T

Tafsirrrr📃

۵ عضو
۹۵تا۱۰۱undefined

۴۷

۹:۴۲

بهترین پاداش و اوست بهترین فرجام.این آیات بیانگر قهر و غلبه قدرت خداوند بر نظام اسباب و مسببات است و اینکه هر نیرویی درانحصار خدا و قائم به اوست. بنابراین آنچه در زمین روی میدهد، همه در پرتو قدرت الهی است،بی آنکه ما از خود چیزی داشته باشیمپژوهش و اندیشه۱. مجموعه آیاتی که بر نفی شباهت خدا با مخلوقاتش دلالت دارد، چگونه با آیه هایی که بیانگر«امیده شدن روح خدا در انسان» است، قابل جمع است؟۲. آیاتی که برهانهای قرآن در مورد مالکیت مطلق خداست، را جمع آوری و ترجمه کنید.۳. اثر تربیتی ایمان و بینایی و شنوایی پروردگار را با استفاده از آیات بررسی کنید.۴. حکمت الهی چیست؟ دلایل قرآنی حکیم بودن خداوند را بررسی کرده، آثار تربیتی شناختحکمت خداوند را بنویسیدد. درباره روی آوری آفات و بلاها به انسان چه دلایل قرآنی را می توان مطرح کرد؟۶. آیات ناظر به اسما و صفات الهی که در این درس آمده را جمع آوری و ترجمه کنید.منابع برای مطالعه و پژوهش۱. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۱ و ۲، قم، توحید۲. پیام قرآن، ناصر مکارم شیرازی، ج ۱ - ۴، قم، مدرسه الامام اميرالمؤمنين.۳. معارف قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، ج ۱، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.۴۔ تفسیر موضوعی قرآن کریم، عبدالله جوادی آملی، ج ۲، قم، اسراءد. اسماء الحسنی، بهره انسان از اسماء الهی، سیدکاظم ارفع۔۶. اسماء و صفات الهی در قرآن، محمدباقر محقق.. درآمدی بر اسماء الهی از دیدگاه قرآن و عرفان، رضا رمضانی گیلانی، قم، نسیم حیات.
فصل دوم: جهانهای دیگردرآمدفلسفه، عرفان و ادیان، هستی را به جهانهای گوناگونی تقسیم کرده اند که در این میان، جهان مادی(یا طبیعت و عالم ملک) و به اصطلاح حكما «ناسوت»، تنها یکی از این عوالم است.این جهان با حواس ظاهری قابل درک است و از همین روی در اصطلاح اسلامی از آن به عالم«شهود» تعبیر می شود. اما هستند جهانهای دیگری که با قوای روحی و عقلانی انسان و یا گزارشوحی شناخته میشود. از آنجاکه این بخش هستی در حوزه درک حواس ظاهری و ملموس ما نیست،از آن به جهان غیب تعبیر میگردد. جهان غیب شامل عوالم گوناگونی چون «لاهوت، مجردات،ملکوت، برزخ و قیامت» است.انبیا و وحیهای الهی راهنمایان جهان غیباند. آنان آمده اند تا مردم را [به] غیب و ماورایظاهر و محسوسات مؤمن و معتقد سازند. البته به اینکه مردم به غیب ایمان بیاورند، اکتفا نکرده اند،بلکه آنان میان مردم و غیب رابطه برقرار کرده اند و حلقه اتصال میان مردم و غیب شده و آنان را بهمددهای غیبی و عنایتهای خاص غیبی در شرایط خاص مؤمن نموده اند. در اینجاست که مسئلهغيب عملا با زندگی مردم تماس پیدا میکند.»
این فصل به معرفی چهار جهان «لاهوت، ملکوت، برزخ و قیامت» و راه رسیدن به شناخت دوجهان نخست و بیان برخی ویژگیهای جهان برزخ و آثار تربیتی قیامت می پردازد.ا. عالم لاهوتیکی از عوالمی که به حکم برهان نیز ثابت گردیده، عالم الوهیت است؛ یعنی ذات واجب الوجـود،مستجمع جميع صفات کمالی است که در آن مرتبه از وجود آنچه هست، یک وجود اطلاقی است وبس ذات پروردگار به تنهایی خود عالمی است و از سویی عظیم ترین عوالم نیز هست؛ زیرا ذات حقمحیط بر همه عوالم پایین تر است و ذرهای از وجود از احاطه قیومی او بیرون نیست. ایـن عـالمبه اصطلاح عالم لاهوت نامیده میشودبرای مطالعه بیشتررابطه انسان با خدا بازتابی از نقش او بر تمام هستی و انسان است؛ تا آنجا کـه هـمهموجودات و آثار وجودیشان به اراده و خواست الهی بستگی تام دارد. این تأثیر .آنچنان عمیق و گسترده است که برخی را به توهم «جبر» و سلب اختیار از انسان ودیگر موجودات دچار ساخته و گروهی را نیز به تنزه محض خداوند و وحدت وجودمعتقد نموده؛ آنسان که عنصر و عامل اساسی عرفان اسلامی را اصل وحدت وجـودتشکیل می دهد. وقتی جنید (م ۲۹۸ ق) حديث وكان الله ولم يكن معه شيء» =( خدا بود و چیزی با او نبود) را شنید، گفت: «الآن كماكان: اکنون نیز چنان است که بود.۱عطار نیز می گوید:سائلی پرسید از منصور مست حق پرستی احمدی یا خودپرستگفت شرمت باد آخر غير کومسجد و میخانه و هم دیر کو
ارزش یقین به عالم لاهوتعالم لاهوت برای ما به حکم برهان و دلیل قطعی ثابت است، اما موضوع مهم، یقین به عالم لاهوتاست؛ بدین معنا که انسان در حوزه علم و دانایی به آرامش و ثبات فهم دست یابد و مطلب آن چنانآشکار شود که نفس و جان آدمی به آن آرام گیرد.یقین گرانبهاترین نعمتی است که خداوند به بندگان عنایت میکند. بسیاری از معارف دینی وغیر آن از این رو که به مرتبه یقین و باور کامل نمی رسند، باعث می گردد که انسان به اعمال مغایر بااعتقادات و باورهای خود دست یازدامام صادق در این باب میفرماید: «هیچ چیزی گرانبهاتر از یقین نیست.»۲ازجمله اولین درخواستهای امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق، دستیابی به مراتب بالاییقین است: «واجعل يقيني أفضل اليقين..از مهمترین آثار یقین ب

۴۸

۱۳:۲۶

ه عالم لاهوت، بزرگ شدن خدا و کوچک شدن دیگران در دل است.استاد جوادی آملی دراین باره می نویسد: «انسانی که حکمت جهان را مشاهده می کند، دیگـر نـاملذتهای جهان را لذت نمی نهد. کسی که به مقام یقین رسید، درون جهان و درون خود و دیگران رامیبیند، لذا نه به خود متکی است و نه به غیرخدا دل میبندد و نه از غیز مدد می طلبد؛ چون می داندچیزی درون انسان و غیرانسان نیست. اگر او به این مقام برسد، هرگز آن محبوب راستین را رهانمیکند و او را برای خود او میپرستد .۳عبادت، راه تحصیل یقینواعبد ربك حتى يأتيك اليقين.۴این آیه بیانگر رمز و راز تمامی عبادات است. رسیدن به مرحله یقین ثمره عبادت است و در پرتوآن، به اینکه جهان مبدا و معاد و مسیری دارد، اعتقادی راسخ یافته، از تردید و دودلی رها میگردیم و بدین رو سرنوشتمان به نیکی رقم می خورد.عارفان در پرتو عبادت به یقین می رسند. آرامش باطنی آنان و ایستادگیشان در برابر ناملایماتروزگار از آن روست که به باطن عبادات راه یافتهاند.اینک پرسیدنی است که آیا با رسیدن به مرتبه یقین، وظیفه عبادت و پرستش از دوش سالکبرداشته می شود؟ برخی پنداشته اند که طبق این آیه با رسیدن به مرتبه یقین، عبادت ساقط میشود.آنان اینگونه استدلال کردهاند که عبادت نردبان عروج به آسمان است و «چون شدی بـر بـامهایآسمان، سرد باشد جستجوی نردبان!»از جهاتی می توان این پندار را مردود دانست که به بخشی از آن اشاره می شود:۱. پیامبر اکرمﷺ که مخاطب این آیه است با اینکه بالاترین درجه بصیرت را دارا بوده، تا واپسینعمر خود به عبادت پرداخت و حتی اندکی سستی نکرد. علی نیز آن چنان در عبادتلحظاتراسخ ماند که جام شهادت را در محراب عبادت سرکشید۲. انسان عابدی که با تکیه بر عبادت به مرتبه یقین می رسد، یا در آن مرتبه باقی میماند و یابرای کسب مراتب بالاتر یقین میکوشد. از اینروی، ترک عبادت موجب سقوط او از مرتبه یقینخواهد بود۳. مراتبی از یقین تنها پس از مرگ حاصل می شود؛ آن هنگام که با فرارسیدن اجل پرده ها کناررفته و حقایق ایمان و کفر آشکار می گردد. مراتب یقین پیش از مرگ نسبت به پس از آن به گونهایاست که می توان ادعا نمود آنچه باور پیش از مـرگ بـوده، نسبت به پس از آن، یقین نیست.علامه طباطبایی در این باره می نویسد: مراد از آمدن یقین، رسیدن اجل مرگ است که با فرارسیدنآن، غیب به شهادت، و خبر به عیان مبدل میشودبر اساس آنچه بیان شد، معنای آیه آن است که ای پیامبر! تو بر عبودیت خود ادامـه بـده وهمچنان بر اطاعت و اجتناب از معصیت صبر کن و همچنان آنچه کافران می گویند، تحمل کن تااجلت فرارسد و به عالم یقین انتقال یابی و مشاهده کنی که خدا با آنان چه میکند.۲برخی از آیات نیز مؤید این ادعاست؛ چنانکه در سوره مدثر آمده است که مؤمنان بهشتی از اصحاب شقر (جهنم) پرسند که چه چیزی شما را به سوی جهنم کشاند؟ آنان در پاسخ ضمن بیان چندمورد چنین اشاره میکنند؛وكنا نكذب بيوم الدين . حتى أتانا اليقينو روز جزا را دروغ میشمردیم، تا مرگ ما در رسید.قرآن ویژگی قیامت را کنار رفتن پرده ها از جلوی چشم می داند. در سوره «ق» به انسان ووسوسه های درون سینهاش اشاره شده و اینکه دو ملک دائما مراقب اعمال اویند. سپس از جریاناتپس از مرگ و دادگاه قیامت و حوادث آن روز یاد میکند؛ درحالی که به دنبال روبه رو شدن انسان باأن حقایق، به او خطاب میشودلقد كنت في غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد.۲واقعا که از این حال سخت در غفلت بودی. و [لی ما پرده ات را از جلوی چشمانت برداشتیمو دیده ات امروز تیز است.البته این پرده از نوع مادی نیست، بلکه همان حجاب محدودیت حواس ماست که تنها امـورنسبی و محدود را درک میکنداز عبارت «حتى يأتيك اليقين» دانسته می شود که مرگ در پی آدمی است و خیلی زود به اومیرسد، از این رو باید همچنان پروردگارش را عبادت کند.۳خسروانی در معنای این آیه مینویسد: مادام که زنده هستی و حیات در تو باقی است، خـدا رابپرست و آنی را غفلت مکن و لحظه ای را از دست مده:یک چشم زدن غـافل از آن شـاه مـبـاش شـایـد کـه نگـاهـی کـنـد آگـاه نـباشیدر عبارت «واعبد ربك» عبادت خداوند معلق بر پرورگاری، مالکیت و مدبریت او بر انسان، شدهاست تا اینگونه استدلال کرده باشد که چون او «رب» توست، وی را پرستش کن.
طبق آیه ۹۹ سوره حجر، انسان موظف به بندگی و عبادت است تا به مراتب یقین دست یابد. ذکراین نکته خالی از لطف نیست که عبادت هر چه بیشتر و عمیق تر باشد، سرعت انتقال یقین بیشترخواهد بود؛ البته مشروط بر آنکه عابد به باطن عبادات اسلامی رسیده باشد. بنابراین مجموع عباداتاعم از واجب، مستحبه ترک حرام و مکروهات ـ هر یک در ظهور مراتبی از یقین مؤثر است.۲. عالم ملکوتیکی دیگر از عوالم هستی، ملکوت است. این عالم بالاتر از عالم ملک و طبیعت و پایین تر از عالمفرشتگان و عقول مجرده محض است. فلاسفه میگویند: این عالم از قوه

۴۸

۱۳:۲۶

، حرکت، زمان و مکانمجرد است. اما از ابعاد مجرد نیست. بنابراین عالم ملکوت جسمانی است، اما مادی نیست؛ یعنیابعاد ماده را دارد، ولی تقل و دیگر خصوصیات آن را ندارد. شهید مطهری درباره رابطه عالم ملک وملکوت، همسو با مفسران می نویسد: ملکوت عالم نسبت به جهان، نظیر قدرت روح انسان بر انداماوستYمفسران در اینکه مراد از ملکوت آسمانها و زمین چیست، وحدت نظر دارند. اینان برآن انـد کـهملکوت در اصل از ریشه مملک» بر وزن حکم و به معنای حکومت و مالکیت است و حروف «و» ودت» برای تأکید و مبالغه به آن افزوده شده و منظور از ملکوت در قرآن نیز قدرت، حکومت مطلقخداوند بر سراسر عالم هستی و تدبیر جهان است. بنابراین «ملکوت» به جنبه ارتباطی پدیدههایهستی با پروردگار عالم و تسلط، قدرت حکومت و تدبیر خداوند بر موجودات اشاره دارد. به سخندیگر، «ملکوت» همان وجود اشیاست از جهت انتسابی که به خدای سبحان داشته و قیامی که بهقات او دارند. در برخی آیات از ملکوت آسمانها و زمین یاد شده که در اینجا بـه ذکـر دو آیهمی پردازیمگفت: «ای قوم من، من از آنچه برای خدا شریک میسازید بیزارم.» مـن از روی اخلاص،پاکدلاته روی خود را به سوی کسی گردانیدم که آسمانها و زمین را پدید آورده است؛ و من ازمشرکان نیستماما در عبارت «و ليكون من الموقنين» «لام» به معنای غایت و برای بیان نتیجه است. از حرف«واو» عاطفه نیز می توان دریافت که نشان دادن ملکوت آسمانها و زمین به حضرت ابـراهـيمفواید گوناگونی داشته که ذکرش در اینجا لازم نبوده است؛ مثلا اینکه دیگران را هدایت کند و خود ازاهل یقین باشد. درواقع در اینکه حضرت ابراهیم در زمره اهل یقین قرار گیرد، مهمترین هدفنمایاندن حکومت خداوند بر آسمانها و زمین بوده است. از این آیه برمی آید که نشان دادن آیات،توفیقی الهی است تا انسانهای شایسته به مرحله یقین برسند.خداوند از طریق نشان دادن اشیا و از جهت استناد آنها به وی، خود را به ابراهیم نشان داد؛ زیرابرپایه برهان خالقیت، تنها کسی که آن سوی استناد اشیا قرار میگیرد، خداوند است.1نظر به ملکوت و بازگشت از تکذیب و تمردأو لم ينظروا في ملكوت السماوات والأرض و ما خلق الله من شيء.۳آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده است ننگریسته اند؟این آیه در مورد کسانی است که آیات الهی را تکذیب کرده، راه کفر و الحاد را می پیمایند. خداوندسبحان مخاطبان را سرزنش میکند که چرا به باطن عالم نمی نگرند؟ چرا در باره آسمانها و زمین ازاین منظر که صاحبی دارد و تحت تدبیر و قدرت الهی است، به مطالعه نمی پردازند؟قرآن در این آیه نوع نگرش مورد انتظار خود را باز میگوید: در مطالعه آسمانها و زمین از اینجهت که منتسب به قدرت و حاکمیت کامل پروردگار است، باید موجودات عالم از آن جهت کهمخلوق خدایند . نه صرف پدیده شناسی - مورد مداقه قرار گیرند؛ زیرا این نوع نگاه است که از عصیان و کفر در آیات جلوگیری میکند و موانع ایمان را درهم می شکند.برای مطالعه بیشتردر آیه ۱۸۵ سوره اعراف از واژه «نظر» استفاده شده، اما در مورد حضرت ابراهیم از واژه«رؤیت، چنانکه می دانیم «نظر» غیر از «رویت» است و نگاه جدای از دیدن؛ زیرا نگاه زمینهدیدن است. گاه انسان نگاه میکند، اما نمی بیند و گاه نیز نگاه می کند و می بیند. مثلاً بـرایاستهلال و دیدن هلال ماه، برخی که چشمشان ضعیف است، می گویند: ما نگاه کردیم، ولینديديم: «نظرت إلى القمر ولم أزه.» برخی نیز به عکس نگاه میکنند و می بینند. درواقع نظر اینهابه رؤیت می رسد، اما نگاه آنها به دیدن ختم می شود. ۱به کسانی که مجاهد در راه خدایند، ملکوت آسمانها و زمین و از سویی مخلوق بودن موجوداترا نشان میدهند. این گروه از راه تقوا و عبادت به عالم ملکوت متصل می شوند. بنابراین اگر عبادتبه معنای واقعی صورت پذیرد و از دیگر سو بدن نیز تحت تأثیر قوای روحی قرار گیرد و فرد تقوایالهی پیشه کند، هم به دانشهای پاکتر و نابتر، و هم به قدرتی توصیف ناپذیر دست می یابد.۲اما افرادی که در کفر و الحاد و عصیان غوطه ورند، از اینان درخواست می شود که در باره ملکوتآسمانها و زمین و خلقت موجودات مطالعه کنند تا شاید ببینند. ایـن نـوع مطالعه اگـر بـه مـانعیبرنخورد، بهترین وسیله برای ایمان به خدا و خداپرستی است.۳۳. عالم برزخگفتیم که در تعبیرات قرآنی، عالم غیب (در مقابل عالم شهادت) انواعی دارد که یکی از آنها عـالمبرزخ است. برزخ به معنی چیزی است که در میان دو شیء حایل شود. سپس این واژه بسط معنایی یافته، به هر امری اطلاق می شود که در میان دو چیز یا دو مرحله قرار گیرد. مثلا اگر سالنی در میاندو اتاق قرار گرفته باشد، سالن برزخ میان این دو است.در اینجا منظور از برزخ جهانی است که میان دنیا و عالم آخرت قرار دارد. توضیح اینکه، وقتیروح از بدن جدا می شود، پیش از آنکه بار دیگر در قیامت به بدن اصلی بازگردد، در عالمی که میاناین دو عالم است و برز

۴۸

۱۳:۲۶

خ نامیده می شود، قرار خواهد گرفت.در باب برزخ مباحث گوناگونی مطرح است: اثبات عالم برزخ، ویژگی این عالم، سؤال قبر، فشارقبر، رابطه ارواح برزخی با این جهان، بهره گیری ارواح از اعمال نیک دیگران، فلسفه برزخ، همگانیبودن برزخ و -. این مسائل به تفصیل در مباحث عقلی و کلامی و روایات اسلامی آمده است. حالدر اینجا به بررسی یکی از آیات مرتبط با برزخ میپردازیم:برزخ، مرگ تا بعثتحتى إذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون • لعلى أعمل صالحاً فيما تركت كلا إنها كلمة هوقائلها ومن ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون."دارتا آنگاه که مرگ یکی از ایشان فرا رسد، می گوید: پروردگارا، مرا بازگردانید، شاید من در آنچهوانهاده ام کار نیکی انجام دهم. نه چنین است، این سخنی است که او گوینده آن است و پشاپیشآنان برزخی است تا روزی که برانگیخته خواهند شد.در این آیات و آیات بعد از آن، حالات مشرکان از هنگام مرگ تا قیامت و از قیامت تا ابد بیانشده و دو آیه نیز مربوط به منزلگاه مرگ و برزخ است.در عبارت «حتى إذا جاء أحدهم المؤث» لفظ «حتی» مربوط به مطالب گذشته در باره کافران است.در همین آیات که توصیفات مغرضانه این کافران آمده، از شرک و تکذیب آنان یاد شده و سپسمیفرماید: اینها که برهان پذیر نیستند، بر مشی خود خواهند بود تا آنگاه که مرگ به سراغ یکی از آنهااید در این لحظه احساس میکند به پایان همه لذتها و فرصت ها رسیده است و از سوی دیگر

۴۸

۱۳:۲۷

۱۰۱تا ۱۱۲undefined

۴۸

۱۳:۲۷

بازارسال شده از parya
احتمال داده اند خطاب این جمله کافر در حال مرگ به ملائکه ای باشد که موکل قبض روح اند. بنابراین معنای عبارت چنین است: «کافر - در حالی که به پروردگار خود استغاثه میکرد . می گفت: برگردانید مرا یعنی کلمه «رب» جمله معترضهای است میان گفتارش با فرشتگان موکلقبض روح.كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قاتِلُها»؛ این سخنی است که این جان به لب رسیده از نهایت حسرت میگوید، اما این سخن وی حقیقت ندارد به تعبیر قرآن، هوَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْه»؛ اگر بازگردند، باز همان رفتار گذشته را پی میگیرند؛ زیرا عقاید و باورهایی صحیح ندارند ضمن آنکه این گفتارشان نیز ازروی ترس از مرگ است.هوَ مِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»؛ کلمه «وراء» از کلمات اضداد است که هم به معنای پشت سر است و هم به معنای پیش رو در قرآن به هر دو معنا به کار رفته است:وكان وراءَهُمْ مَلِكُ يَأْخُذُ كُلِّ سَفِينَةٍ غَصْباً.چرا که پیشاپیش آنان پادشاهی بود که هر کشتی درستی را به زور میگرفت.در آیه مورد بحث «وراء» به معنای پیش روست. بنابراین «وراءك يوم کذا»، یعنی چنین روزی دنبال توست و این تعبیر بدین جهت است که زمان طالب آدمی است؛ یعنی منتظر است که آدمی از آن عبور کنده مراد از برزخ عالم قبر یا عالم مثال است؛ عالمی که مردم در آن بعد از مرگ زندگی میکنند تا قیامت فرارسد. کیفیت این زندگی برای صالح و طالح متفاوت است. ویژگیهای این عالم به تفصیل در روایات اسلامی آمده است. از باب نمونه در تفسیر کنز الدقائق آمده است که امام صادق فرمود: «قبر همان برزخ است.»عمر بن یزید میگوید خدمت امام صادق عرض کردم شنیدم که فرمودی «تمام شیعیان ما با وجود ضعفهایی که دارند در بهشت اند» امام فرمود: راست گفتی همه آنها به خدا قسم در بهشت اند. گفتم: فدایت شوم برخی از گناهان بزرگ و .زیادند امام فرمود اما در قیامت همه شما به شفاعت پیامبر یا وصی او در بهشت هستید ولی به خدا قسم از شما در مورد برزخ میترسم. عرض کردم برزخ چیست؟ فرمود: قبر از هنگام مرگ شیعه تا روز قیامت.امام سجاد فرمود: قبر یا باغی از بهشت و یا کوره ای از کوره های آتش جهنم است در تفسیر المیزان - به نقل از اصول کافی - آمده است که ابی ولاد الحناط از امام صادق چنین روایت کرد به آن جناب عرض کردم فدایت شوم روایت میکنند که ارواح مؤمنین در سنگدان مرغابی سبز، پیرامون عرش پرواز میکنند فرمود: نه مؤمن نزد خدا ارزشمندتر از آن است که او را در سنگدان مرغ جای دهند اما در بدنهایی مانند همین بدنها حلول میکنند.این روایت گویای آن است که ارواح در عالم برزخ وارد بدنهای مثالی میشوند؛ بدنهایی کهمثل بدن های این جهانیاند با این تفاوت که ابعاد ماده را دارند اما جرم مادی ندارند.در این عالم که طبق برخی روایات ارواح بهشتیان در «وادی السلام»اند و ارواح کافران در وادی برهوت - فرصت شفاعت وجود ندارد و برخی مؤمنان به دلیل اعمال بد خود آنقدر در بند میمانند تا پاکیزه شوند و یا در روز قیامت به شفاعت پیامبر و اوصیای او نایل شوند.عالم قیامتاز دیگر عوالمی که بخشی از غیب شمرده شده قیامت است. ایمان به این عالم که از اصول مسلمانی است . پس از اصل توحید مهمترین اصلی است که قرآن از آن یاد کرده؛ چنان که حدود ۱۲۰۰ آیه (نزدیک به یک پنجم (قرآن از روز ،قیامت کیفیت حشر ،اموات، میزان و حساب و ضبط اعمال، بهشت و جهنمه جاودانگی عالم آخرت و جز اینها سخن گفته است.در آیات قرآن حدود ۷۰ بار قیامت توصیف شده است که هر یک از آنها به حوادث گوناگون جهان آخرت اشاره دارد. قرآن برای نشان دادن این ویژگیها که بی تردید آثار تربیتی درخوری دارد . از این توصیفات بهره برده است.در برخی آیات برای امکان معاد از راه آفرینش نخستین قدرت مطلقه خداوند، حیات زمین تطورات جنین و رستاخیز در جهان انرژیها اقامه دلیل شده و نمونههایی عینی و تاریخی از معاد نیز ذکر شده است. همچنین قرآن با هفت برهان فطرت حکمت عدالت هدف و حرکت رحمت وحدت و بقاء روح، وقوع قطعی معاد را به اثبات رسانده است. در برخی از آیات نیز به شبهات منکران معاد پاسخ داده شده است. آثار زیانبار انکار جهان آخرتدر برخی از آیات آثار تربیتی ایمان به معاد و آثار زیانبار انکار معاد ذکر شده است. حال در اینجا به ذکر برخی از آثار مزبور بسنده میکنیمیک زینت اعمال و کوری باطنإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالُهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ.کسانی که به آخرت ایمان ندارند، کردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم تا همچنان]سرگشته بماننددر این آیه، ایمان نداشتن به آخرت سبب تزئین اعمال بد انسان در نظر آدمی میشود. مراد از عبارت هزَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ» آن است که عمل را به گونه ای می آراییم که آدمی شیفته آن شود؛ آن سان که تمام آنچه انجام میدهند نیکو بشمارند و بر آنها تکیه کنند و آنگونه شیفته اعمالش

۱

۱۰:۲۷

بازارسال شده از parya
ان شوند که گمان کنند نیکوترین کار همان است که انجام مید تحلیل این اثر در آیاتی از سوره کهف چنین آمده است.قُلْ هَلْ تبكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً ، الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا تُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِوزناً "بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان کسانی اند که کوشششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود میپندارند که کار خوب انجام میدهند آری] آنان کسانی اند که آیات پروردگارشان و لقای او را انکار کردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت برای آنها قدر و ارزشی نخواهیم نهاد .آدمی در زندگی دنیا تمام همتش برای رسیدن به سعادت است و این میسور نیست، مگر آنکه طریق حق را بپیماید که اگر جز این شود زبان خواهد دید اما با این همه خسارتش قابل رفع است و امید نجات او میرود. اما اگر راه خطا رفت و همان باطل را پذیرفت و واقعاً از حق روی گردان شده چنین کسی از هر زباندیدهای زیانبارتر است و عملش از هر عملی بی نتیجه تر؛ چه آنکه دیگر امید نجاتش نمی رودکسی که قیامت را باور نکند، به سعادت و رستگاری حقیقی نیز که تنها در آن جهان محقق می شود - ایمان نمی آورد و در نتیجه تنها برای رسیدن به سعادتهای توهمی در دنیا میکوشد؛ سعادت هایی که در واقع چیزی جز لذت نیست. آن کس که به آخرت ایمان ندارد، بی تردید غیر از لذت دنیا سعادتی نمی شناسد و طبیعی است اعمالی که او را به این لذت برساند، آنها را عامل تأمینسعادت میداند و تنها به آن بسنده میکند.اینکه این دلخوشیها و زینت یافتنها به خدا نسبت داده شده زینا لَهُمْ أَعْمَالُهُمْ)، کنایه از آن است که نظام حکیمانه الهی چنین اقتضایی را دارد؛ یعنی انسان در نظام هستی به گونه ای آفریده شده که به عقاید و آرمانهایش وابسته است به گونه ای اعمالش را در چارچوب آن آرمانها، زشت و زیبا میبیند. اگر کسی آخرت را باور نکرد و دنیا را تنها جایگاه حیات ارزیابی نمود، لذت و رنج و زشت و زیبای او نیز به همین جا محدود میگردد. از این رو، یکی از وظایف پیامبران نشان دادن عوالم دیگر و گسترده کردن افق دید انسانهاست.کلمه «يعمهون» از ریشه «عمه» به معنای کوری و بی بصیرتی است و از این رو که کوری باطنی همراه با تحیر و سرگردانی است. قرآن این گروه از منکران قیامت را کوران سرگردان و متحیر می شمرد .
وَإِذا قرأت القرآن جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْنُوراً ، وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّهُ أَنْ يَنْفَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وقُراً وَ إِذا ذكَرْتَ رَبُّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراًو چون قرآن بخوانی میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند پرده ای پوشیده قرار میدهیم و بر دلهایشان پوششها می نهیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی قرار میدهیم و چون در قرآن پروردگار خود را به یگانگی یادکنی با نفرت پشت میکنند.این آیات یکی از آثار مهم ایمان نداشتن به عالم آخرت را یادآور میشود: کسی که به عالم آخرت ایمان نداشته باشد، قدرت فهم عمیق قرآن را ندارد و در قدرت شنیداری اش نسبت به آیات قرآن نیز سنگینی است؛ کنایه از اینکه حوصله شنیدن آیات را ندارد. در اینکه منظور از «حجاب مستور چیست میان مفسران دو نظر هست: برخی آن را حجاب غیرمادی میان پیامبر و منکران معاد میدانند و با اینکه آن حضرت را به ظاهر در حال قرائت می بینند، پرده معنوی میان آنان و حضرت آن چنان ضخیم است که گویا پیامبر و قرائت او را نمی بینند این پرده کنایه از دیوار بی اعتمادی و لجاجت و تعصب است که با وجود آن، خواندن آیات از سوی پیامبر بر کفار هیچ ثمره ای نداردچون غرض آمد هنر پوشیده شدصد هزاران عیب سوی دیده شدگروهی نیز این پرده را حجابهای غیرمادی از نوعی که واقعاً شخص پیامبر را نبیند،تفسیر کردماند.ظاهرا وصف حجاب با کلمه «مستور» نشان میدهد که آن حجابها از نوع ضخیم است. آیه بعد این نوع حجاب را توضیح می دهد: هوَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّهُ أَنْ يَفقهوه»؛ یعنی بر قلوبشان غلافهایی نهادیم تا قرآن را عمیقاً نفهمندم«اکند» یا از «کن» به فتح کاف است. به معنای پوشاندن و محفوظ داشتن، یا از «کن» به کسر کاف است. به معنای غلاف یا ظرفی که چیزی در آن پوشیده شود و جمع آن «اکنه» و «اکنان» است. بنابر این انسانهای منکر عالم آخرت نه به یک ،پرده بلکه به انواع پرده هایی که مانع از فهم عميق آیات میشوند دچارندفقه (فهم عمیق) قرآن به معنای دانستن مفاهیم عبارات و دانش قرآن نیست، بلکه رسیدن به علم غایب به وسیله علم آشکار است. در حقیقت فاصله میان علم آشکار تا حل مجهولات و علم پنهان را تفکر پر میکندهر في آذانهم وتراً»؛ «وقر» بر وز

۱

۱۰:۲۷

بازارسال شده از parya
ن عقل به معنای گوش گران و ثقل سامعه است که این نیز از جمله آثار عدم ایمان به آخرت میباشد پیامهای عمیق دین را یا باید با تفکر و یا به مدد فقیه و قرآن شناس دریابیم این گروه نه خود اهل تفقه در آیات اند و نه گوش شنوا دارند. هوَ إِذا ذَكَرْتَ رَبُّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً»؛ جلوه سوم انکار جهان آخرت و حجاب معنوی میان پیامبر اکرم و آنان نفرت و اعراضشان به هنگام تذکر توحیدی خداوند است. در سوره مدثر شدت این روی گردانی به فرار گوره خران رم کرده از شیر ژیان تشبیه شدهكانهم حمرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ ، فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍبه خران رمنده ای مانند که از پیش شیری گریزان شده است.سه. غوطه ور شدن در گناهانأَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ، فَذَلِكَ الَّذِي يَدْعُ الْيَتِيمَ ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ " آیا کسی را که روز جزا را دروغ میخواند دیدی؟ این همان کس است که یتیم را به سختی میداند و به خوراک دادن بینوا ترغیب نمیکند.این آیات دو پیامد مهم تکذیب مسئولیت و نظام جزا و پاداش در قیامت را ارتکاب دو عمل غیر انسانی می داند یکی راندن خشن و تند یتیمان و بی سرپرستان از گرد خود است و دوم ترغیبنکردن دیگران به سیر نمودن ،مسکینان این ترغیب کمترین وظیفه انسانی اغنیاست. کم فروشی در روابط اقتصادی از دیگر آثار ایمان نداشتن به قیامت است. قرآن در آغاز سوره مطففین به این اثر اشاره کرده آن را ناشی از بی اعتقادی به رستاخیز می داند:قتل الطنين . - ألا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍوای بر کمفروشان مگر آنان گمان نمی دارند که برانگیخته خواهند شد؟ [در] روزی بزرگهجالب آنکه در این آیه به جای استفاده از واژه «علم» به روز رستاخیز، از واژه «گمان و ظن»استفاده شده است؛ یعنی گمان به رستاخیز کافی است تا انسان از چنین فسادی روی برتابد مستی و شانه خالی کردن از وظایف دینی از جمله آثار ایمان نداشتن به آخرت میباشد که در قرآن بدان اشارت رفته است. اگر کسی از نظر علمی و عقلی قیامت را پذیرفته باشد، اما بدان باوری قلبی نداشته باشد، موجب قرار انسان از تکلیف شده از سویی باعث میشود که برای تکلیف گریزی نیز مجوز بیابدمثلاً در سوره توبه آمده مؤمنان به خدا و روز قیامت هیچگاه برای جهاد با اموال و جانهای خود از تو اجازه نمیگیرند بلکه هنگامی که شرایط جهاد مالی و جانی پیش آید، مشتاقانه زیربار انجاموظیفه میروند سپس در ادامه می فرماید:إِنما يَسْتأذتكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَاوْ تَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَبِّهِمْ يَتَرَدَّدُونَ. تنها کسانی از تو اجازه میخواهند به جهاد نروند که به خدا و روز بازیسین ایمان ندارند و دلهایشان به شک افتاده و در شک خود سرگردانند .این آیات شاخصهای به دست میدهد تا کسانی را که مدعی ایمان اند، از مؤمنان حقیقیبرخی از تاثیرات یادآوری خانه اخرتدستیابی به مقام اخلاصواذكر عبادنا إبراهيم وإسحاق ويعقوب أولى الأيدى و الْأَبْصارِ . إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخالِصَةٍذكرى الدار.و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و دیده ور بودند به یادآور، ما آنان را باموهبت ویژهای که یادآوری آن سرای بود - خالص گردانیدیم.خالص یعنی عاری از عیب و آلودگی و حقیقت اخلاص نیز بیزاری و دوری جستن از هر چیز غیر از خداست آیه نخست حضرت ابراهیم، اسحاق و یعقوب را مردانی نیرومند و با استقامت و نیز صاحبان بصیرت و بینایی توصیف کرده است.أيه دوم تعلیل آیه پیشین است. یعنی اگر اینان صاحبان قدرت و بصیرت اند از این روست که ماآنان را به خصلتی پاک و خالص ویژه ساختیم و آن عبارت است از یادآوری خانه آخرت. یاد دائمی خانه آخرت موجب میشود انسان به مقام اخلاص برسد و اخلاص نیز سبب میگردددر راه انجام وظایف الهی قدرتمند استوار و صاحب بصیرت شوند. از این رو، مردان خدا به سرای دیگر توجهی عمیق و مستمر دارند؛ گویی همیشه در برابر چشمانشان حاضر است و چون نگاهشان در ماورای این زندگی زودگذر به سرای جاوید است، همواره برای آن میکوشند جالب اینکه خداوند در اینجا «سرا» و خانه را مطلق ذکر کرد و نفرمود خانه آخرت؛ از این رو که بفهماند در واقع خانه اصلی انسان آخرت است و قرارگاه های دیگر تنها گذرگاهیبرای رسیدن به آن خانهاستقامت و انجام عمل صالحایمان به روز جزا در اسقامت انسان و انجام اعمال صالح نیز مؤثر است این آثار در بسیاری از آیات آمده است. مثلاً در سوره بقره به درگیری سپاهیان طالوت با جالوت اشاره شده که سرانجام سپاهیانپرتعداد جالوت از سپاهیان کم شمار جالوت شکست خوردند قرآن در اینجا به گروهی خاص از سپاهیان طالوت اشاره میکند که به دیدار خداوند و ثواب آخرت امید دارند.قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةٌ

۱

۱۰:۲۷

بازارسال شده از parya
كَثِيرَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرِينَ. کسانی که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند: «یسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با شکیبایان است.»برخی مفسران گفته اند که مراد از «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا «الله» گروه خالصی است که به ملاقات خدا و ثواب او پس از مرگ یقین داشتند. در واقع به نظر این مفسران «ظن» در اینجا به معنای یقین است. اما برخی نیز بر این عقیده اند که واژۀ «ظن» به معنی «گمان» است و گمان به لقای خدا در روز رستاخیز موجب پایداری انسان در پیکار با دشمنان میشود. از این رو ملاقات پروردگار را کنایه از رحمت و الطاف او در قیامت دانسته اند که مؤمنان ،صابر هیچگاه خود را شایسته رسیدن به آن نمی دانند اما نسبت به آن امیدوارند.

۱

۱۰:۲۷