جلسه جذاب امروز با حضور دوستان خلاق
بسیار سپاسگزارم از وقتی که در اختیارم قرار دادید
بسیار سپاسگزارم از وقتی که در اختیارم قرار دادید
۶۳
۴:۱۲
جلسه سوم کارآگاه خلاقیت.m4a.mp3
۴۹:۴۱-۴۶.۳۹ مگابایت
مرور جلسه اول و دومچیستی خلاقیت 4 قلمرو خلاقیت از 16 قلمرو با مثالهای جدیدپرونده زنبور خلاق
بشنوید: پادکست جلسه سوم کارآگاه خلاقیت
نکات متنوعی دربارهی پرورش خلاقیت وجودی
لینک تهیه کتاب دیجیتال «مرگهای کوچک من»
لینک تهیه نسخه چاپی «مرگهای کوچک من»
عضویت در گروه قبیله خالقان:@creativepeople1405
#پادکست #خلاقیت
@tahereh_khademi
www.taherehkhademi.ir
#پادکست #خلاقیت
۱۸۱
۴:۲۳
اینبار تو هم دعوتی به «پلاک کتاب»
«تله شادمانی | جلسه چهارم»
پنجشنبه ۱۹ شهریور | ساعت ۱۷:۰۰
مدرس: طاهره خادمی
تسهیلگر: نرگس صحرائی تیل
منتظر حضورتون توی این جلسه هستیم، قراره چند ساعتی با هم از تلهی همیشه شاد بودن حرف بزنیم.
️
برای شرکت تو جلسه به آیدی پایین پیام بدید:@Gapyartil
طاهره خادمی | کوچ مهارتهای زندگی و رشد خلاقانه#دورهمی
@tahereh_khademi
https://taherehkhademi.ir/
پنجشنبه ۱۹ شهریور | ساعت ۱۷:۰۰
منتظر حضورتون توی این جلسه هستیم، قراره چند ساعتی با هم از تلهی همیشه شاد بودن حرف بزنیم.
برای شرکت تو جلسه به آیدی پایین پیام بدید:@Gapyartil
۵۶
۵:۰۳
سفر خلاقیت: از بشر تا انسان
فردا جلسه چهارم «تله شادمانی» است. برای این دوره، قراری گذاشتهایم که کتاب را بخشبخش پیش ببریم و به گفتگو بنشینیم؛ تصمیمی که کمک میکند کتاب را دقیقتر و با تعامل بیشتری جلو ببریم. قرارمان این است که در این جلسات، از تجربهها، خاطرات و تغییرات کوچکی بگوییم که در خلال خواندن کتاب، در زندگیمان ایجاد کردهایم.
بخش این هفته کتاب، فرمول جذابی داشت:«ذهنآگاهی + ارزشها + عمل متعهدانه = انعطافپذیری روانشناختی»
اسمش را گذاشتهام «فرمول سلامت روان». فرمولی که اگر دقیق و بدون فشارِ زمانبندیِ سختگیرانه اجرا شود، میتواند آدم را از سطح «بشر» به مرتبه «انسان» برساند.
چرا این تفاوت مهم است؟ چون کلمه «بشر» بیش از هر چیز به کالبد و ظاهرِ ما اشاره دارد، اما «انسان» به واسطهی فضایل و کمالاتی که در مسیر رشد به آنها دست مییابد، معنا پیدا میکند.
حالا این انسان، عزمش را جزم میکند تا در دلِ ناملایمات و سختیهایی که شاید خودش هم نقشی در رقم خوردنشان نداشته، «خلاقانه» زندگی کند.
ما در این جلسات، نه به دنبال حالِ خوبِ گذرا هستیم و نه نسخه پیچیدن برای دیگران.
ما کنار هم جمع میشیم تا یاد بگیریم در مسیر زندگیمان، هر بار نسخه بهروزتر و اصیلتری از خودمان بسازیم؛ نسخهای که نه با نظر دیگران به تلاطم میافتد و نه در درون، با خودش در جنگ است.
و شاید باید بیشتر به این جمله بنگریم:ما فقط بشر به دنیا میآییم؛ اما انسانِ خلاق شدن یک انتخاب است!
طاهره خادمی | کوچ مهارتهای زندگی و رشد خلاقانه#دورهمی
@tahereh_khademi
https://taherehkhademi.ir/
فردا جلسه چهارم «تله شادمانی» است. برای این دوره، قراری گذاشتهایم که کتاب را بخشبخش پیش ببریم و به گفتگو بنشینیم؛ تصمیمی که کمک میکند کتاب را دقیقتر و با تعامل بیشتری جلو ببریم. قرارمان این است که در این جلسات، از تجربهها، خاطرات و تغییرات کوچکی بگوییم که در خلال خواندن کتاب، در زندگیمان ایجاد کردهایم.
بخش این هفته کتاب، فرمول جذابی داشت:«ذهنآگاهی + ارزشها + عمل متعهدانه = انعطافپذیری روانشناختی»
اسمش را گذاشتهام «فرمول سلامت روان». فرمولی که اگر دقیق و بدون فشارِ زمانبندیِ سختگیرانه اجرا شود، میتواند آدم را از سطح «بشر» به مرتبه «انسان» برساند.
حالا این انسان، عزمش را جزم میکند تا در دلِ ناملایمات و سختیهایی که شاید خودش هم نقشی در رقم خوردنشان نداشته، «خلاقانه» زندگی کند.
ما در این جلسات، نه به دنبال حالِ خوبِ گذرا هستیم و نه نسخه پیچیدن برای دیگران.
و شاید باید بیشتر به این جمله بنگریم:ما فقط بشر به دنیا میآییم؛ اما انسانِ خلاق شدن یک انتخاب است!
۷۱
۵:۲۲
امروز در مسیرِ خلق یک زندگی خلاقانه، پنجشنبهای پر از پویایی و رنگ در پیش دارم؛ روزی که قرار است در سه ایستگاهِ پرمعنا بگذرد:
صبح با مادرانِ صبور خیریه همکلام میشوم تا از ۵ نیاز اساسی در «تئوری انتخاب» بگوییم. برای اینکه این مفاهیم عمیق، ساده و ماندگار در ذهن بنشینند، آنها را روی ۵ انگشت دست نشاندهام و با حروف اولشان کلمهی رمزیِ «عاقبت» را ساختهام.
میتوانید کلمات این رمز را بگویید؟
در ایستگاه دوم، به دیدارِ ماهدخترها میروم تا در ادامهی گفتوگوهایمان دربارهی ظهور، اینبار از تفاوتِ ظریفِ میان یک «داستان واقعی» و یک «حقیقت بزرگ» پرده برداریم.
و عصر، در چهارمین جلسهی «پلاک کتاب»، با هم به دلِ کتاب «تله شادمانی» میزنیم تا تلههای ذهنمان را کشف کنیم و از همصحبتی و یادگیریِ جمعی حظ ببریم.
تفاوتِ قشنگ امروز با پنجشنبههای دیگر، همراهیِ بیامانِ باران است؛ بارانی که اجازه نمیدهد این مسیرها را بیخیسشدن طی کنم. البته که خیس شدن به همراه «رخش»م را با جان و دل میپذیرم؛ بارانِ رشت، همان رفیقِ وفاداری است که هیچوقت شهرش را تنها نگذاشته است.
امروزم درست شبیه یک بوم نقاشی است که هر گوشهاش به رنگی آغشته شده، و بارانِ تابستانه انگار وظیفه دارد این رنگها را نرم و زیبا در هم بیامیزد.
جبرِ حضور در این جهان دست ما نبود، اما خلقِ یک زیستنِ خلاقانه، تمام و کمال دست خودِ ماست…
طاهره خادمی | کوچ مهارتهای زندگی و رشد خلاقانه#دورهمی
@tahereh_khademi
https://taherehkhademi.ir/
صبح با مادرانِ صبور خیریه همکلام میشوم تا از ۵ نیاز اساسی در «تئوری انتخاب» بگوییم. برای اینکه این مفاهیم عمیق، ساده و ماندگار در ذهن بنشینند، آنها را روی ۵ انگشت دست نشاندهام و با حروف اولشان کلمهی رمزیِ «عاقبت» را ساختهام.
در ایستگاه دوم، به دیدارِ ماهدخترها میروم تا در ادامهی گفتوگوهایمان دربارهی ظهور، اینبار از تفاوتِ ظریفِ میان یک «داستان واقعی» و یک «حقیقت بزرگ» پرده برداریم.
و عصر، در چهارمین جلسهی «پلاک کتاب»، با هم به دلِ کتاب «تله شادمانی» میزنیم تا تلههای ذهنمان را کشف کنیم و از همصحبتی و یادگیریِ جمعی حظ ببریم.
تفاوتِ قشنگ امروز با پنجشنبههای دیگر، همراهیِ بیامانِ باران است؛ بارانی که اجازه نمیدهد این مسیرها را بیخیسشدن طی کنم. البته که خیس شدن به همراه «رخش»م را با جان و دل میپذیرم؛ بارانِ رشت، همان رفیقِ وفاداری است که هیچوقت شهرش را تنها نگذاشته است.
امروزم درست شبیه یک بوم نقاشی است که هر گوشهاش به رنگی آغشته شده، و بارانِ تابستانه انگار وظیفه دارد این رنگها را نرم و زیبا در هم بیامیزد.
جبرِ حضور در این جهان دست ما نبود، اما خلقِ یک زیستنِ خلاقانه، تمام و کمال دست خودِ ماست…
۶۸
۴:۵۸
امروز با فندق بزرگ یک ماجراجویی را آغاز کردیمقولی به او برای گشتوگذار به پایتخت از سال گذشته داده بودم که اتفاقات سال اخیر مدام به تاخیرش انداختتصمیم ناگهانی بود و اقدام ناگهانیتر
از این سفر یکروزه و دیدارمان به پایتخت خلوت روز تعطیل هرچه دشت کردم، برایتان بازگو میکنم.
طاهره خادمی | کوچ مهارتهای زندگی و رشد خلاقانه#گردش
@tahereh_khademi
https://taherehkhademi.ir/
از این سفر یکروزه و دیدارمان به پایتخت خلوت روز تعطیل هرچه دشت کردم، برایتان بازگو میکنم.
۷۱
۳:۳۷
از پل طبیعت شروع کردیم؛ پلی که طبیعت و مدرنیته را به هم متصل کرده بود. بعد سراغ باغ کتاب رفتیم.
نمایشگاه پژوهشهای دبیرستان علامه حلی پرتم کرد به سال سوم دبیرستان که به خاطر بازدید از نمایشگاه پژوهشهای مدرسه میرزاکوچکخان رشت، کلاس ادبیاتم را پیچاندم! شاید همین پیچاندن باعث شد دبیر ادبیات تا پایان سال دلِ خوشی از من نداشت.
بعد از آن وارد باغ علم نوجوان شدیم تا با ابزارهای متعددش قوانین ریاضی و فیزیک را دریابیم؛ لوله صوتی، آینه صوتی، تونل باد، گهواره نیوتن و ساختار مغز.
بعد از آن مکانی را برای ناهار انتخاب کردیم که فقط بیرونبر بود و سالنی برای صرف غذا نداشت. ما در شرقیترین بخش تهران بودیم و باید فکری میکردیم تا خودمان را به غربیترین بخش برسانیم.
به سمت مترو صادقیه رفتیم و در نمازخانهاش کمی نشستیم. از شرقیترین تا غربیترین نقطه تهران، بیش از ۲۰ ایستگاه توقف و یک تعویض خط مترو لازم بود، اما زودتر از ساعتی که فکر میکردیم به ایرانمال رسیدیم.
در ایرانمال چرخی زدیم و به باملند رفتیم برای صرف بستنیای که فندق بزرگ نشان کرده بود (جاتون خالی واقعاً خوشمزه بود). بعد هم با سواری برگشتیم و حدود ساعت ۹ رسیدیم خانه.
بهشدت خسته بودم و احساس کوفتگی داشتم؛ حتی دوش گرفتن هم برخلاف همیشه سرحالم نیاورد و فقط به یک خواب کافی نیاز داشتم. بار سفر یکروزهای که قولش از سال گذشته روی دوشم سنگینی میکرد بالاخره سبک شد.
حالا نوبت چیدن برنامههای این هفته است؛ هفتهای با چهارمین جلسه «کارآگاه خلاقیت» و پنجمین جلسه «تله شادمانی».
طاهره خادمی | کوچ مهارتهای زندگی و رشد خلاقانه#گردش
@tahereh_khademi
https://taherehkhademi.ir/
نمایشگاه پژوهشهای دبیرستان علامه حلی پرتم کرد به سال سوم دبیرستان که به خاطر بازدید از نمایشگاه پژوهشهای مدرسه میرزاکوچکخان رشت، کلاس ادبیاتم را پیچاندم! شاید همین پیچاندن باعث شد دبیر ادبیات تا پایان سال دلِ خوشی از من نداشت.
بعد از آن وارد باغ علم نوجوان شدیم تا با ابزارهای متعددش قوانین ریاضی و فیزیک را دریابیم؛ لوله صوتی، آینه صوتی، تونل باد، گهواره نیوتن و ساختار مغز.
بعد از آن مکانی را برای ناهار انتخاب کردیم که فقط بیرونبر بود و سالنی برای صرف غذا نداشت. ما در شرقیترین بخش تهران بودیم و باید فکری میکردیم تا خودمان را به غربیترین بخش برسانیم.
به سمت مترو صادقیه رفتیم و در نمازخانهاش کمی نشستیم. از شرقیترین تا غربیترین نقطه تهران، بیش از ۲۰ ایستگاه توقف و یک تعویض خط مترو لازم بود، اما زودتر از ساعتی که فکر میکردیم به ایرانمال رسیدیم.
در ایرانمال چرخی زدیم و به باملند رفتیم برای صرف بستنیای که فندق بزرگ نشان کرده بود (جاتون خالی واقعاً خوشمزه بود). بعد هم با سواری برگشتیم و حدود ساعت ۹ رسیدیم خانه.
بهشدت خسته بودم و احساس کوفتگی داشتم؛ حتی دوش گرفتن هم برخلاف همیشه سرحالم نیاورد و فقط به یک خواب کافی نیاز داشتم. بار سفر یکروزهای که قولش از سال گذشته روی دوشم سنگینی میکرد بالاخره سبک شد.
حالا نوبت چیدن برنامههای این هفته است؛ هفتهای با چهارمین جلسه «کارآگاه خلاقیت» و پنجمین جلسه «تله شادمانی».
۴۳
۶:۵۱
سلام به رفقای خلاقمتا حالا شده فکر کنی چرا بعضیها همیشه کلی ایدهی باحال دارن، ولی بعضیهای دیگه همون ایدهها رو تبدیل به یه شاهکار واقعی میکنن؟ فرق این دو تا دقیقاً کجاست؟
توی این جلسه قرار نیست فقط حرف بزنیم؛ قراره با هم ذرهبین دستمون بگیریم و بریم توی دل ماجرا.
و البته… یه پروندهی محرمانه و هیجانانگیز هم داریم که قراره توی دل همین جلسه بازش کنیم و مطمئنم کل نگرشتون رو به چالش میکشه!
۲۰
۳:۳۸