۲۷۷
۱۲:۱۹
۲۷۶
۱۲:۱۹
این سری هم مثل همیشه ظرفیت کلاس مکالمه خیلی زود داره تکمیل میشه
و فقط
یک نفر ظرفیت باقیمونده
این دوره مناسب کسایی که B1 کامل تموم کردن و الان سطح B2 هستن ولی توی مکالمه ضعف دارن کمک میکنه با مرور مطالب و استفاده درست گرامر توی مهارت Sprechen و Schreiben
این دوره مناسب کسایی که B1 کامل تموم کردن و الان سطح B2 هستن ولی توی مکالمه ضعف دارن کمک میکنه با مرور مطالب و استفاده درست گرامر توی مهارت Sprechen و Schreiben
۲۶۲
۹:۵۳
۲۷۳
۱۳:۳۸
Monas Sprachbox
این سری هم مثل همیشه ظرفیت کلاس مکالمه خیلی زود داره تکمیل میشه
و فقط
یک نفر ظرفیت باقیمونده
این دوره مناسب کسایی که B1 کامل تموم کردن و الان سطح B2 هستن ولی توی مکالمه ضعف دارن کمک میکنه با مرور مطالب و استفاده درست گرامر توی مهارت Sprechen و Schreiben
تکمیل ظرفیت شد
۲۷۱
۱۱:۳۷
Beides oder Beide 
۲۶۷
۸:۵۸
10 Tage - 10 typische Fehler
ده روز - ۱۰ اشتباه رایج
ده روز - ۱۰ اشتباه رایج
۱۵۸
۱۲:۲۶
روز اول
probieren, anprobieren, ausprobieren
probieren بطور کلی یعنی امتحان کردن تا ببینیم نتیجه میده یا نه.مزه کردن و چشیدن خوراکی Hast du schon einmal Sushi probiert?تا حالا سوشی تست کردی؟
anprobieren پرو کردن لباس. تقریبا فقط برای لباس، کفش و کلاه و چیزهایی که میپوشیم استفاده میشه. Darf ich das Hemd anprobieren?
ausprobierenتست کردن برای اینکه چطور یه چیزی کار میکنه. معمولا برای روش ها، ایده ها، وسایل، برنامه و فعالیت به کار میره.
Ich probiere die neue App aus.
kurz gesagt:
Probieren: testen allgemein
Anprobieren: testen duch anziehen
Ausprobieren: testen, um zu sehen, wie etwas funktioniert.
#Tag1#
probieren, anprobieren, ausprobieren
Ich probiere die neue App aus.
kurz gesagt:
Probieren: testen allgemein
Anprobieren: testen duch anziehen
Ausprobieren: testen, um zu sehen, wie etwas funktioniert.
#Tag1#
۲۳۳
۱۲:۲۷
روز دوم
sich anmelden, sich abmelden,
sich melden
sich anmelden ثبت نام کردن، ریجستر کردنIch melde mich für einen Deutschkurs an.برای یک کلاس آلمانی ثبت نام میکنم.
Ich melde mich für Onlen-Banking auf der Webseite an.(ich logge mich an)
اگر رفلکسیو نباشه ، میشه کسی رو ثبت تام کردن.Er meldet seinen Sohn für einen Deutschkurs an.اون پسرشو برای کلاس آلمانی ثبت نام میکنه.
sich abmelden انصراف و خروج از سیستم
Ich melde mich von der Website ab.من از سایت خارج میشم.
Er meldet sich von Deutschkurs ab.از کلاس آلمانی انصراف میدهد.
sich meldenاز خود خبر دادن مثل تلفن زدن یا نامه نوشتن ، دست بالا بردن یا اعلام حضور کردن.
!Melde dich bei mirاز خودت خودت خبر بده.
Sobald ich ankomme, melde ich mich bei dir.به محض اینکه برسم بهت خبر میدم.
Wenn du eine Frage hast, melde dichاگر سؤال داشتی دستتو بالا ببر
#Tag2#
sich anmelden, sich abmelden,
sich melden
Ich melde mich für Onlen-Banking auf der Webseite an.(ich logge mich an)
اگر رفلکسیو نباشه ، میشه کسی رو ثبت تام کردن.Er meldet seinen Sohn für einen Deutschkurs an.اون پسرشو برای کلاس آلمانی ثبت نام میکنه.
Ich melde mich von der Website ab.من از سایت خارج میشم.
Er meldet sich von Deutschkurs ab.از کلاس آلمانی انصراف میدهد.
!Melde dich bei mirاز خودت خودت خبر بده.
Sobald ich ankomme, melde ich mich bei dir.به محض اینکه برسم بهت خبر میدم.
Wenn du eine Frage hast, melde dichاگر سؤال داشتی دستتو بالا ببر
#Tag2#
۱۶۲
۱۰:۴۵
شروع سطح B2Sicher B2.1 (Lektion 1 & 2 )
روزهای زوج ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ظرفیت ۸ نفر
شروع ۱۰ خرداد
روزهای زوج ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ظرفیت ۸ نفر
۱۴۴
۱۵:۵۷