خیلیا وقتی میخوان کسبوکار راه بندازن، اول از همه میرن سراغ ساختن برند
شروع از برند بدون داشتن ارزش واقعی، یعنی ساختن یک ظاهر زیبا بدون یک هسته واقعی 🧩 چون برند چیزی نیست که با طراحی ساخته بشه؛ برند نتیجه تجربهایه که مشتری از ارزش تو دریافت میکنه.
اما وقتی هنوز ارزشی ساخته نشده باشه… - برندت فقط یک اسم و لوگو میمونه 🪪 - پیامهات برای کسی معنی پیدا نمیکنه
#اندیشکده_راهبردی_خرد #SWI #تفکر_استراتژیک #کسب_و_کار #برند #استراتژی #اشتباهات_کارآفرینی
۱۰۱
۱۸:۵۳
سلام
مطلبی که امروز مینویسم کمی متفاوتتر از نوشتههای قبلیه.این مسیر بیشتر به درد کسانی میخوره که میخوان راهبردیتر به کسبوکارشون نگاه کنن؛
چه در شروع مسیر باشن، چه در میانه راه با مسئله یا کندی رشد مواجه شده باشن.
اینجا قرار نیست فقط درباره چند نکته پراکنده حرف بزنیم. قرار هست کمکم به یک نگاه عمیقتر به کسبوکار برسیم؛
نگاهی که کمک میکنه:
مسئلهها دقیقتر دیده بشن
برای حلشون بهتر برنامهریزی کنیم
و تصمیمها آگاهانهتر گرفته بشن
اگر این موضوعات برای شما مهمه، پیشنهاد میکنم مطالب ما رو از اینجا به بعد جدیتر دنبال کنید.
و اگر دوستی یا آشنایی دارید که فکر میکنید این مسیر میتونه براش مفید باشه، خوشحال میشیم ما رو به اون هم معرفی کنید.
---
خیلی از آدمهایی که میخوان کسبوکار راه بندازنیا کسبوکارشون رو رشد بدن، معمولاً دنبال یک چیز هستن:
یک فرمول سریع برای موفقیت
اما واقعیت اینه که در دنیای واقعی کسبوکار معمولاً چیزی به اسم فرمول جادویی وجود نداره.
چیزی که واقعاً مسیر یک کسبوکار رو تغییر میده، قبل از هر چیز
نوع نگاه ما به کسبوکار و شیوه فکر کردن ما درباره اونه.
به همین دلیل تصمیم گرفتم اینجا یک مسیر کوتاه از پیامهای آموزشی منتشر کنم.
پیامهایی کوتاه
اما پیوسته و ادامهدار
هر پیام قرار نیست فقط یک نکته پراکنده باشه؛ هر کدوم قراره یک تکه از یک تصویر بزرگتر رو نشون بده.
تصویری از اینکه:
کسبوکارها واقعاً چطور شکل میگیرن
چرا بعضیها رشد میکنن
و چرا خیلیهای دیگه با وجود تلاش زیاد خیلی زود متوقف میشن
اگر این پیامها رو به ترتیب دنبال کنیدکمکم یک مسیر فکری براتون شکل میگیره؛
مسیری که کمک میکنه:
قبل از شروع
یا حتی در میانه راه
واضحتر، دقیقتر و راهبردیتر به کسبوکارتون نگاه کنید.
---
در پیامهای بعدی از یکی از مهمترین سؤالها در دنیای کسبوکار شروع میکنیم:
کسبوکارها واقعاً به چه چیزی وابستهاند؟
ایده؟
سرمایه؟یا
فهم درست یک مسئله؟
از همینجا شروع میکنیم.:::
اندیشکده راهبردی خرد (SWI) / با ما در مسیر موفقیت باشید
ble.ir/join/gHqSHGz5h8
مطلبی که امروز مینویسم کمی متفاوتتر از نوشتههای قبلیه.این مسیر بیشتر به درد کسانی میخوره که میخوان راهبردیتر به کسبوکارشون نگاه کنن؛
چه در شروع مسیر باشن، چه در میانه راه با مسئله یا کندی رشد مواجه شده باشن.
اینجا قرار نیست فقط درباره چند نکته پراکنده حرف بزنیم. قرار هست کمکم به یک نگاه عمیقتر به کسبوکار برسیم؛
نگاهی که کمک میکنه:
اگر این موضوعات برای شما مهمه، پیشنهاد میکنم مطالب ما رو از اینجا به بعد جدیتر دنبال کنید.
و اگر دوستی یا آشنایی دارید که فکر میکنید این مسیر میتونه براش مفید باشه، خوشحال میشیم ما رو به اون هم معرفی کنید.
---
خیلی از آدمهایی که میخوان کسبوکار راه بندازنیا کسبوکارشون رو رشد بدن، معمولاً دنبال یک چیز هستن:
اما واقعیت اینه که در دنیای واقعی کسبوکار معمولاً چیزی به اسم فرمول جادویی وجود نداره.
چیزی که واقعاً مسیر یک کسبوکار رو تغییر میده، قبل از هر چیز
به همین دلیل تصمیم گرفتم اینجا یک مسیر کوتاه از پیامهای آموزشی منتشر کنم.
هر پیام قرار نیست فقط یک نکته پراکنده باشه؛ هر کدوم قراره یک تکه از یک تصویر بزرگتر رو نشون بده.
تصویری از اینکه:
اگر این پیامها رو به ترتیب دنبال کنیدکمکم یک مسیر فکری براتون شکل میگیره؛
مسیری که کمک میکنه:
واضحتر، دقیقتر و راهبردیتر به کسبوکارتون نگاه کنید.
---
در پیامهای بعدی از یکی از مهمترین سؤالها در دنیای کسبوکار شروع میکنیم:
از همینجا شروع میکنیم.:::
۱۰۴
۱۹:۴۷
اپیزود 2 اشتباهات رایج .mp3
۰۵:۴۸-۴.۶۹ مگابایت
خیلیا فکر میکنن برای شروع کسبوکار فقط یه چیز کم دارن:
ولی معمولاً دقیقاً همینجا دارن اشتباه میکنن.
طرف هنوز نمیدونه دقیقاً چه مسئلهای رو میخواد حل کنه، ولی:
و بعد تعجب میکنه چرا همهچی قفل شده.
واقعیت اینه که خیلی از کسبوکارها، قبل از شکست خوردن… از همون اول توی مسیر اشتباه راه افتادن.
توی اپیزود دوم رفتیم سراغ یکی از مهمترین خطاهایی که آدمها موقع شروع مرتکب میشن؛ اون اشتباهی که آروم و بیصدا، کل آینده کسبوکار رو میبلعه.
این اپیزود احتمالاً یه جاهایی ذهنتو درگیر میکنه.
۱۰۲
۲۰:۰۵
سلام 
شروع فصل جدید
بعد از مجموعه پستهای «اشتباهات کسبوکار»که در آن درباره خطاهای رایجی صحبت کردیم که خیلی از کارآفرینها و مدیران ناخواسته مرتکب میشوند،
حالا وقتش رسیده یک قدم جلوتر برویم.
چون فقط شناختن اشتباهها کافی نیست؛ برای تصمیمهای بهتر، باید واقعیتهای پشت صحنه کسبوکار را هم شناخت.
به همین خاطر، از اینجا وارد یک مرحله جدید میشویم:
سری: واقعیتهای کسبوکار
در این سری قرار است درباره چیزهایی حرف بزنیم که معمولاً در روایتهای رایج کسبوکار کمتر دیده میشوند. نه شعارهای انگیزشی، نه نسخههای سریع موفقیت…
بلکه واقعیتهایی که در عمل مسیر یک کسبوکار را میسازند یا خراب میکنند.
واقعیتهایی که خیلی از کسبوکارها وقتی متوجهشان میشوند که هزینهاش را دادهاند.
---
ما در اندیشکده راهبردی خرد تلاش میکنیم به کسبوکار فقط به چشم «اجرای کار» نگاه نکنیم، بلکه آن را بهعنوان یک مسئله فکری و راهبردی ببینیم.
چون خیلی وقتها تفاوت بین یک کسبوکار معمولی و یک کسبوکار پایدار، در مدل فکر کردن و زاویه دید مدیران آن شکل میگیرد.
و دقیقاً به همین دلیل است که فهم بعضی واقعیتها میتواند نگاه یک مدیر یا بنیانگذار را بهطور جدی تغییر دهد.
---
اگر در حال ساختن یک کسبوکار هستی، یا مسئول رشد و تصمیمگیری در یک مجموعهای، این سری میتواند کمکت کند کسبوکار را عمیقتر ببینی.
چون گاهی یک واقعیت ساده، میتواند جهت یک مسیر را عوض کند.
برای فهمیدن این نگاه تحلیلی به کسبوکار، اندیشکده راهبردی خرد را دنبال کن و این مطلب را برای کسی بفرست که درگیر ساختن یا رشد دادن یک کسبوکار است.
#اندیشکده_راهبردی_خرد #SWI #استراتژی #کسب_و_کار #تفکر_استراتژیک #کارآفرینی #برند
اندیشکده راهبردی خرد (SWI) / با ما در مسیر موفقیت باشید
ble.ir/join/gHqSHGz5h8
حالا وقتش رسیده یک قدم جلوتر برویم.
چون فقط شناختن اشتباهها کافی نیست؛ برای تصمیمهای بهتر، باید واقعیتهای پشت صحنه کسبوکار را هم شناخت.
سری: واقعیتهای کسبوکار
در این سری قرار است درباره چیزهایی حرف بزنیم که معمولاً در روایتهای رایج کسبوکار کمتر دیده میشوند. نه شعارهای انگیزشی، نه نسخههای سریع موفقیت…
بلکه واقعیتهایی که در عمل مسیر یک کسبوکار را میسازند یا خراب میکنند.
واقعیتهایی که خیلی از کسبوکارها وقتی متوجهشان میشوند که هزینهاش را دادهاند.
---
ما در اندیشکده راهبردی خرد تلاش میکنیم به کسبوکار فقط به چشم «اجرای کار» نگاه نکنیم، بلکه آن را بهعنوان یک مسئله فکری و راهبردی ببینیم.
چون خیلی وقتها تفاوت بین یک کسبوکار معمولی و یک کسبوکار پایدار، در مدل فکر کردن و زاویه دید مدیران آن شکل میگیرد.
و دقیقاً به همین دلیل است که فهم بعضی واقعیتها میتواند نگاه یک مدیر یا بنیانگذار را بهطور جدی تغییر دهد.
---
چون گاهی یک واقعیت ساده، میتواند جهت یک مسیر را عوض کند.
#اندیشکده_راهبردی_خرد #SWI #استراتژی #کسب_و_کار #تفکر_استراتژیک #کارآفرینی #برند
۱۰۴
۱۲:۳۶
واقعیت اول:
این یکی از عمیقترین واقعیتهای دنیای کسبوکار است.
خیلی وقتها وقتی یک کسبوکار شکست میخورد، اولین تحلیلی که میشنویم این است:
«محصول خوب نبود.»
اما در بسیاری از موارد، مسئله اصلاً محصول نیست.
---
ممکن است محصول خوب باشد. مشتری هم از آن راضی باشد. حتی بازار هم برایش وجود داشته باشد.
اما با این حال کسبوکار دوام نمیآورد.
چرا؟
چون مشکل از مدل کسبوکار است.
---
مدل کسبوکار یعنی پاسخ به چند سؤال حیاتی:
اگر پاسخ این سؤالها درست طراحی نشده باشد، حتی یک محصول خوب هم نمیتواند کسبوکار را نجات دهد.
---
خیلی از بنیانگذاران ماهها و حتی سالها تلاش میکنند محصولشان را بهتر کنند.
اما کمتر از خودشان میپرسند:
در نتیجه محصول بهتر میشود، اما کسبوکار همچنان روی پایهای ناپایدار ایستاده است.
---
• هزینه جذب مشتری بیشتر از ارزشی است که ایجاد میکند • کانال توزیع درست طراحی نشده • مدل درآمدی قابل تکرار نیست • یا کسبوکار در مقیاس بزرگ سودآور نمیشود
در چنین شرایطی، بهبود محصول فقط زمان شکست را عقب میاندازد.
---
یک محصول متوسط با مدل درست،خیلی وقتها موفقتر از یک محصول عالی با مدل اشتباه است.
چون در نهایت این مدل کسبوکار است که تعیین میکند یک ایده میتواند تبدیل به یک کسبوکار پایدار شود یا نه.
---
چون خیلی از تفاوتها در موفقیت یا شکست، در همین لایههای کمتر دیدهشده شکل میگیرد.
و اگر فکر میکنی این نگاه میتواند برای کسی مفید باشد، این پست را برای او هم بفرست.
۱۲۰
۴:۲۳
## واقعیت دوم:
یه تصور اشتباه بین خیلی از ما هست…
اگر کسبوکارمون خوب باشه باید سریع رشد کنه. سریع دیده بشه. سریع مشتری بیاره. سریع پول بسازه.
ولی واقعیت چی میگه؟
---
ما عادت کردیم فقط نتیجههای درخشان رو ببینیم
اون زمانی که:- داری هی مدل رو اصلاح میکنی - داری بازار رو میفهمی - داری اشتباه میکنی و یاد میگیری - داری اعتماد میسازی
اینها وایرال نمیشن. اما ستونهای واقعی رشد همینها هستن.
---
خیلی وقتها مشکل از کند بودن رشد نیست، مشکل از اینه که ما توقع سرعت غیرواقعی داریم.
وقتی رشد آهسته میشه، سریع میگیم:- نکنه مسیر اشتباهه؟- نکنه ایده بده؟- نکنه باید عوضش کنم؟
در حالی که شاید فقط هنوز زوده برای قضاوت.
---
##
رشد سریع همیشه نشونه سلامت نیست.گاهی فقط یه موج هیجانیه.
ولی رشد آهستهای که با یادگیری، اصلاح و ثبات همراهه؟ اون معمولاً پایه میسازه.
و کسبوکار بدون پایه، دیر یا زود میلرزه.
---
آروم جلو رفتن. اما عمیق ساختن. سیستمی فکر کردن. پایه درست چیدن.
و همین باعث شد بمونن.
---
دارم یاد میگیرم؟دارم بهتر میشم؟مدلم داره شفافتر میشه؟
اگر جواب مثبته، شاید دقیقاً توی مسیر طبیعی رشد هستی.
---
چون ساختن واقعی، زمان میخواد.
---
اگر این روزها از کند بودن مسیرت خستهای، این پست بهت کمک میکنه
سری «واقعیتهای کسبوکار» ادامه داره…
۱۰۸
۱۵:۱۲
واقعیت سوم:
این یکی از سختترین درسهایی است که هر مدیر و موسسی باید در تنهاییِ خودش با آن روبرو شود.
خیلی وقتها ما دچار یک «توهمِ مالکیت» میشویم؛ فکر میکنیم چون ما ایده را پروراندیم و محصول را ساختیم، پس «بهترین» را خلق کردیم. بعد، وقتی با عدمِ استقبال یا نقدهای تندِ بازار مواجه میشویم، شروع میکنیم به توجیه کردن: «مردم هنوز متوجه ارزشِ کارِ من نشدند» یا «شرایط بازار خرابه».
اما حقیقت چیز دیگری است: بازار، نه اشتباه میکند و نه کور است.
بازار، مجموعهای از نیازها، محدودیتها و سلیقههایِ متغیری است که بیرحمانه و در عینِ حال هوشمندانه، سره را از ناسره تشخیص میدهد. وقتی محصولی نمیفروشد، بازار دارد با صدایِ بلند به تو میگوید: «این مسئلهای که حل کردی، برای من اولویت نیست» یا «این راهحل، به اندازهی کافی مسئلهی من را جراحی نکرده است».
یک مثال ساده:شرکتهای بزرگِ تکنولوژی را دیدید که چطور شکست میخورند؟ آنها گاهی سالها برای یک گجتِ خاص زمان صرف میکنند و وقتی وارد بازار میشود، کسی حتی نگاهش هم نمیکند. آنها فکر میکردند «تکنولوژی» یعنی کمال، اما بازار به دنبالِ «سادگی در استفاده» بود. آنها با بازار جنگیدند و بازار هم آنها را حذف کرد.
در «اندیشکده راهبردی خرد»، ما معتقدیم که نباید سعی کنی بازار را به زورِ تبلیغاتِ سنگین به سمتِ خودت بکشانی؛ بلکه باید «شنوندهیِ بیطرفِ بازار» باشی.
تکبرِ استراتژیک، اولین میخ بر تابوتِ کسبوکار توست.
سوالی که باید هر روز از خودت بپرسی این است: «اگر بازار امروز به من نمره نمیدهد، کدام بخش از فرضیاتِ من غلط بوده است؟» نه اینکه چرا مشتریها نمیفهمند!
---
اگر میخواهی معماریِ کسبوکارت را بر پایهیِ «واقعیتهای سختِ بازار» بنا کنی، عضوِ کانالِ ما شو.
پایانِ یک مسیر،شروعِ یک بیداری است.
https://rubika.ir/Strategic_Wisdom_Institute
۹۸
۱۶:۰۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
«با هم، هوشمندانهتر میسازیم.»
۸۴
۴:۲۰
واقعیت چهارم: بیشتر ایدهها ارزش اقتصادی ندارند
بیا همین اول رک بگم: ما توی «عصر تورم ایده» زندگی میکنیم. همه ایده دارن، همه فکر میکنن اگه فقط شروع کنن دنیا عوض میشه… اما واقعیت بیرحم اینه: بیشتر ایدهها اصلاً ارزش اقتصادی ندارن.
یعنی ممکنه ایدهات خیلی جذاب و خلاقانه باشه… ولی وقتی میرسه به «پول»، هیچ اتفاقی نمیافته.
فرقش چیه؟ فرق بین «ایدهی جالب» و «ایدهی سودآور» دقیقاً همینه:
بازار به ایدهها نمره خلاقیت نمیده؛ بازار در قبال ایده پول میده و فقط به چیزی پول میده که واقعاً یک مسئله مهم رو حل کنه و صرفه اقتصادی داشته باشه.
---
خیلی از ایدهها «ویتامین» هستن، نه «مسکن». یعنی مردم میگن: «چه خوبه… جالبه… بد نیست…» اما وقتی زمان پرداخت میرسه، میگن: «فعلاً نه!»
مسکن یعنی درد هست، فشار هست، نیاز جدی هست… و مشتری برای حلش پول میده. ویتامین یعنی خوبه داشته باشی… ولی نبودنش هم زندگی رو مختل نمیکنه.
و حقیقت اینه: بازار برای ویتامینها اونقدر که ما فکر میکنیم پول نمیده.
---
برای اینکه یک ایده تبدیل به کسبوکار بشه، باید از سه فیلتر رد بشه:
1) مطلوبیت (Desirability): آیا واقعاً کسی اینو میخواد؟ 2) امکانپذیری (Feasibility): آیا میشه ساختش؟ 3) صرفه اقتصادی (Viability): آیا میارزه؟ آیا پایدار می مونه (بقا)؟
اینجا همون جاییه که اکثر ایدهها میمیرن.
چون مسئله فقط ساختن نیست… مسئله اینه که بعد از ساختن، چیزی باقی میمونه که اسمش سود و دوام باشه یا نه؟
به زبان سادهتر: اگر هزینه جذب مشتری (*CAC*) از ارزشی که اون مشتری در طول زمان برای تو میسازه (*LTV*) بیشتر باشه، تو بیزنس نساختی… فقط داری پول میسوزونی.
---
کنکورد (هواپیمای مافوق صوت) از نظر تکنولوژی شاهکار بود. سریع، خاص، هیجانانگیز… اما از نظر اقتصادی؟ شکست خورد.
چرا؟ چون هزینه سوخت، نگهداری و بلیت اونقدر بالا بود که بازارش خیلی محدود شد و مدل اقتصادی «پاسخ نداد».
یعنی حتی یک ایده درخشان هم اگر صرفه اقتصادی نداشته باشه، دوام نمیآره.
---
بعضیها عاشق ایدهشون میشن. با خودشون میگن: «من خیلی براش زحمت کشیدم» «این ایده خاصه» «مردم بعداً میفهمن»
ولی بازار به زحمت تو جایزه نمیده. بازار فقط به ارزش واقعی پاسخ میده. اگر مسئله مهمی رو حل کنی و صرفه داشته باشه: میخره. اگر نه: خیلی محترمانه رد میشه.
---
۱) این ایده دقیقاً چه «دردی» رو درمان میکنه؟۲)چه کسی حاضر میشه برای درمانش پول بده؟۳)آیا بعد از هزینهها، چیزی به اسم سود و بقا باقی میمونه؟
اگر جوابها شفاف نیست، احتمالاً با «ایده جذاب» طرفی… نه «فرصت اقتصادی».
---
اینجا قراره واقعیت رو ببینیم… و درست بسازیم.
۳۰
۱۹:۰۴