لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل شهاب اسفندیاری ش
۵۴۸ عضو

شهاب اسفندیاری

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ خرداد
thumbnail
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه دهه خبرنگار روزنامه ایندیپندنت در خاورمیانه بوده، در یادداشت مفصلی با عنوان «ایران در جنگ پیروز شد. ترامپ و نتانیاهو اکنون باید حساب پس بدهند» به تحلیل جنگ اخیر پرداخته است. تحلیل او بر چند محور استوار است:
۱. شکست راهبردی آمریکا و اسرائیلاو معتقد است صرف نظر از نتیجه مذاکرات کنونی، آمریکا ششمین شکست خود در ۲۵ سال اخیر در خاورمیانه را متحمل شده است. ایران برگ‌های برنده‌ای از جمله تنگه هرمز، توان بازدارندگی موشک‌ها و پهپادها، و تهدید بستن باب‌المندب را در اختیار دارد، در حالی که ترامپ هیچ برگ برنده‌ای ندارد.
۲. فریب ترامپ توسط نتانیاهوترامپ بر اساس اطلاعات نادرستی که موساد (به ریاست دیوید بارنیا) ساخته بود به ایران حمله کرد، نه اطلاعات سرویس‌های اطلاعاتی خودش.نتانیاهو ترامپ را قانع کرد که حکومت ایران پس از وقایع ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۴) چنان ضعیف است که با ترور رهبری، حداکثر چند روز دوام می‌آورد.هرست می‌نویسد: «نتانیاهو که آرزوی تمام عمرش را در آستانه تحقق می‌دید، سخت‌تر از هر کسی اصرار داشت که فقط یک هل نهایی لازم است. اکنون او بزرگترین بازنده است.»
۳. نظم جدید منطقه‌ای و شکست ائتلاف آمریکا-اسرائیل-اماراتسه دولت آمریکا (دولت اول ترامپ، بایدن و دولت فعلی ترامپ) به دنبال عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل و تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه بودند. تنها متعهد واقعی این طرح، محمد بن زاید (حاکم امارات) بود. با پیروزی ایران، ائتلاف جدیدی شکل گرفته: عربستان، پاکستان، ترکیه، قطر و عمان (به نظر می‌رسد کویت نیز به سمت پاکستان متمایل شود).
۴. ظهور قدرت‌های جدید میانجیدر اوج جنگ، کشورهای عربی دریافتند چتر نظامی آمریکا نمی‌تواند از آنها محافظت کند، بنابراین به ترکیه و پاکستان روی آوردند. فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، ناگهان به یک بازیگر کلیدی تبدیل شد. واکنش امارات به نقش‌آفرینی پاکستان جالب توجه بود: درخواست بازپرداخت فوری ۲ میلیارد دلار وام! اما عربستان به پاکستان پول داد تا بدهی را بپردازد. قطر نیز بدون غافلگیری به عنوان میانجی ظاهر شد و ترامپ در پست‌های خود از مقامات قطری نام برد.
۵. تأثیر پیروزی ایران بر جنبش‌های مقاومتحزب الله که پس از ترور رهبرانش تضعیف شده بود، با نسل جدیدی از جنگجویان و سلاح جدید (پهپادهای FPV) بسیار مؤثرتر از دولت لبنان از این کشور دفاع می‌کند. هرست می‌نویسد: «پیروزی ایران پیام قدرتمندی به جهان عرب دارد: با اراده کافی و تحمل درد بالا، قدرت‌های متوسط خاورمیانه می‌توانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و اسرائیل مقاومت کرده و پیروز شوند.»
۶. تغییر موازنه جهانی و شکست تاریخی آمریکانویسنده اشاره می‌کند که دیدن ترامپ در حال تملق گویی خطاب به شی جین پینگ (در حالی که رئیس‌جمهور چین به صراحت آمریکا را در مورد تایوان تهدید می‌کرد) برای بسیاری دردناک بود.فرانسیس فوکویاما به درستی گفته است که اکنون نوبت آمریکاست که به عنوان یک حکومت سرکش (rogue state) در نظر گرفته شود و چین صدای ثبات و مرکز موافقت‌نامه‌های بین‌المللی آینده است. چین تنها قدرت بزرگی است که در ۲۵ سال گذشته جنگی نکرده است.
۷. پیش‌بینی آینده و سرنوشت نتانیاهو و ترامپنتانیاهو پس از آتش‌بس، حملات به لبنان و غزه را با شدت بیشتر از سر می‌گیرد تا شکست در ایران را پنهان کند، اما با این کار قبر سیاسی خودش را خواهد کند. ترامپ نیز محاصره کوبا را تشدید خواهد کرد تا توجه‌ها را از شکست منحرف کند.نویسنده یک هشدار هم برای حاکمان امارات دارد: «اگر من حاکم ابوظبی بودم، دیگر نمی‌پرسیدم چه زمانی حکومت ایران تغییر می‌کند. می‌پرسیدم: من تا کی می‌توانم در قدرت بمانم؟».
«شهاب اسفندیاری»undefined https://ble.ir/Shahab_Esf

۵۵.۹K

۳:۱۴

۱۳ خرداد
thumbnail
برت اریکسون، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل و مدیرعامل یکی از شرکت‌های مشاوره در زمینه‌ی مخاطرات اقتصادی بین‌المللی است و یادداشت‌های او در رسانه‌های مشهور غربی منتشر می‌شود. تحلیل او از درگیری‌های نظامی اخیر میان ایران و آمریکا در خلیج فارس قابل توجه است. او در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس می‌نویسد:
«ایران در تمامی گام‌های این مسیر، چنان حرکت کرده که انگار هر مرحله را از پیش برده است؛ حساب‌شده، روشمند و سنجیده.
اما در مقابل اقدامات ایالات متحده، بدون آمادگی، سراسیمه، و عقب‌ از زمان بوده است.
این حقیقت را هیچ‌کجا روشن‌تر از حملۀ ساعتی پیش آمریکا نمی‌بینیم: جایی که نفتکش ایرانی نزدیک جزیرۀ خارگ با موشک هِلفایر هدف گرفته می‌شود، و سپس ایران بی‌درنگ پایگاه‌های آمریکا در کویت و بحرین را هدف قرار می‌دهد.
آنچه در این میان رخ می‌نماید، آمریکایی است که می‌داند در تنگنا افتاده. هیچ گزینۀ نظامیِ با شانس حتی متوسطی از پیروزی پیشِ رو ندارد، پس اکنون به این امید بسته و دست به دعا برداشته که ایران نه توانِ بازگشت به جنگ را داشته باشد، نه اراده‌اش را. این همان روزنۀ امیدی است که آمریکا می‌خواهد از آن سود بجوید.
اگر ایران -آن کشورِ زخم‌خورده و آسیب‌دیده، که همچنان ایستاده است- نخواهد یا نتواند به جنگ بازگردد، آمریکا یک‌باره بر سر میز مذاکره دستِ بالا را می‌یابد. یعنی ایالات متحده می‌تواند پی‌درپی، ضرباتِ ارزیاب‌گرانه و راهبردی بر پیکر ایران بنشاند، بی‌آنکه هراسی از تلافی داشته باشد.
ایران این را می‌داند، و همان گونه پاسخ می‌دهد که در سراسر این جنگ رفتار کرده است: سنجیده، روشمند، و حساب‌شده.
در طول این «آتش‌بسِ داغ»، ما شاهد بودیم که آمریکا پیوسته مشت‌های کوتاه و تند به سوی ایران پرتاب می‌کند. نه مشت‌های نهاییِ کوبنده، نه کاری از روی افراط؛ آنچنان که ایران یا باید پاسخ گوید، یا اجازۀ تداوم این ضربات را بدهد. و ایران دقیقاً همین کار را کرد، آنگاه که اهدافش را در کویت و بحرین نشانه رفت.
در برابرِ ضرباتِ نخستینِ آمریکا، ایران به شیوۀ «چشم در برابر چشم» پاسخ داده است: تو بزنی، من هم همان اندازه می‌زنم که درد برابر باشد. اما مشکل این جاست که آمریکا این بازی را بلد است و می‌تواند آن را ادامه دهد.
پس اکنون می‌بینیم که ایران رویکردی اندک متفاوت در پیش گرفته است: «صد و پنجاه درصد».
در این راهبرد، ایران می‌کوشد چنان پاسخ دهد که از ضرباتِ ارزیاب‌گرانه بعدی آمریکا جلوگیری کند. اما این خط باریکی است که راه رفتن بر آن آسان نیست.
کم‌ ضربه بزنی، ضربات آینده تضمین‌شده است. زیاده‌روی کنی، چه بسا آتش جنگ دوباره شعله‌ور شود.
اما ایران، همچون همیشه در این جنگ، چنان بازی می‌کند که گویی ۴۷ سال است خود را برای این میدان آماده می‌کرده. واقعاً هم همین‌گونه بوده است.
به جای تندروی، و به جای بستن تنگۀ باب‌المندب، یا نشانه‌گرفتنِ زیرساخت‌های انرژیِ خلیج فارس، یا شلیک به کشتی‌های غیرنظامی در تنگه، گامی دقیقاً متناسب برمی‌دارد.
مشکلِ اکنونِ آمریکا این است که راهبردِ «ارزیابی توان حریف» او نتیجه‌ی معکوس داده است. ایران، با زدن این اهداف در بحرین و کویت، نشان داده که نه تنها ارادۀ بازگشت به جنگی تمام‌عیار را دارد، بلکه این توان را دارد که به‌گونه‌ای مؤثر به میدان بازگردد.
حرکتی از سوی واشنگتن، که می‌بایست با عقب‌نشستن ایران، اهرمِ آمریکا را بر سر میز مذاکره تقویت کند، دقیقاً عکسِ آن را رقم زده است.
ایران دلیرتر شده است. اراده دارد. و مهم‌تر از همه، که دردناک‌ترین بخش ماجرا است: همچنان توان و قابلیت ضربه زدن دارد.

«شهاب اسفندیاری»undefined https://ble.ir/Shahab_Esf

۱.۳K

۴:۱۹

۱۴ خرداد
thumbnail
خودباختگی مقدمه‌ی وطن‌فروشی است
شهاب اسفندیاری
یک نشانه‌ی «ذهن استعمار‌زده» این است که هرچه ارباب استعمارگر انجام دهد در نگاه او نیکو است و هرچه در غرب است از دید او زیبا است. در مقابل هرچه مربوط به «خود» است زشت است. ذهن استعمارزده حتی وقتی می‌خواهد از شهر و سرزمین خود تعریف کند، «زشتی» آن را می‌ستاید.
این همان رویکردی است که در شرق‌شناسی رایج است: ظاهراً شرق را می‌ستایند اما به عنوان «دیگری غرب». به عنوان جایی که عجیب و اسرارآمیز است و باید «کشف» شود، و البته همزمان «خطرناک» و «وحشی» است و باید «کنترل» و «تربیت» شود.
تصویر سیاه و سفیدی که مرجان ساتراپی در «پرسپولیس» از ایران برساخت، چنین تصویری بود. این تصویر باب طبع استعمارگران است چون زمینه‌ساز سلطه و اشغال و غارت است. همان‌گونه که «پرسپولیس» زمینه‌ساز تحریم و جنگ علیه ایران بود. در همه‌ی این سال‌ها ساتراپی به همراه مخملباف هر روز در یک پارلمان اروپایی بساط گدایی پهن می‌کردند تا آنها را علیه مردم و سرزمین خود تحریک کنند.
خودباختگی مقدمه و پیش‌زمینه‌ی وطن‌فروشی است. هنرمندان خودباخته‌ای که با خودتحقیری در تخریب تصویر ایران کوشیدند در خون شهروندان ایرانی و کشتار کودکان میناب و نابودی زیرساخت‌های ایران شریک هستند. تاریخ بی‌تردید با آنها که با همدستی بیگانگان زمینه‌ساز حمله به ایران شدند مهربان نخواهد بود.
@Shahab_Esf

۹۹۴

۱۵:۳۳

thumbnail

۹۹۴

۱۵:۳۳

۲۵ خرداد
واکنش‌ها به توافق در رژیم صهیونیستی
یائیر لاپید، نخست‌وزیر سابق و رهبر حزب مخالف دولت در پارلمان رژیم صهیونیستی در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس ضمن انتقاد شدید از نتانیاهو نکاتی در مورد خطای محاسباتی و شکست راهبردی اسرائیل در حمله به ایران نوشته که قابل توجه است. او می‌نویسد:
«هنوز باید امیدوار باشیم که گزارش‌ها درباره توافق آمریکا با ایران نادرست باشند، اما اگر درست باشند، این یکی از شوک‌آورترین شکست‌های سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل است و تمام آن به نام نتانیاهو ثبت می‌شود.
۱. او سناریوی بسیار خوش‌بینانه‌ای به آمریکایی‌ها فروخت، بدون آنکه نقشه ریسک‌ها را برایشان تشریح کند، و در نتیجه در میانه جنگ اعتمادشان را از دست داد.۲. او تیمی حرفه‌ای برای کار با جناح‌های مختلف در نظام آمریکا تشکیل نداد.۳. او نتوانست آمریکایی‌ها را متقاعد کند که تأسیسات نفتی و انرژی ایران را بمباران کنند و از قبل بر سر این موضوع توافق نکرده بود.۴. او نتوانست آمریکایی‌ها را قانع کند که موضوع موشک‌های بالستیک را در توافق یا حتی در مذاکرات بگنجانند.۵. او اهمیت تردد آزاد در تنگه هرمز را دست کم گرفت - احتمال بسته شدن تنگه پیش از جنگ مطرح بود، اما هیچ گفتگوی جدی درباره آن انجام نشد.۶. او ایده اجرای عملیات زمینی توسط کردها را بدون در نظر گرفتن واکنش مورد انتظار ترکیه و بدون توجه به نفوذ اردوغان در واشنگتن پیش برد.۷. او اثرات افزایش قیمت بنزین در آمریکا چند ماه پیش از انتخابات کنگره را در نظر نگرفت.۸. او احتمال لغو تحریم‌ها و تزریق ده‌ها میلیارد دلار به اقتصاد ایران تحت نظارت سپاه پاسداران را در نظر نگرفت.۹. او احتمال بمباران تأسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را در نظر نگرفت و نتوانست از روابط با این کشورها برای وادار کردنشان به جنگ مشترک استفاده کند.۱۰. او در جلب افکار عمومی جهان به نبردی تازه میان دموکراسی‌ها و یک حکومت بنیادگرا ناکام ماند.۱۱. او تیمی با سطح بسیار پایین برای مذاکره با دولت لبنان منصوب کرد و باعث شد که دولت آمریکا پروندۀ لبنان را نیز از دستان او خارج کند.۱۲. او در میانه جنگ روسای شورای امنیت ملی و موساد را عوض کرد. او تیمی حرفه‌ای برای مدیریت حرفه‌ای اوضاع ندارد.۱۳. او مدام به همه می‌گوید: «ما خاورمیانه را تغییر دادیم.» مشکل اینجاست که به خاطر سهل‌انگاری، تکبر، نبود تیم حرفه‌ای مناسب و قضاوتی که تحت تأثیر چیزهای دیگر است - او آن را به سمت بدی تغییر داده است.
این وضعیت قابل اصلاح است. باید اصلاح شود، نتانیاهو دیگر نمی‌تواند آن را اصلاح کند. ما این کار را خواهیم کرد.
ژنرال یائیر گولان، معاون سابق ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی و رهبر حزب دموکرات نیز در مطلبی با عنوان صبح سختی برای اسرائیل است نوشت:
امروز صبح، شهروندان اسرائیل با توافقی بین آمریکا و ایران از خواب بیدار میشوند که پشت سر اسرائیل انجام شده است.
با یک حرکت قلم، دستاوردهای بزرگ نظامی که با شجاعت خلبانان‌ها و خون سربازان ما به دست آمده بود، نابود شد، در حالی که نتانیاهو کناری ایستاده بود - ضعیف، بیمار، منزوی و بی‌تأثیر.
ترامپ توافقی را امضا می‌کند که میلیاردها دلار به «حکومت آیت‌الله‌ها» سرازیر می‌کند، زیرساخت‌های هسته‌ای را به حال خود رها می‌کند، تهدید موشکی را پابرجا می‌گذارد و به حکومت تهران طناب نجات می‌دهد.
این حاصل سال‌ها شکست است. نتانیاهو کسی است که سال‌ها تصویری دروغین از «آقای امنیت» به مردم فروخت، اما در عمل پدر بزرگ‌ترین شکست استراتژیک تاریخ اسرائیل شد. همان کسی که ایدهٔ «حماس یک سرمایه است» را [برای مقابله با دولت خودگردان] ساخت، و انتقال پول قطر را ممکن کرد، و عرصه سیاسی را رها ساخت، و اتحادهای اسرائیل را از هم گسیخت و اسرائیل را در لحظه‌ای حساس تنها گذاشت.
نتانیاهو برای اسرائیل خوب نیست.کسی که قول «پیروزی مطلق» داده بود، دوران نخست‌وزیری خود را وقتی به پایان می‌برد که دشمنان اسرائیل قوی‌تر شده‌اند، اسرائیل ضعیف‌تر شده، و بازدارندگی که با خون سربازانمان ساخته شده بود، در برابر چشمان ما در حال فرسایش است.
جایگزینی او نه فقط یک نیاز سیاسی - که یک نیاز امنیتی حیاتی است.»
پ.ن:طبعا این افراد رقبای سیاسی نتانیاهو هستند و خصومت آنها نسبت به ایران کمتر از نتانیاهو نیست. سخنان آنها هرچند مؤید دستاوردهای بزرگ ما در میدان و پیروزی راهبردی ایران است - که اغلب تحلیل‌گران بین‌المللی نیز به آن اذعان دارند - اما لزوما به معنی تحقق همه خواسته‌ها و مطالبات ایران در وضعیت فعلی نیست. ملت ایران هرگز از حق خون‌خواهی رهبر شهید و شهدای والامقام و مجازات و تنبیه متجاوزان و طلب غرامت و خسارت جنگ کوتاه نخواهد آمد. ممکن است تحقق این مطالباتِ بر حق به زمان بیشتری نیاز داشته باشد، اما هرگز فراموش نخواهد شد.
undefined https://ble.ir/Shahab_Esf

۱.۳K

۱۱:۳۱

۳۱ خرداد
استعمارزدایی از دیپلماسی ایرانی
پیش‌درآمد پس از مذاکرات اسلام‌آباد گزاره‌هایی در فضای سیاسی و رسانه‌ای در مورد محورهای توافق ایران و آمریکا مشاهده شد که بسیار نگران کننده بود و به تذکرات و اصلاحاتی منجر شد. این گزاره‌ها بازتولید همان ذهنیت استعمارزده‌ای بودند که فاجعه‌ی برجام را رقم زد. فاجعه‌ای که به تعبیر رهبر شهید منجر به «دهه‌ی از دست رفته» ۱۳۹۰ شد و دولت یازدهم و دوازدهم را به «دولت عبرت» تبدیل کرد. سؤال مطرح این روزها این است که ما از آن مذاکرات خسارت‌بار دقیقاً چه درس عبرتی گرفتیم؟اکنون که روشن شده تفاهم‌نامه امضا شده میان ایران و آمریکا «علی‌الاصول» منطبق بر نظر رهبر معظم انقلاب نبوده است، ضروری است به موضوع کلیدی استعمارزدایی از دیپلماسی ایرانی بپردازیم که هم رمزگشایی از دلیل شکست پروژه‌ی برجام است و هم می‌تواند زمینه‌ساز پیشگیری از تکرار آن شکست و عدم تحقق شروط مدنظر ایران در مذاکرات آتی باشد.
کالبدشکافی جنازه‌ای که مرده متولد شدامروز برای همگان روشن شده و حتی در بیان جان کری - طرف آمریکایی برجام - هم آشکارا مطرح شده که برجام مقدمه‌ی مذاکرات و توافقات بعدی در مورد توان موشکی و محور مقاومت بود. هدف دشمن از برجام مهار قدرت فزاینده‌ی ایران بود نه رفع تحریم‌ها. در واقع برجام زمینه‌ و مقدمه‌ی اجرای یک طرح کلان صهیونیستی-آمریکایی در منطقه بود که در دولت‌های مختلف دموکرات و جمهوریخواه دنبال شده بود. ترور شهید سلیمانی، ترور اسماعیل هنیه، ترور سیدحسن نصرالله، ساقط کردن دولت سوریه، جنگ ۱۲ روزه، کودتای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، و نهایتاً جنگ تحمیلی سوم و به شهادت رساندن رهبر عظیم الشأن انقلاب و فرماندهان و مقامات ارشد ایران اجزای مختلف این طرح کلان بود که احتمالاً حلقه‌های کلیدی دیگری از جمله ترور شهید رئیسی هم داشته است. بن‌مایه‌ آن ذهنیت و دال مرکزی آن گفتمانی که طی دو دهه مذاکرات هسته‌ای به تضعیف موقعیت و جایگاه ایران انجامید و نهایتاً منجر به فاجعه‌ی برجام شد چه بود؟ این پیش‌فرض و انگاره‌ که «سرمنشأ مشکلات ایران و آمریکا در داخل است». نتیجه‌ی مستقیم این انگاره چه بود؟ این که ما باید برویم به آمریکایی‌ها ثابت کنیم که آدم‌های خوبی هستیم و قول بدهیم که کارهای بدی نمی‌کنیم تا نگرانی آنها رفع شود. اصطلاحی که استفاده می‌شد «امنیتی‌زدایی» بود. مغزهای مدعی زبان‌بلدی و دنیا دیدگی می‌گفتند چون آنها از ما تصویر خطرناکی ترسیم کرده‌ و ما را «امنیتی سازی» کرده‌اند، راه‌ نجات این است که ما کارهایی که آنها را ناراحت می‌کند را کنار بگذاریم. این رویکرد بیش از آن‌که مبتنی بر فهم از منطق روابط بین‌الملل و قواعد تعامل راهبردی باشد مبتنی بر درکی ابتدایی از فنون روابط عمومی و تبلیغات تجاری بود.متأسفانه برخی افراد که در آن سال‌ها در جایگاه هدایت دیپلماسی ایرانی قرار گرفتند بیشتر استاد تبلیغات و روابط عمومی بودند. گمان می‌کردند که صرفاً با «اصلاح برند» می‌توانند مشکلات راهبردی بین‌المللی را حل کرد. گمان می‌کردند مشکل آمریکا با جمهوری اسلامی صرفاً ناشی از این است که ایران تصویر خودش را نتوانسته درست مدیریت کند. قطعاً ایران در عرصه‌ی بین‌الملل مشکل تصویر و برند داشته و دارد. اما مشکل آمریکا با ما بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر از این موضوع است. رهبر شهید بارها و بارها تلاش کردند این نگرش غلط در دیپلماسی ما را تغییر دهند و یادآور شوند که اگر آمریکا با ایران خصومت دارد ناشی از محروم شدن از خوان وسیع نعمت‌ها و ثروت‌های این سرزمین است که پیش از انقلاب تماماً در اختیار آنها بود. اما نرود میخ آهنین در سنگ! در واقع همه‌ی آن خسارت‌ها و فاجعه‌های ناشی از برجام از همین خطای تحلیل و زاویه دید غلط آغاز شد.
ادامه مطلبhttps://farsnews.ir/Shahab_Esf/1782055441274215578/

«شهاب اسفندیاری»undefined https://ble.ir/Shahab_Esf

۲K

۱۵:۴۱

۱۴ تیر
بازارسال شده از باشگاه خبر دانشگاه صداوسیما (رویانیوز)
thumbnail
#دانشگاه | مبارزه با استعمار، پیش از هر چیز مقابله با «ذهنیت استعماری» است
دکتر شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صداوسیما، در برنامه «قرارگاه جنگ» شبکه افق با اشاره به مفهوم استعمار اظهار کرد: برخلاف تصور رایج، استعمار صرفاً یک رخداد ناشی از اشغال سرزمین‌ها نیست، بلکه یک گفتمان و تفکر است و پیش از آنکه سرزمین‌ها را اشغال کند، ذهن ملت‌ها را اشغال می‌کند. اگر استعمارگران نمی‌توانستند ذهنیت استعماری را در میان مردم سرزمین‌های مختلف ایجاد کنند، هنگام اشغال با مقاومت‌های جدی روبه‌رو می‌شدند.وی با بیان اینکه «رهبر شهید» از قهرمانان مبارزه با استعمار بود، افزود: مبارزه ایشان تنها با استعمار به معنای اشغال سرزمین‌ها نبود، بلکه با ذهنیت استعماری مقابله می‌کرد؛ ذهنیتی که ملت‌های دیگر را قانع می‌کند غرب و کشورهای اروپایی ذاتاً از نظر علمی، فرهنگی و تمدنی برتر هستند.اسفندیاری ادامه داد: ذهنیت استعماری تنها به برتر دانستن غرب ختم نمی‌شود، بلکه نتیجه عملی آن، توجیه سلطه بر دیگر ملت‌هاست؛ به گونه‌ای که حتی برخی نخبگان کشورهای استعمارزده نیز این باور را درونی می‌کنند که سلطه استعمارگران به نفع آنان است و موجب پیشرفتشان خواهد شد.
در رویانیوز بخوانید
باشگاه خبر رویــــا | رویشی در بستر دانشگاه صداوسیما
undefined بـلـــه | ایـتــــا | تلگرام | اینستاگرام

۲۵

۱۵:۳۰

بیانیه جمعی از استادان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی و اجتماعی جهان در تجلیل از شخصیت متفکر شهید آیت‌الله خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه) رهبر برجسته مقاومت ضداستعماری.
فرازهایی از متن بیانیه:
undefined︎ آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای همان‌گونه رخت بربست که زیسته بود: در رویارویی مستقیم با نیروهای سلطه امپریالیستی، با اراده‌ای شکست‌ناپذیر و تسلیم‌ناپذیر دربرابر فشارها؛
undefined︎ او با اتکا به بینش راهبردی، ثبات قدم معرفتی و امتناع مطلق از هم‌سویی با نظم‌سازی امپریالیستی، نقشی بنیادین در تحکیم و سازماندهی «مقاومت» به‌عنوان یکی از قدرتمندترین، بومی‌ترین و توده‌ای‌ترین جبهه‌ها علیه امپریالیسم و استعمار وطن‌گزین در عصر ما ایفا نمود؛
undefined︎ او ماندگار خواهد شد، به‌سان امام حسین (ع)، چونان مشعلی فروزان که باید افروخته بماند و حمل شود. هیچ ملت، هیچ خلق و هیچ نسلی ذلت را در سکوت برنخواهد تافت. مسیر این رهبر شهید در اینجا متوقف نمی‌شود؛
undefined︎ این راه رو به جلو امتداد دارد و ما، امضاکنندگان این متن، متعهد می‌شویم که گام در این مسیر بگذاریم.
نسخه فارسی:https://docs.google.com/document/d/10ytuLqbAEuSiH97g0fzbSID9DsfZx1ielM_tBxLRUzY/edit?usp=drivesdk
لینک امضاء نسخه انگلیسی:https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSc7cjer01BtxNYZX6gg0KZh97jsOKP44QIvkhhFuNhlAUvfMA/viewform

@Shahab_Esf

۷۰۴

۱۹:۱۰

۱۵ تیر
thumbnail
محسن چاوشی هنرمندی شرافت‌مند است. در آزادگی و حریت و خیرخواهی و نوع‌دوستی از چهره‌های خوش‌نام این صنف است. زیست زاهدانه و دوری او از مجالس و محافل جلوه‌فروشی و پرهیز او از روابط آلوده با اهالی قدرت و ثروت بر کسی پوشیده نیست.
از جنس هنرمندانی نبوده که سال‌ها از مواهب مادی جمهوری اسلامی بهره‌مند بودند و از پله‌های شهرت و ثروت بالا رفتند و در روز حادثه در کنج عافیت خزیدند یا با دشمنان غدار میهن هم‌نوا شدند. از آن دغل‌کارانی نبود که روزگاری در میتینگ‌های انتخاباتی داخلی معرکه بگیرند و روزگاری عروسک خیمه‌شب‌بازی بی‌بی‌سی شوند. زندگانی بی‌حاشیه داشت و مهم‌ترین جنجال‌‌های رسانه‌ای او فراخوان برای آزادی زندانیان بدهکار بود. شهرت و محبوبیت کم‌نظیر خود را وقف نجات زندگی دیگران می‌کرد.
اما در این مجال نمی‌خواهم به فضائل اخلاقی او بپردازم. راستش زمانی که پس از وقایع دی‌ماه یک یادداشت به مناسبت انتشار قطعه‌ی "حسبی‌الله" در صفحه‌ی خود منتشر کرد، نخستین‌ بار به این وجهِ کمتر دیده شده از شخصیت او پی بردم. قطعه‌ی "علاج" و قطعه‌ی "حسبی‌الله" هر دو از یک درک جامعه‌شناختی حکایت داشت: از خرد ناب و فهم دقیقی از جامعه‌ی ایرانی و چالش‌های سیاسی و اجتماعی آن. اما یادداشت چاوشی تحلیل کم‌نظیری بود که از آن فراتر می‌رفت و بافتار انتشار قطعه‌ی "حسبی‌الله" را شرح می‌داد. نه فقط در مقیاس جامعه‌ی هنرمندان که حتی در میان اهالی جامعه‌شناسی و علوم سیاسی هم چنین کیفیتِ اصیل و نظرگاه عمیقی در تحلیل کمتر یافت می‌شود.
و اکنون در روزهای یک بعثت تاریخی بی‌همتا و وداع شکوهمند ملت ایران با حکیمی فرزانه، پارسائی روشن‌ضمیر و رهبری مبارز و آزادی‌خواه، و در زمانه‌ای که بسیاری اهالی قدرت که در حیات سیاسی خود مدیون آن نفس زکیه بودند به لانه‌های تباهی و انحطاط خزیده‌اند، و برخی مشاهیرِ مدعی مردم‌دوستی ترجیح داده‌اند که دور از حماسه‌ی حضور مردم بایستند، این چند سطر که محسن چاوشی امروز منتشر کرد، بار دیگر به روشنی نشان داد که او در روشن‌فکری، جامعه‌شناسی، وطن‌دوستی و فهم‌سیاسی از قاطبه‌ی مدعیان فرسنگ‌ها جلوتر است.
@Shahab_Esf

۲.۲K

۱۵:۰۰

۲۷ تیر
undefined آمریکا با حملات اخیر به خاک ایران دنبال چیست؟
undefined️شهاب اسفندیاری
این روزها ابهامات و شبهات مختلفی درباره‌ی حملات اخیر آمریکا به خاک ایران در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود. بسیاری از شهروندان از آسیب به زیرساخت‌ها و تاسیسات کشور و شهادت مدافعان وطن خشمگین هستند.
در کنار جنگ نظامی، جنگ روانی دشمن هم اوج گرفته و روایتی واژگون از وقایع را تبلیغ و ترویج می‌کند. به نظرم برای روشن شدن فضا و ایجاد اتحاد و انسجام در برابر دشمن توجه به ۱۰ نکته زیر اهمیت دارد:
۱- آمریکا در جنگ به اهداف خود نرسید و شکست خورد. همه‌ی تحلیل‌گران برجسته‌ی بین‌المللی این واقعیت را تصدیق کرده‌اند.۲- ایران در جنگ کنترل تنگه هرمز به عنوان مهترین اهرم راهبردی و اقتصادی برای اعمال فشار به دشمن را به دست آورد. ۳- آمریکا در ۴۰ روز جنگ و با تمام قدرت نظامی خود نتوانست تنگه هرمز را باز کند. ۴- مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای جنگ، تنبیه متجاوز و طلب خسارات جنگ بود. ۵- دشمن به بهانه مذاکرات و با تفسیر تفاهم نامه اقدام به باز کردن مسیر جنوبی و لغو ترتیبات ایرانی و سلب اختیار ایران از تنگه هرمز کرد. ۶- باز بودن مسیر جنوبی فقط منع ایران از درآمد عبور و مرور از تنگه به عنوان جبران بخشی از خسارات جنگ نیست. باز بودن مسیر جنوبی یعنی از دست رفتن مهمترین اهرم ایران در مذاکرات آتی و مهمترین اهرم ایران در بازدارندگی از اعمال تحریم و حمله مجدد. آمریکا به همین دلیل اینقدر بر سلب اختیار ایران در تنگه هرمز اصرار دارد. ۷- باز بودن مسیر جنوبی یعنی ناوهای نظامی از تنگه عبور کنند و برای حمله مجدد به ایران آرایش نظامی بگیرند. یعنی تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس بازسازی شوند و از آنها برای حمله مجدد به ایران استفاده شود. جنگ طلبان آمریکایی دنبال تحقق این اهداف هستند که اصرار بر باز بودن مسیر جنوبی دارند.۸- هرکس از باز شدن تنگه هرمز بدون اعمال ترتیبات ایرانی حمایت کند، خواسته و ناخواسته در مسیر جنگ طلبان آمریکا حرکت کرده است. ۹- آمریکا با حمله به زیرساخت‌ها و با هیچ عملیات نظامی دیگری نمی‌تواند تنگه را باز کند. تنها امید آمریکا به فتنه و اختلاف در داخل و سست شدن اراده مسئولین در حفظ دستاوردهای جنگ رمضان است. عملیات روانی و تبلیغاتی اخیر در مورد جنوب ایران توسط مزدوران آمریکا و عناصر وطن‌فروش در این راستا است.۱۰- آمریکا با سلب اختیار ایران و لغو ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز می‌خواهد واقعیت جنگ را تحریف کند و تصویر پیروز از خود به نمایش بگذارد. اگر کسانی تسلیم این روایت آمریکا شوند، و ایران را طرف شکست خورده در جنگ معرفی کنند، زمینه زورگویی‌ها و زیاده‌خواهی‌های بیشتر آمریکا را فراهم کرده‌اند.
undefined https://ble.ir/Shahab_Esf

۲۲K

۷:۳۷