با عرض سلام و احترام خدمت همراهان عزیز کالج شگردمتاسفانه سایت شگرد در حال حاضر به دلیل مشکلات فنی موقتا با اختلال مواجه شده است.در تلاشیم هرچه سریع تر این اختلالات برطرف شود . لازم به ذکر است که به زمان همه ی اشتراک ها افزوده خواهد شد.ممنون از صبوری و همراهیتان.با احترامکالج شگرد
۱.۱K
۱۰:۴۵
مدرسه ادبیات شگرد
با عرض سلام و احترام خدمت همراهان عزیز کالج شگرد متاسفانه سایت شگرد در حال حاضر به دلیل مشکلات فنی موقتا با اختلال مواجه شده است. در تلاشیم هرچه سریع تر این اختلالات برطرف شود . لازم به ذکر است که به زمان همه ی اشتراک ها افزوده خواهد شد. ممنون از صبوری و همراهیتان. با احترام کالج شگرد
با عرض سلام مجدد به اطلاع می رسانیم در حال حاضر مشکل فنی حل شده و سایت قابل دسترسی هست.
www.Shegerd.net
@Shegerd_College
۱.۳K
۱۵:۵۰
در این ویدیو از مسترکلاس فن بیان استاد مدقالچی توضیح میدهند که چگونه لحن صحیح خواندن میتواند درک مفهوم را برای شنونده راحتتر کند.
۱.۱K
۸:۰۲
مدرسه ادبیات شگرد
عبور فریدون از اروند شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۱ هنگامی که نگهبان رود از دادن کشتی دریغ کرد، فریدون که دلش در آتشِ کینِ پدر و عشق به وطن میسوخت، درنگ را جایز ندانست. او با توکلی استوار، اسب گلرنگ خود را به آبهای خروشان اروند زد و یارانش نیز به پیروی از او، اسبها را در رود راندند. در آن لحظات دشوار، پروردگارِ پاک، آرامشی بر آنان چیره ساخت و معجزهای شگفت رخ داد؛ گویی اسبها و سواران بال گشودند و به سلامت از میان امواج گذشتند: بدآب اندرون تن برآورد بال چُن اندر شبِ تیره بازِ خیال به خشکی رَسیدند سر کینهجوی به بَیتالمقدّس نهادند روی که بر پَهلَوانی زوان راندند همی کَنگْدِزْهوخْتَش خواندند به تازی کنون خانهیِ پاک خوان! بر آورده ایوانِ ضحّاک دان! پس از این عبورِ معجزهآسا، فریدون و لشکریانش به سوی بیتالمقدس، یا چنان که فردوسی عبارت پهلوی آن را هم آورده «کَنگْدِزْهوخْت»، که کاخ ضحاک در آنجا بود شتافتند. چون به نزدیکی دژ رسیدند، شکوه و عظمت بنایی را دیدند که گویی سر بر آسمان و ستارگان میسایید. فریدون با دیدن آن ایوانِ بلند، در حالی که از قدرتِ ظاهری ستمگر در شگفت بود، رو به یارانش گفت: به یارانش گفت آنکه بر تیره خاک برآرد چُنین بُرز جای از مَغاک بترسم همی زان که با او جهان یکی راز دارد مگر در نهان همان به که ما را بدین جایِ جنگ شِتابیدن آید به جای دِرنگ فریدون در این ابیات اشاره میکند که، جهان برای ضحّاکی که چنین کاخی بلند بر پا ساخته نقشهای پنهان دارد و روزگار دیگر بر علیه او شده و پس چه بهتر که هر چه زودتر به جنگ او برویم و تاخیری در این کار نیاندازیم.
www.Shegerd.net
@Shegerd_College #شاهنامه #فردوسی #ادبیات #متون_فارسی #گفتار_۲۸
فریدون در کاخ ضحّاک
شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۲
بعد از آنکه فریدون و یارانش از اروند عبور کردند و کاخ بلند ضحاک را در برابر خود دیدند، فریدون بیدرنگ بر اسب خویش تاخت و به سوی آن روان شد. او چنان استوار، مصمم و پرشتاب به سمت دروازههای کاخ میرفت که گویی شعلهای سوزان به سوی نگهبانان هجوم آورده است. در همین هنگام گرز خود را از جلوی زین برداشت و به دست گرفت. نگهبانان نیز هنگامی که صلابت و ارادهٔ او را دیدند، هیچیک یارای مقاومت نیافتند و دروازه را رها کردند. بدینگونه فریدون وارد کاخ ضحاک شد؛ کاخی که در آن هنگام خودِ ضحاک در آن حضور نداشت.
بداسپ اندر آمد به کاخ بزرگجهانناسِپَردهجُوان سُتُرگ
طلسمی که ضحّاک سازیده بودسرش بآسْمان برفَرازیده بود
نکتهٔ جالب این بخش آن است که فریدون پس از ورود به کاخ، آن طلسم عظیم را که ضحاک برپا کرده بود فرو میریزد. به نظر میرسد فردوسی این طلسم را نمادی از قدرت و پشتیبانی نیروهای اهریمنی از ضحاک میداند؛ نیرویی که سالها بر جهان سایه افکنده بود. از این رو، فرو ریختن آن تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه نشانهای از آغاز فروپاشی سلطهٔ اهریمنی ضحاک نیز به شمار میرود.
هرچند فریدون برای خونخواهی پدر خویش و گاو برمایه به نبرد با ضحاک برخاسته است، اما در این مسیر تنها انگیزهٔ شخصی را دنبال نمیکند. او در جایگاه نمایندهٔ داد و راستی، با نیرویی روبهرو میشود که فردوسی آن را در پیوند با اهریمن میبیند. از همین رو، این نبرد را میتوان رویارویی داد و بیداد، و نیز کشمکش میان نیروهای ایزدی و اهریمنی دانست.
پس از آن، فریدون جادوان و دیوانی را که در آنجا بودند از میان برداشت و سپس به سراغ خواهران جمشید رفت.
نهاد از بر تخت ضحّاک پایبه پیروزی و رای بگرفت جای
برون آورید از شبستان اویبتان سیه موی خورشید روی
بفرمود شستن سرانشان نخستروانشان پس از تیرگیها بشست
رهِ داورِ پاک بنمودْشاناز آلودگی سر بپالودْشان
فریدون شهرناز و ارنواز را که سالها در بند ضحاک و گرفتار افسون و تیرگی او بودند، نزد خود آورد. سپس آنان را از آلودگیها پاک کرد و راه داور پاک، یعنی راه خداوند و راستی، را به ایشان نشان داد. فردوسی این رهایی را تنها آزادی از بند جسمانی نمیداند، بلکه آن را پاک شدن ذهن و روان از تیرگیها و نفوذ ضحاک نیز معرفی میکند.
اما ضحاک تمام این مدت کجا بود؟
www.Shegerd.net
@Shegerd_College#شاهنامه #فردوسی #ادبیات #متون_فارسی #گفتار_۲۹
شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۲
بعد از آنکه فریدون و یارانش از اروند عبور کردند و کاخ بلند ضحاک را در برابر خود دیدند، فریدون بیدرنگ بر اسب خویش تاخت و به سوی آن روان شد. او چنان استوار، مصمم و پرشتاب به سمت دروازههای کاخ میرفت که گویی شعلهای سوزان به سوی نگهبانان هجوم آورده است. در همین هنگام گرز خود را از جلوی زین برداشت و به دست گرفت. نگهبانان نیز هنگامی که صلابت و ارادهٔ او را دیدند، هیچیک یارای مقاومت نیافتند و دروازه را رها کردند. بدینگونه فریدون وارد کاخ ضحاک شد؛ کاخی که در آن هنگام خودِ ضحاک در آن حضور نداشت.
بداسپ اندر آمد به کاخ بزرگجهانناسِپَردهجُوان سُتُرگ
طلسمی که ضحّاک سازیده بودسرش بآسْمان برفَرازیده بود
نکتهٔ جالب این بخش آن است که فریدون پس از ورود به کاخ، آن طلسم عظیم را که ضحاک برپا کرده بود فرو میریزد. به نظر میرسد فردوسی این طلسم را نمادی از قدرت و پشتیبانی نیروهای اهریمنی از ضحاک میداند؛ نیرویی که سالها بر جهان سایه افکنده بود. از این رو، فرو ریختن آن تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه نشانهای از آغاز فروپاشی سلطهٔ اهریمنی ضحاک نیز به شمار میرود.
هرچند فریدون برای خونخواهی پدر خویش و گاو برمایه به نبرد با ضحاک برخاسته است، اما در این مسیر تنها انگیزهٔ شخصی را دنبال نمیکند. او در جایگاه نمایندهٔ داد و راستی، با نیرویی روبهرو میشود که فردوسی آن را در پیوند با اهریمن میبیند. از همین رو، این نبرد را میتوان رویارویی داد و بیداد، و نیز کشمکش میان نیروهای ایزدی و اهریمنی دانست.
پس از آن، فریدون جادوان و دیوانی را که در آنجا بودند از میان برداشت و سپس به سراغ خواهران جمشید رفت.
نهاد از بر تخت ضحّاک پایبه پیروزی و رای بگرفت جای
برون آورید از شبستان اویبتان سیه موی خورشید روی
بفرمود شستن سرانشان نخستروانشان پس از تیرگیها بشست
رهِ داورِ پاک بنمودْشاناز آلودگی سر بپالودْشان
فریدون شهرناز و ارنواز را که سالها در بند ضحاک و گرفتار افسون و تیرگی او بودند، نزد خود آورد. سپس آنان را از آلودگیها پاک کرد و راه داور پاک، یعنی راه خداوند و راستی، را به ایشان نشان داد. فردوسی این رهایی را تنها آزادی از بند جسمانی نمیداند، بلکه آن را پاک شدن ذهن و روان از تیرگیها و نفوذ ضحاک نیز معرفی میکند.
اما ضحاک تمام این مدت کجا بود؟
۱K
۱۴:۵۴
۷۱۳
۱۵:۴۹
۶۶۸
۱۳:۲۷
مدرسه ادبیات شگرد
فریدون در کاخ ضحّاک شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۲ بعد از آنکه فریدون و یارانش از اروند عبور کردند و کاخ بلند ضحاک را در برابر خود دیدند، فریدون بیدرنگ بر اسب خویش تاخت و به سوی آن روان شد. او چنان استوار، مصمم و پرشتاب به سمت دروازههای کاخ میرفت که گویی شعلهای سوزان به سوی نگهبانان هجوم آورده است. در همین هنگام گرز خود را از جلوی زین برداشت و به دست گرفت. نگهبانان نیز هنگامی که صلابت و ارادهٔ او را دیدند، هیچیک یارای مقاومت نیافتند و دروازه را رها کردند. بدینگونه فریدون وارد کاخ ضحاک شد؛ کاخی که در آن هنگام خودِ ضحاک در آن حضور نداشت. بداسپ اندر آمد به کاخ بزرگ جهانناسِپَردهجُوان سُتُرگ طلسمی که ضحّاک سازیده بود سرش بآسْمان برفَرازیده بود نکتهٔ جالب این بخش آن است که فریدون پس از ورود به کاخ، آن طلسم عظیم را که ضحاک برپا کرده بود فرو میریزد. به نظر میرسد فردوسی این طلسم را نمادی از قدرت و پشتیبانی نیروهای اهریمنی از ضحاک میداند؛ نیرویی که سالها بر جهان سایه افکنده بود. از این رو، فرو ریختن آن تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه نشانهای از آغاز فروپاشی سلطهٔ اهریمنی ضحاک نیز به شمار میرود. هرچند فریدون برای خونخواهی پدر خویش و گاو برمایه به نبرد با ضحاک برخاسته است، اما در این مسیر تنها انگیزهٔ شخصی را دنبال نمیکند. او در جایگاه نمایندهٔ داد و راستی، با نیرویی روبهرو میشود که فردوسی آن را در پیوند با اهریمن میبیند. از همین رو، این نبرد را میتوان رویارویی داد و بیداد، و نیز کشمکش میان نیروهای ایزدی و اهریمنی دانست. پس از آن، فریدون جادوان و دیوانی را که در آنجا بودند از میان برداشت و سپس به سراغ خواهران جمشید رفت. نهاد از بر تخت ضحّاک پای به پیروزی و رای بگرفت جای برون آورید از شبستان اوی بتان سیه موی خورشید روی بفرمود شستن سرانشان نخست روانشان پس از تیرگیها بشست رهِ داورِ پاک بنمودْشان از آلودگی سر بپالودْشان فریدون شهرناز و ارنواز را که سالها در بند ضحاک و گرفتار افسون و تیرگی او بودند، نزد خود آورد. سپس آنان را از آلودگیها پاک کرد و راه داور پاک، یعنی راه خداوند و راستی، را به ایشان نشان داد. فردوسی این رهایی را تنها آزادی از بند جسمانی نمیداند، بلکه آن را پاک شدن ذهن و روان از تیرگیها و نفوذ ضحاک نیز معرفی میکند. اما ضحاک تمام این مدت کجا بود؟
www.Shegerd.net
@Shegerd_College #شاهنامه #فردوسی #ادبیات #متون_فارسی #گفتار_۲۹
فریدون و خواهران جمشید
شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۳
پس آن خواهرانِ جهاندار جمبه نرگس گلِ سرخ را داده نم
گشادند بر آفْریدون سَخنکه نو باش تا هست گیتی کَهُن
شهرناز و ارنواز، پس از آنکه به دست فریدون از بند و افسون ضحاک رهایی یافتند، او را دعا کردند و بر وی آفرین خواندند. سپس از او پرسیدند که این سعادت از کجا نصیب ما شد و تو از کدام خاندان و تبار هستی که چنین دلیرانه به نبرد این اهریمن آمدهای؟
آن دو خواهر از رنجهای بسیاری گفتند که در سالیان دراز از ضحاک کشیده بودند و افزودند که تا امروز هیچکس را ندیدهاند که با چنین شجاعت و استواری در برابر این اژدهاپیکر برخیزد.
چنین داد پاسخ که تختنماند به کس جاودانه، نه بخت
منم پورِ آن نیکبخت آبتینکه ضحّاک بگرفت از ایرانزمین
بکشتش به زاری و من کینهجوینهاده سوی تخت ضحّاک روی
فریدون از پدر خویش، آبتین، سخن گفت و اینکه برای خونخواهی او و گاو برمایه به پا خاسته است؛ همان گاوی که ضحاک بیهیچ گناه و جرمی آن را از میان برد.
ارنواز پس از شنیدن سخنان فریدون و آگاهی از سرگذشت او، دریافت که این همان جوانی است که سالها دربارهاش پیشگویی شده بود؛ همان کسی که قرار بود بساط جادو و بیداد ضحاک را برچیند، او را به خاک افکند و مردمان را از رنج و بند رهایی بخشد.
فریدون نیز پاسخ داد که اگر روزگار با بدی همراه نشود و بخت یاری کند، این کار را به انجام خواهد رساند. سپس از آن دو خواست که حقیقت را با او در میان بگذارند و بگویند ضحاکِ اژدهاپیکر اکنون در کجا به سر میبرد.
دو خواهر جمشید آن راز را برای فریدون آشکار کردند. آنان گفتند که ضحاک از بیم پیشگوییای که پایان کارش را به دست فریدون رقم میزد، به هندوستان رفته است. او در جستوجوی راهی برای گریز از سرنوشت خویش، دست به جادو و خونریزی میزند و میکوشد با این کارها بخت خود را دگرگون کند. با این همه، دیر یا زود به کاخ خویش بازخواهد گشت و باید در انتظار بازگشت او بود.
اما ضحاک پیش از رفتن، ادارهٔ کشور را به یکی از نزدیکان خود سپرده بود؛ مردی به نام کُندرَو. شخصیتی که در ادامهٔ داستان نقش مهمی خواهد داشت و در بخش بعد به او خواهیم پرداخت.
www.Shegerd.net
@Shegerd_College#شاهنامه #فردوسی #ادبیات #متون_فارسی #گفتار_۳۰
شاهنامه - روزگار بیداد ضحّاک - ۱۳
پس آن خواهرانِ جهاندار جمبه نرگس گلِ سرخ را داده نم
گشادند بر آفْریدون سَخنکه نو باش تا هست گیتی کَهُن
شهرناز و ارنواز، پس از آنکه به دست فریدون از بند و افسون ضحاک رهایی یافتند، او را دعا کردند و بر وی آفرین خواندند. سپس از او پرسیدند که این سعادت از کجا نصیب ما شد و تو از کدام خاندان و تبار هستی که چنین دلیرانه به نبرد این اهریمن آمدهای؟
آن دو خواهر از رنجهای بسیاری گفتند که در سالیان دراز از ضحاک کشیده بودند و افزودند که تا امروز هیچکس را ندیدهاند که با چنین شجاعت و استواری در برابر این اژدهاپیکر برخیزد.
چنین داد پاسخ که تختنماند به کس جاودانه، نه بخت
منم پورِ آن نیکبخت آبتینکه ضحّاک بگرفت از ایرانزمین
بکشتش به زاری و من کینهجوینهاده سوی تخت ضحّاک روی
فریدون از پدر خویش، آبتین، سخن گفت و اینکه برای خونخواهی او و گاو برمایه به پا خاسته است؛ همان گاوی که ضحاک بیهیچ گناه و جرمی آن را از میان برد.
ارنواز پس از شنیدن سخنان فریدون و آگاهی از سرگذشت او، دریافت که این همان جوانی است که سالها دربارهاش پیشگویی شده بود؛ همان کسی که قرار بود بساط جادو و بیداد ضحاک را برچیند، او را به خاک افکند و مردمان را از رنج و بند رهایی بخشد.
فریدون نیز پاسخ داد که اگر روزگار با بدی همراه نشود و بخت یاری کند، این کار را به انجام خواهد رساند. سپس از آن دو خواست که حقیقت را با او در میان بگذارند و بگویند ضحاکِ اژدهاپیکر اکنون در کجا به سر میبرد.
دو خواهر جمشید آن راز را برای فریدون آشکار کردند. آنان گفتند که ضحاک از بیم پیشگوییای که پایان کارش را به دست فریدون رقم میزد، به هندوستان رفته است. او در جستوجوی راهی برای گریز از سرنوشت خویش، دست به جادو و خونریزی میزند و میکوشد با این کارها بخت خود را دگرگون کند. با این همه، دیر یا زود به کاخ خویش بازخواهد گشت و باید در انتظار بازگشت او بود.
اما ضحاک پیش از رفتن، ادارهٔ کشور را به یکی از نزدیکان خود سپرده بود؛ مردی به نام کُندرَو. شخصیتی که در ادامهٔ داستان نقش مهمی خواهد داشت و در بخش بعد به او خواهیم پرداخت.
۷۰۱
۷:۱۳
۲۸۱
۹:۳۸
تابستان بهترین زمان برای یادگیری 
به همین مناسبت، میتوانید مسترکلاسها یا اشتراک شگرد را با ۴۰٪ تخفیف تهیه کنید.
مهلت استفاده: تا ۲۲ خرداد
کد تخفیف: SMR405
اطلاعات بیشتر و ثبتنام با تخفیف
www.Shegerd.net
@Shegerd_College
۲۶۵
۱۰:۴۵
۱۰۵
۱۶:۴۳