لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
خ
۸۹ عضو

خیمه تدبر

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۹ آذر ۱۳۹۸
undefinedخیمه تدبر جلسه اول سوره مبارکه جنآبان ماه ۹۸undefined

۶

۷:۳۳

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
undefinedبا میلاد حضرت رسول مختصات عالم تغییر کرد. حتی در وضع شیاطین که اجازه ورود به آسمانهای بالاتر را نداشتند. undefinedدر آن دوره از طرفی فاصله بسیار زیادی در حوزه ایمان با رسول خدا مشاهده می کنیم و از طرفی باطل تا توانسته باطل خود را به شرایط اجتماعی وارد کرده و دین تنها در سینه معدود افرادی مثل عبدالمطلب مانده. undefinedحضرت رسول این مختصات باطل را بر هم می زند طوریکه در عرض 20 سال شهری چندهزار نفره به ابرقدرتهای جهان نامه می دهد برای ایمان آوردن.هنوز هم آن جریان با وجود همه دشمنی ها و جلوه های باطل جریان دارد و همواره چنین اسلامی خار چشم و مانع گسترش اسلام بوده.به طوریکه در حیات خلوت بزرگترین استکبار جهان، اسلام ناب استکبار را شکست می دهد. البنه تا تحقق آن اسلام ناب رسول الله فاصله بسیاری داریم. اما از زاویه عالم، هیچکس در عالم تأثیرگزار تر از رسول و هیچ دینی مؤثرتر از اسلام نبود. همین جریان شیعه با قرائت درست از اسلام و با تکیه بر قیان را هزاران سال برای خاموش کردنش تلاش جدی کردند و شکست خوردند. این میلاد مبارک، درسش قیام و اصلاح کل دنیاست به طوریکه حاکمیت کل دنیا در اختیار جریان حق باشد.undefinedهرکس هم از یک منظر می تواند این دید جهانی را توسعه دهد. طوریکه حاکمیت دین در جنبه های مختلف در کل دنیا غلبه کند. یک درخواست از پیامبری که آتش خانه ها را خاموش می کند و کنگره های طاق کسری را فرو می ریزد، بهنرین مرجع برای شکست شیاطین درونی ما می شود. غلبه بر انواع تنگ نظریها و شهوات و تنبلی ها و ... undefinedاگر پیامبر برای کسی استغفار کند، می تواند در قصد غلبه بر انواع شیاطین موفق شود. البته دغدغه پیامبر برای برداشتن این موانع بسیار بیشتر از ماست و این درس و درخواست بسیار مهم است. برداشتن موانع برای توفیق یاری دین خدا و حاکم کردن آن در کل عالم.undefinedمی توان در ختم قرآن هایی که داریم یک ختم قرآن از منظر رسول خدا داشت به نیت شناخت پیامبر گرامی اسلام.

۶

۷:۳۳

بسم الله الرحمن الرحیمسوره مبارکه جنundefinedقُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً (1) يَهْدي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً (2)پیامبر بگو به من وحی شد که جنی کاری کرده...undefinedیک جنی پیامبر که صحیت می کردند قرآن خواندن پیامبر را شنید. برگشتند گفتند: ما قرآنی شنیدیم بسیار عجیب بود. هدایت می کرد به رشد و بهش ایمان آوردیم و ما هرگز به پروردگارمان شرک نخواهیم ورزید. غرض قرآن هم تحقق عبودیت است. سریع متوجه غرض اصلی ماجرا شدند....خدا بری و بزرگوارتر از این است که شریک و فرزندی داشته باشد. این بی عقلان ما هستند که این حرفها را می زنند و ما فکر می کنیم هیچ موجودی نباید خلاف خدا حرفی بزند.undefinedیک چیزی شنیدند و همانند دومینو بقیه باورها و اقرارهای صدق شکل گرفت. همینکه دیدند یهدی الی الرشد تا ته ایمانش را رفتند تا جایی که توبیخ کنند اصلا چرا کسی خلاف این باشد. شروع نکرد بگوید چرا انسان گفته اینها را اصلا رشدش کو و بهانه جویی نکردند...undefined️می گویند شنیدیم مردانی از انس به جن پناه می برند! این که جز سرگشتگی چیزی درست نمی کمد! این حرفها را از یک انسانی شنیده اند که در دکان هیچ بقالی یافت نمی شود. می گویند ما سراغ آسمان هم رفتیم دیدیم پر از نگهبان است به خاطر وحیی که آمد و ما شنیدیم. قبلا فال گوش می ایستادیم اخباری به ما می رسید اما الان با شهاب می زنند. نمی دانستیم جریان چه بود. قرار است عذابی برسد یا رشدی؟ آنقدر شگفت انگیز و تحول است که تشخیص نمی دهد بعد از شنیدن وحی می فهمد این رشد بوده. یک عده صالح شدند و یک عده نه...البته هرکاری هم بکنند خدایی که ما شناختیم را به عجز در نمی آورند بلکه خوردشان را بدبخت می کنند. ما شنیدیم این وحی دعوت به ایمان می کند و رشد ایمان آوردیم و به نتیجه رسیدیم و دیگر کسی نمی توانست کاری بکند.undefinedاینگونه شد که ما دو گروه مسلمان شدیم و قاسط شدیم.قاسط آنطرف قسط است که نظم اجتماعی جامعه را که به سمت هدایت می برد را بر هم بریزد یا با فساد یا فریب و ...آنکه مسلمان شود رهیده و آنکه قاسط شود می شود آتشی که خود و دیگران را می سوزاند.این مسیر سختی هایی دارد و احتمالا برخی به خاطر سختی های مسیر برگشتند اگر بر این مسیر استقامت می کردند، به نتایج شگفت انگیز می‌رسیدند.

۶

۷:۳۳

undefinedبرگردیم به سوره...عده ای چیزی شنیدند به نام قرآنی که دعوت به رشد می کرد، ایمان آوردند بدون چون و چرا و نق نزدند و تا ته رفتند...این آیات گوشه ای از آیاتی است که موضوع جن را روایت می کند. همین جن شگفت انگیز اثرگزار که با شنیدن وحی انقدر راحت ایمان می آورد یکی از تعجباتش این است که چطور ممکنه مردانی از جن به انس پناه ببرند.undefinedجنی که ما می شناختیم با آن ویژگی ها وقتی خودش به وحی می رسد تا می رسد می پذیرد و برایش عجیب است انسانی که قابلیت دارد پذیرای چنین وحیی دارد خیلی استثنایی است پس چرا به جن پناه می برد؟undefinedانسان با قابلیت دریافت وحی چنان قدرتی دارد که جن با آن قدرت ویژه در مقابل او کرنش می کند. undefinedارتباط با وحی قابلیتی به مراتب قوی تر از همه توانها و امکانات جن است. انسان با چنین قابلیت دریافت رشدی که جن را به کرنش واداشته هنوز به دنبال ارتباط با جن است؟ undefinedبرای همین هم پیامبر باید به مردم بگوید: قل اوحی الی...او در مقابل قران رسول کرنش می کند. قرآن را بر نوع انسان نازل کردند نه بر نوع جن.خبر اینکه چنین قدرتی ایمان آورد کافیست بدانید چون صد آمد سراغ دو نروید. خود جن اعتراف می کند من چنین نیرویی را ندارم.undefinedبعد نوع انسانی داریم مثل پیامبر که در معرفت وحی جن حتی به گرد پای ایشان هم نمی رسد. undefinedحالا نوع این انسان می رود دنبال حل مسائلش با جن. یعنی از علوم و قدرتهایی که به نسبت وحی اصلا قابل ذکر نیستند توقع کارآیی بیشتری نسبت به وحی دارد.قول یک جن برای بیان این اهمیت در متن قرآن آمده است و خدا دارد این را می‌گوید. کسی که قرآن دارد و دنبال علوم غریبه می گردد معلوم است خیلی نادان است.خدا گفته پیامبر از قول جن این حرفها را بزنundefinedحالا آن داستان سوره نمل خودش را نشان می دهد.عفریتی از جن می گوید قبل از اینکه بلند شوی تخت را می آورم در این میان یک شخصی که علمی از کتاب داشت قبل از پلک زدن تخت را آورد. اصرار دارد به فرد هم نسبت ندهد و بگوید علم بخشی از این کتاب در مقابل گنده جن خیلی قدرت دارد.جن مسلمان داریم و اقرار به ایمان برایش که به رشد برسد بسیار مهم است. و جن کافر که مقابله می کند.undefinedنشان می دهد ایمان آوردن وابسته به بیشتر دانستن نیست.undefinedاگر همین الان به آنچه می دانم عمل نمی کنم امام زمان هم بیایند عمل نمی کنم. کسی که دنبال رشد است به محض درک رشد از هر علمی عمل می کند. هرکس به هر میزان علم دارد عمل کند. فرق نمی کند میزانش چقدر است.undefinedمشاهده بیشتر، شقی را شقی تر و مومن را مؤمن تر می کند. حتی اگر با اطلاعات غلط اما ایمان داشته باشد از مسیحی و سنی و .... وقتی اطلاعاتش بیشتر یا اصلاح شود هم ایمان دارد و بالعکس.undefined جمع بندی این آیات از آیه 18 به بعد در موضوع مساجد است که نیاز به باز شدن دارد. بخصوص موضوع ان المساجد لله که موضوعی حاکمیتی است.جن خیلی توانمندی دارد و همه جا سرک کشیده و وقتی به قرآن می رسد می فهمد چیز دیگری است. انسان به واسطه وحی واجد شرافتی شده که هیچ موجودی ظرفیت او را ندارد. البته انسانی که با وحی ظرفیتش شکوفا شده طوریکه جنهای عالم حسرتش را می خورند. حالا فکر کنید انسانی که به او وحی شده، همان وحیی که موجب شگفتی جن شده، با جن کقایسه کنیم ببینیم چه توانمندی بالاتر از جن یافته.undefinedکتاب شگفت انگیزی که جن سر تعظیم در برابر آن فرد آورد بر انسانی نازل شده. undefinedحالا قیاس قدرت جن و انس چطور است؟ آیا چنین انسانی قدرتهای تصرفی و انتقالی و ... جن را بیابد قیاسش مناسب است یا باید از زاویه دیگری قیاس کرد که بتوان این برتری را به خوبی مشاهده کرد؟ undefinedبراساس سوره مبارکه قارعه که بحث موازین را داشتیم باید میزان سنجش را اصلاح کنیم. آیا کتالب آمده تا انسان را در قدرتهای فیزیکی اش شکوفا کند؟ در حالیکه در خود این کتاب شگفت انگیز قدرت انسان و شکوفایی فضل او را در قدرت عبودیت قرار داده. مثال کربلا را بزنیم. آیا جن می تواند در چنان صحنه ای قرار بگیرد، نه تنها از تولنهای فوق العاده اش استفاده نکند بلکه رضایت و عبودیتش افزایش یابد؟undefinedundefinedقدرت و توانمندی در رضایت و عبودیت توانمندی به مراتب بالاتر از توانهای عجیب مادی است....اگر کسی کار خارق العاده ای بکند و در جای دیگر بر سبیل عبودیت کاری بکند، به کار دوم می گویند کرامت که غیر انسان عابد نمی تواند بکند.لمن ارتضا و انکه قدرت دارد در هر شرایطی بر سبیل رضایت باشد، او کسی است که می تواند قابلیتی داشته باشد که هیچ موجودی نمی تواند بکند البته خدا در جاهایی صاحبان کتابش هم کارهایی کردند که حتی جن هم نمی توانسته مثل اژدها شدن عصا و مرده زنده کردن و جابجا کردن کوه... اما غرض اینها نبوده بلکه غرض هدایت و عبودیت بوده. مرده زنده کردن مهم نیست، انسان ضال را هدایت کردن از آن بالاتر است... این کار را جن نمی تواند بکند و اصل معیار سنجش تنسان کتاب دار با جن در قدرت هدایت و عبودیت است نه قدرتهای فیزیکیولو بسیار برتر...شما نهایتا مرده زنده می کنی، کافر که مومن نمی کنی... این است قدرت انسان کتاب دار...البته منظور مقایسه نوع انسان با نوع جن است نه مقایسه فرد با فرد. ممکن است انسانی باشد از جن ضعیف تر و پست تر چون بواسطه کتابوقتی قرآن هست بقیه قدرتها را بگذار کنارو اثر توانمندی کتاب را در رشد و هدایت در نظر بگیرد نه توانهای مادی. حضرت سلیمان هم الگو بودنشان در تسخیر باد نیست بر تسلیم بودن و مقام رضایتشان است. مقام رضایت به راحتی به دست نمی آید و فقط با عبودیت محقق می شود.undefinedundefinedآنکه به وظیفه اش عمل می کند و در مقام رضایت است از همه چیز مهمتر است. آدم راضی هرگز دلش چیز دیگری نمی خواهد چون مهم انجام وظیفه بوده است.

۶

۷:۳۴

undefinedخیمه تدبر جلسه دوم سوره مبارکه جنآذر ماه ۹۸undefined
undefined۱

۶

۸:۵۰

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمسوره مبارکه جنundefinedپدیده و حقیقت ایمان بسیار شگفت انگیز است و شاید به خاطر درونی بودنش ناشناخته هم باشد.عواملی بر ایمان اثر دارد، کارکردهایی دارد، موضوعات مختلفی از قبیل خدا و آخرت و .. دارد. و از موضوعات اصلی قرآن است.undefined ایمان با همه مؤلفه‌هایش تحققش پیچیده نیست با اینکه ریشه در همه مؤلفه‌های ساختار وجودی انسان دارد اما در عین حال تحققش اصلا پیچیده نیست و بسیار ساده است.undefinedحقی را شنیدن و پذیرفتن و عمل کردن می‌شود ایمان. به همین سادگی.از طرفی ایمان ساده می گیریم اما در هستی شناسیش بسیار معظم است. undefinedاشکال کار ما اینست که ایمان را در ذاتش ساده و سخیف بپندارد و در عمل معظم و سخت بداند. undefinedجلوه چنین ایمانی را در آیات ابتدایی سوره جن می‌یابیم. قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً (1) يَهْدي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً (2)جن قران را شنید، فهمید هدایت به رشد می‌کند و لاجرم پذیرفت بدون فلسفه بافی و بهانه تراشی. تا دید دعوت به هدایت است پذیرفت بدون بهانه اینکه چرا قاری آن از ما جنیان نیست و ....!بعد هم نیاز نبود بار دوم بشنود گفت لن نشرک...، دیگه هرگز شرک نمی‌ورزیم. به این می‌گویند ایمان. undefinedکار ابلیس اینست که ایمان را برای ما در عمل بسیار پیچیده و مبهم کند. حتی در میدان ابتلا هم انسان حق را می داند اما چون هزینه مؤمن بودن بالا رفته است ممکن است پایش نایستد. مؤمنین دچار ابتلاء می شوند نه دچار فتنه. فتنه یعنی ضعف در تشخیص و به چه کنم چه کنم افتادن که در نتیجه ضعف در ایمان و نادیده گرفتن حق در جاهایی اتفاق می‌افتد. ایمان به هیچ عنوان ابهام ندارد. به آنچه حق یافتید مؤمن باشید.بیان آیات اول همین است. ایمان آورده و هرگز شرک نمی‌ورزد. مشکل پیچیدگی ایمان نیست بلکه توجیه آوردن برای عمل نکردن است.یحسبون انهم یحسنون صنعاً ... از اول که به اینجا نرسیدند. حتما یک جایی حق را نادیده گرفتند.
undefined۲

۶

۸:۵۱

آیات بعد بسیار جالب است که با شنیدن یک آیه چه باورهایی رو می‌کند: اصلا مگر می شود جن و انس به خدا دروغ ببندند؟ یکجوری حق را پذیرفته که دیگر طرف مقابلش معنا ندارد.
undefined۲

۶

۸:۵۱

undefined️در روایات وقتی مؤمنی گناه می‌کند می گویند در موقع گناه دیگر مؤمن نیست، روح ایمان رفته است. چون ایمان با گماه قابل جمع نیست. بعد که توبه می کند مجدداً مؤمن است چون پشیمانی از گناه کار کافر نیست که.undefinedایمان قابل جمع با عدم تبعیت نیست.حالا اگر یکی مدام مومن و کافر شود اینها همج رئاءاند و در حساب و کتابشان بیچاره اند.undefined️ ایمان می تواند مستودع یا مستقر باشد.undefinedدر قرآن مثالهای زیادی برای ایمان انسان هم داریم که بسیار قویند مثل سحره حضرت موسی علیه السلام. مهم رسیدن به درجه ایمان مستقر است. برخی یکدفعه می رسند و برخی به تدریج.undefinedundefinedجنس ایمان است که وقتی پذیرفتی، پذیرفتی.پذیرفتن مرتبه ای نیست، صفر و یکی است.مثلا همینکه فهمید چیزی حرام است باید دفعی کنار گذاشته شود و نه تدریجی...مثال می زنیم: نماز را باید خواند، نماز را باید در وقتش خواند، نماز را باید اول وقت خواند، اینها سه حقیقتند که با علم مکشوف می شود. ممکن است کسی به اولین آنها ایمان بیاورد یا دومی یا سومی. شناخت حقیقت دارای مراتب است، اما در هر مرتبه که علم حاصل شد، ایمان به آن قطعی است. ایمان در هر نقطه‌ای قبول کردن یا قبول نکردن است. undefined️اخلاص از نوع علم و توجه است. هرچقدر علم به سمت توحید حرکت کند چون توجه به سمت توحید می‌رود ایمان اخلاص بیشتری می‌یابد.undefinedایمان در ساختار انسان هم متاثر از علم است هم متاثر از عمل. به دلیل این ساختار ذو ابعاد هم با علم تقویت می‌شود هم با عمل. علم قوی شود، ایمان ارتقا می‌یابد، عمل فعال شود چون ایمان از جنس حب است فعال می شود و علم بالاتر را دریافت می‌کند. اکثر آدم های مذهبی برنامه ای برای کسب علم ندارند چون نمی‌دانیم بین ایمان و علم ارتباط وجود دارد. اگر این دانسته شود اولویت اول هر انسانی می‌شد کسب علم.مثلا باید بگوید من چرا انقدر درباره مسجد یا نماز جمعه نمی دانم که به نماز در مسجد یا نماز جمعه ایمان بیاورم؟undefinedمعجزه انسان ایمان است و اگر کسی به جایی نمی‌رسد فقط به دلیل ضعف ایمان است.undefined️ایمان ناظر به تحقق امر ضروری است نه تحقق در زمان و مکان. ما در میدان عمل محدودیتهایی داریم و این به معنای بی ایمانی نیست. نباید در گزاره های ایمانی عوامل مادی وارد شود. مثلا من باید نمازم را اول وقت بخوانم اگر در شرایطی نشد من اهتمام دارم و دعایم تحقق آن است.بنابراین محدودیت در تحقق به معنای بی‌ایمانی نیست. اما حتما ایمان بروزی دارد اما بروزش در میدانهای مختلف متفاوت است.undefined اگر کسی مدام در ابتلائات ایمانش بشکند بسیار خطرناک است.انسان حق خطا ندارد. اگر تا الان هلاک نشده و هنوز مؤمن خطاب می شود از سر لطف الهی است. هر مؤمنی محکوم به عصمت در حوزه علم خود است.undefined️ابتلا برای خود انسان است تا بفهمد ایمان دارد یا نه و خدا ما را در این موقعیت‌ها قرار می دهد. مثلا انسان معتقد است الله رزاق ذوقوت متین است. در شزایط رشوه می‌افتد و رشوه می‌دهد و می فهمد این اعتقاد را نداشته است. خوبی اش اینست که قبل از مرگ است.باورها همیشه صفر و یکی است. قبل از افتادن در ابتلائات هلاک کننده این را بپذیریم. ایمان را نستقر کنیم و دعا و استغفار کنیم. اصل موضوع شب بیدار شدن اینست. ایمان من ودیعه ای است، موستودع است. باید مستقر شود وگرنه هلاک می‌شویم.undefinedحالا ادعیه بخوان می‌فرمایند خدایا مرا مؤدب کن بدون عقوبت....اما ما حق نداریم نسبتی که خدا به ما نداده به خود بدهیم و به خودمان بگوییم کافر. اما حالا که به اهمیت موضوع ایمان پی بردی با تلاش و دعا و استغاثه آن را محقق کن...جای دعای کمیل و مناجات شعبانیه در طلب چنین ایمانی مشخص می شود.
undefined۳

۹

۸:۵۱

خیمه تدبر-آذر98-سوره جن2.MP3

۶۷.۳۴ مگابایت
undefined۱

۱۲

۹:۱۸

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
thumbnail

۱۰

۲۰:۱۳