لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حُــــــــرّهِ |☫🖤ح
۱۸ عضو

حُــــــــرّهِ |☫🖤

#العزه_لله إِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَجِهادٌیک حرهٔ حسنی‌ حضرتِ‌مادر (س)undefinedاینجا‌قلم، قلم‌خداست کلمات، کلمات‌خداستعکس خالقش‌خداست از لنز خدا ما کی باشیم؟! جز یه دل‌سوختهٔ معلم گرافیک با دغدغه‌های انقلابی🪴undefinedحُرّه در ایتا:https://eitaa.com/sin_hore
مشاهده در وب بله
۲۷ اردیبهشت
امروز دومین ارائه کار (ژوژمان) هنرجوهام انجام شد. دوست داشتم به رسم هر ساله موقع خداحافظی براشون دعا می‌کردم و از ته دل بغلشون می‌کردم، شاید هم یه عکس یادگاری می‌گرفتیم.اما ای دنیا این خصلت تو هست که همیشه سازت ناکوک باشه،الحق همچین دنیایی رو فقط به شوق رسیدن به آسمان باید زندگی کنی،الباقی همه بزک دوزک این دنیاست.
#روزهای_آخر_مدرسه

۴۳

۸:۵۸

۲۸ اردیبهشت
undefinedپیام حاوی کمی غر می‌باشد undefinedواقعا چرا کتاب‌هایی که میخوام رو باید از چندتا سایت بخرم، چرا آخه یه سایت همه کتاب‌ها رو نداره undefinedنمایشگاه کتاب هم که باید همه رو داشته باشه یه سری رو نداره یا اگه داره هم نسخه الکترونیکی هست. اصلا کتاب نسخه الکترونیکی ترکیبی قشنگی نیست.
قیمت ها که نگم براتون، قشنگ گلریزون کردم واسه خرید کتاب هام undefined(هنوزم یه سری رو نخریدمundefined)

۴۱

۸:۵۶

حتی به غمی سنگین، گریان نشُدم هرگزهرقدر قوی بودم، هجرِ تو ضعیفم کرد...
#جرعه_شعر

۳۶

۲۰:۰۸

۲۹ اردیبهشت
thumbnail
اذا اشتقنا الی ابیکنظرنا الی وجهکundefined
اگر دلتنگ پدرت شدیم،به صورتت نگاه می‌کنیم...🤍
#امام_شهیدم ؛| #امام_خامنه_ای
@sin_hore

۴۴

۱۲:۳۷

۱ خرداد
امام زمان تمام خوبان الان دورت جمع هستندجنس بنجل بازار نمیخوای؟

۴۱

۱:۱۹

۷ خرداد
آخرین برگ سفرنامه باران این استکه زمین چرکین است...
#جرعه_شعر

۳۵

۶:۲۹

۱۰ خرداد
undefinedundefined .
امتحان الهی شبیه امتحان معلم از شاگرد نیست که بخواهد بداند او خوب درس خوانده یا نه؛ بلکه امتحان خداوند از قبیل ورزش دادن یک مربی برای ورزیدگی ورزشکار است.
undefined در آغوش نیل/ص٤٩
#کتاب‌_چی‌_میگه ؛| #امام_شهید

۳۰

۱۳:۰۵

۱۱ خرداد
فرمود‌:بهشت زیر سایه‌ی نیزه هاست... | خطبه ۱۲۴
#کلام_مولا
@sin_hore

۲۵

۱۳:۳۴

۱۲ خرداد
thumbnail
سلام علي صحبنا الأوفیاءسلام لإخــواننا الشـــــهداءلعشاق درب الحسین الشهیدلمن أبرحوا في هواء كربلاء..به یاد شهدای لبنان undefined

۲۳

۱۳:۳۲

۱۳ خرداد
thumbnail
¶
روزها، هفته‌ها، شب‌ها، نصف شب‌ها، اذان صبح‌ها، سر ظهرها، عصرها می‌گذرد. اتفاق‌ها می‌افتد، حرف‌های مختلف زده می‌شود و کارها به سر انجام می‌رسد،امّا؛چیزی که در میان آنها ثابت است غم و بار سنگین نبودنت است که شادی را بی معنا کرده است، اشکی‌ست که ساعت و موقعیت نمی‌شناسد.بعد از تو آیهٔ "مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً " با صدای عبدالباسط در گوشم دائم در حال روضه خوانی است، عکس‌هایت بعد از آن اذان صبح با نوار مشکی که پشت سر هم تازه می‌شوند در پشت پلک‌هایم خاری شده‌اند در قلبم که با هر دم و بازدمی درد می‌دهند.کتاب طرح کلی که صبح شهادتت دفتر برایم هدیه فرستاد، کتاب‌هایی که بعد از شهادتت چاپ می‌شوند و کلمه شهیدی که مِن بعد اول اسمت به روی کتاب‌ها حک می‌شود، برایم روضه خوانی می‌کنند.همه‌جای ایران بدون تو برایم روضه خوان شده است. من خودم را، روزهایم را، آینده‌ام را بدون تو تصور نکرده بودم که حالا حالاها بخواهم با رفتنت کنار بیایم. زبانم به قربان صدقه رفتنت و قلبم به از جا کندن از شوق محبتت هنگام دیدن عکست، پاهایم به هرجایی که می‌شد خودم را به تو رساندن، عادت کرده بودند. این روزها تنها رنگی که میشناسم مشکی‌ست، گوشه ای از اتاقم از آن صبح تاریک بهم ریخته است، گویی زندگی‌ام در اذان صبح روز یکشنبه متوقف شده است. این دنیا بر حسب جبر هم که شده شاید لباس عزایم را از تن بیرون آورد ولی دیگر رنگ‌ها هم ذوق ندارند.راستی ١٤ خرداد که امیدی بود برای دیدنت را چه کنم؟ من خودم را بدون تو باخته‌ام و نمی‌دانم هم این کلاف سردرگمی را چگونه جمع کنم.
مگر که ما یک عمر، رجز نمی‌خواندیم؟ چه شد که تو رفتی؟ چگونه ما ماندیم؟
undefined<img style=" />undefined سین حُرّه
سحرگاه روز چهارشنبه ١٣ خرداد ١٤٠٥ ساعت ٣:٠٠
@sin_hore

۲۷

۱:۳۰