این تابستان در تهران، محفلی کوچک برای وارگیم های روایی شکل میگیرد."سرود خرابه ها".در این محفل، واربند ها در خرابه های شهر های باستانی به جست و جوی گنج و جادو می روند و هر بازی بخشی از یک داستان مشترک میشود.هر نبرد، بیتی تازه – هر خرابه، روایتی تازه.آگر به مینیاتور، وارگیم و کمپین های داستانی علاقه داری، خوشحال میشم دعوتت کنم به اولین جلسه معرفی.
@soroud_e_kharabeha
@karliahthegloomstalker
@soroud_e_kharabeha
@karliahthegloomstalker
۵۶۷
۱۰:۲۶
کمپین اول سرود خرابهها
خاکستر و یخ
در شمالِ دور، جایی فراتر از جادههای شناختهشده، شهری زیر برف مدفون شده است.
نامش اوروخ بود.
روزی، اوروخ شهری بود از برجهای سنگی، تالارهای جادو و کتابخانههایی که گفته میشد دانشی فراتر از زمان در آنها نگهداری میشود. اما شبی فرا رسید که آسمان سرخ شد، بادهای سرد وزیدن گرفتند، و شهری که روزگاری مرکز دانش بود، در طوفانی از جادو و زمستان ناپدید شد.
اکنون، پس از سالها سکوت، یخها ترک برداشتهاند.
ویرانههای اوروخ دوباره از دل برف سر برآوردهاند.
برجهای شکسته، معابد فروریخته، و تالارهایی که هنوز زیر لایهای از یخ و خاکستر پنهاناند.
و با آنها، شایعاتی قدیمی بازگشته است:
از کتابهای جادویی گمشده.
از گنجینههایی که هرگز به دست کسی نیفتادند.
و از موجوداتی که هنوز در سایههای شهر یخزده پرسه میزنند.
اکنون جادوگران و واربندهایشان از سرزمینهای مختلف راهی این خرابهها شدهاند.
نه برای فتح یک شهر…
بلکه برای جستوجو در میان رازهایی که شاید بهتر بود برای همیشه مدفون بمانند.
این آغاز اولین کمپین محفل سرود خرابهها است.
هر واربند داستان خود را دارد.
هر نبرد ردّی تازه در تاریخ این شهر میگذارد.
و هر خرابه ممکن است راز تازهای را آشکار کند.
هر نبرد، بیتی تازه — هر خرابه، روایتی تازه.
تابستان امسال، در تهران، دروازههای شهر یخزده اوروخ گشوده میشوند.
خاکستر و یخ
در شمالِ دور، جایی فراتر از جادههای شناختهشده، شهری زیر برف مدفون شده است.
نامش اوروخ بود.
روزی، اوروخ شهری بود از برجهای سنگی، تالارهای جادو و کتابخانههایی که گفته میشد دانشی فراتر از زمان در آنها نگهداری میشود. اما شبی فرا رسید که آسمان سرخ شد، بادهای سرد وزیدن گرفتند، و شهری که روزگاری مرکز دانش بود، در طوفانی از جادو و زمستان ناپدید شد.
اکنون، پس از سالها سکوت، یخها ترک برداشتهاند.
ویرانههای اوروخ دوباره از دل برف سر برآوردهاند.
برجهای شکسته، معابد فروریخته، و تالارهایی که هنوز زیر لایهای از یخ و خاکستر پنهاناند.
و با آنها، شایعاتی قدیمی بازگشته است:
از کتابهای جادویی گمشده.
از گنجینههایی که هرگز به دست کسی نیفتادند.
و از موجوداتی که هنوز در سایههای شهر یخزده پرسه میزنند.
اکنون جادوگران و واربندهایشان از سرزمینهای مختلف راهی این خرابهها شدهاند.
نه برای فتح یک شهر…
بلکه برای جستوجو در میان رازهایی که شاید بهتر بود برای همیشه مدفون بمانند.
این آغاز اولین کمپین محفل سرود خرابهها است.
هر واربند داستان خود را دارد.
هر نبرد ردّی تازه در تاریخ این شهر میگذارد.
و هر خرابه ممکن است راز تازهای را آشکار کند.
هر نبرد، بیتی تازه — هر خرابه، روایتی تازه.
تابستان امسال، در تهران، دروازههای شهر یخزده اوروخ گشوده میشوند.
۱۱۵
۱۰:۳۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
لینک کانال های انجمن کارلایا
کانال عمومی
@KPGRPG
ble.ir/join/C6LzEnngQH
کانال حضوری
@karliahhozoury
ble.ir/join/wvcw5bXHQr
کانال آنلاین
@karliahonline
ble.ir/join/FhopV6JxjA
لینک چت کامیونیتی انجمن کارلایا
ble.ir/join/DQZ1Dx2z8v
سرود خرابه ها (وارگیم)
@soroud_e_kharabeha
ble.ir/join/Wzd1isrw4W
کانال عمومی
@KPGRPG
ble.ir/join/C6LzEnngQH
کانال حضوری
@karliahhozoury
ble.ir/join/wvcw5bXHQr
کانال آنلاین
@karliahonline
ble.ir/join/FhopV6JxjA
لینک چت کامیونیتی انجمن کارلایا
ble.ir/join/DQZ1Dx2z8v
سرود خرابه ها (وارگیم)
@soroud_e_kharabeha
ble.ir/join/Wzd1isrw4W
۹۲
۱۹:۴۰
خب... نتیجه نظر سنجی، به ترتیب: تفاوت وار گیم و TTRPG ، با 12 رای و معرفی وارگیم با 9 رای هستن. به روی چشم.
۶۹
۱۸:۱۵
گاهی وقتی دربارهی بازیهای رومیزی صحبت میشود، دو اسم زیاد شنیده میشود: وارگیم و TTRPG. از بیرون شاید این دو خیلی شبیه هم به نظر برسند، اما تجربهای که ارائه میدهند در واقع کاملاً متفاوت است.
برای فهمیدن تفاوتشان، یک مثال ساده بزنیم.
فرض کنید چند نفر دور یک میز نشستهاند و روی میز یک نقشهی میدان جنگ قرار دارد. هر نفر تعدادی سرباز یا تانک دارد و باید تصمیم بگیرد نیروهایش را کجا حرکت بدهد، چه زمانی حمله کند و از چه مسیری جلو برود. هدف هم واضح است: شکست دادن نیروهای طرف مقابل. این دقیقاً شبیه چیزی است که در وارگیمها اتفاق میافتد. تمرکز بازی روی تصمیمهای نظامی، برنامهریزی و تاکتیک است.
حالا یک موقعیت دیگر را تصور کنید.
چند نفر دور همان میز نشستهاند، اما این بار هرکدام نقش یک شخصیت در یک داستان را دارند. یکی ممکن است یک جادوگر باشد، یکی یک جنگجو، و یکی هم یک دزد. آنها با هم به ماجراجویی میروند، با شخصیتهای مختلف صحبت میکنند، معما حل میکنند و گاهی هم با دشمنان میجنگند. در اینجا هدف اصلی شکست دادن یک ارتش نیست؛ هدف این است که یک داستان مشترک شکل بگیرد. این نوع بازیها را TTRPG یا بازیهای نقشآفرینی رومیزی میگویند.
برای اینکه تفاوت حتی سادهتر شود، میتوان اینطور نگاه کرد:
در وارگیم شما بیشتر شبیه یک فرمانده ارتش هستید.
در TTRPG شما بیشتر شبیه قهرمان یک داستان هستید.
به همین دلیل در وارگیمها معمولاً قوانین زیادی دربارهی حرکت نیروها، برد سلاحها و نتیجهی نبرد وجود دارد. اما در TTRPGها قوانین بیشتر کمک میکنند تا داستان پیش برود و ببینیم آیا شخصیتها در کارهایی که انجام میدهند موفق میشوند یا نه.
البته گاهی این دو دنیا کمی به هم نزدیک میشوند. بعضی از بازیهای نقشآفرینی برای صحنههای نبرد از نقشه و مینیاتور استفاده میکنند، و بعضی وارگیمها هم سناریوهای داستانی دارند. اما در نهایت تفاوت اصلی همان است:
وارگیم بیشتر دربارهی بردن یک جنگ است.
TTRPG بیشتر دربارهی ساختن و تجربه کردن یک داستان است.
برای فهمیدن تفاوتشان، یک مثال ساده بزنیم.
فرض کنید چند نفر دور یک میز نشستهاند و روی میز یک نقشهی میدان جنگ قرار دارد. هر نفر تعدادی سرباز یا تانک دارد و باید تصمیم بگیرد نیروهایش را کجا حرکت بدهد، چه زمانی حمله کند و از چه مسیری جلو برود. هدف هم واضح است: شکست دادن نیروهای طرف مقابل. این دقیقاً شبیه چیزی است که در وارگیمها اتفاق میافتد. تمرکز بازی روی تصمیمهای نظامی، برنامهریزی و تاکتیک است.
حالا یک موقعیت دیگر را تصور کنید.
چند نفر دور همان میز نشستهاند، اما این بار هرکدام نقش یک شخصیت در یک داستان را دارند. یکی ممکن است یک جادوگر باشد، یکی یک جنگجو، و یکی هم یک دزد. آنها با هم به ماجراجویی میروند، با شخصیتهای مختلف صحبت میکنند، معما حل میکنند و گاهی هم با دشمنان میجنگند. در اینجا هدف اصلی شکست دادن یک ارتش نیست؛ هدف این است که یک داستان مشترک شکل بگیرد. این نوع بازیها را TTRPG یا بازیهای نقشآفرینی رومیزی میگویند.
برای اینکه تفاوت حتی سادهتر شود، میتوان اینطور نگاه کرد:
در وارگیم شما بیشتر شبیه یک فرمانده ارتش هستید.
در TTRPG شما بیشتر شبیه قهرمان یک داستان هستید.
به همین دلیل در وارگیمها معمولاً قوانین زیادی دربارهی حرکت نیروها، برد سلاحها و نتیجهی نبرد وجود دارد. اما در TTRPGها قوانین بیشتر کمک میکنند تا داستان پیش برود و ببینیم آیا شخصیتها در کارهایی که انجام میدهند موفق میشوند یا نه.
البته گاهی این دو دنیا کمی به هم نزدیک میشوند. بعضی از بازیهای نقشآفرینی برای صحنههای نبرد از نقشه و مینیاتور استفاده میکنند، و بعضی وارگیمها هم سناریوهای داستانی دارند. اما در نهایت تفاوت اصلی همان است:
وارگیم بیشتر دربارهی بردن یک جنگ است.
TTRPG بیشتر دربارهی ساختن و تجربه کردن یک داستان است.
۴۷۴
۲۰:۰۷
خب، نوبتی هم باشه، نوبت خبر خوب مربوط به وار گیم هست...
۲ تا خبر خوب دارم...
۱- کاهش هزینه سشن از ۱ تومن به ۷۵۰ هزار تومن.
۲- تبدیل یک سشن ۶ ساعته به ۲ سشن ۳ ساعته.
یعنی از ساعت ۶ تا ۹ ، یک سشن (گروه اول) و از ساعت ۹ تا ۱۲ گروه دوم.
۲ تا خبر خوب دارم...
۱- کاهش هزینه سشن از ۱ تومن به ۷۵۰ هزار تومن.
۲- تبدیل یک سشن ۶ ساعته به ۲ سشن ۳ ساعته.
یعنی از ساعت ۶ تا ۹ ، یک سشن (گروه اول) و از ساعت ۹ تا ۱۲ گروه دوم.
۲۵۸
۱۶:۰۹