روز تشییع بعضیا میگفتند که گویا یک دختر ابتدایی هم داشتند که آنجا نبوده و زنده است ولی هیچکس با قطعیت حرف نمیزد و من دعا دعا میکردم که شایعهای بیش نباشد.
اما تا نگاهم به دختر افتاد تازه یاد آن حرفها افتادم و حقیقت بر سرم آوار شد. روی صندلی، کنار مزار خواهر و برادرش نشسته بود، چادر و روسری مشکی به سر داشت و شبیه تصویری که از مادرش دیده بودم گیره روسریاش را زده بود.
سرش را که بالا آورد، نگاهم ماتِ چشمانش شد. از سرمای نگاهش وجودم یخ کرد. هیچ نوری در چشمانش نمیدیدم.پر از درد بود و خاموش...
هیچکاری از دستم برنمیآمد و این عجیب درد داشت. فقط توانستم لحظاتی تکیه به ستون بدهم و نگاهشان کنم.
اما تا نگاهم به دختر افتاد تازه یاد آن حرفها افتادم و حقیقت بر سرم آوار شد. روی صندلی، کنار مزار خواهر و برادرش نشسته بود، چادر و روسری مشکی به سر داشت و شبیه تصویری که از مادرش دیده بودم گیره روسریاش را زده بود.
سرش را که بالا آورد، نگاهم ماتِ چشمانش شد. از سرمای نگاهش وجودم یخ کرد. هیچ نوری در چشمانش نمیدیدم.پر از درد بود و خاموش...
هیچکاری از دستم برنمیآمد و این عجیب درد داشت. فقط توانستم لحظاتی تکیه به ستون بدهم و نگاهشان کنم.
۲۱
۲۱:۳۷
بعدا فهمیدم پسر دیگری هم یکی دو سال کوچکتر از این دخترشان دارند و درک داغشان برایم سختتر شد.
امان از آن چشمها،امان...تنها چیزی که کمی خیالم را راحت میکند، سمیه خانم، مادرشان است. آخر مادر طاقت دیدن رنج و عذاب بچههایش را ندارد، مطمئنم کمکشان خواهد کرد، مطمئنم...
#روایتِ_چشمانش#مجتبی_سه_روزه#شهدای_جنگ_رمضان
امان از آن چشمها،امان...تنها چیزی که کمی خیالم را راحت میکند، سمیه خانم، مادرشان است. آخر مادر طاقت دیدن رنج و عذاب بچههایش را ندارد، مطمئنم کمکشان خواهد کرد، مطمئنم...
#روایتِ_چشمانش#مجتبی_سه_روزه#شهدای_جنگ_رمضان
۲۶
۲۱:۳۷
ممنون میشم این روزها که عزادار سیدالشهدا هستید، موقع اشک ریختن و دعا کردنهاتون حتما خانواده شهدا رو در نظر بگیرید و براشون طلب صبر و عاقبت بخیری کنید. 

برای نابودی وطنفروشهای رذل و پست، امثال همین کثافتهایی که آدم فروشی کردن و خون کلی انسان بیگناه رو ریختن، ویژهتر دعا کنید تا به بدترین شکل ممکن سزای اعمالشون رو ببینن و بمیرن.
برای نابودی وطنفروشهای رذل و پست، امثال همین کثافتهایی که آدم فروشی کردن و خون کلی انسان بیگناه رو ریختن، ویژهتر دعا کنید تا به بدترین شکل ممکن سزای اعمالشون رو ببینن و بمیرن.
۳۱
۲۱:۳۷
أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاَء
۲۶
۱۷:۵۲
التماس دعا
۲۱
۹:۰۶
جان
اگر جان است
به قربانِ اباعبدالله
اگر جان است
به قربانِ اباعبدالله
۲۴
۹:۲۸
جمعیتی که به سر کوبان،وای حسین میگفتنو وارد حرم میشدن.
#محرم۱۴۴۸
#محرم۱۴۴۸
۲۳
۱۴:۱۹
اَلسَلامُ عَلَیْک یا رُقَیه بِنْتُ الْحُسَینِ
#محرم۱۴۴۸
#محرم۱۴۴۸
۳۰
۱۴:۲۰
یا حُسَینْ
#محرم۱۴۴۸
#محرم۱۴۴۸
۴۵
۱۴:۲۱
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم
تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم
حکم پيشانیام اين بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم
شعر: غلامرضا طریقی#آقای_عزیزم#ابرمرد_ایران
تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم
حکم پيشانیام اين بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم
شعر: غلامرضا طریقی#آقای_عزیزم#ابرمرد_ایران
۲۷
۹:۲۴