عکس پروفایل سردار شهید سید یزدان میر (حاج اصغر باقری)س

سردار شهید سید یزدان میر (حاج اصغر باقری)

۴۶۹ عضو
thumbnail
undefinedدر میان غبار سوگ، شکوهِ ایستادگی روشن است؛ چرا که یارانِ راستینِ رهبر کبیر انقلاب و رهبر شهید انقلاب، همچنان با همان روحیه عاشورایی، چشم به افقِ نبرد آخرالزمانی دارند و آماده‌اند تا در مسیر حق، جان فدا کنند.@Shahidyazdanmir
undefined۱۶
undefined۵
undefined۱

۷۱۹

۷:۲۷

undefinedتقدیم به خواهر شهید زلال تر از آینه ام

زلال بود. از آب و از آینه سر بود بگو چگونه نگاه تو آسمان تر بود ؟
چگونه آن همه دریا نشست در چشمت ؟چقدر نور در آن بیکران شناور بود
زمانه خواست تو از هرسری سوا باشی زمانه ای که غمش از زمین فراتر بود
به شانه های سترگت سپرد باری را که در توان یل و گُرد پیل پیکر بود
نه ،،، از تلاطم و خصم زمان نمی‌ترسید اراده ی تو که با صخره ها برابر بود

غزل نوشتی و از عشق دم زدی وقتیسپید رود خیالت سپید باور بود
خوش آن روایت سبزی، که راوی اش بودی خوش آن خیال بلندی که روح دفتر بود

چه عارفانه جهان را نظاره میکردی
چه عاشقانه دو چشم تو جام و ساغر بود

تمام هستی تو انعکاس مهر پدر
قرار قلب تو لبخند پاک مادر بود

پدر شهید شد و پا به پای رفتن او
پرید روح بلندت که مهر گستر بود

منم رفیق پس از رفتن تو فاطمه جان
چه خوب می شد اگر قبل از آن میسر بود

نوشته ام غزلی را به یمن یک آغاز
شروع دوستی ما چنین مقدر بود

غزل برای رفیقم ، شهید راه وطن
تهمتن غزلم آه ...، شیر دختر بود

#سمانه_رحیمی
#فاطمه_سادات_میر

اشاره به رمان فاطمه سادات عزیز که مشغول نگارشش بود

@Shahidyazdanmir
undefined۲۱
undefined۲

۵۸۸

۱۲:۵۵

thumbnail
undefinedشهدا، اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا علیه السلام هستند. پیام آنها عشق و اطاعت است و وفاداری...
شهید سیدحسن نصرالله شهید سیدمحمد حجازیشهید سیدیزدان میر(باقری)
@Shahidyazdanmir
undefined۱۳
undefined۸
undefined۲
undefined۱

۶۶۵

۱۹:۴۸

thumbnail
undefinedاو از خدا خواست مرگی شاعرانه «قال کّلا» من یقین دارم خدایم با من است…مانند این بانو که سوگش را غزل کرد تابوت او را پرچم ایران بغل کرداو از خدا خواست مرگی شاعرانه
undefinedشعرخوانی محمد رسولی در شب شعر مقاومت، به مناسبت بزرگداشت شهیده شاعر، دکتر فاطمه‌سادات میر@Shahidyazdanmir
undefined۱۴
undefined۳

۵۳۹

۸:۲۰

thumbnail
undefinedبزرگداشت و یادبود شاعر و نویسنده شهیده دکتر فاطمه سادات میر
یکشنبه سوم خرداد از ساعت ۱۵ الی ۱۷
تهران سالن مهر حوزه هنری انقلاب اسلامی
@Shahidyazdanmir
undefined۱۸
undefined۵
undefined۲

۷۲۶

۱۰:۳۷

thumbnail
undefinedدر مراسم بزرگداشت شهیده فاطمه سادات میر مطرح شد؛ مرگ، جهان ذهنی افراد را برملا می‌کند/ «ریل‌های زنگ‌زده»؛ کتابی با اندوهی عمیق و جاری
مشروح گزارش: https://news.hozehonari.ir/news/52741
@Shahidyazdanmir
undefined۱۴

۴۵۰

۸:۰۵

thumbnail
undefinedعرفات محل هبوط آدم از بهشت استو مبدا حیات انسان بر کره ی زمین.و آدم چون خود را بر زمن یافتگریست و انابه کرد.تو هم گریه و انابه کن،آنچنان که گوی این توییکه هم اکنون از بهشت هبوط کرده ایو خود را تنهای تنهابر بیابان های عرفات یافته ای...
شهید محمد هادی حاج رحیمیشهید سید یزدان میر(باقری)
@Shahidyazdanmir
undefined۱۹
undefined۷

۴۲۴

۱۹:۲۲

thumbnail
undefinedزمین سراسر صحرای عرفات است و تو همان آدمی که با خطاب إهبطوا بر این سیاره رنج فرو افتاده ای عرفات مثالی از حقیقت زمین است که تمثیل یافته مشقت جوع و عریانی و تشنگی و سوز آفتاب و... آن خطاب را تو از یاد برده ای، اما آدم به یاد داشت که آن همه گریست تا بازش پذیرفتند
شهید سید رضی موسویشهید سید یزدان میر(باقری)
@Shahidyazdanmir
undefined۱۷
undefined۷

۵۲۴

۵:۲۵

thumbnail
گمنامی برای شهوت پرست­ها دردآور است،اگرنه همه اجرها در گمنامی است ؛ تاآنجا که فرموده­ اند: آنگونه در راه خدا انفاق کن که آن دست دیگرت هم با خبر نشود
#شهید حاج قاسم سلیمانی (در گوشه تصویر)#پاسداران گمنام سپاه اسلام:#شهید بهنام شهریاری#شهید سیدیزدان میر(باقری)
@Shahidyazdanmir
undefined۲۳
undefined۴

۴۱۸

۱۹:۳۳

undefinedدست نوشته های شهیده دکتر فاطمه سادات میر
جمعه بغضی است قدیمی که از انسانهای نخستین به ما رسیده! شاید اولین باری که آدم به زمین هبوط کرد جمعه عصربود. و اولین روزی که از دست حوا ناراحت شد. نمی دانم. اما فکر میکنم این انتظارهای کشنده ای که غروبهای جمعه گریبان گیرمان می شود قدمتی هزاران ساله دارد. هزاران سال است که زمین جمعه ها را در انتظار موعود دود می کند. حق دارد به عصر که می رسد بغض کند. حق دارد دلش تنگ شود. حق دارد افسردگی مزمن بگیرد. هرچه به آخر روز نزدیکتر می شويم غصه هامان بیشتر می شود و این دلتنگی های مرموز، همان دردهای پنهانی است که از زمین به ارث برده ايم! دیگر نمی توانم. این غروب غبار آلود، این پنجره های بسته، باغچه ی خواب آلود و کوچه ی متروک... دیگر نمی توانم... بالاخره باید یک اتفاقی بیفتد. مگر می شود اینهمه بی تفاوتی؟ مگر می شود اینهمه تنهایی؟ من فکر می کنم یک جای کار می لنگد وگرنه خدا نباید اینهمه بی تفاوت باشد. خدایا منتظر آماده شدن ما نباش! از مشتی انسان افسرده چه توقعی داری؟ در این عصر تاریک ما را تنها مگر معجزه ی عشق بیدار کند. ما از ترس واقعیت های تلخ، هزاران سال است که در زمین به خواب رفته ایم.
#فاطمه_سادات_میر اللهم عجل لولیک الفرج
@Shahidyazdanmir
undefined۱۴
undefined۴

۱۹۵

۱۴:۰۵