی این اقدام، خروج بدون سر و صدای آمریکا از بحران ارزیابی شده است.
به باور تحلیلگر آتلانتیک، مفهوم «بازی پایانی» در اینجا فقط بزک کردن «تسلیم» آمریکاست. ترامپ بارها در رویارویی با ایران عقبنشینی کرده و تهدیدهای مکررش برای ازسرگیری حملات، در عمل «بلوف» از آب درآمده است.
رهبران تهران طی دو ماه گذشته به این نتیجه رسیدهاند که ترامپ حمله جدیدی را آغاز نخواهد کرد. به همین دلیل، علیرغم آسیبهای ناشی از ۳۷ روز حملات بیامان، هیچ امتیازی به آمریکا ندادهاند و در مقابل، خواستار دریافت غرامت جنگی هستند.
مواضع ایران برای حل و فصل مناقشه، مطالبات یک پیروز را نشان میدهد: عدم پذیرش هیچ محدودیتی برای غنیسازی اورانیوم، خاتمه تحریمها و به رسمیت شناخته شدن کنترل ایران بر تنگه هرمز.
تحلیلهای تکمیلی نشان میدهد که از وعدههای اولیه ترامپ برای «تسلیم بدون قید و شرط ایران» خبری نیست. هیچیک از اهداف اولیه جنگ (مانند توقف دائم برنامه هستهای یا تغییر رژیم) محقق نشده و اکنون مذاکرات حول محورهای بسیار محدودتری مانند توقف ۱۰ تا ۲۰ ساله غنیسازی جریان دارد.
کیگان روند مذاکرات را نه یک «توافق شرافتمندانه»، بلکه عقبنشینی راهبردی واشنگتن در برابر تهران ارزیابی میکند و معتقد است که قدرت چانهزنی ایران در عمل بالاتر از برآوردهای اولیه آمریکا بوده است.
«شهاب اسفندیاری»
۲۶.۵K
۹:۰۱
تحلیل دنیس سیترینویتز تحلیلگر ارشد اندیشکده آتلانتیک و رئیس سابق امور ایران در اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی در مورد شکست سیاسی و راهبردی نتانیاهو قابل توجه است:
«در مورد اینکه نتانیاهو این لحظه را تا چه حد یک شکست شخصی و سیاسی عمیق میداند هرچه بگوییم حق مطلب را ادا نمیکند. توافق آمریکا و ایران در دوران ترامپ، ضربهای عمدتاً دیپلماتیک، اما بیش از همه سیاسی برای او خواهد بود.
نتانیاهو سالها هویت سیاسی خود را بهعنوان «آقای مسئله ایران» ساخته بود؛ همیشه اصرار داشت که تنها فشار، بازدارندگی و زور میتواند حکومت ایران را متوقف کند. و حالا، پس از چند موفقیت عملیاتی با یک شکست استراتژیک بزرگ مواجه شده، و پس از اینکه بالاخره موفق شد آمریکا را به درگیری مستقیم با ایران بکشاند، ممکن است مجبور شود توافقی را بپذیرد که نه تنها به همان حکومتی که قصد تضعیفش را داشت مشروعیت میبخشد، بلکه فروپاشی دکترین دیرینه او در مورد ایران را نیز آشکار میکند.
رویکرد او بر این باور استوار بود که فشار بیشتر، قدرت نظامی بیشتر و هماهنگی تنگاتنگ میان اسرائیل و آمریکا در نهایت یا ایران را به زانو درمیآورد یا حکومت آن را بیثبات میکند. اما در عوض، یک ایران رادیکالتر، مقاومتر و خطرناکتر ظاهر شده است؛ ایرانی که حتی واشنگتن نیز اکنون در مورد امکان رویارویی نظامی دوباره با آن تردید دارد.
اگر این رویارویی با توافق پایان یابد، یک پرسش استراتژیک بزرگتر مطرح میشود: کدام رئیسجمهور آینده آمریکا دیگر حاضر خواهد بود پس از دیدن هزینههای سیاسی و نظامی این درگیری، نیروهایش را به یک درگیری بزرگ دیگر در خاورمیانه وادار کند؟
نتانیاهو بزرگترین فرصت برای اثبات نظریه مرکزی استراتژیک خود را داشت: اینکه مشارکت نظامی نزدیک اسرائیل و آمریکا میتواند ایران را به شکل بنیادین دگرگون کرده و بقای رژیم را تهدید کند. طبق همه شواهد و نشانهها، این فرضیه شکست خورد.
در این پس زمینه، گزارشها درباره گفتگوی پرتنش بین ترامپ و نتانیاهو بسیار قابلدرکتر میشوند. همچنین فشار فوقالعادهای که اکنون از طرف اسرائیل برای مخالفت با توافق اعمال میشود. اینها نشان میدهد نتانیاهو تا چه حد در تلاش است تا دولت آمریکا را قانع کند، یا بر آن فشار آورد، که به سمت توافق با تهران حرکت نکند.
نتیجه نهایی این است که توافق آمریکا و ایران نه تنها شکست رویارویی نظامی که نتانیاهو سالها خواهان آن بود را نشان میدهد، بلکه فروپاشی دکترین استراتژیک بزرگتری را به تصویر میکشد که او از زمان ورود به عرصهی سیاست در اسرائیل از آن حمایت کرده است. آن هم در آستانه انتخاباتی که ممکن است حساسترین انتخابات حیات سیاسی او باشد.
از این نظر، رهبری آینده اسرائیل باید درسهای بنیادین این جنگ را بیاموزد. بیش از هر زمان، این مناقشه نشان میدهد که اسرائیل نیاز مبرم به تدوین استراتژی بلندمدت متفاوتی برای مقابله با ایران دارد و بهویژه باید موارد زیر را درک کند:
رویارویی اسرائیل با ایران به عادیسازی روابط با جهان عرب منجر نخواهد شد، و اساسیترین چالشهای امنیتی اسرائیل را حل نخواهد کرد که مهمترین آنها مسئله فلسطین است.
این باور که تغییر رژیم در ایران جایگاه اسرائیل در خاورمیانه را متحول میکند، همواره از واقعیت دور بود. در حقیقت، مخالفت مستمر سران کشورهای خلیجفارس و کشورهای بزرگ عربی با تشدید تنش علیه ایران، در سراسر این جنگ بارها آشکار شده است.
اسرائیل قادر نخواهد بود از «کارت ایران» بهعنوان جایگزینی برای پرداختن به مسائل سیاسی اصلیای که منطقه را شکل میدهند استفاده کند. هرکسی استدلال کند که رویارویی نظامی صرف با ایران به تنهایی میتواند عادیسازی روابط با دیگران را ممکن کند، اشتباه میکند و دیگران را در مورد واقعیت استراتژیک خاورمیانه گمراه میکند.
علیرغم دستاوردهای غیرقابل انکار تاکتیکی و عملیاتی این کارزار، این شکست در نهایت ممکن است اسرائیل را با یک واقعیت استراتژیک خطرناکتر مواجه کند؛ شکستی که به هیچ وجه موقعیت اسرائیل در خاورمیانه را بهبود نبخشیده است.»
پ.ن:بازنشر تحلیل این افسر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی طبعا به معنای تایید همهی تحلیل او و نیز مطلوب بودن توافق احتمالی نیست. مهم این است که بدانیم آمریکا و رژیم صهیونسیتی با چه شکست راهبردی بزرگی مواجه شدهاند. متأسفانه به نظر میرسد برخی سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی اصلا درک و تصوری از ابعاد و عظمت پیروزی ایران در این نبرد تاریخی ندارند و صرفاً بر برخی خسارتها و آسیبها و کمبودها متمرکز شدهاند. شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ یک نقطهی عطف تاریخی در معادلات منطقهای و جهانی است. این پیروزی و دستاوردهای آن را نباید ارزان بفروشیم. ستاندههای ما در هرگونه توافق احتمالی باید متناسب با عظمت این پیروزی باشد.
«شهاب اسفندیاری»
https://ble.ir/Shahab_Esf
«در مورد اینکه نتانیاهو این لحظه را تا چه حد یک شکست شخصی و سیاسی عمیق میداند هرچه بگوییم حق مطلب را ادا نمیکند. توافق آمریکا و ایران در دوران ترامپ، ضربهای عمدتاً دیپلماتیک، اما بیش از همه سیاسی برای او خواهد بود.
نتانیاهو سالها هویت سیاسی خود را بهعنوان «آقای مسئله ایران» ساخته بود؛ همیشه اصرار داشت که تنها فشار، بازدارندگی و زور میتواند حکومت ایران را متوقف کند. و حالا، پس از چند موفقیت عملیاتی با یک شکست استراتژیک بزرگ مواجه شده، و پس از اینکه بالاخره موفق شد آمریکا را به درگیری مستقیم با ایران بکشاند، ممکن است مجبور شود توافقی را بپذیرد که نه تنها به همان حکومتی که قصد تضعیفش را داشت مشروعیت میبخشد، بلکه فروپاشی دکترین دیرینه او در مورد ایران را نیز آشکار میکند.
رویکرد او بر این باور استوار بود که فشار بیشتر، قدرت نظامی بیشتر و هماهنگی تنگاتنگ میان اسرائیل و آمریکا در نهایت یا ایران را به زانو درمیآورد یا حکومت آن را بیثبات میکند. اما در عوض، یک ایران رادیکالتر، مقاومتر و خطرناکتر ظاهر شده است؛ ایرانی که حتی واشنگتن نیز اکنون در مورد امکان رویارویی نظامی دوباره با آن تردید دارد.
اگر این رویارویی با توافق پایان یابد، یک پرسش استراتژیک بزرگتر مطرح میشود: کدام رئیسجمهور آینده آمریکا دیگر حاضر خواهد بود پس از دیدن هزینههای سیاسی و نظامی این درگیری، نیروهایش را به یک درگیری بزرگ دیگر در خاورمیانه وادار کند؟
نتانیاهو بزرگترین فرصت برای اثبات نظریه مرکزی استراتژیک خود را داشت: اینکه مشارکت نظامی نزدیک اسرائیل و آمریکا میتواند ایران را به شکل بنیادین دگرگون کرده و بقای رژیم را تهدید کند. طبق همه شواهد و نشانهها، این فرضیه شکست خورد.
در این پس زمینه، گزارشها درباره گفتگوی پرتنش بین ترامپ و نتانیاهو بسیار قابلدرکتر میشوند. همچنین فشار فوقالعادهای که اکنون از طرف اسرائیل برای مخالفت با توافق اعمال میشود. اینها نشان میدهد نتانیاهو تا چه حد در تلاش است تا دولت آمریکا را قانع کند، یا بر آن فشار آورد، که به سمت توافق با تهران حرکت نکند.
نتیجه نهایی این است که توافق آمریکا و ایران نه تنها شکست رویارویی نظامی که نتانیاهو سالها خواهان آن بود را نشان میدهد، بلکه فروپاشی دکترین استراتژیک بزرگتری را به تصویر میکشد که او از زمان ورود به عرصهی سیاست در اسرائیل از آن حمایت کرده است. آن هم در آستانه انتخاباتی که ممکن است حساسترین انتخابات حیات سیاسی او باشد.
از این نظر، رهبری آینده اسرائیل باید درسهای بنیادین این جنگ را بیاموزد. بیش از هر زمان، این مناقشه نشان میدهد که اسرائیل نیاز مبرم به تدوین استراتژی بلندمدت متفاوتی برای مقابله با ایران دارد و بهویژه باید موارد زیر را درک کند:
رویارویی اسرائیل با ایران به عادیسازی روابط با جهان عرب منجر نخواهد شد، و اساسیترین چالشهای امنیتی اسرائیل را حل نخواهد کرد که مهمترین آنها مسئله فلسطین است.
این باور که تغییر رژیم در ایران جایگاه اسرائیل در خاورمیانه را متحول میکند، همواره از واقعیت دور بود. در حقیقت، مخالفت مستمر سران کشورهای خلیجفارس و کشورهای بزرگ عربی با تشدید تنش علیه ایران، در سراسر این جنگ بارها آشکار شده است.
اسرائیل قادر نخواهد بود از «کارت ایران» بهعنوان جایگزینی برای پرداختن به مسائل سیاسی اصلیای که منطقه را شکل میدهند استفاده کند. هرکسی استدلال کند که رویارویی نظامی صرف با ایران به تنهایی میتواند عادیسازی روابط با دیگران را ممکن کند، اشتباه میکند و دیگران را در مورد واقعیت استراتژیک خاورمیانه گمراه میکند.
علیرغم دستاوردهای غیرقابل انکار تاکتیکی و عملیاتی این کارزار، این شکست در نهایت ممکن است اسرائیل را با یک واقعیت استراتژیک خطرناکتر مواجه کند؛ شکستی که به هیچ وجه موقعیت اسرائیل در خاورمیانه را بهبود نبخشیده است.»
پ.ن:بازنشر تحلیل این افسر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی طبعا به معنای تایید همهی تحلیل او و نیز مطلوب بودن توافق احتمالی نیست. مهم این است که بدانیم آمریکا و رژیم صهیونسیتی با چه شکست راهبردی بزرگی مواجه شدهاند. متأسفانه به نظر میرسد برخی سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی اصلا درک و تصوری از ابعاد و عظمت پیروزی ایران در این نبرد تاریخی ندارند و صرفاً بر برخی خسارتها و آسیبها و کمبودها متمرکز شدهاند. شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ یک نقطهی عطف تاریخی در معادلات منطقهای و جهانی است. این پیروزی و دستاوردهای آن را نباید ارزان بفروشیم. ستاندههای ما در هرگونه توافق احتمالی باید متناسب با عظمت این پیروزی باشد.
«شهاب اسفندیاری»
۱.۹K
۳:۰۵
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه دهه خبرنگار روزنامه ایندیپندنت در خاورمیانه بوده، در یادداشت مفصلی با عنوان «ایران در جنگ پیروز شد. ترامپ و نتانیاهو اکنون باید حساب پس بدهند» به تحلیل جنگ اخیر پرداخته است. تحلیل او بر چند محور استوار است:
۱. شکست راهبردی آمریکا و اسرائیلاو معتقد است صرف نظر از نتیجه مذاکرات کنونی، آمریکا ششمین شکست خود در ۲۵ سال اخیر در خاورمیانه را متحمل شده است. ایران برگهای برندهای از جمله تنگه هرمز، توان بازدارندگی موشکها و پهپادها، و تهدید بستن بابالمندب را در اختیار دارد، در حالی که ترامپ هیچ برگ برندهای ندارد.
۲. فریب ترامپ توسط نتانیاهوترامپ بر اساس اطلاعات نادرستی که موساد (به ریاست دیوید بارنیا) ساخته بود به ایران حمله کرد، نه اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی خودش.نتانیاهو ترامپ را قانع کرد که حکومت ایران پس از وقایع ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۴) چنان ضعیف است که با ترور رهبری، حداکثر چند روز دوام میآورد.هرست مینویسد: «نتانیاهو که آرزوی تمام عمرش را در آستانه تحقق میدید، سختتر از هر کسی اصرار داشت که فقط یک هل نهایی لازم است. اکنون او بزرگترین بازنده است.»
۳. نظم جدید منطقهای و شکست ائتلاف آمریکا-اسرائیل-اماراتسه دولت آمریکا (دولت اول ترامپ، بایدن و دولت فعلی ترامپ) به دنبال عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل و تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه بودند. تنها متعهد واقعی این طرح، محمد بن زاید (حاکم امارات) بود. با پیروزی ایران، ائتلاف جدیدی شکل گرفته: عربستان، پاکستان، ترکیه، قطر و عمان (به نظر میرسد کویت نیز به سمت پاکستان متمایل شود).
۴. ظهور قدرتهای جدید میانجیدر اوج جنگ، کشورهای عربی دریافتند چتر نظامی آمریکا نمیتواند از آنها محافظت کند، بنابراین به ترکیه و پاکستان روی آوردند. فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، ناگهان به یک بازیگر کلیدی تبدیل شد. واکنش امارات به نقشآفرینی پاکستان جالب توجه بود: درخواست بازپرداخت فوری ۲ میلیارد دلار وام! اما عربستان به پاکستان پول داد تا بدهی را بپردازد. قطر نیز بدون غافلگیری به عنوان میانجی ظاهر شد و ترامپ در پستهای خود از مقامات قطری نام برد.
۵. تأثیر پیروزی ایران بر جنبشهای مقاومتحزب الله که پس از ترور رهبرانش تضعیف شده بود، با نسل جدیدی از جنگجویان و سلاح جدید (پهپادهای FPV) بسیار مؤثرتر از دولت لبنان از این کشور دفاع میکند. هرست مینویسد: «پیروزی ایران پیام قدرتمندی به جهان عرب دارد: با اراده کافی و تحمل درد بالا، قدرتهای متوسط خاورمیانه میتوانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و اسرائیل مقاومت کرده و پیروز شوند.»
۶. تغییر موازنه جهانی و شکست تاریخی آمریکانویسنده اشاره میکند که دیدن ترامپ در حال تملق گویی خطاب به شی جین پینگ (در حالی که رئیسجمهور چین به صراحت آمریکا را در مورد تایوان تهدید میکرد) برای بسیاری دردناک بود.فرانسیس فوکویاما به درستی گفته است که اکنون نوبت آمریکاست که به عنوان یک حکومت سرکش (rogue state) در نظر گرفته شود و چین صدای ثبات و مرکز موافقتنامههای بینالمللی آینده است. چین تنها قدرت بزرگی است که در ۲۵ سال گذشته جنگی نکرده است.
۷. پیشبینی آینده و سرنوشت نتانیاهو و ترامپنتانیاهو پس از آتشبس، حملات به لبنان و غزه را با شدت بیشتر از سر میگیرد تا شکست در ایران را پنهان کند، اما با این کار قبر سیاسی خودش را خواهد کند. ترامپ نیز محاصره کوبا را تشدید خواهد کرد تا توجهها را از شکست منحرف کند.نویسنده یک هشدار هم برای حاکمان امارات دارد: «اگر من حاکم ابوظبی بودم، دیگر نمیپرسیدم چه زمانی حکومت ایران تغییر میکند. میپرسیدم: من تا کی میتوانم در قدرت بمانم؟».
«شهاب اسفندیاری»
https://ble.ir/Shahab_Esf
۱. شکست راهبردی آمریکا و اسرائیلاو معتقد است صرف نظر از نتیجه مذاکرات کنونی، آمریکا ششمین شکست خود در ۲۵ سال اخیر در خاورمیانه را متحمل شده است. ایران برگهای برندهای از جمله تنگه هرمز، توان بازدارندگی موشکها و پهپادها، و تهدید بستن بابالمندب را در اختیار دارد، در حالی که ترامپ هیچ برگ برندهای ندارد.
۲. فریب ترامپ توسط نتانیاهوترامپ بر اساس اطلاعات نادرستی که موساد (به ریاست دیوید بارنیا) ساخته بود به ایران حمله کرد، نه اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی خودش.نتانیاهو ترامپ را قانع کرد که حکومت ایران پس از وقایع ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۴) چنان ضعیف است که با ترور رهبری، حداکثر چند روز دوام میآورد.هرست مینویسد: «نتانیاهو که آرزوی تمام عمرش را در آستانه تحقق میدید، سختتر از هر کسی اصرار داشت که فقط یک هل نهایی لازم است. اکنون او بزرگترین بازنده است.»
۳. نظم جدید منطقهای و شکست ائتلاف آمریکا-اسرائیل-اماراتسه دولت آمریکا (دولت اول ترامپ، بایدن و دولت فعلی ترامپ) به دنبال عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل و تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه بودند. تنها متعهد واقعی این طرح، محمد بن زاید (حاکم امارات) بود. با پیروزی ایران، ائتلاف جدیدی شکل گرفته: عربستان، پاکستان، ترکیه، قطر و عمان (به نظر میرسد کویت نیز به سمت پاکستان متمایل شود).
۴. ظهور قدرتهای جدید میانجیدر اوج جنگ، کشورهای عربی دریافتند چتر نظامی آمریکا نمیتواند از آنها محافظت کند، بنابراین به ترکیه و پاکستان روی آوردند. فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، ناگهان به یک بازیگر کلیدی تبدیل شد. واکنش امارات به نقشآفرینی پاکستان جالب توجه بود: درخواست بازپرداخت فوری ۲ میلیارد دلار وام! اما عربستان به پاکستان پول داد تا بدهی را بپردازد. قطر نیز بدون غافلگیری به عنوان میانجی ظاهر شد و ترامپ در پستهای خود از مقامات قطری نام برد.
۵. تأثیر پیروزی ایران بر جنبشهای مقاومتحزب الله که پس از ترور رهبرانش تضعیف شده بود، با نسل جدیدی از جنگجویان و سلاح جدید (پهپادهای FPV) بسیار مؤثرتر از دولت لبنان از این کشور دفاع میکند. هرست مینویسد: «پیروزی ایران پیام قدرتمندی به جهان عرب دارد: با اراده کافی و تحمل درد بالا، قدرتهای متوسط خاورمیانه میتوانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و اسرائیل مقاومت کرده و پیروز شوند.»
۶. تغییر موازنه جهانی و شکست تاریخی آمریکانویسنده اشاره میکند که دیدن ترامپ در حال تملق گویی خطاب به شی جین پینگ (در حالی که رئیسجمهور چین به صراحت آمریکا را در مورد تایوان تهدید میکرد) برای بسیاری دردناک بود.فرانسیس فوکویاما به درستی گفته است که اکنون نوبت آمریکاست که به عنوان یک حکومت سرکش (rogue state) در نظر گرفته شود و چین صدای ثبات و مرکز موافقتنامههای بینالمللی آینده است. چین تنها قدرت بزرگی است که در ۲۵ سال گذشته جنگی نکرده است.
۷. پیشبینی آینده و سرنوشت نتانیاهو و ترامپنتانیاهو پس از آتشبس، حملات به لبنان و غزه را با شدت بیشتر از سر میگیرد تا شکست در ایران را پنهان کند، اما با این کار قبر سیاسی خودش را خواهد کند. ترامپ نیز محاصره کوبا را تشدید خواهد کرد تا توجهها را از شکست منحرف کند.نویسنده یک هشدار هم برای حاکمان امارات دارد: «اگر من حاکم ابوظبی بودم، دیگر نمیپرسیدم چه زمانی حکومت ایران تغییر میکند. میپرسیدم: من تا کی میتوانم در قدرت بمانم؟».
«شهاب اسفندیاری»
۵۰K
۳:۱۴