چطور بهتر مطالعه کنیم، عمیقتر یاد بگیریم و مطالب را برای مدت طولانیتری به خاطر بسپاریم؟
مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار میکند:
در این کارگاه با راهکارهای علمی و کاربردی برای بهبود کیفیت مطالعه، افزایش تمرکز و تقویت یادگیری آشنا میشویم.
۱۳
۸:۲۰
دروس استاد میرخلیلی
از مطالعه غیرمؤثر تا مطالعه عمیق چطور بهتر مطالعه کنیم، عمیقتر یاد بگیریم و مطالب را برای مدت طولانیتری به خاطر بسپاریم؟ 
مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار میکند:
کارگاه آموزشی «از مطالعه غیرمؤثر تا مطالعه عمیق» در این کارگاه با راهکارهای علمی و کاربردی برای بهبود کیفیت مطالعه، افزایش تمرکز و تقویت یادگیری آشنا میشویم.
سرفصلهای کارگاه:
مطالعه مؤثر و ویژگیهای آن
شناسایی عادتها و روشهای مطالعه غیرمؤثر
آشنایی با موانع یادگیری و مطالعه مؤثر
شناخت فرایند یادگیری و حافظه
تکنیکهای علمی مطالعه و یادگیری
روشهای یادداشتبرداری و سازماندهی مطالب
برنامهریزی و مدیریت زمان مطالعه
بهداشت مطالعه
تقویت تمرکز و مدیریت حواسپرتی
افزایش انگیزه و ایجاد عادت مطالعه
مدرس: خانم زهرا سلطانی کارشناس ارشد مشاوره تحصیلی ـ شغلی
زمان برگزاری: دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۱۷ الی ۱۹
محل برگزاری: آنلاین
لینک ورود به جلسه: https://meetings2.aut.ac.ir/study1405/
اگر میخواهید بهجای ساعتها مطالعه کمبازده، با تمرکز بیشتر و روشهای اصولیتر یاد بگیرید، این کارگاه را از دست ندهید!
یادگیری مؤثر، از مطالعه درست آغاز میشود. #اداره_مشاوره_و_سبک_زندگی #معاونت_فرهنگی_دانشجویی #دانشگاه_صنعتی_امیرکبیر
کانال مدیریت امور دانشجویی
ble.ir/join/4GRaZUCvww
سلام و عرض ادب خدمت عزیزانم؛موضوع خوبی است؛ اگر عزیزانی توانستند و در جلسه به صورت مجازی شرکت کردند، فایل صوتی جلسه یا خلاصه مباحث را بفرستند که در کانال جهت استفاده سایر عزیزان هم قرار دهیم.با تشکر و ارادت
۲۶۳
۸:۲۰
وقتی مارکو روبیو از آتشزدن آتن به دست ایرانیان میگوید، یک سؤال تاریخی مطرح میشود: ماجرای سارد چه بود؟
سالها بعد، در لشکرکشی خشایارشا به یونان، آتن نیز به آتش کشیده شد.
جالبتر اینکه هرودوت، تاریخنگار یونانی، خودش از ارتباط میان آتشسوزی سارد و میل ایرانیان به انتقام نوشته است!
البته جنگهای ایران و یونان دلایل پیچیدهتری داشتند و انتقام سارد تنها عامل این جنگها نبود.
۲۳۲
۱۵:۲۴
وقتی مباحث به جاهای سنگینش می رسه
پ ن: عکس مربوط به چند ترم قبل است.
۲۰۶
۱۷:۲۲
و مهربانی ها را دل!
چشم فراموش میکند
اما دل هرگز!
پس بدان که تا زمانی
دل زنده است
فراموش نخواهی شد…
۲۱۵
۱۷:۳۵
🟩 مشخصات کتابشناختی اثر:عنوان کتاب: عدالت: کار درست کدام است؟نویسنده: مایکل سندلمترجم: حسن افشارناشر چاپی: نشر مرکزسال انتشار: 1400نخستین انتشار: 2009تعداد صفحات: 290
۲۵۰
۱۷:۴۰
عزیزان کلاس ساعت ۱۰ امروز دانشگاه امیرکبیر، یه عزیزی لباسشو جا گذاشته
۱۸۲
۸:۰۷
ای خطّهٔ ایران مهین، ای وطن منای گشته به مهر تو عجین جان و تن مندور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیستای باغ گل و لاله و سرو و سمن من
۱۹
۱۶:۳۱
لافِ تمدن یونان (در کتاب یونانیان و بربرها)
سدههاست که روایت رسمی غرب و پردههای نقرهای، جهان باستان را به نازلترین شیوه نمایشی تقلیل دادهاند: در این سو، جمعی فیلسوفِ پاکنهاد و عاشق «دموکراسی و آزادی» زیر آسمان آتن قدم میزنند، و در آن سو، انبوهی «بربرِ خاورمیانهای» که غریزی جز کرنش در برابر استبداد آسیایی نمیشناسند! این فانتزی جذاب قرنها خوراک دستگاههای آموزش و شرقشناسی بوده است. اما چه رخ میدهد اگر کسی تعصبات را کنار بگذارد و با همان متون دستاول یونانی و رومی، سراغ این تاریخسازی متکبرانه برود؟ این کار را زندهیاد امیرمهدی بدیع، متفکر و پژوهشگر ایرانی، طی سه دهه ممارست نفسگیر در سوئیس به سرانجام رساند. حاصل این خردورزی روشمند، اثر سترگ ۱۵ جلدی «یونانیان و بربرها؛ روی دیگر تاریخ» بود؛ پروژهای که بدون غلتیدن در دام باستانگرایی رمانتیک و شعارهای احساسی، ستونهای تاریخنگاریِ خودبزرگبین غرب را با ابزار منطق و متنشناسی به لرزه درآورد.
۱. خلع سلاح «پدر تاریخ» با ترازوی آب و علوفهبزرگترین نبوغ متدولوژیک بدیع، نبرد در زمین حریف بود. او برای شکستن هیمنه تحریفها، به شاهنامه متوسل نشد؛ بلکه پشت میز کالبدشکافی آثار هرودوت، توسیدید، گزنفون و پلوتارک نشست. بدیع نشان داد که روایات رسمی غرب پیش از آنکه سند تاریخی باشند، بالیوودیترین روایت ممکن از یک جدال ژئوپلیتیکاند. وقتی بدیع رقم گزاف و مضحک «سپاه پنجمیلیونی خشایارشا» نزد هرودوت را پای دو علم بدیهی جغرافیا و لجستیک نظامی نشاند، پرده از یک افتضاح تحلیلی برافتاد: نه معابر تنگ آناتولی گنجایش عبور چنین کاروانی را داشت و نه مراتع و منابع آب نحیف یونان میتوانست حتی علوفۀ اسبان چنین لشکری را تأمین کند. این ارقام نجومی، نه آمار لشکرکشی، بلکه پروپاگاندای پس از جنگ بود تا پیروزیهای جزئیِ دولتشهرهای وحشتزده را به معجزهای تمدنی علیه خیل موجودات ماورایی بدل سازد!
۲. واژه «بربر»؛ سلاح ایدئولوژیک بازندگان متکبربدیع موشکافانه ردیابی میکند که واژه «بربر» در تبارشناسی خود، صرفاً برچسبی صوتی برای «ناآشنایان به زبان یونانی» بود. اما همین که ماشین جنگی آتن و اسپارت در مهار رقیب آسیایی ناتوان ماند، دستگاه تبلیغاتی یونان این مفهوم را تبدیل به یک دوگانهسازی فریبکارانه کرد: «تمدن در برابر توحش» و «آزادی در برابر بندگی». کنایه تلخ تاریخ در اینجاست: همان یونانیانی که مدعی برافراشتن پرچم عقلانیت بودند، جامعهای انحصارطلب و مبتنی بر بردهداری عریان، زنستیزی و مملوّ از کشت و کشتار را اداره میکردند؛ در حالی که شاهنشاهی چندفرهنگی هخامنشی با به رسمیت شناختن تنوع تباری و رواداری باورها، از حیث سامانه اداری، امنیت مدنی و همزیستی انسانی، فرسنگها جلوتر از «دموکراسیهای قبیلهای و محلی» یونان روزگار میگذراند.
۳. سکههای ایران، چگونه آتن و اسپارت را اداره میکرد یکی از جذابترین فرازهای این تحقیق، فروریختن انگاره «شکست مطلق آسیا از اروپا» است. بدیع ثابت میکند نبردهای نامآشنایی مانند سالامیس و پلاته، آنگونه که کتب تاریخ ادعا میکنند، پایان کار ایران نبود. هخامنشیان تنها با یک جابهجایی راهبردی، هزینه سنگین نظامیگری در سرزمین کوهستانی و کمحاصل یونان را کنار گذاشتند و به سراغ «دیپلماسی و موازنه قوا» رفتند. در جنگهای خانمانسوز داخلی پلوپونزی بین آتن و اسپارت، این اراده سیاسی و «دَریکهای طلایی» ایران بود که دولتشهرهای پرمدعای یونانی را به زانو درآورد؛ نظمی که در نهایت به پیمان تاریخی «صلح آنتالکیداس» (معروف به صلح شاهنشاه) ختم شد؛ رویدادی که به موجب آن، همان یونانیان پیروزنما پذیرفتند که اراده عالیه و داوریِ صلح در سراسر اژه در ید قدرت شاهنشاه ایران باشد.
۴. زوال اسطورۀ اسکندر مقدونی بدیع در مجلدات پایانی، بتِ محبوب غرب، اسکندر مقدونی، را نیز از پایه واژگون میکند. او تصویر رمانتیک اسکندر در قامت یک «جهانگشای تمدنآفرین» را تکهتکه کرده و واقعیت یک مهاجم بیثبات، بیبرنامه و ویرانگر را عیان میسازد؛ پادشاهی که توهم ساختن امپراتوری جهانیاش حتی تا زمان حیات خودش نیز نپایید و جانشینانش (سلوکیان) ظرف چند دهه به حاشیهنشینانی حلشده در اقیانوس فرهنگ خاورمیانه بدل شدند. سرانجام با جنبشهای بومی و تمدنی ـ بهویژه اشکانیان ـ ریشه کمعمقِ هژمونی هلنیستی برای همیشه از فلات ایران و بینالنهرین برکنده شد.
دکتر حبیب الله بابایی
سدههاست که روایت رسمی غرب و پردههای نقرهای، جهان باستان را به نازلترین شیوه نمایشی تقلیل دادهاند: در این سو، جمعی فیلسوفِ پاکنهاد و عاشق «دموکراسی و آزادی» زیر آسمان آتن قدم میزنند، و در آن سو، انبوهی «بربرِ خاورمیانهای» که غریزی جز کرنش در برابر استبداد آسیایی نمیشناسند! این فانتزی جذاب قرنها خوراک دستگاههای آموزش و شرقشناسی بوده است. اما چه رخ میدهد اگر کسی تعصبات را کنار بگذارد و با همان متون دستاول یونانی و رومی، سراغ این تاریخسازی متکبرانه برود؟ این کار را زندهیاد امیرمهدی بدیع، متفکر و پژوهشگر ایرانی، طی سه دهه ممارست نفسگیر در سوئیس به سرانجام رساند. حاصل این خردورزی روشمند، اثر سترگ ۱۵ جلدی «یونانیان و بربرها؛ روی دیگر تاریخ» بود؛ پروژهای که بدون غلتیدن در دام باستانگرایی رمانتیک و شعارهای احساسی، ستونهای تاریخنگاریِ خودبزرگبین غرب را با ابزار منطق و متنشناسی به لرزه درآورد.
۱. خلع سلاح «پدر تاریخ» با ترازوی آب و علوفهبزرگترین نبوغ متدولوژیک بدیع، نبرد در زمین حریف بود. او برای شکستن هیمنه تحریفها، به شاهنامه متوسل نشد؛ بلکه پشت میز کالبدشکافی آثار هرودوت، توسیدید، گزنفون و پلوتارک نشست. بدیع نشان داد که روایات رسمی غرب پیش از آنکه سند تاریخی باشند، بالیوودیترین روایت ممکن از یک جدال ژئوپلیتیکاند. وقتی بدیع رقم گزاف و مضحک «سپاه پنجمیلیونی خشایارشا» نزد هرودوت را پای دو علم بدیهی جغرافیا و لجستیک نظامی نشاند، پرده از یک افتضاح تحلیلی برافتاد: نه معابر تنگ آناتولی گنجایش عبور چنین کاروانی را داشت و نه مراتع و منابع آب نحیف یونان میتوانست حتی علوفۀ اسبان چنین لشکری را تأمین کند. این ارقام نجومی، نه آمار لشکرکشی، بلکه پروپاگاندای پس از جنگ بود تا پیروزیهای جزئیِ دولتشهرهای وحشتزده را به معجزهای تمدنی علیه خیل موجودات ماورایی بدل سازد!
۲. واژه «بربر»؛ سلاح ایدئولوژیک بازندگان متکبربدیع موشکافانه ردیابی میکند که واژه «بربر» در تبارشناسی خود، صرفاً برچسبی صوتی برای «ناآشنایان به زبان یونانی» بود. اما همین که ماشین جنگی آتن و اسپارت در مهار رقیب آسیایی ناتوان ماند، دستگاه تبلیغاتی یونان این مفهوم را تبدیل به یک دوگانهسازی فریبکارانه کرد: «تمدن در برابر توحش» و «آزادی در برابر بندگی». کنایه تلخ تاریخ در اینجاست: همان یونانیانی که مدعی برافراشتن پرچم عقلانیت بودند، جامعهای انحصارطلب و مبتنی بر بردهداری عریان، زنستیزی و مملوّ از کشت و کشتار را اداره میکردند؛ در حالی که شاهنشاهی چندفرهنگی هخامنشی با به رسمیت شناختن تنوع تباری و رواداری باورها، از حیث سامانه اداری، امنیت مدنی و همزیستی انسانی، فرسنگها جلوتر از «دموکراسیهای قبیلهای و محلی» یونان روزگار میگذراند.
۳. سکههای ایران، چگونه آتن و اسپارت را اداره میکرد یکی از جذابترین فرازهای این تحقیق، فروریختن انگاره «شکست مطلق آسیا از اروپا» است. بدیع ثابت میکند نبردهای نامآشنایی مانند سالامیس و پلاته، آنگونه که کتب تاریخ ادعا میکنند، پایان کار ایران نبود. هخامنشیان تنها با یک جابهجایی راهبردی، هزینه سنگین نظامیگری در سرزمین کوهستانی و کمحاصل یونان را کنار گذاشتند و به سراغ «دیپلماسی و موازنه قوا» رفتند. در جنگهای خانمانسوز داخلی پلوپونزی بین آتن و اسپارت، این اراده سیاسی و «دَریکهای طلایی» ایران بود که دولتشهرهای پرمدعای یونانی را به زانو درآورد؛ نظمی که در نهایت به پیمان تاریخی «صلح آنتالکیداس» (معروف به صلح شاهنشاه) ختم شد؛ رویدادی که به موجب آن، همان یونانیان پیروزنما پذیرفتند که اراده عالیه و داوریِ صلح در سراسر اژه در ید قدرت شاهنشاه ایران باشد.
۴. زوال اسطورۀ اسکندر مقدونی بدیع در مجلدات پایانی، بتِ محبوب غرب، اسکندر مقدونی، را نیز از پایه واژگون میکند. او تصویر رمانتیک اسکندر در قامت یک «جهانگشای تمدنآفرین» را تکهتکه کرده و واقعیت یک مهاجم بیثبات، بیبرنامه و ویرانگر را عیان میسازد؛ پادشاهی که توهم ساختن امپراتوری جهانیاش حتی تا زمان حیات خودش نیز نپایید و جانشینانش (سلوکیان) ظرف چند دهه به حاشیهنشینانی حلشده در اقیانوس فرهنگ خاورمیانه بدل شدند. سرانجام با جنبشهای بومی و تمدنی ـ بهویژه اشکانیان ـ ریشه کمعمقِ هژمونی هلنیستی برای همیشه از فلات ایران و بینالنهرین برکنده شد.
۷
۱۶:۳۷