چنان از غم دوری افسرده بودم
که از داغِ تو سخت پژمرده بودم
سپر گر نمیکرد عمه خودش را
همان عصر روز دهم مُرده بودم
فقط خون دل بود و اشک دو دیده
غذایی اگر هم که من خورده بودم
گرسنه نخفتم شبی در اسارت
که هر شب پدرجان، کتک خورده بودم
حسابش ز دستم برون گشته آخر
که من اینقدَر زخم نشمرده بودم
حلالم کن امشب اگر شکوه کردم
دلم تنگِ تو بود، آزرده بودم
#عاصی_خراسانی
شعر ناب
که از داغِ تو سخت پژمرده بودم
سپر گر نمیکرد عمه خودش را
همان عصر روز دهم مُرده بودم
فقط خون دل بود و اشک دو دیده
غذایی اگر هم که من خورده بودم
گرسنه نخفتم شبی در اسارت
که هر شب پدرجان، کتک خورده بودم
حسابش ز دستم برون گشته آخر
که من اینقدَر زخم نشمرده بودم
حلالم کن امشب اگر شکوه کردم
دلم تنگِ تو بود، آزرده بودم
#عاصی_خراسانی
۱.۲K
۴:۴۳
۱K
۱۰:۵۷
بازارسال شده از «آمین» آثار میلاد عرفان پور
«علیالاصول...»
علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهستمیان معرکه بر ترس، اقتدا کردهست
علیالاصول یکی برخلاف رأیِ ولیبرای وعدهٔ دشمن، حساب وا کردهست
علیالاصول، یکی وقت رزم در میدانبه اجتهاد خود اینگونه پابهپا کردهست
علیالاصول، یکی پشت پا زده به اصولیکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کردهست
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر... در این نبرد، کم آورده و خطا کردهست
چه سود میبَرد آنکس که دور از این مردمبر این معامله اصرارِ نابجا کردهست؟!
چه حاصل است از این نامه با چنین گرگیکه نانوشته دریدهست و نقضها کردهست
... و جنگ راه خطیریست، مرد میطلبد... و جنگ، جوهر افراد برملا کردهست
... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریزچنانکه عافیت اندیش، ادعا کردهست
علی الاصول، امام شهید، خامنهایبرای مردم ما روز و شب دعا کردهست
علیالاصول، همین بعثت خیابانیبرای دیدن خورشید، کوچه وا کردهست
علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوثشگفتمعجزهای گاه با عصا کردهست
عصای معجزه، امروز نیست جز فریادعصای معجزه عشق است و کارها کردهست
میلاد عرفان پور
@erfanpoor
علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهستمیان معرکه بر ترس، اقتدا کردهست
علیالاصول یکی برخلاف رأیِ ولیبرای وعدهٔ دشمن، حساب وا کردهست
علیالاصول، یکی وقت رزم در میدانبه اجتهاد خود اینگونه پابهپا کردهست
علیالاصول، یکی پشت پا زده به اصولیکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کردهست
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر... در این نبرد، کم آورده و خطا کردهست
چه سود میبَرد آنکس که دور از این مردمبر این معامله اصرارِ نابجا کردهست؟!
چه حاصل است از این نامه با چنین گرگیکه نانوشته دریدهست و نقضها کردهست
... و جنگ راه خطیریست، مرد میطلبد... و جنگ، جوهر افراد برملا کردهست
... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریزچنانکه عافیت اندیش، ادعا کردهست
علی الاصول، امام شهید، خامنهایبرای مردم ما روز و شب دعا کردهست
علیالاصول، همین بعثت خیابانیبرای دیدن خورشید، کوچه وا کردهست
علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوثشگفتمعجزهای گاه با عصا کردهست
عصای معجزه، امروز نیست جز فریادعصای معجزه عشق است و کارها کردهست
میلاد عرفان پور
@erfanpoor
۲۱
۶:۵۷
۱.۲K
۵:۴۹
۶۷۲
۱۷:۳۴
چقدر بیخبر و بیهوا زدی نامرد
چه کرده بود مگر با شما زدی نامرد؟
کمان همین که رها شد علی به خود پیچید
صدای تیر در آمد چرا زدی نامرد؟
نوشتهاند که حتی سپاه جا خوردند
صدا زدند چرا بچه را زدی نامرد؟!!
پدر نشست و پسر رفت و مادرش افتاد
سهشعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد؟
حسین دور خودش بین دشت میچرخید
چگونه خنده بر این ماجرا زدی نامرد؟
شعر ناب
چه کرده بود مگر با شما زدی نامرد؟
کمان همین که رها شد علی به خود پیچید
صدای تیر در آمد چرا زدی نامرد؟
نوشتهاند که حتی سپاه جا خوردند
صدا زدند چرا بچه را زدی نامرد؟!!
پدر نشست و پسر رفت و مادرش افتاد
سهشعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد؟
حسین دور خودش بین دشت میچرخید
چگونه خنده بر این ماجرا زدی نامرد؟
۸۹۷
۱۷:۴۰
۶۹۵
۷:۵۲
۵۴۱
۱۴:۵۱
۴۰۰
۳:۲۷