لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کانون شعر و ادب دانشگاه علم و صنعت ک
۴۰۰ عضو

کانون شعر و ادب دانشگاه علم و صنعت

ارتباط با ما: @sher_iust1
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد(حافظ): https://ble.ir/MsngrBot?start=239589599A
مشاهده در وب بله
۱۳ خرداد
#برمایه (۳)
پایانِ آن مسیرِ طولانی...
هنوز هم وقتی از کنار آن مسیرِ طولانیِ بین دانشکده و خوابگاه رد می‌شوم، ناخودآگاه قدم‌هایم سست می‌شود. انگار هنوز ردِ پاهایی که ماه‌ها با تو هم‌مسیر بود، لابه‌لای صدای خش‌خشِ برگ‌های خشکِ آن پیاده‌راهِ طولانی جا مانده است.چقدر آن مسیر را با تو پیاده، گذر کردم؛ مسیری که برای تو فقط یک پیاده‌رویِ روزانه بود و برای من، تمامِ اشتیاقِ شبانه‌روزم. چقدر از دور، آن کیفِ کوله‌ای را که همیشه روی شانه‌ات می‌انداختی دنبال کرده‌ام و چقدر جزئیاتِ حرکاتِ دستت هنگامِ حرف زدن، یا آن لبخندِ کشیده‌ی همیشگی‌ات در گوشه‌ی لبت، در حافظه‌ام ثبت شده است.یادت هست آن روزِ برفی؟ همان‌وقتی که دانه‌های برف روی شانه‌هایت نشسته بود و تو بی‌خبر از تماشایِ من، سرگرم قدم زدن در زیر درخت‌ها بودی؟ من از دور به تو نگاه می‌کردم؛ به مهربانیِ بی‌پایانِ توی چشم‌هایت که حتی در اوجِ سرمایِ آن روز هم کم نمی‌شد. آن لحظه، برای من حکمِ زیباترین تصویرِ دنیا را داشت؛ تصویری که آنقدر در ذهنم پایش ایستادم تا بالاخره جراتِ روایتش را پیدا کردم.من برای مدت‌ها، استادِ نگاه‌های پنهانی بودم؛ اما بالاخره روزی رسید که آن نگاه‌ها، دیگر کافی نبودند. من دنیایم را با تو تقسیم کردم و تمامِ آن حرف‌هایی که در ذهنم تمرین کرده بودم را، هرچند با استرس، به تو گفتم. حالا که به عقب نگاه می‌کنم، از آن همه‌ی «گفتن‌ها» پشیمان نیستم. هرچند که مسیرِ ما، در همان نقطه‌ای که من رویاهایم را در کلام آوردم، از هم جدا شد؛ اما خوشحالم که آن تصویرِ قشنگی که از تو در ذهنم داشتم، با یک «حقیقت» گره خورد؛ حتی اگر آن حقیقت، پایانی برای آن رویا بود.خاطراتم تمام شد و آن مسیرِ بین دانشکده و خوابگاه، دیگر مثلِ سابق نیست؛ حالا برای من، تنها یک یادگار است. تو رفتی و من ماندم با خاطراتی که دیگر یک‌طرفه نیستند، چون بالاخره به گوشِ تو رسیدند. شاید حالا بدانی که یک نفر، روزگاری، تمامِ دنیایش را به تماشایِ تو سپری کرد و با هر لبخندت، هزار بار در دلش متولد شد. همین برای من کافی است که بدانی، آن همه احساس، بی‌صدا نماند.

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •به تو #سوگند توان خوردundefined...@sher_iust
undefined۳۷

۵۷۳

۱۰:۳۰

#برمایه (۴)
صدای جنگنده آسمان را پر می‌کند، انگار رعد و برق را گذاشته باشی روی سرعت کم، یک غرش ممتد که تیزی اش تمام وجودت را خراش می‌اندازد. فکر کردن به اینکه هر لحظه ممکن است لحظه آخر باشد، شاید یک آن بعد پنجره توی صورتت خورد شود و یا شاید اصلا خانه تو هدف بعدی باشد. این انتظار است که خاطر آدم را آزرده می‌کند و اگر نه مرگ به خودی خود شاید اینقدر ها هم ترسناک نباشد. ترس آدمیزاد از آنچه نمی‌شناسدش هیچگاه تمام نمی‌شود. مثل ترس از تاریکی، آینده و یا عشق.تسبیح مادر از دستش نمی‌افتد و هر لحظه صلواتی زیرلب زمزمه می‌کند. پدر با زیرپوش سفید و پیژامه راه‌راهش کل روز را جلوی تلوزیون سپری می‌کند و فوحش می‌دهد. من هم اینجا گیر افتاده ام. دلم می‌خواهد بخوابم و تا ماه ها بعد اصلا بیدار نشومتو خیال می‌کنی من از مرگ خودم میترسم؟ من مدام به تو فکر می‌کنم که پس از من چه میشوی، می‌دانی من دلم به حال اشک هایت می‌سوزد. به حال قلب نازکت، نکند من نباشم و تو غصه بخوری؟ نکند نباشم و مامان دلش بشکند یا بابا مدام سرش را تکان بدهد و به من فکر کند. به اینکه سیاوش روی تختم بخوابد و با آن هیبت مردانه هق هق کند. می‌دانی ادم از ترس غم عزیزانش است که نمی‌رود یک‌جایی خودش را گم و گور کند و اگر نه این زندگی چه دارد؟ دلم می‌خواهد فرار کند، همیشه دلم می‌خواسته. از اینجا، از ادمها، از خودم، از صداهای توی سرم که ازشان بهت زیاد گفته ام. آخر این بگو مگو های درون سرم مرا به دیوانگی می‌کشند! اینجا نشسته ام، حوصله هیچ کس را ندارم و دلم می‌خواهد همه چیز زودتر تمام شود اما چه می‌شود کرد جز تحمل و سکوت؟

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •به تو #سوگند توان خوردundefined...@sher_iust
undefined۲۲

۶۸۳

۱۰:۳۰

۲۴ خرداد
thumbnail
و سرانجام سوگند به پایان می رسد...
undefinedتا ساعاتی دیگر منتظر اعلام نتایج جشنواره باشید.
__
به تو #سوگند توان خوردundefined @sher_iust
undefined۲۱

۸۹۹

۱۴:۲۸

و سرانجام جشنواره ادبی «سوگند» با همراهی و شور شما عزیزان به ایستگاه پایانی خود رسید.
undefinedبا افتخار برگزیدگان این دوره از جشنواره را اعلام می‌کنیم؛
• قاف (مشاعره): undefined امیرحسین رضاخواه undefined سینا معتمدی‌نژاد undefined زینب صادقیان
• جهان‌نما (عکاسی): undefined مهدی بلوری undefined جهان‌نما (۳)
• برمایه (دل‌نوشته): undefined برمایه (۳) undefined برمایه (۴)
• آتش هوشنگ (شعر):undefined امیرحسین رضاخواه undefined بارپاز undefinedمهدی شهرستانی (با توجه به استقبال زیاد از این بخش، سه نفر برتر به عنوان برگزیده انتخاب شده اند)
• • • • • • • • • • • • • •
undefined برگزیدگان هر بخش برای دریافت جوایز به آیدی ادمین به نشانی @sher_iust1 پیام بدهند.
از همراهی تمامی شما دوستداران ادبیات فارسی سپاسگزاریم و امیدواریم در برنامه‌های آینده کانون شعر و ادب نیز شاهد حضور پررنگ شما باشیم.undefined
با سپاس فراوان کمیته اجرایی اولین دوره جشنواره ادبی سوگند «کانون شعر و ادب دانشگاه علم و صنعت ایران»-
به تو #سوگند توان خوردundefined@sher_iust
undefined۱۳

۴۶۷

۱۸:۳۳

۴ تیر
«*جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنندگویا عزای اشرف اولاد آدم است*»
undefined<img style=" />undefinedمحتشم کاشانی .....................@sher_iust
undefined۲۴

۲۶۸

۱۳:۳۲

#روز_دهم
حضرت میان لشکر کُفّار مانده‌استشیری میان این همه کفتار مانده‌است
گویا که مانده‌است میان غروب‌هاخورشید بی ردا، آن دست بی صدا
آمد خبر به خیمه: زمین خورده‌است شاهقصه رسیده‌است به گودی قتلگاه
مردن به وقت مصرع هشتم به ما رواستوقتی نگاه مضطربش سمت خیمه‌هاست
تنها، غریب، تشنه و دریای اشقیازینب، رقیه، خیمه، علم...وامصیبتا
تنها، غریب، تشنه و گودی قتلگاه قصه به سر رسید، سری را که از قفا...
روز دهم رسیده و فَرّوا إلی الحُسینروز دهم رسیده و حَیِّ علی العزا
سیدامیرمهدی حسینی
دانشجوی کارشناسی ارشد علم و صنعت
undefined۲۴

۵۲۵

۱۸:۰۹

۱۴ تیر
undefined به نامِ واژه و روشناییِ قلم undefined
همراهان عزیز کانون شعر؛«جشنواره سوگند» پس از روزهایی پر از شور، خلاقیت و همراهی، به پایان رسید؛ و این مسیر زیبا، بدون حضور و حمایت شما ممکن نبود.صمیمانه از همه‌ی دانشجویان هنرمند و دغدغه‌مند که با آثار ارزشمندشان به این جشنواره جان بخشیدند، تشکر می‌کنیم.undefinedهمچنین از مسئولان و عوامل محترم دانشگاه که در برگزاری این رویداد همراه ما بودند، و اعضای پرتلاش کانون شعر که با عشق و تعهد برای برگزاری هرچه بهتر جشنواره تلاش کردند، قدردانی می‌کنیم. خسته نباشید به همه‌ی شما undefined
• به اطلاع می‌رسانیم که جوایز برگزیدگان این دوره به طور کامل واریز شده و بدین ترتیب، پرونده‌ی نخستین دوره‌ی جشنواره «سوگند» رسماً بسته شد.
با تمام خستگی‌ها، آنچه باقی ماند، خاطره‌ی روزهایی‌ست که با شعر، کنار هم ساختیم.امیدواریم در سال‌های آینده، جشنواره «سوگند» را گسترده‌تر، پربارتر و باشکوه‌تر در کنار شما ادامه دهیم.undefined-به تو #سوگند توان خوردundefined...@sher_iust
undefined۱۴

۲۳۳

۸:۵۵

‎#درایundefinedهمراهان عزیز کانون شعر و ادبundefined
با توجه به اینکه شرایط فعالیت‌هایمان در تلگرام دوباره فراهم شده، از این پس اخبار، فراخوان‌ها، کارگاه‌ها و برنامه‌های کانون به‌صورت منظم در کانال تلگرام کانون شعر منتشر خواهد شد.برای همراهی بیشتر و باخبر شدن از فعالیت‌های پیش‌ِرو، از شما دعوت می‌کنیم به کانال تلگرام ما بپیوندید و در ادامه‌ی این مسیر فرهنگی و هنری کنارمان باشید.undefined
undefined: https://t.me/kanoon_sher_iust
به امید ادامه‌ی روزهای روشنِ واژه و خلاقیت، در کنار شما undefined-
@sher_iust
undefined۹

۶۶۲

۱۸:۵۵

۱۷ تیر
undefined •*گروه مشاعره و تبادل ادبی دانشگاه علم و صنعت در تلگرام*•
بستری برای مشاعره و به اشتراک گذاشتن شعر و ادبیات برای دانشجویان و تمامی دوستداران شعر و ادب فارسی.undefined

undefined[ عضویت در گروه مشاعره تلگرام، اینجا کلیک کنید]
undefined۹

۶۵۰

۱۲:۵۸

۲۰ مرداد
thumbnail
•*۱۹ مرداد ماه، سالروز درگذشت هوشنگ ابتهاج•
شاعر و غزل‌سرای نامدار ایرانی و از برجسته‌ترین چهره‌های شعر معاصر،کسی که غزل فارسی را با زبانی تازه و نگاهی انسانی به روزگار ما پیوند زد*.(۱۳۰۶–۱۴۰۱)-«کانون شعر دانشگاه علم و صنعت»@sher_iust
undefined۱۴

۱۲۰

۱۱:۵۰