مجید قیصری: ما داریم برای فردای ایران میجنگیم
اگر بخواهم بگویم تفاوت جنگ هشتساله و جنگ امروز چیست، باید بگویم جنگ امروز برای فرداست. ما داریم برای فردای ایران میجنگیم. عراق آمده بود خوزستان و صراحتاً میخواست خوزستان را جدا کند و نهایتاً میخواست جلوی گسترش انقلاب اسلامی را بگیرد. ولی امروز دارند میگویند ما میخواهیم تمدن ایرانی را نابود کنیم. پس اگر تو امروز داری مقاومت میکنی و پایداری میکنی، برای امروزت نمیجنگی. چون میدانی که قرار است فردایی باشد و برای فردا داری میجنگی. جنگ امروز برای فرداست؛ فردایی که ایران باید باشد. این فرق اساسی با جنگ هشتساله دارد.
#مجید_قیصری#ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_انسان_در_جنگ@ShahrestanAdab
اگر بخواهم بگویم تفاوت جنگ هشتساله و جنگ امروز چیست، باید بگویم جنگ امروز برای فرداست. ما داریم برای فردای ایران میجنگیم. عراق آمده بود خوزستان و صراحتاً میخواست خوزستان را جدا کند و نهایتاً میخواست جلوی گسترش انقلاب اسلامی را بگیرد. ولی امروز دارند میگویند ما میخواهیم تمدن ایرانی را نابود کنیم. پس اگر تو امروز داری مقاومت میکنی و پایداری میکنی، برای امروزت نمیجنگی. چون میدانی که قرار است فردایی باشد و برای فردا داری میجنگی. جنگ امروز برای فرداست؛ فردایی که ایران باید باشد. این فرق اساسی با جنگ هشتساله دارد.
#مجید_قیصری#ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_انسان_در_جنگ@ShahrestanAdab
۸۸۴
۱۰:۱۵
بازارسال شده از آفتابگردانها
آپارات شهرستان ادب را دنبال کنید:https://www.aparat.com/v/ppct8m6
@Aftabgardan_ha
۴۱
۶:۳۶
شمشیر انتقام خشایارشاه!
ای ینگه! ای تجمع دونان!هان با توام تفالهی یونان!پس ماندهی جنازهی اسکندر!در جستجوی قدمت و تاریخآویخته به دامن خاکستر...
کفتار یانک، زوزهکشان، دست و پا زنانبر جانش اوفتاده هراس پلنگ و شیرماخولیا زدهدیدهست در کرانهی آفاق، ماه راحس کرده است بیخ رگِ گردنشمشیر انتقام خشایارشاه را...
ای ینگهی رسیده به پایان!تاریختکرار میشوداز شرقِ پارسهخورشید زخم خوردهی خونخواهبیدار میشود
این موج انتقاماز بحر تا به نهراز تنگه تا یمناز نیل تا فراتگویی سپاه پرسپولیس است
تاوان انفجار ۹ اسفند؛تاوان شعلههای شب ساردیسویرانههای اکروپولیس است....
رضا شیبانی۱۷ مهر ۱۴۰۵
#شهرستان_ادب@ShahrestanAdab
۶۳۰
۶:۴۶
به بهانه ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ امام شهید سیدعلی حسینی خامنهای
«نمیشود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا این قابل باور است؟! میشود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! میخواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااینکه اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیهی شعر خود میپرداختند، حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبهای میشدند. به عنوان مثال، غزلهای خوب و درجهی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، پانصد غزل ناب و درجهی یک برمیگزید و ارائه میکرد، معلوم نبود شعرش با شعر حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت میداشت. مقصود این است که هر کس شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده است!»
بیانات در دیدار جمعی از شعرا، به مناسبت سالروز میلاد امام حسن ۱۳۷۵/۱۱/۰۶
#رهبر_شهید#حافظ
@ShahrestanAdab
«نمیشود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا این قابل باور است؟! میشود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! میخواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااینکه اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیهی شعر خود میپرداختند، حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبهای میشدند. به عنوان مثال، غزلهای خوب و درجهی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، پانصد غزل ناب و درجهی یک برمیگزید و ارائه میکرد، معلوم نبود شعرش با شعر حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت میداشت. مقصود این است که هر کس شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده است!»
بیانات در دیدار جمعی از شعرا، به مناسبت سالروز میلاد امام حسن ۱۳۷۵/۱۱/۰۶
#رهبر_شهید#حافظ
@ShahrestanAdab
۱.۱K
۱۲:۳۰
ارادهمندها نبرد را بر پا میکنند
کسی که اراده انجام کاری دارد، هزینههایش را میپردازد و به استقبال خطر میرود. پرداخت هزینه مشخص میکند که یک هدف چقدر ارزش جنگیدن دارد. در میانه نبرد، انتهای کار مشخص نیست اما انسان بااراده آن جنگ را تا انتها پیش میبرد. او قهرمان داستانِ آن هدف است و مسئولیت پایان کار با خود اوست. برای همین است که جنگ بهترین موقعیتهای داستانپردازی را در اختیار نویسنده قرار میدهد.
#علیرضا_شفاه #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه@ShahrestanAdab
کسی که اراده انجام کاری دارد، هزینههایش را میپردازد و به استقبال خطر میرود. پرداخت هزینه مشخص میکند که یک هدف چقدر ارزش جنگیدن دارد. در میانه نبرد، انتهای کار مشخص نیست اما انسان بااراده آن جنگ را تا انتها پیش میبرد. او قهرمان داستانِ آن هدف است و مسئولیت پایان کار با خود اوست. برای همین است که جنگ بهترین موقعیتهای داستانپردازی را در اختیار نویسنده قرار میدهد.
#علیرضا_شفاه #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه@ShahrestanAdab
۳۸۵
۸:۳۱
سماور!
مثل یک قوری ترکخورده، عاشق قندِ ترکمانچایند دیگران بستهی حکومت ری، این و آن بندِ ترکمانچایند
بعد یک عمر خون دل خوردن، بعد صد قرن سرختن مُردن همچنان این حریفهای ظریف: ماتِ لبخندِ ترکمانچایند
در گلستان نشستهاند آرام، شاد بر تخت فتحعلیشاهی کاتبانِ قلم به کف که هنوز، مست ترفند ترکمانچایند
«نخجوان» نسخهی نخستین بود، بعد «بحرین» و... کاتبی دیگر اینک این ناسخانِ دیوانکار، نسخهی چندِ ترکمنچایند؟
یکنفر از تبار چایِستان باز روشن کند سماور رادور این سفره عدهای چندی است، در صفِ قند ترکمنچایند!
محمد مرادی
#شهرستان_ادب@ShahrestanAdab
۶۸۳
۱۰:۵۱
لحظه ادبیات
هر روایتی حاصل مواجه شدن با واقعیت است. البته اگر واقعیت به چنگ راوی در بیاید. واقعیت نه کامل دور از دسترس روایت است، نه تمامش در چنگ راوی است. همین هم منشأ اختلاف روایتها میشود. اینجا لحظه تولد ادبیات است، جایی که صداهای گوناگون به رسمیت شناخته میشود. البته معمولا هر راوی بر تمامیت روایت خود پا میفشارد و با قاطعیت از چیستی واقعیت سخن میگوید. این قاطعیت به جنگ روایتها میانجامد.
#مجید_قیصری #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه
@ShahrestanAdab
هر روایتی حاصل مواجه شدن با واقعیت است. البته اگر واقعیت به چنگ راوی در بیاید. واقعیت نه کامل دور از دسترس روایت است، نه تمامش در چنگ راوی است. همین هم منشأ اختلاف روایتها میشود. اینجا لحظه تولد ادبیات است، جایی که صداهای گوناگون به رسمیت شناخته میشود. البته معمولا هر راوی بر تمامیت روایت خود پا میفشارد و با قاطعیت از چیستی واقعیت سخن میگوید. این قاطعیت به جنگ روایتها میانجامد.
#مجید_قیصری #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه
@ShahrestanAdab
۳۰۳
۶:۲۱
جمعیت یازینب
ملت پیروز ایران، ملتِ یازینباندمردم مبعوث ما در بعثتِ یازینباند
گریههایی که درِ باغ شهادت را گشودگریههای هایهایِ هیئت یازینباند
روضههای خانگی، معراجِ فرزندان ماستخانههایی که پر از جمعیتِ یازینباند
پیشهٔ ما خدمتش، اندیشهٔ ما حکمتشحکمرانهای جهان در کسوت یازینباند
ای خوشا دلهای آرامی که در حصن حسین... سرزمینهایی که در امنیّتِ یازینباند
انبیا و اولیا و چارده معصوم ماروز و شب، سرگرمِ شکر نعمت یازینباند
کربلا را دیدهایم، آری یزیدان زمانتا قیامت در هراس از هیبتِ یازینباند
رهبر ما زینبی بودهست و نهضت، زینبیسروها در سایهٔ قدقامت یازینباند
میلاد عرفانپور۲۳ مهر ۱۴۰۵@ShahrestanAdab
۱۷۵
۸:۱۹
بازارسال شده از امین
ای کاش فراغتی فراهم میشداز وسعت دردهای تو کم میشداین بارِ مصیبتی که بر شانۀ توستایوب اگر داشت قدش خم میشد
۲۳
۸:۵۰
مسئولیت تمامیت ایران بر عهده ماست
کسی که انتخاب میکند پا به صحنه نبرد نظامی بگذارد، با شجاعت انتخاب کرده در موقعیت خطرناک قرار بگیرد. او آگاهانه به سمت نقطه درگیری میرود، پس شجاعانه اراده کرده است تا مرز را نگه دارد. جنگ مسأله او شده است، بنابراین با وجود آگاهی به خطر پنهان در نبرد، به استقبال آن میرود. او مسئولیت جنگ را بر عهده میگیرد به خاطر شجاعتی که از آگاهی او ریشه گرفته است.
#مجید_قیصری #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه@ShahrestanAdab
کسی که انتخاب میکند پا به صحنه نبرد نظامی بگذارد، با شجاعت انتخاب کرده در موقعیت خطرناک قرار بگیرد. او آگاهانه به سمت نقطه درگیری میرود، پس شجاعانه اراده کرده است تا مرز را نگه دارد. جنگ مسأله او شده است، بنابراین با وجود آگاهی به خطر پنهان در نبرد، به استقبال آن میرود. او مسئولیت جنگ را بر عهده میگیرد به خاطر شجاعتی که از آگاهی او ریشه گرفته است.
#مجید_قیصری #ادبیات_جنگ_جامعه #داستان_جنگ_از_رخداد_تا_تجربه@ShahrestanAdab
۱۴۱
۷:۲۱