۲۶
۸:۰۶
حوزهی اول در مدل جفری یانگ، حوزه جدایی و طرد (Disconnection & Rejection) هست .
اولین طرحوارهی این حوزه، طرحوارهی رهاشدگی یا بیثباتی هست .
این طرحواره یعنی:
من یه جایی،یه روزی، توسط کسی که دوستش دارم، رها میشمهیچ رابطهای برای من ثابت و ماندگار نیست.
آدمی که این طرحواره را داره ،در عمق وجودش یک ترس قدیمی داره :
ترس از اینکه هرکس به او نزدیک بشه ، دیر یا زود ترکش خواهد کرد.نه چون طرف بد ه ، نه چون واقعاً نشانهای هست
بلکه چون درونیترین لایهی روان چنین باوری را ساخته.
وقتی کودک در سالهای اولیه زندگیاش:
ذهن کودک نتیجه میگیره :ثبات وجود نداره ،آدمها میرن و من تنها میمونم.
این تبدیل میشه به یک لنز ، که فرد در بزرگسالی با اون دنیا را میبینه.
طرحواره رهاشدگی رفتارش را شکل میده:
(چون طرحواره، آشنا را انتخاب میکنه نه سالم را)
یک جمله خیلی عمیق:
من ارزش ماندن را ندارمآدمهایی که دوستشون دارم، بالاخره منو ترک میکنند .
دردش این نیست که واقعاً ترک میشه ؛دردش اینه که ، مدام در انتظار ترک شدنه .
آسیب از ترس میاد ، نه از اتفاق .
جفری یانگ میگه :
این طرحواره تو را در چرخهای از روابط بیثبات میندازه ، چون تو از ثبات میترسی اما در عین حال بیثباتی برات آشناست.
۲۷
۹:۲۶
بازارسال شده از مطب مامایی طاهرابادی
تأثیر محبت والدین بر رشد کودک!
️محبت فیزیکی مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن و نوازش کودک تنها ابراز علاقه نیست، بلکه میتواند در احساس امنیت و رشد سالم عاطفی و شناختی او نقش داشته باشد.
️این تعاملات محبتآمیز با تقویت دلبستگی، تنظیم هیجان و کاهش استرس همراه هستند و به شکلگیری روابط اجتماعی سالم در آینده کمک میکنند.
️روابط گرم، پاسخگو و حمایتگر والدین، بهویژه در سالهای نخست و بطور ویژه در شش ماهه اول زندگی، از عوامل مهم در رشد سالم مغز و سلامت روان کودک محسوب میشود.
۱
۱۶:۴۳
ژوان رافائل
بارداری آغازگر داستانی غریب است. در این وضعیت، دو بدن درون یکدیگر جای میگیرند. دو انسان زیر یک پوست زندگی میکنند؛ اتحادی عجیب که یادآور دوران جنینی همان زن باردار در رحم مادرش است، سالها پیش از آن. در دنیایی که بخش زیادی از زندگی ما به حفظ یکپارچگی و هویت فردی اختصاص یافته، این همزیستی بدنی واقعیتی غیرعادی و شگفتانگیز به شمار میآید.
#بارداری#ژوان_رافائل
#بارداری#ژوان_رافائل
۲۲
۱۰:۰۴
چطور از طرحواره رهاشدگی جدا بشی ؟
اون اضطرابی که وقتی طرف دیر جواب میده میری توش،
این مال امروز نیست.این مال بچگیه؛ وقتی کسی نبود که بهت حس ثبات بده.همین که بفهمی ریشه کجاست، نصف مشکل حل میشه.
طرحواره میخواد زود بری سراغ:پیامبارون کردن قهر، سوال پشت سوال، دعوا ...
ولی تو یک کار کن:۹۰ ثانیه صبر کن.در این ۹۰ ثانیه از خودت بپرس:
واقعیه؟ یا ذهنم داره فیلم میسازه؟
۹۰٪ مواقع فیلمه!
وقتی طرحواره ات فعال شه،بدنت میره روی حالت هشدار:قلب تند میزنه دلهره میاد سراغت ،دستپاچه میشی ،آب دهنت خشک میشه ، عرق میکنی و ...
اول بدنت را اروم کن :
– چند تا نفس آروم
– یه قدم کوتاه
– یه لیوان آب
– یه نوشته کوچیک
بعد برو سراغ فکر کردن.
بدن که آروم شه، ذهنت عقلانیتر میشه.
ذهنت همهچی رو برداشت اشتباه میکنه:
دیر جواب → رفته
خستگی → دیگه نمیخواد
کمحرفی → یه نفر دیگه هست
نه عزیزم.اینها اتفاقهای طبیعی رابطهست.نه نشونهی رفتن.
طرحواره شما را میترسونه که:اگه مرز بذاری، ولت میکنه.
ولی واقعیت اینه:کسی که با یک مرز سالم میره،همونی بود که اصلاً نمیخواست بمونه.
مرز = احترام به خودتنه تهدید به رابطه.
این راهکارها نیاز به تمرین وتکرار داره . اگر قصدت اینه که هرچه زودتر از این طرحواره خلاص بشی ، پس تصمیم بگیر که تمرین و تکرار کنی
۲۰
۱۷:۱۳
Tahereh Taherabadi:شاید پژواکی از نخستین تجربه زندگی باشد؛زمانی که در آغوش هستی، در رحم مادر،بیهیچ جدایی، بیهیچ ترس و نیازی،در امنیتی کامل آرمیده بودیم.از آن روز به بعد،تمام عمر در پی بازآفرینی همان احساس میدویم؛اما اشتباه از جایی آغاز میشود که انتظار داریم انسانی دیگر،ما را به آن بهشت گمشده بازگرداند.هیچ عاشقی نمیتواند بار خوشبختی تو را بر دوش بکشد
ما از کودکی با این رؤیا بزرگ میشویم که روزی کسی از راه خواهد رسید؛کسی که تمام کمبودها را پر کند،تمام زخمها را التیام ببخشد،و ما را برای همیشه به آرامش برساند.ذهن، تصویری از یک معشوق بینقص میسازد؛انسانی که قرار است خوشبختی را به ما هدیه دهد.اما حقیقت این است که هیچ انسانی چنین قدرتی ندارد.آن اشتیاق عمیق برای یکی شدن با دیگری،آن حسِ گمشدهای که مدام در جستجویش هستیم،
هیچ رابطهای قادر نیست خلأ درون انسانی را که هنوز با خودش آشتی نکرده، پر کند.عشقِ حقیقی از نیازمندی متولد نمیشود،از وفور متولد میشود.زمانی که درونت بالغ شود،وقتی تنهاییات به آرامش بدل گردد،وقتی سرچشمه محبت را در قلب خودت پیدا کنی،دیگر به دنبال کسی نخواهی بود که تو را کامل کند.آنگاه عشق، خواهش و وابستگی نیست؛بخشیدن است.جریان یافتن است.سرریز شدن نوری است که از درون خودت برمیخیزد.و شگفت آنکه درست در همین لحظه،وقتی دیگر کسی را برای نجات خود نمیخواهی،#عشق واقعی به سوی تو میآید؛زیرا انسانها بیش از آنکه جذب نیاز شوند،مجذوب قلبی میشوند که به کمالی آرام و بیادعا رسیده است.
ما از کودکی با این رؤیا بزرگ میشویم که روزی کسی از راه خواهد رسید؛کسی که تمام کمبودها را پر کند،تمام زخمها را التیام ببخشد،و ما را برای همیشه به آرامش برساند.ذهن، تصویری از یک معشوق بینقص میسازد؛انسانی که قرار است خوشبختی را به ما هدیه دهد.اما حقیقت این است که هیچ انسانی چنین قدرتی ندارد.آن اشتیاق عمیق برای یکی شدن با دیگری،آن حسِ گمشدهای که مدام در جستجویش هستیم،
هیچ رابطهای قادر نیست خلأ درون انسانی را که هنوز با خودش آشتی نکرده، پر کند.عشقِ حقیقی از نیازمندی متولد نمیشود،از وفور متولد میشود.زمانی که درونت بالغ شود،وقتی تنهاییات به آرامش بدل گردد،وقتی سرچشمه محبت را در قلب خودت پیدا کنی،دیگر به دنبال کسی نخواهی بود که تو را کامل کند.آنگاه عشق، خواهش و وابستگی نیست؛بخشیدن است.جریان یافتن است.سرریز شدن نوری است که از درون خودت برمیخیزد.و شگفت آنکه درست در همین لحظه،وقتی دیگر کسی را برای نجات خود نمیخواهی،#عشق واقعی به سوی تو میآید؛زیرا انسانها بیش از آنکه جذب نیاز شوند،مجذوب قلبی میشوند که به کمالی آرام و بیادعا رسیده است.
۲۰
۱۰:۰۹
طرحواره بی اعتمادی - بدرفتاری
طرحواره بی اعتمادی وبدرفتاری ، چطور شکل میگیره؟
این طرحواره یهویی ساخته نمیشه! ذرهذره شکل میگیره.از همون جاهایی که کودکقرار بوده امن باشهولی نبوده.
مثلاً:
اینجا مغز کودک گیج میشه.نمیدونه به کی باید تکیه کنه.
و یه نتیجه ساده میگیره: اعتماد خطرناکه.
گاهی حتی لازم نیست مستقیم آسیب ببینه.کافیه ببینه:
اونوقت ذهن کودک آروم میگه:اگه نزدیک بشی، زخمی میشی.
و مغزش یه نتیجه میگیره:
دنیا جای امنی نیست.
اینجا ذهن کودک یاد میگیره:
اعتماد = خط
و برای زنده موندن و بقایه سپر میسازهبه اسم بیاعتمادی.
سپری که اون موقع نجاتش داده!
اما امروزداره زندگیش رو تنگ میکنه.
۱۸
۸:۰۴
معمولاً سردرگمی های وجود دارد. برخی از مادران، در واقع، به ندرت ۵۰ درصد ظرفیت دارند.
#دونالد_وینیکات #مادر_و_جنین#بارداری
A Note on the Mother_Foetus Relatiobship.
۲۰
۹:۰۹
۱۵
۹:۲۵
بازارسال شده از ✨روانشناسی با دکتر طاهره طاهرآبادی
نشانههای دلبستگی ایمن در رابطههای بلندمدت نشانههای دلبستگی ایمن در رابطههای بلندمدت، معمولاً در کیفیتِ ثبات هیجانی و شیوه مدیریت تعارض دیده میشود. در چنین رابطهای، صمیمیت با نزدیکشدن بیشتر کمرنگ یا اضطرابآمیز نمیشود؛ رفتارها قابل پیشبینیترند و فرد هم در لحظههای آرامش و هم در زمان فشار، احساس امنیت روانی را تجربه میکند. یکی از شاخصهای اصلی، اعتمادِ واقعبینانه است؛ نه کورکورانه. در دلبستگی ایمن، فرد بدون بزرگنماییِ احتمالِ بدترین سناریوها، میتواند به پیامها، نیتها و تعهدهای طرف مقابل معنا بدهد. همچنین خودمختاری حفظ میشود: نیاز به ارتباط، به قطعیت و کنترل افراطی تبدیل نمیگردد و زندگی بیرون از رابطه ارزش و جایگاه خود را دارد. در تعارضها، سبک گفتوگو سازندهتر است. به جای فرو رفتن در سرزنش یا حمله، تمرکز روی حل مسئله و فهم دیدگاه مقابل قرار میگیرد. فاصله گرفتنهای طولانیِ ناشی از ترس، جای خود را به ترمیم رابطه میدهد؛ یعنی با وجود اختلاف، امکان بازگشت به آرامش و همدلی فراهم میماند. همدلی و پذیرش در کنار مرزبندی سالم نیز برجسته است. طرفین میتوانند احساسات یکدیگر را بپذیرند، بدون اینکه دردِ طرف مقابل بهانهای برای نادیدهگرفتن مرزها شود. نتیجه این الگو، افزایش رضایت طولانیمدت و کاهش فرسودگی عاطفی است. جمعبندی روشن این است که دلبستگی ایمن در رابطههای بلندمدت با امنیت، اعتماد واقعبینانه، خودمختاریِ محترمانه و توان ترمیم در تعارض شناخته میشود؛ الگوهایی که پایه ثبات و رشد رابطه را فراهم میکنند.
@drtaherabadi
@drtaherabadi
۱
۱۷:۱۷