لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مراقبت زیبایی «سونا بهرامیان»م
۱۸۶ عضو

مراقبت زیبایی «سونا بهرامیان»

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱ خرداد
بعضی پیام‌های رضایت،واقعاً فقط یه پیام نیستن…یه تیکه آرامشن برای دل آدم undefined
وقتی یکی از هنرجوهام بعد از کلی ترس و تردید،امروز با اعتمادبه‌نفس کار میکنه،درآمد داره،مستقل شده،و با ذوق از نتیجه مسیرش حرف میزنه…منم ته دلم خوشحال میشم که شاید تونستم یه گوشه کوچیک از زندگی یه نفر رو قشنگ‌تر کنم 🥹undefined
و از اون طرف…وقتی یه نفر بعد از مدت‌ها با ابروهایی که دوستشون نداره،یا خط چشمی که هر بار تو آینه میبینتش حالش بد میشه،میاد برای ریموو…و بعد جلسات،سبک‌تر،راضی‌تر،و دوباره عاشق صورت خودش میشه…اون لحظه‌ها واقعا ارزش همه‌چی رو دارن undefined🤍
بعضی وقتا،ریموو فقط پاک کردن رنگ نیست…پاک کردن یه حس بده،یه انتخابیه که دیگه شبیه حال امروزت نیست،یه چیزی که هر بار تو آینه میبینیش،یه گوشه کوچیک از اعتمادبه‌نفستو کم میکنه… undefined
و بعضی وقتا آموزش دیدن هم فقط یاد گرفتن یه مهارت نیست…ممکنه شروع مستقل شدن تو باشه،شروع پول درآوردن خودت،شروع این که بالاخره به خودت ثابت کنی:«منم میتونم.» undefined
اگر مدت‌هاست ته دلت دوست داری وارد این مسیر بشی،یا هر بار تو آینه به ابرو و خط چشمت نگاه میکنی و میگی:«کاش پاکش میکردم…»شاید الان همون وقتیه که باید برای خودت یه قدم برداری
من اینجام…هم برای اونایی که دلشون یه شروع تازه میخواد،هم برای اونایی که میخوان قوی‌تر، مستقل‌تر و خوشحال‌تر از قبل باشنundefinedundefined
undefined۱۱

۱۵۰

۱۳:۵۶

undefinedCaller id:09226213352
undefinedChat id:@talktosonbahar
undefinedChannel id:https://ble.ir/sonabahramian
undefined۳
undefined۱

۱۸۷

۱۳:۵۷

۲ خرداد
thumbnail
بیشتر با من آشنا بشید و قدرمو بدونیدundefinedundefined
undefined۱۴

۱۸۳

۱۳:۲۳

۵ خرداد
یااللللله پاشید پاشید جمع و جور کنید که سونا خانوم با یه نمونه ریموو و داغترین هنرمندیش وارد میشود،همگی جیغ و دست و سوت و هوراااااundefined
🥳۴

۱۲۱

۱۰:۴۹

thumbnail
میدونستید ما علاوه بر تکنسین زیبایی،عملا حکم تراپیست هم داریم؟ undefined
یعنی داستان اینجوریه که ملت میان زیر دستمون،اولش خیلی رسمی و آرومن…بعد یهو وسط کار فعل و انفعالاتی تو مغز ایجاد میشه و احساس میکنن:«خب حالا که تا اینجا اومدیم،بذار دو خطم درد و دل کنیم شاید سبک شدیم» undefined
و اینگونه شد که ما تبدیل شدیم به:مخزن‌الاسرارِ ملت undefined
یعنی من فقط خواستم ریموو ابرو یا خوشگلاسیون ناخن انجام بدم،ولی نمیدونستم قراره بفهمم:کی کارش چیه و پسر کی تو این گرونی جرأت کرده زن بگیره و همسایه کی بارداره و جشن تعیین جنسیت کی چجوری برگذار شده کی خیانت کرده،کی برگشته،کی هنوز استوریارو چک میکنه،و کی با اینکه بلاک کرده، هنوز با اکانت فیک سرک میکشه undefinedundefined
یادمه که اون روز هم وسط ریموو،مشتریم یهویی گفت:«سونا…میدونی چی بیشتر از خیانت آدمو عصبی میکنه؟»
گفتم:«چی؟»
گفت:«اینکه بعدش میفهمی حتی ابروهاتم برای سلیقه اون زده بودیundefinedعاشق ابروهای پهن و تیره بود…منم هی میرفتم پررنگ‌ترش میکردم که بیشتر دوستم داشته باشه.» undefined
و من اون لحظه فقط داشتم به این فکر میکردم که:دخترا واقعاً چه کارایی برای دوست داشته شدن میکنن… 🥲
خلاصه که ما هم شروع کردیم به پاکسازی؛هم رنگای قدیمی،هم یه سری خاطره‌هایی که انگار هنوز رو صورتش مونده بودن.۴ جلسه زمان برد پاک کردن ابروهاش،جلسه اول با مواد قلیایی کار شد که حدودا ۶۰ درصد پاکی داشت و جلسات بعدی لکه گیری با مواد اسیدی براشون انجام شد،جلسه آخر که براش کوکتل تراپی انجام دادم، دم رفتن خودشو تو آینه نگاه کرد و گفت:«چقد خوبه که دوباره خودم شدم»خلاصه که از یه زخم خورده به شما نصیحت:«کسی که بخوادت همه جوره میخوادت و کنارته، کسی که نخوادت از عروسک دست ساز خودش هم میگذره.‌..خودت باش، مگه خودت چشه؟؟؟»
undefined۶

۱۳۳

۱۰:۵۳

undefinedCaller id:09226213352
undefinedChat id:@talktosonbahar
undefinedChannel id:https://ble.ir/sonabahramian
undefined۳

۱۲۷

۱۰:۵۳

thumbnail
من چاق نشدم که undefinedفقط بدنم به یه جمع‌بندی حرفه‌ای رسیده که باید برای موج‌های مختلف احساسات، فضای بیشتری اختصاص بده…
از “من قوی‌ام و خستگی ناپذیر” تا “ولم کن عااااامو، خسته م، این مستقل بودن چه غلطی بود ما کردیم” همه باید یه جایی جا بشن دیگه بالاخره undefined
الانم دارم برمی‌گردم خونه،با بدنی که به نظرات من در مورد لاغر شدن احترام میذاره هااا، ولی در حال توسعه‌ی روزانه نسخه‌ی «ظرفیت بالای احساسات ضد و نقیض» هست و من فقط دارم همراهیش می‌کنم undefinedundefined
خدایی چرا لاغر نمیشم؟ لعنتی لباس گرون شده، بیگ سایز گرونتر، به خودت بیاااا زنundefinedundefined
undefined۹
undefined۳

۱۴۵

۱۲:۳۹

thumbnail
خواهشاً زندگیتون رو نریزید به پای متنای من،من که راضی نیستمundefinedپس استحکام بنیان خانواده چی میشه؟؟؟اصلاً یه کاری می‌کنید منم برم تو فاز ادمین‌های مثبت‌اندیش،صبحا بنویسم:سلاااامممم گل‌های توی خونه undefinedundefinedشبا هم:شب بخیر محصلای نمونه undefinedundefinedیا از فوائد نوشیدن ۸ لیوان آب در روز بگمundefinedاحترام به والدین از اوجب واجبات استundefinedundefined‍🦳اگه میخوای بدونی چرا در دیزی بازه و گوش خر چرا درازه و زیر بغل مار دقیقا کجاست عدد ۷ رو کامنت کنundefinedاز این مدل پستا دوست دارید؟undefined
undefined۶
undefined۴

۲۰۰

۱۷:۰۳

۱۲ خرداد
thumbnail
بعضیا برای عشقشون ۶ ساعت راه میرن...من برای موهام رفتم. undefinedundefined
۳ ساعت رفت تا سمنان،۳ ساعت برگشت،فقط برای اینکه از حالت «بره ناقلای تازه از مرتع برگشته» برگردم به نسخه اصلی کارخانه!
حالا ممکنه بعضیا بگن:«خب عزیزم، توی تهران مگه کراتین نبود؟!»
چرا بود...ولی وقتی یه نفر هست که آدم حاضر میشه ۶ ساعت جاده رو تحمل کنه، بنزین بسوزونه، کمرشو جا بذاره و با چشم‌های نیمه‌بسته برگرده، دیگه بحث کراتین نیست...بحث اعتماده!
خلاصه که به اصل خویشتن بازگشتم،برس و شونه معمولی هم بعد از یک سال دوباره به چرخه زندگیم برگشته و موس و برس کرلی و انواع و اقسام ماسک مو و روغن و ... به زباله دانی تاریخ پیوست.الانم تو مرحله ای از خودشیفتگی هستم که هر ۵ دقه یه بار از جلو آینه رد میشم و هی برا خودم بوس میفرستم و چشمک میزنم و ذوق مرگ میشمundefinedپیس پیس... خوشگله،،، عروس ننه م میشی؟؟؟undefinedundefined
undefined۸
undefined۳

۱۸۰

۲۰:۳۹

۲۸ خرداد
thumbnail
من همون دخترم...
همون که یه روز جلوی آینه وایمیستاد و با خودش می‌گفت:
یه روز خوب میاد...لاغر میشم...میرم رو استیج...نورافکن‌ها روشن میشن...و من صحنه رو آتیش می‌زنم! undefinedundefined
بعد بزرگ شدم...
و فهمیدم فعلاً تنها نوری که منو صدا میزنه، نور یخچاله ساعت ۱ نصف شبه! undefined
سال‌ها برای رسیدن به وزن ایده‌آلم تلاش کردم...
وزن ایده‌آلم هم سال‌ها برای فرار از من تلاش کرد.
یه رابطه دوطرفه و محترمانه داشتیم. undefined<img style=" />undefined
من رژیم می‌گرفتم و به سالاد رو میاوردم...بدنم می‌گفت:«قشنگه، حالا غذای اصلی کو؟» undefined
من پیاده‌روی می‌کردم...چربی‌هام می‌گفتن:«دمت گرم، ما هم از منظره لذت بردیم.»
یه مدت فکر می‌کردم مشکل از اراده منه...
بعد فهمیدم هورمون‌ها یه باند سازمان‌یافته دارن و هر شب جلسه میذارن:
«بچه‌ها! این دختر دوباره انگیزه گرفته...عملیات حفظ چربی‌ها رو شروع کنید!» undefined
امروز این عکس گرفته شد و ذوقش رو داشتم،چون احساس کردم این سری رژیم انگار یه کم جواب داده و صاف و صوف شدم...
حالا درسته که هنوز مانکن فشن‌ ویک پاریس نشدم ... اما راضی ام به رضای پروردگاااار undefined
اما میخوام یه حقیقت مهم رو بهتون بگم:
من هنوز با یه تکه کیک شکلاتی خیس و یه لیوان هات‌چاکلت داغ، دقیقاً مثل یه دختر سه ساله گول می‌خورم! undefinedundefined
کافیه یکی بگه:«فقط یه قاشق کوچولو...»
و منم بگم:«نه، ممنون...»
و سه دقیقه بعد در حال بررسی ته ظرف برای پیدا کردن آخرین تکه های کیک و قطره‌های شکلات دیده بشم. undefinedundefined
حالا هم لطفاً درباره زاویه عکس، نور، ادیت، جمع کردن شکم و نگه داشتن نفس و سیس عقابم، سؤال نفرمایید...
بذارین من در آرامش و توهم موفقیتم زندگی کنم. undefinedundefined
undefined۹
undefined۴

۱۴۶

۲۱:۱۳