SAVE_20260803_191215.jpg
۸۸۹.۴۴ کیلوبایت
۳۰۴
۱۵:۴۳
رفت از فراق روی تو عمرم به سر، ولیپایم نمیرود که ز پیش تو بگذرم
شیرینتری ز عمر و من اندر فراق توفرهادوار محنت و تلخی همی برم
ای عمر عاریت! مکن از پیش من کنارتا در کنار خویش چو جانت بپرورم
#اوحدی
@taghaafol
شیرینتری ز عمر و من اندر فراق توفرهادوار محنت و تلخی همی برم
ای عمر عاریت! مکن از پیش من کنارتا در کنار خویش چو جانت بپرورم
#اوحدی
@taghaafol
۲۲۸
۱۶:۲۰
SAVE_20260804_194753.jpg
۱.۳۲ مگابایت
۲۸۰
۱۶:۲۱
SAVE_20260806_203847.jpg
۱.۱۴ مگابایت
۲۲۵
۱۷:۰۹
۱۴۴
۱۹:۱۱
SAVE_20260807_224100.jpg
۱.۳۹ مگابایت
۱۶۹
۱۹:۱۱
از دیدن من دست بردار و تمامم کنراهم اگر سمت تو آمد سر به راهم کنمن چیزی از چشمان زیبایت نمیخواهمگاهی فقط گاهی از آن بالا نگاهم کن
#روزبه_کشاورز@taghaafol
#روزبه_کشاورز@taghaafol
۱۱۱
۱۴:۴۴
این پسره تو در اومدنِ چندتا دندونِ اخیرش خیلی اذیت و کلافه شده. امشب از سر شب هی غر میزد و میچسبید به من. منی که از 7 صبح بیدار بودم و کلی خسته بودم و دو سه بار تا مرز بیهوش شدن پیش رفته بودم، به خیال خودم داشتم آرومش میکردم که ساعت 23:30 تصمیم گرفت از غفلت من نهایت بهره رو ببره و از یه مسیر سخت عبور کنه و با فتح چند مبل و گذر از چند بالشت بزرگ، یه گلدون بزرگ رو با مغز بزنه زمین و کنج پذیرایی رو زیر گِل دفن کنه.لحظهای که ممکن بود مثل زودپز منفجر بشم، چشاشو درشت کرد و دستاشو به دو طرف کج کرد و با ابروهای بالازده گفت: «نیششش». یعنی نیست! یعنی اون گلدونی بود که دو هفته پیش با اصرار مامان خریدی و با مکافات توش گل کاشتین؛ دیگه نیست. سابیدی به الک پدر عزیزم.خودش که ده دقیقه بعدش فاتحانه رفت خوابید! ولی من موندم و تن رنجور و مغز متلاشی و جارو و خاک انداز و گلدون موقت و کیسه برای خاک و کار تا ساعت 1 بامداد! و یکشنبهای که باید بازم علیالطلوع برم سرکار.هیچی دیگه. نتیجه اخلاقی خاصی نداشت. فقط خواستم یه چیزی گفته باشم.
۸۶
۲۲:۰۱