4_5823670783712437061.mp3
۰۴:۳۱-۱.۰۴ مگابایت
کارعمل ضربی بیات ترکقسمتی از یک اجرای خصوصی
چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبان
استاد شجریاناستادحبیب الله بدیعیشعر ازحافظ شیرازی
چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبان
استاد شجریاناستادحبیب الله بدیعیشعر ازحافظ شیرازی
۲۴۱
۱۷:۱۰
۲۳۸
۱۷:۱۰
4_6010082135409431575.m4a
۰۸:۰۳-۷.۵۶ مگابایت
دریای آتشین-آواز افشاری
آوازی شنیده نشده از استاد محمدرضا شجریانغزل سعدی / آواز افشاری
منتشر شده توسط صفحهی کلاس آواز
بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زددریای آتشینم در دیده موج خون زد
خود کرده بود غارت عشقش حوالی دلبازم به یک شبیخون بر ملک اندرون زد
دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریختگفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد
دیوانگان خود را میبست در سلاسلهر جا که عاقلی بود اینجا دم از جنون زد
یا رب دلی که در وی پروای خود نگنجددست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد
غلغل فکند روحم در گلشن ملایکهر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد
سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقیکان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد
آوازی شنیده نشده از استاد محمدرضا شجریانغزل سعدی / آواز افشاری
منتشر شده توسط صفحهی کلاس آواز
بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زددریای آتشینم در دیده موج خون زد
خود کرده بود غارت عشقش حوالی دلبازم به یک شبیخون بر ملک اندرون زد
دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریختگفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد
دیوانگان خود را میبست در سلاسلهر جا که عاقلی بود اینجا دم از جنون زد
یا رب دلی که در وی پروای خود نگنجددست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد
غلغل فکند روحم در گلشن ملایکهر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد
سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقیکان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد
۲۳۳
۱۷:۱۳
۱۶۹
۱۷:۱۳
بریده مجلات قدیمی چاپ شوروی سابق مرضیه در سال 45 در سفری 33 روزه همراه با جلیل شهناز و علی تجویدی در باکو و مسکو به اجرای برنامه پرداخت که این هنرنمایی بازتاب گسترده ای در این کشور داشت.
۱۶۶
۱۷:۱۹
۱۵۸
۱۷:۱۹
این متن ترجمهٔ فارسیِ کاملِ این بریدهٔ روزنامه (به زبان روسی) است:
موفقیت خوانندهٔ ایرانی
سخت است که به این کنسرت راه پیدا کرد. همهٔ بلیتها فروخته شده بود. اما بسیاری از دوستداران موسیقی باکو از پیش ذخیره کرده بودند. پنج کنسرتِ خوانندهٔ محبوب ایرانی، مرضیهخانم — پنج شب پر از شور و هیجان بود.
خوانندگان سرشناس ایرانی، که نخستین آموزگاران مرضیهخانم بودند، در این دختر استعداد خوانندگی بزرگی کشف کردند. آنها، و پیش از همه عبدالله دوامی، عشق به ترانههای محلی را در این خواننده پروراندند.
اکنون مرضیهخانم بهحق یکی از بهترین اجراکنندگان تکنیکهای موسیقی — آوازهای محلی — است.
مردم باکو مهارت والای خواننده، توانایی ژرف او در انتقال روح اصیل ملیِ آثار، فرهنگ عالیِ اجرا و استفادهٔ درخشان از پالت صدای غنی را بهشایستگی ارج نهادند.
آ. گرانوف
زیر عکس:خوانندهٔ ایرانی مرضیهخانم اجرا میکند.عکس از یا. خالیلوف.فتوکرونیکای آذتاغ.
---
توضیح: «آذتاغ» (Азтаг) نام خبرگزاری جمهوری آذربایجان شوروی بود.
موفقیت خوانندهٔ ایرانی
سخت است که به این کنسرت راه پیدا کرد. همهٔ بلیتها فروخته شده بود. اما بسیاری از دوستداران موسیقی باکو از پیش ذخیره کرده بودند. پنج کنسرتِ خوانندهٔ محبوب ایرانی، مرضیهخانم — پنج شب پر از شور و هیجان بود.
خوانندگان سرشناس ایرانی، که نخستین آموزگاران مرضیهخانم بودند، در این دختر استعداد خوانندگی بزرگی کشف کردند. آنها، و پیش از همه عبدالله دوامی، عشق به ترانههای محلی را در این خواننده پروراندند.
اکنون مرضیهخانم بهحق یکی از بهترین اجراکنندگان تکنیکهای موسیقی — آوازهای محلی — است.
مردم باکو مهارت والای خواننده، توانایی ژرف او در انتقال روح اصیل ملیِ آثار، فرهنگ عالیِ اجرا و استفادهٔ درخشان از پالت صدای غنی را بهشایستگی ارج نهادند.
آ. گرانوف
زیر عکس:خوانندهٔ ایرانی مرضیهخانم اجرا میکند.عکس از یا. خالیلوف.فتوکرونیکای آذتاغ.
---
توضیح: «آذتاغ» (Азтаг) نام خبرگزاری جمهوری آذربایجان شوروی بود.
۱۷۸
۱۷:۲۰
🩷
🩷
۱۶۷
۱۷:۲۰
4_558028874382835773.mp3
۰۶:۳۶-۶.۱۳ مگابایت
به میخانه بیادستگاه: چهارگاهشاعر: بیژن ترقیآهنگساز: حبیب الله بدیعی
تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا
به خلوت شب بی سحرمدمی به عالمِ بی خبرمخنده به لب، خون بر دل، چو پیمانه بیا چو پیمانه بیابه خلوت شب بی سحرمدمی به عالمِ بی خبرمخنده به لب، خون بر دل، چو پیمانه بیا چو پیمانه بیا
مست از غم عشقم تنها بِنِشَستَمافتاده ز مستی پیمانه ز دستمزبان به سخن بُگشاده دلمدر آتشِ می افتاده دلم ز جان به غمت تن داده دلم
تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا
بازا تا که مگر یک نفس به دادم بِرِسیبر افسرده دلان جان دهد دمِ همنفسیجان دهد دمِ همنفسیبازا تا که مگر یک نفس به دادم بِرِسیبر افسرده دلان جان دهد دمِ همنفسیجان دهد دمِ همنفسی
گاهی تو پنهانی چون مستی در صَهباگاهی هم پیدایی همچون می در میناای آرام دلممن در دام دلمحیرانم به کار دلبازا غمگسار دلحیرانم به کار دلبازا غمگسار دل
تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا



تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا
به خلوت شب بی سحرمدمی به عالمِ بی خبرمخنده به لب، خون بر دل، چو پیمانه بیا چو پیمانه بیابه خلوت شب بی سحرمدمی به عالمِ بی خبرمخنده به لب، خون بر دل، چو پیمانه بیا چو پیمانه بیا
مست از غم عشقم تنها بِنِشَستَمافتاده ز مستی پیمانه ز دستمزبان به سخن بُگشاده دلمدر آتشِ می افتاده دلم ز جان به غمت تن داده دلم
تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا
بازا تا که مگر یک نفس به دادم بِرِسیبر افسرده دلان جان دهد دمِ همنفسیجان دهد دمِ همنفسیبازا تا که مگر یک نفس به دادم بِرِسیبر افسرده دلان جان دهد دمِ همنفسیجان دهد دمِ همنفسی
گاهی تو پنهانی چون مستی در صَهباگاهی هم پیدایی همچون می در میناای آرام دلممن در دام دلمحیرانم به کار دلبازا غمگسار دلحیرانم به کار دلبازا غمگسار دل
تو اگر خواهی که ببینی حالم به میخانه بیا به میخانه بیاز سرِ مستی چو دل مجنونم تو دیوانه بیا تو دیوانه بیا
۲۶۵
۱۷:۲۶
۲۶۲
۱۷:۲۶