■✦•┈┈┈┈•✦● @shahkhoshin ■✦•┈┈┈┈•✦●
『 یاهو』
یاران و همراهان ارجمندِ طریقِ عشق و حقیقت؛
در مسیرِ تعالیِ روح و جستجویِ جانمایههایِ اصیلِ انسانی، همواره شایسته است که از تکلّفهایِ فرساینده دوری جسته و به جانِ کلام و معنایِ نیستی و هستی نزدیکتر شویم.
آیینِ یادبودِ عزیزانِ سفرکرده، در اصل فرصتی برایِ خلوتِ دل، ذکرِ خیر و پیوندِ قلبیِ بازماندگان با روحِ آن عزیز است؛ نه محملی برایِ هیاهویِ بیرونی و مراسمِ پرتکلّف.
آموزههایِ متعالیِ دینی و حکمتهایِ عرفانی، همواره ما را به سادگی، بیریایی و حفظِ حرمتِ وقت فرا میخوانند. چه بسیار پسندیده است که یادِ عزیزانِ درگذشته، بهدور از شلوغیهایِ مرسوم، چاپِ اطلاعیههایِ انبوه و زحماتِ عمومی، در فضایِ آرام، صمیمی و روحانیِ خانوادگی برگزار گردد.
بیشک، آن جانِ پاک که از قیدِ خاک رهیده، به نجوایِ صمیمانه و دعایِ خیرِ عزیزانش بیش از حضورِ جمع و تجملاتِ ظاهری نیازمند است. بیایید سرمایهیِ عمر و اندیشهیِ خود را صرفِ رویشِ باورهایِ ناب، خدمت به خلق و توشهیِ باطنیِ روحِ گذشتگان کنیم.
از اینرو، با نهایتِ احترام به ساحتِ یاران و همراهانِ گرامی، به اطلاع میرساند که «رسانه شاهخوشین» در راستایِ نهادینهسازیِ این فرهنگِ آرامشبخش و ناب، زینپس از انتشارِ هرگونه اعلامیه جهتِ مراسمِ چهلم و سالگرد معذور خواهد بود. امید است در این مسیرِ متعالی، با همدلیِ شما عزیزان، گامی در جهتِ پیرایشِ رسوم از زوائد و بازگشت به اصالتِ معنویِ یادبودها برداریم.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
■✦•┈┈┈┈•✦● @shahkhoshin ■✦•┈┈┈┈•✦●
『 یاهو』
یاران و همراهان ارجمندِ طریقِ عشق و حقیقت؛
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
■✦•┈┈┈┈•✦● @shahkhoshin ■✦•┈┈┈┈•✦●
۲۳۹
۱۴:۲۸
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
حریمِ قدسیِ جم/ آیینِ ادب و حرمتِ ساحتِ حضور
در هندسهیِ معرفتیِ آیینِ یاری، «جَم» نه تنها یک فضایِ فیزیکی برایِ گردآمدن، که تجلیگاهِ باطنِ هستی و محضرِ حضورِ قدسی است. حضرت خانالماس، با بصیرتی برآمده از جانِ کلام، بهکرّات بر «ادب» به عنوانِ رکنِ رکینِ این ساحتِ مقدس تأکید ورزیدهاند؛ چرا که بدونِ ادب، جانِ آدمی به جوهرِ حقیقت راه نمییابد. ادب، در این ساحت، نه یک قاعدهیِ قراردادی، بلکه ترازویِ سنجشِ میزانِ «خداشناسی» و «خلقشناسیِ» یک سرسپرده است. در ساحتِ جَم، هر کنشِ فردی، بازتابی از کیفیتِ پیوندِ او با ذاتِ حق است؛ از این رو، رعایتِ آدابِ حضور، نخستین گام در وداع با «منیت» و آغازِ عروج به سویِ «وحدت» محسوب میشود.
سختگیریِ حکیمانهیِ حضرت خانالماس در اخراجِ فردِ بیادب از جَم، نه از سرِ قهر، بلکه از سرِ ضرورتِ حفظِ طهارتِ فضایِ روحانی است. یک جَمِ یاری، باغی است که در آن «نور» کاشته میشود و «حقیقت» درو میگردد؛ هرزِ بیادبی در این باغ، نه تنها قداستِ آن را مخدوش میکند، بلکه توازنِ روحیِ سایرِ حاضران را نیز برهم میزند.
ادب در جَم، شاخههایی فراگیر دارد؛ از ظاهرِ آراسته (کلاه، کمر و لباسِ منظم) که نمادی از نظمِ باطنی و انضباطِ اراده است، تا رفتارِ درونی. نداشتنِ کلاه و کمر در جَم، به مثابهیِ حضور در محضرِ پادشاهِ هستی با لباسِ گسسته است؛ بیانی است از غفلتِ فرد نسبت به عظمتِ جایگاهی که در آن نشسته است.
در میانِ این آداب، «سکوت» و «تمرکز»، کلیدِ فهمِ اسرارِ کلام است. هر خندهیِ بیجا، هر گفتگویِ درگوشی با بغلدستی، و هر حرکتِ اضافهای که نظمِ جم را مختل کند، در منطقِ یاری، دهنکجی به سکوتِ قدسیِ حاکم بر محفل است. کلامِ «یار»، نغمهای است که باید در ظرفِ جانهایِ مهیا ریخته شود؛ ظرفی که با همهمهیِ بیهوده پر شده باشد، گنجایشِ دریافتِ نور را نخواهد داشت. لذا، هرگونه رفتاری که زنجیرهیِ همنواییِ حاضران را بگسلد، نه فقط یک خطایِ اجتماعی، که یک خیانتِ معرفتی به حریمِ جَم است.
اما در عصرِ حاضر، معضلی نوظهور، قداستِ این خلوتِ الهی را آماجِ هجمه قرار داده است: «گوشیهایِ هوشمند». روشن کردنِ گوشی در جَم، تحتِ هر شرایطی —چه برایِ ثبتِ تصویر، چه برایِ چک کردنِ پیام و چه به بهانهیِ دسترسی به متونِ دینی— نهایتِ بیادبی و نمادی از «غیابِ حضور» است.کسی که در جَم، درگیرِ جهانِ مجازیِ گوشیِ خویش است، عملاً از محضرِ «حق» غایب شده و در بندِ «دنیا» اسیر است. این ابزارها که ذهن را قطعهقطعه میکنند، بزرگترین دشمنِ «تمرکزِ قلبی» هستند. روشن شدنِ نمایشگرِ گوشی در تاریکیِ جَم، چون زخمی بر چهرهیِ معنویتِ آن محفل است؛ چرا که نشان میدهد فرد، نه تنها در جَم حاضر نیست، بلکه پیوندِ مقدسِ میانِ جانِ خویش و جانِ جَم را قربانیِ یک نیازِ کاذبِ مجازی کرده است.
ادب، در نهایت، به معنایِ «بهجا بودن» است. در جَم، جایِ گوشی نیست؛ جایِ جان است. اهلِ حق، باید از این وسوسهیِ مدرن بپرهیزند؛ چرا که عیارِ یک یارسانیِ واقعی، در میزانِ «مراقبه» و «ادبِ حضورش» سنجیده میشود. اگر کسی توانِ آن را ندارد که برایِ چند ساعت، جهانِ بیرون و ابزارهایِ آن را پشتِ دربِ جَم بگذارد و در دریایِ سکوتِ باطنی غرق شود، هنوز به ساحلِ حقیقت نرسیده است. حقیقت، در آن سویِ نمایشگرهاست؛ در جانِ کلامی که بیواسطهیِ هیچ ابزاری، از قلبِ پیر به گوشِ جانِ مرید میرسد.
حرمتِ جَم، حرمتِ «حق» است. هر کس که این حریم را با بینظمی، با لباسِ غیرِ متعارف، یا با اشتغالِ به گوشیهایِ هوشمند بشکند، در حقیقت از صراطِ ادبِ اهلِ حق خارج شده است. بیایید این آیینِ کهن را از غبارِ بیادبیهایِ مدرن بپیراییم و جَم را دوباره به جایگاهِ خلوص، وقار و اتصالِ بیپایانِ باطنی بدل کنیم؛ چرا که تنها در ظلّ همین ادب است که انوارِ حقیقت، مجالِ تابیدن مییابند و جانهایِ تشنه، از زلالِ کلامِ حق سیراب میشوند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
حریمِ قدسیِ جم/ آیینِ ادب و حرمتِ ساحتِ حضور
در هندسهیِ معرفتیِ آیینِ یاری، «جَم» نه تنها یک فضایِ فیزیکی برایِ گردآمدن، که تجلیگاهِ باطنِ هستی و محضرِ حضورِ قدسی است. حضرت خانالماس، با بصیرتی برآمده از جانِ کلام، بهکرّات بر «ادب» به عنوانِ رکنِ رکینِ این ساحتِ مقدس تأکید ورزیدهاند؛ چرا که بدونِ ادب، جانِ آدمی به جوهرِ حقیقت راه نمییابد. ادب، در این ساحت، نه یک قاعدهیِ قراردادی، بلکه ترازویِ سنجشِ میزانِ «خداشناسی» و «خلقشناسیِ» یک سرسپرده است. در ساحتِ جَم، هر کنشِ فردی، بازتابی از کیفیتِ پیوندِ او با ذاتِ حق است؛ از این رو، رعایتِ آدابِ حضور، نخستین گام در وداع با «منیت» و آغازِ عروج به سویِ «وحدت» محسوب میشود.
سختگیریِ حکیمانهیِ حضرت خانالماس در اخراجِ فردِ بیادب از جَم، نه از سرِ قهر، بلکه از سرِ ضرورتِ حفظِ طهارتِ فضایِ روحانی است. یک جَمِ یاری، باغی است که در آن «نور» کاشته میشود و «حقیقت» درو میگردد؛ هرزِ بیادبی در این باغ، نه تنها قداستِ آن را مخدوش میکند، بلکه توازنِ روحیِ سایرِ حاضران را نیز برهم میزند.
ادب در جَم، شاخههایی فراگیر دارد؛ از ظاهرِ آراسته (کلاه، کمر و لباسِ منظم) که نمادی از نظمِ باطنی و انضباطِ اراده است، تا رفتارِ درونی. نداشتنِ کلاه و کمر در جَم، به مثابهیِ حضور در محضرِ پادشاهِ هستی با لباسِ گسسته است؛ بیانی است از غفلتِ فرد نسبت به عظمتِ جایگاهی که در آن نشسته است.
در میانِ این آداب، «سکوت» و «تمرکز»، کلیدِ فهمِ اسرارِ کلام است. هر خندهیِ بیجا، هر گفتگویِ درگوشی با بغلدستی، و هر حرکتِ اضافهای که نظمِ جم را مختل کند، در منطقِ یاری، دهنکجی به سکوتِ قدسیِ حاکم بر محفل است. کلامِ «یار»، نغمهای است که باید در ظرفِ جانهایِ مهیا ریخته شود؛ ظرفی که با همهمهیِ بیهوده پر شده باشد، گنجایشِ دریافتِ نور را نخواهد داشت. لذا، هرگونه رفتاری که زنجیرهیِ همنواییِ حاضران را بگسلد، نه فقط یک خطایِ اجتماعی، که یک خیانتِ معرفتی به حریمِ جَم است.
اما در عصرِ حاضر، معضلی نوظهور، قداستِ این خلوتِ الهی را آماجِ هجمه قرار داده است: «گوشیهایِ هوشمند». روشن کردنِ گوشی در جَم، تحتِ هر شرایطی —چه برایِ ثبتِ تصویر، چه برایِ چک کردنِ پیام و چه به بهانهیِ دسترسی به متونِ دینی— نهایتِ بیادبی و نمادی از «غیابِ حضور» است.کسی که در جَم، درگیرِ جهانِ مجازیِ گوشیِ خویش است، عملاً از محضرِ «حق» غایب شده و در بندِ «دنیا» اسیر است. این ابزارها که ذهن را قطعهقطعه میکنند، بزرگترین دشمنِ «تمرکزِ قلبی» هستند. روشن شدنِ نمایشگرِ گوشی در تاریکیِ جَم، چون زخمی بر چهرهیِ معنویتِ آن محفل است؛ چرا که نشان میدهد فرد، نه تنها در جَم حاضر نیست، بلکه پیوندِ مقدسِ میانِ جانِ خویش و جانِ جَم را قربانیِ یک نیازِ کاذبِ مجازی کرده است.
ادب، در نهایت، به معنایِ «بهجا بودن» است. در جَم، جایِ گوشی نیست؛ جایِ جان است. اهلِ حق، باید از این وسوسهیِ مدرن بپرهیزند؛ چرا که عیارِ یک یارسانیِ واقعی، در میزانِ «مراقبه» و «ادبِ حضورش» سنجیده میشود. اگر کسی توانِ آن را ندارد که برایِ چند ساعت، جهانِ بیرون و ابزارهایِ آن را پشتِ دربِ جَم بگذارد و در دریایِ سکوتِ باطنی غرق شود، هنوز به ساحلِ حقیقت نرسیده است. حقیقت، در آن سویِ نمایشگرهاست؛ در جانِ کلامی که بیواسطهیِ هیچ ابزاری، از قلبِ پیر به گوشِ جانِ مرید میرسد.
حرمتِ جَم، حرمتِ «حق» است. هر کس که این حریم را با بینظمی، با لباسِ غیرِ متعارف، یا با اشتغالِ به گوشیهایِ هوشمند بشکند، در حقیقت از صراطِ ادبِ اهلِ حق خارج شده است. بیایید این آیینِ کهن را از غبارِ بیادبیهایِ مدرن بپیراییم و جَم را دوباره به جایگاهِ خلوص، وقار و اتصالِ بیپایانِ باطنی بدل کنیم؛ چرا که تنها در ظلّ همین ادب است که انوارِ حقیقت، مجالِ تابیدن مییابند و جانهایِ تشنه، از زلالِ کلامِ حق سیراب میشوند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
۲۰۶
۱۴:۲۹
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
۲۰۱
۱۳:۲۱
╔═
══════════
═╗ @shahkhoshin
『 یاهو』
داواتُ و یاری
یاران گُوش بِدَن بَیان هوشیاری
داوات پَـی یـاران آمـــان دِیـاری
اِی رُوسمَه حَقَن مانگی یکجاری
🪴در آیین مقدس یاری، «داوات» (قربانی کردن) نه صرفاً یک رسم ظاهری، بلکه جلوهای از تسلیم و پیوند با حقیقت است. در این کلام، خطاب به یارانِ حقجو، چنین میخوانیم که باید با گوش جان و هوشیاریِ کامل به این پیامِ بیداری توجه کنند.
🪴این سنتِ اصیل که از جانب صاحبانِ امر برای یاران به ارمغان آمده، راهی برای نمایان ساختنِ صدق و وفایِ آنان است.در تشریح این کلام میتوان گفت: دعوت به «داوات»، فراخوانی است برای تکرارِ پیمانِ بندگی و ایثار؛ چرا که این آیین، رسمی برخاسته از حق و برای اتصالِ قلبها به سرچشمهی حقیقت است.
🪴تأکید بر «#مانگی_یکجاری» نشان میدهد که این تجدید میثاق و پاکسازیِ ظاهری و باطنی، نباید امری مقطعی یا فراموششده باشد، بلکه یارانِ راستین موظفاند هر ماه با ادایِ این فریضه، پیوندِ خویش را با اصولِ یاری تازه کنند و در زلالِ این سنتِ الهی، غبارِ تعلقات را از جانِ خود بزدایند تا همواره در مسیرِ خدمت به حق و خلق، استوار و هوشیار باقی بمانند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
@shahkhoshin╚═
══════════
═╝
『 یاهو』
🪴در آیین مقدس یاری، «داوات» (قربانی کردن) نه صرفاً یک رسم ظاهری، بلکه جلوهای از تسلیم و پیوند با حقیقت است. در این کلام، خطاب به یارانِ حقجو، چنین میخوانیم که باید با گوش جان و هوشیاریِ کامل به این پیامِ بیداری توجه کنند.
🪴این سنتِ اصیل که از جانب صاحبانِ امر برای یاران به ارمغان آمده، راهی برای نمایان ساختنِ صدق و وفایِ آنان است.در تشریح این کلام میتوان گفت: دعوت به «داوات»، فراخوانی است برای تکرارِ پیمانِ بندگی و ایثار؛ چرا که این آیین، رسمی برخاسته از حق و برای اتصالِ قلبها به سرچشمهی حقیقت است.
🪴تأکید بر «#مانگی_یکجاری» نشان میدهد که این تجدید میثاق و پاکسازیِ ظاهری و باطنی، نباید امری مقطعی یا فراموششده باشد، بلکه یارانِ راستین موظفاند هر ماه با ادایِ این فریضه، پیوندِ خویش را با اصولِ یاری تازه کنند و در زلالِ این سنتِ الهی، غبارِ تعلقات را از جانِ خود بزدایند تا همواره در مسیرِ خدمت به حق و خلق، استوار و هوشیار باقی بمانند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
@shahkhoshin╚═
۱۹۷
۱۷:۰۱
4_5951896693032098873.mp3
۰۶:۳۱-۱۵.۹۶ مگابایت
هو『 جمال دلربای مولای عالم عشق است』 ┄┄┅┅┅❅❁❅ ┅┅┅┄┄ «عشق است عشق»
🪴رفتم به در میخانه🪴 گفتم به دل دیوانه🪴پیمانه بکش پیمانه 🪴لا اله الا هو🪴حقا حقا حقا هو🪴علیا حقا علیا هو
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
🪴رفتم به در میخانه🪴 گفتم به دل دیوانه🪴پیمانه بکش پیمانه 🪴لا اله الا هو🪴حقا حقا حقا هو🪴علیا حقا علیا هو
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
۱۹۹
۱۶:۳۸
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
🪻*نُخطِ خاناَلماس بِکَرِن باوَر🪻وعده تَمامَن، جَهان ماو یکسَر*🪴«نطق و کلامِ خانالماس را با یقین کامل، باور کنید؛ که وعدهیِ ظهورِ حقیقت و برچیده شدنِ بساطِ ظلم به تمامی، جهانی را یکپارچه و دگرگون خواهد کرد.»
✓این کلامِ نغز از خانالماس، حاملِ بشارتی سترگ در بابِ آخرالزمان و تحققِ وعدهیِ موعود است. برای درکِ عمیقترِ این بند، باید آن را در چهار لایهیِ معنایی بررسی کرد:
۱. اقتدار و اصالتِ کلام:استفاده از واژهی نطق، اشاره به کلامی دارد که نه از رویِ حدس و گمان، بلکه از سرِ اشرافِ کامل بر اسرارِ هستی جاری شده است. فرمان به باور کردن، صرفاً یک درخواستِ ایمانی نیست، بلکه دعوتی است به یقینِ علمی و قلبی؛ چرا که کلامِ حق، بازتابِ سنتِ لایتغیرِ الهی است. این نطق، ناقوسِ بیداری است برای کسانی که در خوابِ غفلتِ ایامِ آخرالزمان، حقیقت را نادیده میگیرند.
۲. وعدهیِ تمام و فراگیر:در این کلام، سخن از یک وعدهیِ محدود یا مقطعی نیست؛ وعدهیِ تمام، اشاره به وعدهیِ موعود و استقرارِ عدلِ الهی دارد که در تمامیِ مکاتبِ آسمانی به آن اشاره شده است. در ادبیاتِ یارسانی، این وعده، پایانبخشِ دورانِ پریشانی و تاریکی و آغازِ عصرِ نور و شناخت است. کلمهی تمامن نشان میدهد که این وعده، ناقص نخواهد ماند و هیچکس و هیچچیزی از شمولِ آن خارج نیست.
۳. یکپارچگیِ جهان در ساحتِ ظهور:جهان ماو یکسر (جهان یکپارچه میشود)، یکی از عمیقترین مفاهیمِ این کلام است. در شرایطِ کنونی، جهان دچارِ کثرت، تفرقه، ظلم و بیعدالتی است. اما با تحققِ این وعده، تمامیِ هستی در یک مسیرِ واحدِ الهی قرار میگیرد. این یکپارچگی، هم به معنایِ وحدتِ کلمهیِ حقجویان است و هم به معنایِ هماهنگ شدنِ زمین با ارادهیِ حق؛ بهگونهای که جهانِ مادی، ماهیتِ الهیِ خود را بازیابد.
۴. نتیجهگیری در ساحتِ سلوک:خانالماس با این بیان، یاران را به آمادگیِ همهجانبه دعوت میکند. وقتی جهان به سمتِ یکپارچگی پیش میرود، انسان نیز باید از پراکندگیهایِ درونی، هوسهایِ نفسانی و تفرقه در باورها فاصله بگیرد. این کلام، هشداری است برای آنان که وعدهیِ ظهور را به آیندههایِ دور موکول میکنند؛ در حالی که به باورِ یارسان، این وعده، هماکنون در جریان است و خانالماس با این نطق، در حالِ فراخواندنِ سالکان به صفآرایی در این نبردِ نهایی میانِ نور و تاریکی است تا در آن جهانِ یکپارچه، سهمی از روشنایی داشته باشند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
🪻*نُخطِ خاناَلماس بِکَرِن باوَر🪻وعده تَمامَن، جَهان ماو یکسَر*🪴«نطق و کلامِ خانالماس را با یقین کامل، باور کنید؛ که وعدهیِ ظهورِ حقیقت و برچیده شدنِ بساطِ ظلم به تمامی، جهانی را یکپارچه و دگرگون خواهد کرد.»
✓این کلامِ نغز از خانالماس، حاملِ بشارتی سترگ در بابِ آخرالزمان و تحققِ وعدهیِ موعود است. برای درکِ عمیقترِ این بند، باید آن را در چهار لایهیِ معنایی بررسی کرد:
۱. اقتدار و اصالتِ کلام:استفاده از واژهی نطق، اشاره به کلامی دارد که نه از رویِ حدس و گمان، بلکه از سرِ اشرافِ کامل بر اسرارِ هستی جاری شده است. فرمان به باور کردن، صرفاً یک درخواستِ ایمانی نیست، بلکه دعوتی است به یقینِ علمی و قلبی؛ چرا که کلامِ حق، بازتابِ سنتِ لایتغیرِ الهی است. این نطق، ناقوسِ بیداری است برای کسانی که در خوابِ غفلتِ ایامِ آخرالزمان، حقیقت را نادیده میگیرند.
۲. وعدهیِ تمام و فراگیر:در این کلام، سخن از یک وعدهیِ محدود یا مقطعی نیست؛ وعدهیِ تمام، اشاره به وعدهیِ موعود و استقرارِ عدلِ الهی دارد که در تمامیِ مکاتبِ آسمانی به آن اشاره شده است. در ادبیاتِ یارسانی، این وعده، پایانبخشِ دورانِ پریشانی و تاریکی و آغازِ عصرِ نور و شناخت است. کلمهی تمامن نشان میدهد که این وعده، ناقص نخواهد ماند و هیچکس و هیچچیزی از شمولِ آن خارج نیست.
۳. یکپارچگیِ جهان در ساحتِ ظهور:جهان ماو یکسر (جهان یکپارچه میشود)، یکی از عمیقترین مفاهیمِ این کلام است. در شرایطِ کنونی، جهان دچارِ کثرت، تفرقه، ظلم و بیعدالتی است. اما با تحققِ این وعده، تمامیِ هستی در یک مسیرِ واحدِ الهی قرار میگیرد. این یکپارچگی، هم به معنایِ وحدتِ کلمهیِ حقجویان است و هم به معنایِ هماهنگ شدنِ زمین با ارادهیِ حق؛ بهگونهای که جهانِ مادی، ماهیتِ الهیِ خود را بازیابد.
۴. نتیجهگیری در ساحتِ سلوک:خانالماس با این بیان، یاران را به آمادگیِ همهجانبه دعوت میکند. وقتی جهان به سمتِ یکپارچگی پیش میرود، انسان نیز باید از پراکندگیهایِ درونی، هوسهایِ نفسانی و تفرقه در باورها فاصله بگیرد. این کلام، هشداری است برای آنان که وعدهیِ ظهور را به آیندههایِ دور موکول میکنند؛ در حالی که به باورِ یارسان، این وعده، هماکنون در جریان است و خانالماس با این نطق، در حالِ فراخواندنِ سالکان به صفآرایی در این نبردِ نهایی میانِ نور و تاریکی است تا در آن جهانِ یکپارچه، سهمی از روشنایی داشته باشند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
۲۱۳
۲۱:۴۰
『 یاهو』 ┄┄┅┅┅❅❁❅ ┅┅┅┄┄
همه چشمیم تا برون آیی
همه گوشیم تا چه فرمایی
🪴تو نه آن صورتی که بی رویت🪴متصور شود شکیبایی
من ز دست تو خویشتن بکُشم
تا تو دستان به خون نیآلایی
🪴گفته بودی قیامتم بینند🪴این گروه محبِ سودایی
این چنین روی دلسِتان که تراست
خود قیامت بود که بنمایی
🪴ما تماشاکنان کوتهدست🪴تو درخت بلندبالایی
سر ما و آستان خدمت تو
گر برانی و گر ببخشایی
🪴جان بشکرانه دادن از من خواه🪴گر بانصاف در میان آیی
عقل باید که با صلابت عشق
بکند پنجهٔ توانایی
🪴تو چه دانی که بر تو نگذشتهست🪴شب هجران و روز تنهایی
روشنت گردد این حدیث چو روز
گر چو سعدی شبی بپیمایی
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
🪴تو نه آن صورتی که بی رویت🪴متصور شود شکیبایی
🪴گفته بودی قیامتم بینند🪴این گروه محبِ سودایی
🪴ما تماشاکنان کوتهدست🪴تو درخت بلندبالایی
🪴جان بشکرانه دادن از من خواه🪴گر بانصاف در میان آیی
🪴تو چه دانی که بر تو نگذشتهست🪴شب هجران و روز تنهایی
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
۱۷۰
۰:۱۹
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
سوارِ گرانقدرِ آینهها
در امتدادِ کلامِ رندانه،آنجا که خانالماس،رازِ سر بهمهرِ زمان را،بر طومارِ تاریخ میگشود؛از آمدنِ سواری گفته بود،که خاک از قدمهایش،بوستانِ معنا میشد.
سواری از تبارِ نور،که غبارِ قرنها سکوت را،با صولتِ حیدریاش میشکفد.نامش در صحیفهیِ باطن،پناهگاهِ جانهایِ خسته است؛و طنینِ گامهایش،پایانِ جبروتِ شبِ تیره.
او میآید...با مرکبی از جنسِ صبوری و حماسه،تا غبارِ دوری را،از آینهیِ دلها بزداید.در چشمهایش،آتشِ شوقِ حقیقت شعله میکشد؛و بر دوشِ قدیهاش،بارِ سنگینِ امانتِ ازلی است.
ای سوارِ گرانقدر!ای آنکه کلامِ پاک،نشانِ قدمهایت را،به نسلِ منتظران سپرده است!بیآرامشترین خاکِ جهان،امروز،چشم به راهِ دمیدنِ صبحِ توست؛تا با ظهورِ تو،زمین،طعمِ راستینِ عدالت را،با تمامِ وجود،نفس بکشد.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
https://t.me/joinchat/AAAAAD2n1rJgFFOZzKL4CQ🛜پیج اینستاگرامی شاهخوشین
https://www.instagram.com/shahkhoshin🛜صفحه شاهخوشین در x (توییتر)
https://x.com/shahkhoshin🛜کانال روبیکایی شاهخوشین
https://rubika.ir/shahkhoshin🛜کانال شاهخوشین در بله
https://ble.ir/shahkhoshin┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ارتباط با پشتیبانی تلگرام
https://t.me/shakhoshin
ارتباط با پشتیبانی روبیکا
@shah_khoshin
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
سوارِ گرانقدرِ آینهها
در امتدادِ کلامِ رندانه،آنجا که خانالماس،رازِ سر بهمهرِ زمان را،بر طومارِ تاریخ میگشود؛از آمدنِ سواری گفته بود،که خاک از قدمهایش،بوستانِ معنا میشد.
سواری از تبارِ نور،که غبارِ قرنها سکوت را،با صولتِ حیدریاش میشکفد.نامش در صحیفهیِ باطن،پناهگاهِ جانهایِ خسته است؛و طنینِ گامهایش،پایانِ جبروتِ شبِ تیره.
او میآید...با مرکبی از جنسِ صبوری و حماسه،تا غبارِ دوری را،از آینهیِ دلها بزداید.در چشمهایش،آتشِ شوقِ حقیقت شعله میکشد؛و بر دوشِ قدیهاش،بارِ سنگینِ امانتِ ازلی است.
ای سوارِ گرانقدر!ای آنکه کلامِ پاک،نشانِ قدمهایت را،به نسلِ منتظران سپرده است!بیآرامشترین خاکِ جهان،امروز،چشم به راهِ دمیدنِ صبحِ توست؛تا با ظهورِ تو،زمین،طعمِ راستینِ عدالت را،با تمامِ وجود،نفس بکشد.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄🛜کانال تلگرامی شاهخوشین
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
۱۴۷
۱۰:۲۶












@shahkhoshin 


هو اول آخر یار
آغاز ماه ربیعالاول
مراسم جم و سرماه
غروب روز پنجشنبه ۲۲ مردادماه ۱۴۰۵ شمسی
برابر با شب اول ماه ربیعالاول ۱۴۴۸ قمری











@shahkhoshin









╔════

══╗
@shahkhoshin.
╚═

═════╝
هو اول آخر یار
مراسم جم و سرماه
╔════
۸۵
۲۰:۴۸
شاه خوشین











@shahkhoshin 


هو اول آخر یار
آغاز ماه ربیعالاول مراسم جم و سرماه
غروب روز پنجشنبه ۲۲ مردادماه ۱۴۰۵ شمسی
برابر با شب اول ماه ربیعالاول ۱۴۴۸ قمری






@shahkhoshin 








╔════

══╗
@shahkhoshin.
╚═

═════╝
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
🟢یوسف کرمانج میفرماید:
صَفحه وَ صَفَحه
وانانم چَه دفتر صَفحه وَ صفحه
کردار و داوات بَلا کَرد رفعه
بِکَرمی داوات مانگی یکدفعه
ترجمه
صفحه به صفحه، دفتر کلامهای یاری را بنگرید و هر آنچه در آن آمده است با جان و دل به کار بندید؛ زیرا بهجا آوردن کردار و انجام قربانی، بلا و گرفتاری را از انسان دور میسازد. پس این فریضه حقانی را ماهی یکبار به جای آورید و از یاد و عمل به آن غافل نمانید.
این کلام، انسان را به مطالعه، تأمل و سپس عمل به کلامهای یاری فرا میخواند. تکرار تعبیر صفحه و صفحه تأکید زیبایی بر این معناست که کلام یاری نباید تنها به صورت سخن و نوشته باقی بماند، بلکه باید صفحه به صفحه خوانده شود، در معانی آن اندیشه شود و آنچه به عنوان راه و رسم زندگی و بندگی در آن بیان شده، در رفتار و کردار انسان نمود پیدا کند.در این نگاه، شناخت حقیقت زمانی ارزشمند است که به عمل بینجامد؛ زیرا صرف خواندن و دانستن، بدون التزام عملی، انسان را به مقصد مطلوب نمیرساند.
در ادامه پیوند میان کردار و داوات اهمیت ویژهای دارد. کردار در اینجا تنها به معنای انجام یک عمل ظاهری نیست، بلکه میتوان آن را مجموعه رفتارها و اعمالی دانست که انسان بر اساس تعالیم یاری انجام میدهد و به وسیله آنها راه بندگی و درستزیستی را در زندگی خود محقق میسازد. در کنار آن، داوات به معنای قربانی کردن آمده و به عنوان یک عمل آیینی و فریضه حقانی مطرح میشود.بنابراین، کلام میان باور، کردار و انجام این فریضه پیوند برقرار میکند و نشان میدهد که دینداری و پایبندی به راه حق، هم در رفتار روزانه انسان نمود پیدا میکند و هم در انجام مناسک و فرایضی که برای او مقرر شده است.
عبارت کردار و داوات بلا کرد رفعه نیز بیانگر نتیجه این اعمال است. بر اساس مضمون کلام، انجام کردار شایسته و بهجا آوردن قربانی، سبب رفع بلا و دور شدن گرفتاریها میشود. این تعبیر را میتوان در سطحی عمیقتر نیز فهم کرد؛ یعنی انسان با پایبندی به راه حق، انجام اعمال نیک، ادای فریضه و توجه به مسئولیتهای معنوی خویش، خود را در مسیر حمایت و عنایت الهی قرار میدهد و از بسیاری از آسیبها و گرفتاریهای معنوی و دنیوی مصون میماند.بنابراین، قربانی در این کلام صرفاً یک عمل ظاهری نیست، بلکه نشانهای از اطاعت، وفاداری، بخشندگی و ارتباط انسان با امر الهی است.
در پایان، فرمان: بِکَرن داوات مانگی یکدفعه، بر استمرار و نظم این فریضه تأکید میکند؛ یعنی این عمل نباید تنها در شرایط خاص، هنگام گرفتاری یا از روی عادت و احساس موقت انجام گیرد، بلکه باید به صورت منظم و ماهانه به جای آورده شود. ماهی یکبار در اینجا نشاندهنده استمرار در انجام این وظیفه و حفظ پیوند معنوی انسان با آیین و سنت یاری است.از این منظر، کلام میخواهد یادآوری کند که ارتباط با حقیقت الهی نیازمند استمرار است و همانگونه که مطالعه کلام باید با عمل همراه باشد، انجام فرایض نیز باید به صورت پیوسته در زندگی انسان حضور داشته باشد.
در مجموع، پیام کلام آن است که کلام را بخوانید، معنای آن را دریابید، به آموزههای آن عمل کنید و فرایض مقرر را بهجا آورید؛ زیرا حقیقت ایمان تنها در دانستن و گفتن نیست، بلکه در کردار و پایبندی عملی آشکار میشود. «صفحه به صفحه» خواندن، مرحله شناخت است؛ «کردار» مرحله تحقق آن شناخت در زندگی است و «داوات» جلوهای از وفاداری عملی به فریضه حقانی است. حاصل این پیوند، بر اساس مضمون کلام، رفع بلا، آرامش دل و استوار ماندن انسان در مسیر بندگی و حقیقت است.
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
اول آخر یار
🟢یوسف کرمانج میفرماید:
صفحه به صفحه، دفتر کلامهای یاری را بنگرید و هر آنچه در آن آمده است با جان و دل به کار بندید؛ زیرا بهجا آوردن کردار و انجام قربانی، بلا و گرفتاری را از انسان دور میسازد. پس این فریضه حقانی را ماهی یکبار به جای آورید و از یاد و عمل به آن غافل نمانید.
این کلام، انسان را به مطالعه، تأمل و سپس عمل به کلامهای یاری فرا میخواند. تکرار تعبیر صفحه و صفحه تأکید زیبایی بر این معناست که کلام یاری نباید تنها به صورت سخن و نوشته باقی بماند، بلکه باید صفحه به صفحه خوانده شود، در معانی آن اندیشه شود و آنچه به عنوان راه و رسم زندگی و بندگی در آن بیان شده، در رفتار و کردار انسان نمود پیدا کند.در این نگاه، شناخت حقیقت زمانی ارزشمند است که به عمل بینجامد؛ زیرا صرف خواندن و دانستن، بدون التزام عملی، انسان را به مقصد مطلوب نمیرساند.
در ادامه پیوند میان کردار و داوات اهمیت ویژهای دارد. کردار در اینجا تنها به معنای انجام یک عمل ظاهری نیست، بلکه میتوان آن را مجموعه رفتارها و اعمالی دانست که انسان بر اساس تعالیم یاری انجام میدهد و به وسیله آنها راه بندگی و درستزیستی را در زندگی خود محقق میسازد. در کنار آن، داوات به معنای قربانی کردن آمده و به عنوان یک عمل آیینی و فریضه حقانی مطرح میشود.بنابراین، کلام میان باور، کردار و انجام این فریضه پیوند برقرار میکند و نشان میدهد که دینداری و پایبندی به راه حق، هم در رفتار روزانه انسان نمود پیدا میکند و هم در انجام مناسک و فرایضی که برای او مقرر شده است.
عبارت کردار و داوات بلا کرد رفعه نیز بیانگر نتیجه این اعمال است. بر اساس مضمون کلام، انجام کردار شایسته و بهجا آوردن قربانی، سبب رفع بلا و دور شدن گرفتاریها میشود. این تعبیر را میتوان در سطحی عمیقتر نیز فهم کرد؛ یعنی انسان با پایبندی به راه حق، انجام اعمال نیک، ادای فریضه و توجه به مسئولیتهای معنوی خویش، خود را در مسیر حمایت و عنایت الهی قرار میدهد و از بسیاری از آسیبها و گرفتاریهای معنوی و دنیوی مصون میماند.بنابراین، قربانی در این کلام صرفاً یک عمل ظاهری نیست، بلکه نشانهای از اطاعت، وفاداری، بخشندگی و ارتباط انسان با امر الهی است.
در پایان، فرمان: بِکَرن داوات مانگی یکدفعه، بر استمرار و نظم این فریضه تأکید میکند؛ یعنی این عمل نباید تنها در شرایط خاص، هنگام گرفتاری یا از روی عادت و احساس موقت انجام گیرد، بلکه باید به صورت منظم و ماهانه به جای آورده شود. ماهی یکبار در اینجا نشاندهنده استمرار در انجام این وظیفه و حفظ پیوند معنوی انسان با آیین و سنت یاری است.از این منظر، کلام میخواهد یادآوری کند که ارتباط با حقیقت الهی نیازمند استمرار است و همانگونه که مطالعه کلام باید با عمل همراه باشد، انجام فرایض نیز باید به صورت پیوسته در زندگی انسان حضور داشته باشد.
در مجموع، پیام کلام آن است که کلام را بخوانید، معنای آن را دریابید، به آموزههای آن عمل کنید و فرایض مقرر را بهجا آورید؛ زیرا حقیقت ایمان تنها در دانستن و گفتن نیست، بلکه در کردار و پایبندی عملی آشکار میشود. «صفحه به صفحه» خواندن، مرحله شناخت است؛ «کردار» مرحله تحقق آن شناخت در زندگی است و «داوات» جلوهای از وفاداری عملی به فریضه حقانی است. حاصل این پیوند، بر اساس مضمون کلام، رفع بلا، آرامش دل و استوار ماندن انسان در مسیر بندگی و حقیقت است.
✦❀•┈┈┈┈•✦❀ @shahkhoshin✦❀•┈┈┈┈•✦❀
۲۹
۱:۰۶