ایران ثابت کرد که «ما ابرقدرتیم».ما میگوییم، اگر، چنانچه نه، پس آنگاه.
@somayehbesharatigivi
ادمین ارتباط با من:@message_admin
@somayehbesharatigivi
ادمین ارتباط با من:@message_admin
۹۲۰
۷:۳۸
این بازوی کالابرگ بله بازو نیست. جفت پاست میره تو صورت آدم!
آخه چقدر بالا میای بازو؟

آخه چقدر بالا میای بازو؟
۸۱۳
۷:۵۸
این بشر خیلی خوبه! پهلوی رو نابود کرد!
کانال من
@somayehbesharatigiviادمین ارتباط با من:@message_admin
کانال من
۸۵۸
۵:۵۰
امشب شب دلگیر اول محرمه تو هند. امشب از اون شبهاست حسرت میکشی یکی پیام بده:حرم، نائب الزیارهام.
کانال من
@somayehbesharatigiviادمین ارتباط با من:@message_admin
کانال من
۴۸۶
۱۷:۴۵
هند اپلیکیشن پیامرسان تلگرام را تا روز دوشنبه مسدود کرده و از این پلتفرم خواسته است قابلیت ویرایش پیامهای منتشرشده را غیرفعال کند. دولت هند اعلام کرده که از تلگرام برای تقلب در آزمونها و همچنین انتشار و افشای سؤالات امتحانات ملی دانشآموزان و دانشجویان استفاده شده است.این تصمیم روز سهشنبه و بر اساس یکی از مواد سختگیرانه قانون فناوری اطلاعات هند اتخاذ شد. این قانون به دولت اختیار میدهد که برای حفظ امنیت ملی، حاکمیت و تمامیت ارضی کشور، دسترسی به وبسایتها و خدمات آنلاین را محدود یا مسدود کند. به همین دلیل دولت هند با استناد به این اختیارات قانونی، دستور مسدودسازی موقت تلگرام را صادر کرد
کانال من
@somayehbesharatigiviادمین ارتباط با من:@message_admin
کانال من
۵۶۸
۱۸:۰۲
اکنون مردم هند وارد ساعت نهم قطعی تلگرام شدهاند. نه ساعت است که «هممیهنان عزیزم» در هند به تلگرام دسترسی ندارند.
#جاوید_شاه .
کانال من
@somayehbesharatigiviادمین ارتباط با من:@message_admin
#جاوید_شاه .
کانال من
۷۱۳
۱۹:۵۴
خلاصه فعالیتهای ترامپ .
۴۸۶
۹:۵۶
حال هر ایرانی برای وطن، برای مام ایران. در هر لحظه و هر میدان. زنده باد ایران و ایرانی.
احساسات پاک این هموطن رو تو بازی دیشب ببینید .
کانال من
@somayehbesharatigiviادمین ارتباط با من:@message_admin
احساسات پاک این هموطن رو تو بازی دیشب ببینید .
کانال من
۶۶۳
۷:۵۲
۳۱۹
۱۶:۱۷
بازارسال شده از سوغات هند همون سمیه بشارتی
نوحه بسیار زیبا که در محرم بسیار تکرار میشود.
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ مناکبرِ من، اکبرِ دامادِ من
زخمهای دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
چون حسین بر بالین پیکر اکبر رسید،دست بر دل نهاد و چنین گفت:
ای علیاکبر!فراق تو آتشی در دل من افروخته است.این آتش دل را چگونه خاموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
تو جوانی رشید و برومندی، پسرم،و پدرت چه ناتوان و سالخورده است.نور چشمانم از من رخت بربسته،دیگر خیمهها را نمیتوانم ببینم.تو را چگونه به خیمهها ببرم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
آن مادری که هجده سال تو را پروراند،چگونه تاب دیدن پیکر تو را خواهد داشت؟او که آرزوی دامادی تو را در دل داشت،چگونه این مصیبت را تحمل خواهد کرد؟به مادرت چه بگویم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
قاصدی از سوی صغری آمده است،آن خواهر اندوهگین چشم به راه توست.آن بیمار تو را فراخوانده بود،چرا وعدهات را به صغری فراموش کردی؟این غم را چگونه بر دل بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پیوند خواهر و برادر شگفتانگیز است،که همانندی برای آن یافت نمیشود.صغری با گریه برایت نوشته بود:آبروی این خواهر غمدیده را حفظ کن.اگر از دنیا رفتهای، چگونه به او خبر دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبر! دیگر چه لذتی در زندگی مانده است؟این ناله از دل من برمیخیزد، اکبر!آن اذانی که صبح عاشورا گفتی،تا همیشه خون از چشمانم جاری خواهد کرد.چهرهات را چگونه فراموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پسرم! شکیبایی در برابر این غم ناممکن است.چگونه زخم سینهات را بنگرم؟من در این غربت تنها ماندهام،بگو با دیدن این زخم چه کنم؟چگونه بر آن مرهم بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
در چنین غربتی از من روی مگردان،من تنهایم، مرا اینگونه رها مکن.میدانی بر دل پدر چه میگذرد؟دل اندوهگین مرا بیش از این مشکن.غربت و تنهاییام را چگونه بیان کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
از خداوند میخواهمکه هیچکس گرفتار چنین روزی نشود.حسین با گریه تنها این را میگوید:
زخمهای دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ من…
@soghathend
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ مناکبرِ من، اکبرِ دامادِ من
زخمهای دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
چون حسین بر بالین پیکر اکبر رسید،دست بر دل نهاد و چنین گفت:
ای علیاکبر!فراق تو آتشی در دل من افروخته است.این آتش دل را چگونه خاموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
تو جوانی رشید و برومندی، پسرم،و پدرت چه ناتوان و سالخورده است.نور چشمانم از من رخت بربسته،دیگر خیمهها را نمیتوانم ببینم.تو را چگونه به خیمهها ببرم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
آن مادری که هجده سال تو را پروراند،چگونه تاب دیدن پیکر تو را خواهد داشت؟او که آرزوی دامادی تو را در دل داشت،چگونه این مصیبت را تحمل خواهد کرد؟به مادرت چه بگویم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
قاصدی از سوی صغری آمده است،آن خواهر اندوهگین چشم به راه توست.آن بیمار تو را فراخوانده بود،چرا وعدهات را به صغری فراموش کردی؟این غم را چگونه بر دل بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پیوند خواهر و برادر شگفتانگیز است،که همانندی برای آن یافت نمیشود.صغری با گریه برایت نوشته بود:آبروی این خواهر غمدیده را حفظ کن.اگر از دنیا رفتهای، چگونه به او خبر دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبر! دیگر چه لذتی در زندگی مانده است؟این ناله از دل من برمیخیزد، اکبر!آن اذانی که صبح عاشورا گفتی،تا همیشه خون از چشمانم جاری خواهد کرد.چهرهات را چگونه فراموش کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
پسرم! شکیبایی در برابر این غم ناممکن است.چگونه زخم سینهات را بنگرم؟من در این غربت تنها ماندهام،بگو با دیدن این زخم چه کنم؟چگونه بر آن مرهم بگذارم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
در چنین غربتی از من روی مگردان،من تنهایم، مرا اینگونه رها مکن.میدانی بر دل پدر چه میگذرد؟دل اندوهگین مرا بیش از این مشکن.غربت و تنهاییام را چگونه بیان کنم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
از خداوند میخواهمکه هیچکس گرفتار چنین روزی نشود.حسین با گریه تنها این را میگوید:
زخمهای دلم را چگونه نشان دهم؟پیکر تو را چگونه بر دوش بگیرم؟
اکبرِ من، اکبرِ دامادِ من…
۳۸
۲۰:۴۵