لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل تلخ و شیرین🎭ت
۵.۹ هزار عضو

تلخ و شیرین🎭

*به نام خالق مهربونی
‎@jehon
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ تیر
دیروز به مادرم زنگ زدم ...بعد از مرگش تلفن ثابت خانه‌اش را جمع نکردیم ... نمی‌خواهم ارتباطمان قطع شود. هروقت دلم هوایش را می‌کندبهش زنگ می‌زنم...تلفنش بوق می‌زند ... بوق می‌زند ... بوق می‌زند ...وقتی جواب نمی‌دهد با خودم فکر می‌کنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است...الان چند سال می‌شود هروقت دلمهوایش را می‌کند دوباره زنگ می‌زنم ...شماره “بیرون” را هم ندارم زنگ بزنم بگویم:” به مادرم بگید بیاد خونه‌اش،دلم براش تنگ شده....دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته “بیرون” ...امروز بهش زنگ بزن ...برو پیشش ...باهاش حرف بزن ...یک عالمه بوسش کن ...صورتتو بچسبون به صورتش ...محکم بغلش کن...بگو که دوستش داری ...وگرنه وقتی بره” بیرون” خیلیباید دنبالش بگردی ...باور کنید “ بیرون” شماره ندارد ...undefinedundefined

"پرویزپرستویی"
undefined۵

۶۴۹

۱۷:۳۸

بازارسال شده از آژانس تبلیغاتی فراتبلیغ | FaraTabligh
thumbnail
undefined اگه عاشق رایحه شکلاتی هستی، این پک قراره دلتو ببره! 🤎

یه ترکیب فوق‌العاده از ۴ محصول محبوب برای پوستی نرم، خوشبو و لطیف.

undefined این فقط یکی از ده‌ها پک جذابیه که داخل کانال منتظرته...

undefined بیا ارکیده شاپ و همه پک‌ها، تخفیف‌ها و محصولات خاص رو ببین؛ شاید پک مورد علاقه‌ات همین امروز منتظرت باشه. undefined🤍undefined
undefined ble.ir/join/8oDrKYcvZc
undefined ble.ir/join/8oDrKYcvZc

۳

۱۷:۳۸

بازارسال شده از م.عبرت💥
عاشق رایحه‌های خاصی؟

کلی پک خوش‌رنگ و خوش‌عطر
با رایحه‌های متنوع منتظرته
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۴

۱۷:۳۸

از "شکست" میترسیدم،یاد گرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست"
از "نفرت" میترسیدم،یاد گرفتم "به هر حال هر کسی نظری دارد"
از "سرنوشت" میترسیدم،یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"
از "گذشته" میترسیدم،فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد"
و در آخر از " تغییر " میترسیدمتا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودندو تغییر آنها را زیبا کرد ...!

@

۶۲۶

۱۷:۳۹

بازارسال شده از گسترده 💫نیایش💫
thumbnail
یه جارو پیدا کردم میتونی فقط با ۳ میلیون مبلتُ نو کنیundefined️undefined
اگه دنبال تغییر خونه با کمترین هزینه ای، اینجا بهترین جاست!undefined🤌undefinedundefinedundefinedتولیدی رومبلی‌های به‌روز، ست‌های شیک روتختی، رومیزی ضدلک و کوسن...
قبل از خرید رضایت مشتری هارو ببین!undefinedسایت با اینماد معتبرم دارهundefined
undefinedبرای دیدن تازه ترین مدل ها عضو شو:undefinedELDOHOMEundefinedELDOHOME
undefined بعضی طرح‌ها محدودن و سریع ناموجود میشن

۳

۱۷:۴۱

بازارسال شده از م.عبرت💥
دکوراسیون خانه‌تان قدیمی شده؟ undefinedبا محصولات تولیدی ELDOHOME، خانه خود را به یک قصر مدرن تبدیل کنید! undefinedundefinedundefined تولید تخصصی انواع مبلمان و تخت‌خوابundefined قیمت رقابتی و کیفیت تضمینیتغییر بزرگ، با یک انتخاب ساده!مشاهده کاتالوگ جدید در کانال زیر:ble.ir/join/9GwA834DLqble.ir/join/9GwA834DLq

۴

۱۷:۴۱

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی دم از صفا نزد
پرنده ای پر از غمم شکسته بال آرزو به بالهای زخمی ام کسی دم از دوا نزد
نه آشناست دربرم نه آن غریبه ی غریببه خلوت شبانه ام کسی دم از بها نزد
من ازغریب وآشناچه زخم ها که خورده امبه زخم های کهنه ام کسی دم از شفا نزد
هدر شد عمر من فقط به شوق روی تو ولی کسی به غیر از انتظار دگر مرا صدا نزد
اگر نوشت سنگ صبور غزل ز بی وفایی ات تو بی وفا شدی! دلم به عشق پشت پا نزد...
"هوشنگ ابتهاج"

۶۲۵

۱۷:۴۲

بازارسال شده از کانون تبلیغاتی معراج
thumbnail
با یه کیلو آلبالو هم شربت درست کن هم مرباundefined‌undefined بدون هسته گیریundefined
undefined کاملا شفاف و خوشرنگ
undefined با اندازه دقیق شکر
‌نکات کامل ترشک ،مربا ، شربت ، کیک آلبالو اینجاستundefinedundefinedundefinedhttp://ble.ir/join/ZGI2NzZiNmhttp://ble.ir/join/ZGI2NzZiNm

۱۱

۱۷:۴۳

بازارسال شده از م.عبرت💥
تیم خانم عباسی تو آموزش قنادی و آشپزی سنگ تموم گذاشتن undefined🥹از مطالب خوب و #رایگانشون استفاده کنیدundefinedhttp://ble.ir/join/ZGI2NzZiNmhttp://ble.ir/join/ZGI2NzZiNmیادگیری شیرینی پزی و آشپزی نیازه هر خانم خانه دار و حتی شاغلیه undefinedundefinedبزرگترین کانال آشپزی بله undefined

۴

۱۷:۴۳

thumbnail
از خوش خیالی شوهرم نفسم بند اومد به چی فکر میکرد من چه خبری رومی خواستم بهش بدم نمیتونستم دوش گرفتنم و طول بدم پس به اجبار از حمام بیرون اومدم تا بخوام لباس بپوشم دوباره سر و کله اهورا توی اتاق پیدا شد با دیدن من که جلوی آینه بودم و داشتم موهام و خشک می‌کردم چشماش برق زد و به سمتم اومد از منو به خودش نزدیک کرد و محکم ..... انگشتانش آروم می رقصیدن و من چشمامو از این همه نزدیکی بسته بودم از این همه نزدیکی که قلب منو مثل همیشه آب میکرد... چونه شو روی شونم گذاشت و آروم گفت
هر بار میبینمت دوباره عاشقت میشم وقتی به این فکر می کنم که در گذشته چطور تونستم از تو بگذرم حالم از خودم بهم میخوره تو زیباترین زنی هستی که تو عمرم دیدم .

از این همه حرفای قشنگی که به من می زد به جای اینکه خوشحال باشم و لبخند بزنم اشکم در اومد گریه کردم.
اشکام و توی آینه دید که سراسیمه منو به سمت خودش چرخوند و بهم نگاه کرد نگران صورتم با دستش قاب گرفت گفت
حالت خوبه آیلین؟
این چه حالیه چرا گریه می کنی عزیزم؟ باهمون حال خراب باید بهش میگفتم دستشو کنار زدم و در کمد و باز کردم و دم دستی ترین لباسی که میتونستم برداشتم پوشیدم اهورا متفکر به من خیره شده بود به کارام نگاه می کرد.


𐚁‌ اهورا از جا بلند شد و شروع کرد به داد و فریاد کردند و به قدری عصبانی بود که میترسیدم حتی بلایی سر خودش یا من بیاره .
از لای در دخترم به ما نگاه می کرد از جام بلند شدم و سراسیمه به سمتش رفتم و محکم بغلش کردم و گفتم چیزی نیست عزیز دلم چیزی نیست و فقط بابا یکم عصبانیه برو تو اتاقت درم بنند. بدون حرف با قدمای بلند به سمت اتاقش دوید و در و بست. نزدیک اهورا شدم دستشو گرفتم دستم و پس زدن با فریاد گفت
_ ببین چیکار کردی؟ همه اینها به خاطر توعه من اون بچه رو نمیخوام من هیچ چیزی که به اون زن ربط داشته باشه نمی خوام نمی خوامش میفهمی؟ همه چیز تموم میکنی.
حال خودم خیلی خوب بود الان باید اهورا روهم آروم می کردم انگار اون از من عصبی تر و ناراحت تر بود نمیدونستم چی بین اهورا و اون زن توی گذشته بوده که اینطور با شنیدن این خبر در حد انفجار بود.
روی زمین نشستم و زانوهامو بغل کردم و با گریه گفتم:
چرا داری سر من داد میزنی؟ چرا داری با من اینطوری می کنی؟ مگه من خواستم؛ مگه من ازش خوشم میاد؟ دوست دارم بلا نازل بشه سر زندگیم !کم بدبختی کشیدم؟ از خانواده ات از زنایی که دوروبرت بودن؟ الان خودم رفتم سراغ این ادم و آوردمش وسط زندگیمون؟

𐚁‌ @𓂃ꔫ⊹༊࿐༉ᣟ°✧ ִ ۫𓂃ꔫ⊹༊࿐༉ᣟ°✧ ִ ۫
undefined۲۵
undefined۴

۶۴۹

۱۸:۱۱