دکتر اسماعیلی شب ۹۲ هفت تیر تهران
۳۰
۱۸:۱۲
شب ۹۲
۲۹
۲۱:۲۸
چگونه مشکلمان با آمریکا حل میشود؟
۲۵
۹:۲۶
مسیر پرابهام دیپلماسی
از پیامها تا مواضع متناقض
محسن پاکآیین
در عرف دیپلماسی بینالمللی، توافق یک فرآیند دوطرفه است که در آن باید منافع و نگرانیهای هر دوطرف مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، اگر یکی از طرفین بخواهد صرفا دیدگاههای خود را تحمیل کند و به مطالبات طرف مقابل بیتوجه باشد، اساسا نمیتوان از «توافق» سخن گفت، بلکه چنین روندی بیشتر به تحمیل یکجانبه شباهت خواهد داشت؛ روندی که معمولا در نهایت با شکست مواجه میشود.در مواضع اعلامی واشنگتن ثبات و انسجام راهبردی مشخصی دیده نمیشود. در برخی مقاطع از احتمال توافق سخن گفته میشود، در برخی دیگر از سناریوی جنگ و در مواردی نیز تنها بر توقف کامل برنامه هستهای ایران تأکید میشود؛ امری که به باور او نشاندهنده نبود یک خط مشی پایدار در سیاست آمریکا نسبت به ایران است. این وضعیت در چارچوب یک راهبرد فرسایشی علیه ایران است. هدف اصلی این رویکرد، ایجاد فشار روانی و سیاسی بر تهران برای تغییر مواضع است. با این حال، ایران در برابر این فشارها دچار فرسایش نشده و همچنان بر مواضع خود استوار است. ایران در این معادله بر مجموعهای از مؤلفههای قدرت شامل توانمندیهای نظامی، تجربیات میدانی، ظرفیت چانهزنی دیپلماتیک و همچنین پشتوانه اجتماعی داخلی تکیه دارد؛ مؤلفههایی که به باور او امکان اعمال فشار یکجانبه را محدود میکند.با توجه جایگاه ژئوپلیتیک ایران در منطقه، بهویژه در مدیریت تنگههرمز، تهران در مواجهه با تحولات امنیتی و اقدامات خصمانه، رویکردی متقابل و هوشمندانه را دنبال میکند. نباید تبادل پیامهای جاری میان ایران و آمریکا را به معنای نزدیک شدن قطعی به توافق تلقی کرد، زیرا در کنار این روند دیپلماتیک، بازیگران دیگری نیز در حال اثرگذاری بر معادلات هستند. لابیهای منطقهای، بهویژه لابی اسرائیل، در روند مذاکرات نقش دارند. این بازیگران تلاش میکنند با اثرگذاری بر تصمیمگیریهای واشنگتن، مسیر مذاکرات را تحتتأثیر قرار دهند.همسویی راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، به خصوص شخص ترامپ و نتانیاهو در برخی اهداف کلان، از جمله مهار ظرفیتهای منطقهای ایران، قابل انکار نیست؛ هرچند ممکن است در تاکتیکها اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. هدف اصلی برخی جریانها در منطقه، محدودسازی نقش ایران است، اما ساختار قدرت و ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی مانع از تحقق کامل این هدف خواهد شد.
سفیر سابق ایران در آذربایجان
از پیامها تا مواضع متناقض
محسن پاکآیین
در عرف دیپلماسی بینالمللی، توافق یک فرآیند دوطرفه است که در آن باید منافع و نگرانیهای هر دوطرف مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، اگر یکی از طرفین بخواهد صرفا دیدگاههای خود را تحمیل کند و به مطالبات طرف مقابل بیتوجه باشد، اساسا نمیتوان از «توافق» سخن گفت، بلکه چنین روندی بیشتر به تحمیل یکجانبه شباهت خواهد داشت؛ روندی که معمولا در نهایت با شکست مواجه میشود.در مواضع اعلامی واشنگتن ثبات و انسجام راهبردی مشخصی دیده نمیشود. در برخی مقاطع از احتمال توافق سخن گفته میشود، در برخی دیگر از سناریوی جنگ و در مواردی نیز تنها بر توقف کامل برنامه هستهای ایران تأکید میشود؛ امری که به باور او نشاندهنده نبود یک خط مشی پایدار در سیاست آمریکا نسبت به ایران است. این وضعیت در چارچوب یک راهبرد فرسایشی علیه ایران است. هدف اصلی این رویکرد، ایجاد فشار روانی و سیاسی بر تهران برای تغییر مواضع است. با این حال، ایران در برابر این فشارها دچار فرسایش نشده و همچنان بر مواضع خود استوار است. ایران در این معادله بر مجموعهای از مؤلفههای قدرت شامل توانمندیهای نظامی، تجربیات میدانی، ظرفیت چانهزنی دیپلماتیک و همچنین پشتوانه اجتماعی داخلی تکیه دارد؛ مؤلفههایی که به باور او امکان اعمال فشار یکجانبه را محدود میکند.با توجه جایگاه ژئوپلیتیک ایران در منطقه، بهویژه در مدیریت تنگههرمز، تهران در مواجهه با تحولات امنیتی و اقدامات خصمانه، رویکردی متقابل و هوشمندانه را دنبال میکند. نباید تبادل پیامهای جاری میان ایران و آمریکا را به معنای نزدیک شدن قطعی به توافق تلقی کرد، زیرا در کنار این روند دیپلماتیک، بازیگران دیگری نیز در حال اثرگذاری بر معادلات هستند. لابیهای منطقهای، بهویژه لابی اسرائیل، در روند مذاکرات نقش دارند. این بازیگران تلاش میکنند با اثرگذاری بر تصمیمگیریهای واشنگتن، مسیر مذاکرات را تحتتأثیر قرار دهند.همسویی راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، به خصوص شخص ترامپ و نتانیاهو در برخی اهداف کلان، از جمله مهار ظرفیتهای منطقهای ایران، قابل انکار نیست؛ هرچند ممکن است در تاکتیکها اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. هدف اصلی برخی جریانها در منطقه، محدودسازی نقش ایران است، اما ساختار قدرت و ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی مانع از تحقق کامل این هدف خواهد شد.
سفیر سابق ایران در آذربایجان
۲۵
۱۴:۲۰
شب ۹۳
۲۲
۲۰:۰۴
۲۲
۲۰:۴۶
بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا علت اصلی عقبنشینی اسرائیل بود
محسن پاکآیین
گفتوگوی نتانیاهو و ترامپ در عقبنشینی از حمله به لبنان ادعای درستی نیست، این ادعا نمیتواند واقعی باشد، زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی با یکدیگر هماهنگ هستند و تقسیم کار مشخصی دارند. حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان که در روزهای اخیر تشدید شده و همچنین تهدیدات اسرائیل نسبت به تمامیت ارضی لبنان، بدون موافقت آمریکا امکانپذیر نیست. علت اصلی عقبنشینی آنها بیانیه قوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا است. ما حمله اسرائیل به لبنان را لغو آتشبس تلقی میکنیم و اعلام کردیم که ساکنان شمال رژیم صهیونیستی و شهرکهای نظامی این منطقه را ترک کنند. این پیام روشنی بود مبنی بر اینکه ما مصمم هستیم در صورت نقض آتشبس، آن را بیاعتبار بدانیم و پاسخ مناسب به رژیم بدهیم.
دلیل دوم عقبنشینی اسراییل؛ اتحادیه اروپا که معمولا همراه اسرائیل بود، این بار موضع منفی علیه رژیم گرفته است. افکارعمومی جهان نیز به سمت نقض آتشبس حرکت کرده و در بسیاری از نقاط جهان اقداماتی علیه رژیم صهیونیستی صورت گرفته است. باید به این رژیم اعتماد کرد؛ ممکن است این عقبنشینی فقط یکی دو روز طول بکشد و دوباره شاهد نقض آتشبس باشیم. آمادگی کامل برای پاسخ کوبنده وجود دارد. هر حمله رژیم صهیونیستی به محور مقاومت از جمله لبنان، نقض آتشبس محسوب میشود.در حال حاضر هم مجلس لبنان و هم آقای نبیهبری اعلام کردهاند که تضمین میکنند لبنان و حزبالله آتشبس را نقض نکنند و به آن پایبند باشند. اما سوال این است که چه کسی یا چه کشوری میتواند تضمین کند که رژیم صهیونیستی آتشبس را نقض نکند؟ در اینجا وظیفه آمریکا که درخواستدهنده آتشبس بود، سنگینتر میشود. آیا آمریکا میتواند تضمین دهد که رژیم صهیونیستی به لبنان حمله نکند؟در این مرحله میبینیم که از یک سو حزبالله به آتشبس پایبند است و حتی پارلمان لبنان نیز میتواند از این پایبندی حمایت کند. اما از سوی دیگر، آمریکا که خود را یک قدرت بزرگ میداند، عملا نمیتواند رژیم صهیونیستی را مجبور کند که آتشبس را نقض نکند.در مجموع، در شرایط فعلی، موقعیت نظامی حزبالله و موقعیت سیاسی و بینالمللی این جنبش در جهان بسیار ارتقا پیدا کرده است. همچنین میزان محبوبیت حزبالله در لبنان افزایش یافته و مردم لبنان امروز تنها ارتش و سپاهی که میتواند برای لبنان مصونیت ایجاد کند و تمامیت ارضی این کشور را حفظ کند، حزبالله میدانند. در مجموع، شرایط امروز به نفع حزبالله و محور مقاومت است و رژیم صهیونیستی کاملاً در شرایط انفعالی قرار دارد. این موضوع را رسانههای این رژیم و احزاب مختلف آن نیز اعلام کردهاند. به نظر میرسد که به تدریج شاهد زوال بیشتر این رژیم باشیم.تحلیلگر سیاسی
محسن پاکآیین
گفتوگوی نتانیاهو و ترامپ در عقبنشینی از حمله به لبنان ادعای درستی نیست، این ادعا نمیتواند واقعی باشد، زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی با یکدیگر هماهنگ هستند و تقسیم کار مشخصی دارند. حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان که در روزهای اخیر تشدید شده و همچنین تهدیدات اسرائیل نسبت به تمامیت ارضی لبنان، بدون موافقت آمریکا امکانپذیر نیست. علت اصلی عقبنشینی آنها بیانیه قوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا است. ما حمله اسرائیل به لبنان را لغو آتشبس تلقی میکنیم و اعلام کردیم که ساکنان شمال رژیم صهیونیستی و شهرکهای نظامی این منطقه را ترک کنند. این پیام روشنی بود مبنی بر اینکه ما مصمم هستیم در صورت نقض آتشبس، آن را بیاعتبار بدانیم و پاسخ مناسب به رژیم بدهیم.
دلیل دوم عقبنشینی اسراییل؛ اتحادیه اروپا که معمولا همراه اسرائیل بود، این بار موضع منفی علیه رژیم گرفته است. افکارعمومی جهان نیز به سمت نقض آتشبس حرکت کرده و در بسیاری از نقاط جهان اقداماتی علیه رژیم صهیونیستی صورت گرفته است. باید به این رژیم اعتماد کرد؛ ممکن است این عقبنشینی فقط یکی دو روز طول بکشد و دوباره شاهد نقض آتشبس باشیم. آمادگی کامل برای پاسخ کوبنده وجود دارد. هر حمله رژیم صهیونیستی به محور مقاومت از جمله لبنان، نقض آتشبس محسوب میشود.در حال حاضر هم مجلس لبنان و هم آقای نبیهبری اعلام کردهاند که تضمین میکنند لبنان و حزبالله آتشبس را نقض نکنند و به آن پایبند باشند. اما سوال این است که چه کسی یا چه کشوری میتواند تضمین کند که رژیم صهیونیستی آتشبس را نقض نکند؟ در اینجا وظیفه آمریکا که درخواستدهنده آتشبس بود، سنگینتر میشود. آیا آمریکا میتواند تضمین دهد که رژیم صهیونیستی به لبنان حمله نکند؟در این مرحله میبینیم که از یک سو حزبالله به آتشبس پایبند است و حتی پارلمان لبنان نیز میتواند از این پایبندی حمایت کند. اما از سوی دیگر، آمریکا که خود را یک قدرت بزرگ میداند، عملا نمیتواند رژیم صهیونیستی را مجبور کند که آتشبس را نقض نکند.در مجموع، در شرایط فعلی، موقعیت نظامی حزبالله و موقعیت سیاسی و بینالمللی این جنبش در جهان بسیار ارتقا پیدا کرده است. همچنین میزان محبوبیت حزبالله در لبنان افزایش یافته و مردم لبنان امروز تنها ارتش و سپاهی که میتواند برای لبنان مصونیت ایجاد کند و تمامیت ارضی این کشور را حفظ کند، حزبالله میدانند. در مجموع، شرایط امروز به نفع حزبالله و محور مقاومت است و رژیم صهیونیستی کاملاً در شرایط انفعالی قرار دارد. این موضوع را رسانههای این رژیم و احزاب مختلف آن نیز اعلام کردهاند. به نظر میرسد که به تدریج شاهد زوال بیشتر این رژیم باشیم.تحلیلگر سیاسی
۱۴
۹:۱۹
۱۴
۱۰:۰۴
۹
۱۴:۰۳
۸
۱۴:۱۸