بازارسال شده از کتابخانه رئیسی اردکانی
بی شک هر کودک عصبانی به چند ابزار کمک آموزشی برای کنترل خشم و ناراحتیهای خود نیاز دارد.کتاب من عصبانی ام،این ابزار فوق کاربردی را در اختیار فرزندان ما قرار میدهد. کلیه کتابهای بچهها و مهارتهای زندگی زیر نظر متخصصین حوزه روانشناسی کودک طراحی شدهاند. در این میان کتاب من عصبانی ام نوشته ایزابل توماس و ترجمه هایده کروبی، یکی از خلاقانهترین آثار ارائه شده در این حوزه است.من عصبانیام» نوشته ایزابل توماس یکی از کتابهای مجموعه مهارتهای زندگی نشر فنی ایران برای کودکان است که با زبانی ساده و همراه تصاویری جذاب، نکاتی را درباره انواع احساسات مختلف همچون اضطراب، خشم، نگرانی، شرم، ترس و... برای کودکان شرح میدهد. هدف این مجموعه آشنا ساختن کودکان با احساسات گوناگون و موقعیتهای هیجانی مختلفی است که ممکن است خیلی از آنها را برای اولین بار در زندگی تجربه کنند. مطالب ساده و آموزنده این کتابها، کودک را با این احساسات آشنا میکنند و شیوههای برخورد درست در موقعیتهای گوناگون هیجانی و عاطفی را به آنان آموزش میدهند.#معرفی_کتاب#طاهره_رضائی زادهپورتال کتابخانه عمومی رئیسی اردکانی116046.samanpl.irپیام رسان بلهhttps://ble.ir/raeisipl
اداره کتابخانه های عمومی شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
اداره کل کتابخانه های عمومی فارسhttps://ble.ir/Farspl
۲
۱۲:۰۵
بازارسال شده از کشاورز
#قصه_های_ظهر_جمعه
اسب سفید
راوی: محمد رضا سرشار
قصه ظهر جمعه»؛ روایت ماندگار خیال در حافظه شنیداری ایرانیان
«قصه ظهر جمعه» یكی از قدیمیترین، ماندگارترین و خاطرهسازترین برنامههای رادیویی ایران است؛ برنامهای كه نامش با خاطرهی جمعههای آرام، ناهار خانوادگی و صدای رادیو در خانههای ایرانی گره خورده است.
آغاز شكلگیری این برنامه در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، تنها حدود یك ماه پس از راهاندازی رسمی رادیو ایران بوده است.
در ادامه شما را دعوت می کنیم به شنیدن یکی از این قصه های زیبا و خاطره ساز.
#کتابخانه_عمومی_شهدای_سلامت#اداره_کتابخانه_های_عمومی_شیراز#اداره_کل_کتابخانه_های_عمومی_فارس#قصه_های_ظهر_جمعه#کتابخانه_کتاب
#کشاورز

در ادامه شما را دعوت می کنیم به شنیدن یکی از این قصه های زیبا و خاطره ساز.
#کتابخانه_عمومی_شهدای_سلامت#اداره_کتابخانه_های_عمومی_شیراز#اداره_کل_کتابخانه_های_عمومی_فارس#قصه_های_ظهر_جمعه#کتابخانه_کتاب
#کشاورز
۱
۱۲:۰۶
بازارسال شده از کشاورز
680821739979284227_119822883447447.mp4
۲۵:۳۴-۱۲.۲۵ مگابایت
۱
۱۲:۰۶
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۱۷
۵:۵۸
بازارسال شده از کتابخانه عمومی فرصت شیرازی شیراز
کتابخانه عمومی فرصت شیرازی در راستای توانمند سازی و پرکردن اوقات فراغت مراجعین کودک و نوجوان اقدام به برگزاری کلاس محاسبات ذهنی در تاریخ 10خرداد 1405 کرده است که مورد استقبال خوب اعضا قرار گرفت 






کتابخانه عمومی فرصت شیرازی
اداره کتابخانه های عمومی شهرستان شیراز
اداره کل کتابخانه های عمومی فارس









#سید_عبدالحسین_موسوی
۹
۱۰:۱۵
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۱
۱۰:۱۵
بازارسال شده از کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز
#معرفی_کتاب
کتاب:صبح واقعه
صبح واقعه جدیدترین اثر از انتشارت خط مقدم است که زندگی شهید مدافع حرم محسن حججی را به قلم استاد ابراهیم حسن بیگی به صورت داستانی برای مخاطب نوجوان روایت میکند. نقاشی جلد این اثر توسط استاد حسن روح الامین و طراحی جلد آن توسط استاد محمد روح الامین انجام شدهاست.
صبح واقعه» زندگینامه داستانی شهید محسن حججی از روزهای نوجوانی تا شهادت است. این کتاب در ۱۷ فصل به روایت رویدادهای مهم زندگی شهید حججی پرداخته است؛ رویدادهایی که از روزهای مدرسه محسن شروع میشود، روزهایی که او تازه کار پیدا کرده است، برخلاف میل پدر که دلش میخواست پسرش، پیشِ خودش کار بنایی انجام دهد محسن یک کار فرهنگی پیدا میکند و در کتابخانهای مشغول میشود. بعد از آن به اصرار دوستش در کلاسهای عقیدتی شرکت میکند؛ چون خودش تا آن موقع تصور میکرده در این کلاسها به قولِ خودش «مخ بچهها را میزنند.» و به دوستش میگوید: «اینجا کسانی رو میخوان که اونها را شستشوی مغزی بدن. والا کلاس عقیدتی و معارف بهانه است.» محسن حججی ابتدا اینگونه شروع میکند؛ اما کمکم همهچیز برایش فرق میکند. هر روز بیشتر غرق معنویت میشود و هر روز از خدا بیشتر میخواهد که حظِ لحظههای معنویاش را بیشتر کند. شهادت برایش آرزویی میشود که هر لحظه بهش فکر میکند؛ حتی وقتی که عاشق میشود و ازدواج میکند. در لحظههای عاشقانهاش هم حرف شهادت را میزند، حرفی که به نظر خودش شیرین میآمد؛ اما به نظر تازهعروسش تلخ و پر از ترس…. محسن راهِ رسیدن به این آرزو را در ثبتنام کردن برای رفتن به سوریه میبیند؛ در کمک به مردم مظلومی که داعش رسیده است به خانهزندگیشان.
در بخشی از متن کتاب میخوانیم:
«گفت: احتمالاً باید نوهی آیتالله حججی باشی؛ همون که حالا مسجدی هم به نام اوست. درسته؟ … با سری بلند و اعتماد به نفسی قوی جواب دادم: خیر ایشون عموی پدرم بودند و بنیانگذار حوزه علمیهی نجفآباد. من نوهی آیتالله ابوالقاسم حججی هستم که شاگرد آیتالله صدر و آیتالله حجت بودند. یکی از پسرعموهای پدرم؛ محمدعلی حججی هم سال ۶۱ در عملیات والفجر یک شهید شدهاند؛ ۲۱ سال داشتند. کمی بزرگتر از حالای من….
خوشم آمد، حسابی روغنش را زیاد کرده بودم تا بداند ما خانوادهی ریشهدار و با سابقه و مذهبیای هستیم و نباید با ظاهر افراد، آنها را قضاوت کند.
#رضانژاد_کتابخانه_کودکان_شقایق
«کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز»
کتابخانه عمومی کودکان شقایق، شیراز، میدان پارسه بلوار پاسارگاد، بوستان شقایق
شناسه:https://ble.ir/shagaiegpl
اداره کتابخانه های عمومی شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
اداره کل کتابخانه های عمومی فارسhttps://ble.ir/Farspl
صبح واقعه» زندگینامه داستانی شهید محسن حججی از روزهای نوجوانی تا شهادت است. این کتاب در ۱۷ فصل به روایت رویدادهای مهم زندگی شهید حججی پرداخته است؛ رویدادهایی که از روزهای مدرسه محسن شروع میشود، روزهایی که او تازه کار پیدا کرده است، برخلاف میل پدر که دلش میخواست پسرش، پیشِ خودش کار بنایی انجام دهد محسن یک کار فرهنگی پیدا میکند و در کتابخانهای مشغول میشود. بعد از آن به اصرار دوستش در کلاسهای عقیدتی شرکت میکند؛ چون خودش تا آن موقع تصور میکرده در این کلاسها به قولِ خودش «مخ بچهها را میزنند.» و به دوستش میگوید: «اینجا کسانی رو میخوان که اونها را شستشوی مغزی بدن. والا کلاس عقیدتی و معارف بهانه است.» محسن حججی ابتدا اینگونه شروع میکند؛ اما کمکم همهچیز برایش فرق میکند. هر روز بیشتر غرق معنویت میشود و هر روز از خدا بیشتر میخواهد که حظِ لحظههای معنویاش را بیشتر کند. شهادت برایش آرزویی میشود که هر لحظه بهش فکر میکند؛ حتی وقتی که عاشق میشود و ازدواج میکند. در لحظههای عاشقانهاش هم حرف شهادت را میزند، حرفی که به نظر خودش شیرین میآمد؛ اما به نظر تازهعروسش تلخ و پر از ترس…. محسن راهِ رسیدن به این آرزو را در ثبتنام کردن برای رفتن به سوریه میبیند؛ در کمک به مردم مظلومی که داعش رسیده است به خانهزندگیشان.
در بخشی از متن کتاب میخوانیم:
«گفت: احتمالاً باید نوهی آیتالله حججی باشی؛ همون که حالا مسجدی هم به نام اوست. درسته؟ … با سری بلند و اعتماد به نفسی قوی جواب دادم: خیر ایشون عموی پدرم بودند و بنیانگذار حوزه علمیهی نجفآباد. من نوهی آیتالله ابوالقاسم حججی هستم که شاگرد آیتالله صدر و آیتالله حجت بودند. یکی از پسرعموهای پدرم؛ محمدعلی حججی هم سال ۶۱ در عملیات والفجر یک شهید شدهاند؛ ۲۱ سال داشتند. کمی بزرگتر از حالای من….
خوشم آمد، حسابی روغنش را زیاد کرده بودم تا بداند ما خانوادهی ریشهدار و با سابقه و مذهبیای هستیم و نباید با ظاهر افراد، آنها را قضاوت کند.
#رضانژاد_کتابخانه_کودکان_شقایق
«کتابخانه عمومی کودکان شقایق شیراز»
کتابخانه عمومی کودکان شقایق، شیراز، میدان پارسه بلوار پاسارگاد، بوستان شقایق
۲
۱۰:۱۶
بازارسال شده از کتابخانه عمومی نظامی گنجوی شیراز
#معرفی_کتاب
کتاب یه چیزی بگو نوشته لاوری هالس اندرسن نویسنده آمریکایی ترجمه شده توسط حمیدرضا صدر در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات نشر چشمه منتشر شد.
روایت کتاب از نظر خوانندهاین کتاب درباره ی سکوت، آسیب روحی، ترس و بازیابی هویت است. دختری نوجوان پس از یک اتفاق تلخ از لحاظ روحی بهم میریزد و ارتباط اجتماعیش با دیگران دچار مشکل میشود. در نهایت به این نتیجه میرسد که انسان گاهی دچار فشار روحی و روانی میشود و مهم این است هویت خود را بازیابی کند.
متن تأثیرگذار کتاب از نظر خوانندهسکوت همیشه محافظ انسان نیست؛ گاهی نجات در گفتن حقیقت است.درون مایه های اصلی کتاب را میتوان اهمیت حرف زدن و سکوت نکردن، آسیب روانی، فشار اجتماعی برشمرد.کتاب در دسته بندی روانشناسی_اجتماعی قرار می گیرد.
هدف نویسنده از نوشتن کتاب دادن صدا به کسی که نمیتواند حرف بزند، شکستن سکوت در برابر تلخی ها و آگاهی درباره پیامدهای روانی.
لینک دسترسی به کتاب :https://taaghche.com/book/86181
#فاطمه_یقطین
کتابخانه عمومی نظامی گنجویhttps://ble.ir/Nezamipl
اداره کتابخانههای عمومی شیرازhttps://ble.ir/shirazpl
اداره کل کتابخانههای عمومی فارسhttps://ble.ir/Farspl
کتاب یه چیزی بگو نوشته لاوری هالس اندرسن نویسنده آمریکایی ترجمه شده توسط حمیدرضا صدر در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات نشر چشمه منتشر شد.
#فاطمه_یقطین
۳
۱۶:۳۴
بازارسال شده از کتابخانه عمومی الفبا شیراز
معرفی کتاب «تو هیولای منی؟»
آماندا نول




شخصیت اصلی داستان «تو هیولای منی؟» یک پسربچهی کوچک و دوستداشتنی است. او درست مانند دیگر همسنوسالهای خود از قدرت تخیل بالایی برخوردار است. قهرمان کوچولوی قصهی ما بهتازگی نیز یک نقاشی تازه کشیده. این نقاشی همان هیولایی است که شبها زیر تخت او زندگی میکند. او بدنی سبزرنگ دارد و خیلی هم بزرگ است. آیا پسر ماجرا میتواند هیولای خیالیاش را پیدا کند و با او دوست شود
؟
کتاب تو هیولای منی؟ در قالب یک ماجرای فانتزی با روایتی ساده و کودکانه نوشته شده. این قصه متن کوتاهی دارد و خط داستانی آن با تصاویر رنگارنگی
که بخشی از تخیلات راوی کوچک داستان هستند پیش میرود. از همین جهت نیز خواندن و دنبال کردن صفحات این کتاب حتی برای بچههای نونهال نیز کاری راحت و دلپذیر است.
اما ماجرای کتاب «تو هیولای منی؟» در دل خود پیام مهم و ارزشمندی نیز دارد. این داستان دربارهی ترسها، رویاها و تخیلات کودکانه نوشته شده. میدانیم که خیالپردازی بخش جداییناپذیر ذهن بچهها است. البته باید بدانیم که مهارت خلاقیت نیز درست از همین رویاپردازیهای کودکانه برمیآید. اما گاهی اوقات نیز رویاهای ما به ترس و کابوس بدل میشود. البته آن هم مشکلی ندارد زیرا ترس نیز یکی از احساسات و عواطف طبیعی در همهی آدمهاست.
نویسندهی داستان «تو هیولای منی؟» میخواهد شیوهی روبهرو شدن با همین ترسها را به خوانندهی کوچک خود آموزش دهد و به ما ثابت کند که هیولاهای ذهنیمان آنقدرها هم که فکر میکنیم بزرگ نیستند!
خواندن این داستان را به کودکان 3 تا 7 سال که گاهی از هیولاها میترسند پیشنهاد میکنیم.


#مردانی_سمیه


با ما همراه باشید:
آدرس کتابخانه عمومی الفبا شیراز: شهرک فرزانگان، بلوار طلائیه، جنب شهرداری منطقه ۹، واقع در فرهنگسرای بهمن بیگی
بله | ایتا | پرتال | اینستاگرام |
| بله اداره کتابخانههای عمومی شیراز|
| بله اداره کل کتابخانههای عمومی فارس|
#مردانی_سمیه
۲
۱۶:۳۶
بازارسال شده از کتابخانه عمومی حافظیه شیراز
#گزیده_کتاب
شیخ شهاب الدین سهروردی از بزرگترین دانشمندان و فلاسفه قرن ششم است. سهروردی صاحب آثاری چون حکمة الاشراق، آواز پر جبرئیل و عقل سرخ می باشد.
متن زیر از صفحات ۶ و ۷ کتاب عقل سرخ انتخاب شده است و به گونهای داستانگونه درباره اسرار عالم خلقت سخن میگوید. این صفحات را که به مباحثه بین فردی جوان با پیری سرخ محاسن می پردازد، با هم بخوانیم._
«در آن صحرا شخصی را دیدم که میآمد. فرا پیشش رفتم و سلام کردم، به لطفی هرچه تمامتر جواب فرمود. چون در آن شخص بنگریستم محاسن و رنگ روی وی سرخ بود، پنداشتم که جوان است، گفتم ای جوان از کجا میآیی؟ گفت ای فرزند، این خطاب بخطاست، من اولین فرزند آفرینشم، تو مرا جوان همی خوانی؟ گفتم از چه سبب محاسنت سپید گشته است؟ گفت محاسن من سپید است و من پیری نورانی ام، اما آن کس که ترا در دام اسیر گردانید و این بندهای مختلف بر تو نهاد و این موکلان را بر تو گماشت مدتهاست تا مرا در چاه سیاه انداخت، این رنگ من که سرخ میبینی از آن است، اگر نه من سپیدم و نورانی و هر سپیدی که نور بازو تعلق دارد چون با سیاه آمیخته شود سرخ نماید، چون شفق اول شام یا آخر صبح که سپید است و نور آفتاب بازو متعلق و یک طرفش با جانب نور است که سپید است و یک طرفش با جانب چپ که سیاه است. پس سرخ مینماید و جرم ماه بدر وقت طلوع که اگر چه نور او عاریتی است اما هم بنور موصوف است و یک جانب او با روز است و یک جانبش با شب، سرخ نماید و چراغ همین صفت دارد، زیرش سپید باشد و بالا بر دود سیاه، میان آتش و دود سرخ نماید و این را نظیر و مشابه بسیار است. پس گفتم ای پیر از کجا میآیی؟ گفت از پس کوه قاف که مقام من آنجاست و آشیان تو نیز آنجایگه بوَد اما تو فراموش کردهای...»
کتاب عقل سرخ شهاب الدین سهروردی در کتابخانه های عمومی شهید آیت الله دستغیب، حسینعلی رئیسی اردکانی، الفبا، و امین ولایت شیراز موجود می باشد.
پیشنهاد برای مجله فراموش نشود






با ما همراه باشید:
پیامرسان بله | پیام رسان ایتا | پرتال کتابخانه | اداره کتابخانه های عمومی شیراز | اداره کــل فــارس
۵
۱۶:۴۰