چه خوش مینگارد شریف شریف
۱۲۰
۱۴:۲۳
۱۰۴
۱۰:۳۵
سلام.راستش یک مدتی بود ذهنم درگیر یک موضوعی شده بود که حس کردم باید دربارهاش بنویسم. حرفهایی که شاید کمتر بهشون دقت میکنیم ولی روی زندگی و فکرمون خیلی اثر دارن.این متن، حاصلِ همون دغدغههاست. دوست داشتم اولین جایی که منتشرش میکنم همینجا باشه. بخونید، ببینید شما هم با من همعقیده هستید؟
@tahliliat
@tahliliat
۴۷
۱۹:۱۹
یه چیزی توی این دنیا کمه، قبول داری؟راستش حرف اصلی من اینه: ما توی دنیایی زندگی میکنیم که اسمش رو گذاشتن «نظام سرمایهداری». اما این یعنی چی؟ خیلی ساده اینه: سیستمی که توی اون، «سود و پول» حرف اول و آخر رو میزنه. همهچیز، از درختی که توی جنگله تا احساسی که توی قلب منه، اگه نشه ازش پول درآورد، از نظر این سیستم بیارزشه. توی این دنیا، «سرمایه» جاش رو با «خدا» عوض کرده و همهی ما هم ناخواسته شدیم خادمِ این بتِ جدید.اولین اتفاقی که میافته: ما تبدیل میشیم به کالاوقتی اصلِ دنیا شد سودِ بیشتر، دیگه کسی به معرفت و انسانیتِ تو کاری نداره. الان فقط میپرسن «چقدر میارزی؟». ما هم افتادیم توی مسابقهی برندها و پُز دادنها، چون سیستم اینجوری یادمون داده که اگه دیده نشی، یعنی نیستی. انگار ما دیگه «آدم» نیستیم، یک کالاییم که باید توی بازارِ این دنیا خریدار داشته باشیم.- اگه خواستید بیشتر بخونید: کارل مارکس توی کتاب «سرمایه» دقیقاً همین رو میگه که چطور آدمها و رابطههاشون تبدیل به «کالا» میشن (نظریه بتوارهپرستی کالا).اماه روانشناسیهای مدرنببین، وقتی زیر فشارِ این سیستم کم میاریم، روانشناسیِ بازاری بهجای اینکه بگه ایراد از این سیستمِ پولپرسته، میگه: «مشکل توی ذهنِ خودته!»بهت یاد میدن چطور با استرسِ محیط کار کنار بیای و مثبت فکر کنی. اما برای چی؟ برای اینکه دوباره بتونی بری سرِ کار و برای سیستم سود تولید کنی! در واقع روانشناسی شده مثل یه «تعمیرگاه» که وظیفهش اینه ما رو جوری تعمیر کنه که دوباره بتونیم چرخدندههای سیستم رو بچرخونیم. اونا نمیخوان تو رها بشی، میخوان با وضعیتِ موجود «سازگار» بشی.- اگه خواستید بیشتر بخونید: اریک فروم توی کتاب «جامعه سالم» و میشل فوکو توی بحثهای مربوط به «زیست-سیاست» قشنگ توضیح میدن که چطور علم و روانشناسی برای کنترلِ بدنها و ذهنهای ما به نفع سیستم استفاده میشه.این وسط، «تخدیر» هم همهجا هستشاید بپرسید تخدیر یعنی چی؟ تخدیر یعنی «سِر کردن».دقیقاً مثل وقتی که آمپول بیحسی میزنیم تا درد رو نفهمیم، سیستم هم با چیزای مختلف مثل اخبارِ زرد، مدام دنبالِ تخدیرِ مغزِ ماست. چرا؟ چون اگه مغزت سِر باشه، دیگه نمیپرسی «چرا من دارم تمام عمرم رو فدای پولدارتر شدنِ فرادستها میکنم؟». تخدیر یعنی مشغول کردنِ ما به فرعیات، تا اصلِ ماجرا رو فراموش کنیم.- *اگه خواستید بیشتر بخونید: آدورنو و هورکهایمر توی کتاب «دیالکتیک روشنگری» از مفهومی به اسم «صنعت فرهنگ» حرف میزنن که میگه رسانهها چطور مغز ما رو برای پذیرشِ سیستم بیحس (تخدیر) میکنن.
آخرِ قصه چی میشه؟
شاید گوشیمون جدید بشه، اما تهِ دلمون همیشه خالیه. چون این سیستم ما رو فقط یه «معدهی متحرک» میبینه که باید مدام مصرف کنه، نه یه «انسان» که دنبالِ معنا و حقیقته.
رفقا، بیدار شدن هزینه داره، چون باید با این حقایق روبرو بشی؛ اما از این خوابِ مصنوعی که برامون ساختن خیلی باارزشتره.*
ارادتمند مهدی حبیب پور
@tahliliat
آخرِ قصه چی میشه؟
شاید گوشیمون جدید بشه، اما تهِ دلمون همیشه خالیه. چون این سیستم ما رو فقط یه «معدهی متحرک» میبینه که باید مدام مصرف کنه، نه یه «انسان» که دنبالِ معنا و حقیقته.
رفقا، بیدار شدن هزینه داره، چون باید با این حقایق روبرو بشی؛ اما از این خوابِ مصنوعی که برامون ساختن خیلی باارزشتره.*
ارادتمند مهدی حبیب پور
@tahliliat
۲۳۰
۱۹:۳۸
۲۹۳
۱۲:۴۸
تحلیلیات | مهدی حبیبپور
انیمه فوق العاده زیبا موزیک ویدئو ژاپنی با موضوع حمایت مردم ژاپن از ایران داستان پسری ژاپنی که به اعماق تاریخ میره و میبینه که یک ایرانی در زمان سامورایی ها به کشورش اومده و به پدرش در جنگ کمک کرده از عمق تاریخ برمیگرده به جنگ فعلی و موشکهای ایرانی رو میبینه که روی موشکها نوشته شده به یاد قربانیان جنایت هیروشیما و ناکازاکی ..
فوق العاده زیبا حتما ببینید @tahliliat
به مجله پیشنهاد بدید.ممنون از شما 

۴۶
۱۲:۴۹
۱۴۰
۱۳:۵۶