لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سوغات هند همون سمیه بشارتی س
۲۸۱ عضو

سوغات هند همون سمیه بشارتی

صفحه رسانه‌ای من @somayehbesharatigiviundefinedسفر عشق و فرهنگ undefinedمهندس ایرانی آذری undefinedundefinedهمسرِ مرد هندوستانی undefinedundefinedمادر، راوی زندگی خانواده‌ای شیعه undefinedمقیم هند
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ خرداد
thumbnail
مقدمات عید قربان یا اضحی یا بَکرید.
اینجا پنجشنبه روز عید قربانه.
@soghathend
undefined۱۶

۴۹۳

۱۰:۰۱

۱۰ خرداد
استوریها رو ببینید. طرز پخت نون هندی رو گذاشته‌ام. همون نونی که خودم می‌پزم. @soghathend
undefined۶
undefined۱

۳۶۳

۱۷:۱۹

۱۱ خرداد
thumbnail
🫓undefined دستور نون هندی که می‌پزم.
استوری گذاشتن تو بله مصیبته.اینجا یکیشون کرده‌ام. این نون‌بسیار راحته نه خمیر ترش و‌ مخمر‌‌ می‌خواهد نه جوش شیرین و بیکینگ پودر.فقط آب، آرد و نمک. دوست داشتید می‌تونید توش شیر و‌ روغن حیوانی هم بریزید خوشمزه‌تر می‌شه.بفرستید به دوستانتون.
@soghathend
undefined۲۷
undefined۱

۴۵۵

۵:۳۰

۱۵ خرداد
thumbnail
سلام عید شما مبارک! امروز جمعه هندوستان عید‌غدیره. این هم مراسم جشن غدیر که دیشب برگزار شد.

@soghathend
undefined۱۵

۳۳۷

۱۲:۱۸

۱۶ خرداد
thumbnail
فصل تابستون ما تموم شد و فصل بارون رسیده. هوا بلاخره خنک و مطبوع شده. هر روژ صبح سینی صبحانه‌ام رو میارم تو حیاط صبحانه می‌خورم. برادرشوهرم داشت باغچه رو آب می‌داد یواشی گفت الان این پرنده کوچولو میاد حموم کنه. چند دقیقه منتظر موندیم دیدیم بله اومد قشنگ بال و پرش رو شست. برادرشوهرم هم شلنگ آب رو ثابت نگه‌داشته بود پرنده نترسه. این پرنده قدر فنچه. شاید هم کوچکتر. تازه اومده حیاطمون.
ما تو حیاطمون چند جور پرنده و سنجاب و گربه داریم. تو بعضی محله‌ها میمون هم هست
@soghathend
undefined۲۰
undefined۵

۳۷۷

۷:۱۹

۱۸ خرداد
thumbnail
معرفی می‌کنم کیکی یزدی! گلابم نداشتم یکی از اقوام از عمان می‌اومد برام دو بطری گلاب ربیع آورد. کاملا بی‌عطر. کیفیت گلاب داخل ایران و صادراتی متفاوته. دخترم می‌دونه من تو چه خوراکی‌هایی گلاب می‌ریزم، کیک رو خورد با تعجب پرسید مامان توش گلاب نریختی؟
گلاب ربیع حیا کن! تقلب رو رها کن!
@soghathend
undefined۱۱
undefined۴
undefined۳

۳۱۵

۱۰:۴۴

۱۹ خرداد
thumbnail
عادتی که از روزهای اضطراب و پریشانی و بی‌خبری جنگ روی من مونده. شبها همسرم من رو می‌برد خیابون‌گردی. یک بستنی، لقمه‌ای می خوردیم و بر‌می‌گشتیم خونه. باز تا صبح بیدار بودم و چشم به گوشی. تا آخر شب دوباره همین مسیر رو تکرار کنیم.
@soghathend
undefined۱۲
undefined۵

۳۳۶

۷:۲۶

۲۳ خرداد
thumbnail
تابستان خود را چگونه گذراندید؟
فرش شستیم! undefined
کانال من undefined@soghathendکانال فروشگاهمundefinedundefinedundefined@soghathend1ادمین ارتباط با من:@message_admin
undefined۱۲
undefined۱

۲۷۷

۵:۴۲

۳ تیر
thumbnail
نوحه بسیار زیبا که در محرم بسیار تکرار می‌شود.
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ مناکبرِ من، اکبرِ دامادِ من
زخم‌های دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
چون حسین بر بالین پیکر اکبر رسید،دست بر دل نهاد و چنین گفت:
ای علی‌اکبر!فراق تو آتشی در دل من افروخته است.این آتش دل را چگونه خاموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
تو جوانی رشید و برومندی، پسرم،و پدرت چه ناتوان و سالخورده است.نور چشمانم از من رخت بربسته،دیگر خیمه‌ها را نمی‌توانم ببینم.تو را چگونه به خیمه‌ها ببرم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
آن مادری که هجده سال تو را پروراند،چگونه تاب دیدن پیکر تو را خواهد داشت؟او که آرزوی دامادی تو را در دل داشت،چگونه این مصیبت را تحمل خواهد کرد؟به مادرت چه بگویم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
قاصدی از سوی صغری آمده است،آن خواهر اندوهگین چشم به راه توست.آن بیمار تو را فراخوانده بود،چرا وعده‌ات را به صغری فراموش کردی؟این غم را چگونه بر دل بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پیوند خواهر و برادر شگفت‌انگیز است،که همانندی برای آن یافت نمی‌شود.صغری با گریه برایت نوشته بود:آبروی این خواهر غم‌دیده را حفظ کن.اگر از دنیا رفته‌ای، چگونه به او خبر دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبر! دیگر چه لذتی در زندگی مانده است؟این ناله از دل من برمی‌خیزد، اکبر!آن اذانی که صبح عاشورا گفتی،تا همیشه خون از چشمانم جاری خواهد کرد.چهره‌ات را چگونه فراموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پسرم! شکیبایی در برابر این غم ناممکن است.چگونه زخم سینه‌ات را بنگرم؟من در این غربت تنها مانده‌ام،بگو با دیدن این زخم چه کنم؟چگونه بر آن مرهم بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
در چنین غربتی از من روی مگردان،من تنهایم، مرا این‌گونه رها مکن.می‌دانی بر دل پدر چه می‌گذرد؟دل اندوهگین مرا بیش از این مشکن.غربت و تنهایی‌ام را چگونه بیان کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
از خداوند می‌خواهمکه هیچ‌کس گرفتار چنین روزی نشود.حسین با گریه تنها این را می‌گوید:
زخم‌های دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ من… undefined@soghathend
undefined۳۰
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۳۶۶

۱۹:۵۲