۶۷
۶:۱۹
«غفلت»
خدا!نگاه پیدایت نگاه پنهانت حتیهمه جا با من بودو من چه غافلاز این نگاه گذشتم؛چنان که بهاراز باور تخته سنگ؛چنان که آفتاباز عمیق دره؛چنان که ماهاز آرزوی پلنگ؛«و غفلت، چه دریغ مطولی دارد!»*__*-وامی از زنده یاد سلمان هراتی.
#تقی_متقی @taghimottaghi40
خدا!نگاه پیدایت نگاه پنهانت حتیهمه جا با من بودو من چه غافلاز این نگاه گذشتم؛چنان که بهاراز باور تخته سنگ؛چنان که آفتاباز عمیق دره؛چنان که ماهاز آرزوی پلنگ؛«و غفلت، چه دریغ مطولی دارد!»*__*-وامی از زنده یاد سلمان هراتی.
#تقی_متقی @taghimottaghi40
۱۰۲
۱۸:۲۳
«خسته»(در هوای انتظار)
بی تومثل سنگ، بی صدامثل بید، سر به زیرمثل غنچه، تنگدلنشسته ایم؛در به روی خویش بسته ایمخسته ایم!
#انتظار#موعود#جمکران#غزه
#تقی_متقی @taghimottaghi40
بی تومثل سنگ، بی صدامثل بید، سر به زیرمثل غنچه، تنگدلنشسته ایم؛در به روی خویش بسته ایمخسته ایم!
#انتظار#موعود#جمکران#غزه
#تقی_متقی @taghimottaghi40
۷۵
۶:۳۰
«کوتاه نوشت»
اگر دوست دارید دیگران به شما عشق بورزند، پیشتر شما تمام عشقتان را نثارشان کنید!
#جملات_کوتاه #زیبانوشت #جادوی_کلمات
#تقی_متقی @taghimottaghi40
اگر دوست دارید دیگران به شما عشق بورزند، پیشتر شما تمام عشقتان را نثارشان کنید!
#جملات_کوتاه #زیبانوشت #جادوی_کلمات
#تقی_متقی @taghimottaghi40
۶۲
۱۸:۰۰
#تقی_متقی
۶۶
۸:۲۹
.
«حیات نو»
کربلا یعنی حیاتی نو؛کامکاران گر چه خود مردندبی گمان در باخت هم بردند.
#سه_گانی
#تقی_متقی@taghimottaghi40
«حیات نو»
کربلا یعنی حیاتی نو؛کامکاران گر چه خود مردندبی گمان در باخت هم بردند.
#سه_گانی
#تقی_متقی@taghimottaghi40
۵۱
۱۴:۱۵
سلام لطفاً این مطلبم در گروهها قرار دهید برای نجات فرهنگ اصیل فارسی 









زبان فارسی ما دارد خفه میشود!
نه با گلوله، نه با سانسور...
که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس»«فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک»«طرح» شده «پروژه»«گروه» شده «تیم»، «طراحی» شده «دیزاین»«فراگیر» شده «ترند»«هدف» شده «تارگت»«آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش»«رایگان» شده «فری»«ویژه» شده «پریمیوم»«مکان» شده «لوکیشن»«پوشه» شده «فولدر»«پرونده» شده «فایل»«پخش» شده «پلی»«مکث» شده «پاز»«واکنش» شده «ریاکشن»«متن» شده «تکست»«رنگ» شده «کالر»«قلمنوشت» شده «فونت»«زمینه» شده «تم»«داده» شده «دیتا»«برخط» شده «آنلاین»«خارج از خط» شده «آفلاین»«فشردن» شده «کلیک»«بازدید» شده «ویو»«پاسخ» شده «ریپلای»«کاوش» شده «اکسپلور»«سبک» شده «استایل»«عملکرد» شده «پرفورمنس»«حذف» شده «دلیت»«رونویسی» شده «کپی»،«نوشته» شده «پست»«پسند» شده «لایک»«داستان» شده «استوری»«جعلی» شده «فیک»«بینقص» شده «پرفکت»و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.
اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیمیعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آینده
تو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی.داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی.و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...
و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.
زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر نه اندیشه نه عزت.
برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه...
سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر ایران










نه با گلوله، نه با سانسور...
که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس»«فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک»«طرح» شده «پروژه»«گروه» شده «تیم»، «طراحی» شده «دیزاین»«فراگیر» شده «ترند»«هدف» شده «تارگت»«آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش»«رایگان» شده «فری»«ویژه» شده «پریمیوم»«مکان» شده «لوکیشن»«پوشه» شده «فولدر»«پرونده» شده «فایل»«پخش» شده «پلی»«مکث» شده «پاز»«واکنش» شده «ریاکشن»«متن» شده «تکست»«رنگ» شده «کالر»«قلمنوشت» شده «فونت»«زمینه» شده «تم»«داده» شده «دیتا»«برخط» شده «آنلاین»«خارج از خط» شده «آفلاین»«فشردن» شده «کلیک»«بازدید» شده «ویو»«پاسخ» شده «ریپلای»«کاوش» شده «اکسپلور»«سبک» شده «استایل»«عملکرد» شده «پرفورمنس»«حذف» شده «دلیت»«رونویسی» شده «کپی»،«نوشته» شده «پست»«پسند» شده «لایک»«داستان» شده «استوری»«جعلی» شده «فیک»«بینقص» شده «پرفکت»و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.
اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیمیعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آینده
تو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی.داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی.و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...
و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.
زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر نه اندیشه نه عزت.
برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه...
سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر ایران
۱۸۰
۱۴:۴۷
"پا به پای دل"
می روی از خودت جا نمانی"اربعین"، می زنی دل به جادهپا به پای دلت؛ مثل هر سالکربلا کیف دارد پیاده!
#تقی_متقی@taghimottaghi40
می روی از خودت جا نمانی"اربعین"، می زنی دل به جادهپا به پای دلت؛ مثل هر سالکربلا کیف دارد پیاده!
#تقی_متقی@taghimottaghi40
۳۵
۱۸:۰۴
.
«کرم و سیب»
کرم کوچکی هستتوی سیب پنهانجای بودنش تنگعین کنج زندان
روز و شب برایشهر دو تیره و تارمی خورد سرش ازهر طرف به دیوار
حال او گرفتهاز هوای این سیبقصد کوچ داردسوی سنبل الطیب*----------------------------------------------*- گیاهی دارویی و آرامبخش.
#شعر_کودک
#تقی_متقی@taghimottaghi40
«کرم و سیب»
کرم کوچکی هستتوی سیب پنهانجای بودنش تنگعین کنج زندان
روز و شب برایشهر دو تیره و تارمی خورد سرش ازهر طرف به دیوار
حال او گرفتهاز هوای این سیبقصد کوچ داردسوی سنبل الطیب*----------------------------------------------*- گیاهی دارویی و آرامبخش.
#شعر_کودک
#تقی_متقی@taghimottaghi40
۲۶
۱۹:۲۶
«شکوه پاینده»(در سوگ رسول مهربانی(ص))
شب، سیاه پوشیده، در هوای اندوهتروز، روی نیلی کرد، زیر پای اندوهت
خاک می کند بر سر، گردباد توفندهناله می کند یکسر، رعد، رعد غرنده
خلق، مو پریشانند، می دوند و حیرانندمثل ابر، گریانند، حال خود نمی دانند
با حضور پرشورت، ما به عشق خو کردیمدر مصیبت مرگت، مرگ آرزو کردیم
ای که بودنت خورشید، توی متن ظلمت هاآبدیده شد توحید، در نبرد با بت ها
جز خدا که می داند، رتبه ی بلندت راجز «علی» که فهمیده، جان دردمندت را
ای شکوه پاینده، ای تو جان جان جان!جان ما فدای تو، ای رسول انس و جان!
#تقی_متقی @taghimottaghi40
شب، سیاه پوشیده، در هوای اندوهتروز، روی نیلی کرد، زیر پای اندوهت
خاک می کند بر سر، گردباد توفندهناله می کند یکسر، رعد، رعد غرنده
خلق، مو پریشانند، می دوند و حیرانندمثل ابر، گریانند، حال خود نمی دانند
با حضور پرشورت، ما به عشق خو کردیمدر مصیبت مرگت، مرگ آرزو کردیم
ای که بودنت خورشید، توی متن ظلمت هاآبدیده شد توحید، در نبرد با بت ها
جز خدا که می داند، رتبه ی بلندت راجز «علی» که فهمیده، جان دردمندت را
ای شکوه پاینده، ای تو جان جان جان!جان ما فدای تو، ای رسول انس و جان!
#تقی_متقی @taghimottaghi40
۳۸
۴:۱۳