۴۸
۱۲:۵۰
وقتی جهان تو را از شر نجات میدهد دوباره با شر ارتباط نگیر.
(این جمله رو دلم میخواد به تمام مراجعینی که اکس سمی داشتند تقدیم کنم
)
(این جمله رو دلم میخواد به تمام مراجعینی که اکس سمی داشتند تقدیم کنم
۵۳
۲۰:۰۴
چرخه «بازگشتهای ناگهانی»؛ عشق یا کنترلگری؟
سناریوی خودشیتفه "دوست داشتن" شما نیست.هیچ دوست داشتی یهو بعد یک ماه سه ماه شش ماه ایجاد نمیشود.او فکر میکند چه کسی را می توانم پیدا بکنم که مانند کودکی بیدفاع، کنترل کنم، بی احترامی و سواستفاده کنم و انقدر زخمی کنم که نتوند در غیبت من حتی با کس دیگری برود و یا حتی توان خیانت نداشته باشد.بعد او را رها بکنم و دورم را بزنم و دوباره برگردم.هدف او تملک، ارضای خشم و پرخاشگری و ارضای نیاز های خود است.نه دوست داشتن شما.
#روانشناسی_رابطه #خودشیفتگی #رابطه_سمی #آگاهی #عزت_نفس
سناریوی خودشیتفه "دوست داشتن" شما نیست.هیچ دوست داشتی یهو بعد یک ماه سه ماه شش ماه ایجاد نمیشود.او فکر میکند چه کسی را می توانم پیدا بکنم که مانند کودکی بیدفاع، کنترل کنم، بی احترامی و سواستفاده کنم و انقدر زخمی کنم که نتوند در غیبت من حتی با کس دیگری برود و یا حتی توان خیانت نداشته باشد.بعد او را رها بکنم و دورم را بزنم و دوباره برگردم.هدف او تملک، ارضای خشم و پرخاشگری و ارضای نیاز های خود است.نه دوست داشتن شما.
#روانشناسی_رابطه #خودشیفتگی #رابطه_سمی #آگاهی #عزت_نفس
۴۹
۱۸:۵۳
از رفتار آدمها ناراحت شدی؟ بهجای اینکه خودت را سرزنش کنی یا احساساتت را خفه کنی، یک قدم عقب برو و «پیام» احساس را بشنو. احساسات زنگ خطرند. مخصوصاً وقتی با یک پارتنر سمی یا رابطهی فرساینده روبهرو هستی. آنها میگویند کجا باید مرزگذاری کنی، کجا باید فاصله بگیریو کجا باید تصمیم بالغ بگیری.
هدف از شنیدن پیام احساسات، دعوا کردن، گیر افتادن در نشخوار ذهنی یا واکنش تکانشی نیست؛ هدف این است که آگاهانهتر از خودت مراقبت کنی.
## پیامِ بعضی احساسات رایج در رابطه آسیبزا
### ۱) خشم خشم معمولاً میگوید:فاصله بگیر و مرزهایت را جدیتر کن.نه درگیری بیرونی، نه درگیری ذهنی؛ خشمِ سالم یعنی «این رفتار برای من قابلقبول نیست». ۲) غم غم میگوید: از منبع رنجی که تعادلت را به هم زده فاصله بگیر.و مهمتر: برای ترمیم زخم، چشمانتظارِ کسی نباش که خودش عامل زخم بوده است.بله میدانم که او سریع ترین راه التیام است اما بدترین است.
۳) احساس گناه از وقت تلفشده این احساس میگوید: بیشتر از این زمان از دست نده.یعنی بهجای توجیه کردن، هزینه-فایدهی رابطه را واقعی ببین.
۴) شرم از انتخاب شرمِ بعد از تجربهی یک انتخاب غلط میگوید: این رابطه در شأن تو نبوده؛ خط قرمزها و مرزهایت را جدی بگیر. نه برای تحقیر خود، بلکه برای اصلاح استانداردها.
۵) ناامیدی ناامیدی باید به همان فرد و همان الگوهای مشابه نسبت داده شود، نه به همهی آدمها. تعمیم دادن، تو را از تجربهی رابطهی سالم محروم میکند.
کسی که لایق رابطه باشد، برای رابطه هزینهی عاطفی، مالی، زمانی و انرژی روانی میگذارد؛ رابطه یکطرفه، رابطهی امن نیست.
۶) احساس گناه هنگام ترک کردن طرد کردن یا زیر سؤال بردن خود گاهی این احساس گناه یک فریب ذهنی است تا آسیبپذیریات را انکار کنی و دوباره به چرخه برگردی. پیامش این است: بالغانه رفتار کن؛ تکانشی نشو.اجازه نده موج احساسات تو را با خودش ببرد (نه با پرخاش، نه با برگشت عجولانه).
۷) شرمِ «من دوستداشتنی نیستم کافی نیستم» این هم غالباً یک *فریبِ دردناک است که نشان میدهد هنوز ارزش خودت را کامل باور نکردهای.
واقعیت این است: امکان ندارد کسی بیرون از تو، تو را بیشتر از حدی که خودت بلد هستی دوست بداری، دوست بدارد.
پیامش: کار روی عزتنفس و خودارزشمندی.
۸) احساس کشش و دلبستگی
کشش میگوید: ببین چه چیزی در آن فرد دیدهای.
آن ویژگی یا «سایهی تو»ست (چیزی که در خودت سرکوب کردهای) یا «استاندارد تو» برای رابطهی بعدی.
مثلاً تجربهی صمیمیت یا سکس خوب میتواند تبدیل شود به یک معیار آگاهانه در انتخاب بعدی—نه دلیل ماندن در رابطهی سمی.
### ۹) اضطراب و بیقراری
پیام: بدن تو دارد خطر را گزارش میکند.
اگر اضطراب بعد از تماس/دیدار/پیامهای او بالا میرود، یعنی سیستم عصبیات امنیت نمیگیرد. فاصله، قطع محرکها، و بازگشت به روتینِ مراقبت از خود لازم است.
۱۰) سردرگمی و دودلی
پیام: احتمالاً با پیامهای متناقض، گسلایتینگ، یا مرزهای مبهم روبهرو بودهای.
راهکار بالغ: تصمیم را بر اساس «الگوی تکرارشوندهی رفتار» بگیر، نه بر اساس یکیدو لحظهی خوب.
۱۱) حسِ خالی شدن / کرختی (بیحسی)
پیام: این میتواند علامتِ فریز شدن و خستگی روانی باشد.
به خودت زمان بده؛ بهجای فشار برای “زود خوب شدن”، به ترمیم تدریجی و حمایت دوست، درمانگر، خواب غذا تحرک و مراقبه و معاشرت خوب فکر کن.
### ۱۲) حسادت یا مقایسه (مثلاً بعد از جدایی)
پیام: یک نیاز یا ارزش در تو دیده نشده است.
بهجای فرورفتن در مقایسه، مشخص کن چه نیازهایی (توجه، تعهد، احترام، امنیت) باید در رابطهی بعدی غیرقابلمذاکره باشند.
۱۳) دلتنگی
پیام: دلتنگی همیشه به معنی «درست بودن رابطه» نیست؛ یعنی وابستگی، عادت، یا دلتنگی برای خیالِ رابطه*. به خودت یادآوری کن: دلتنگی میتواند واقعی باشد، اما برای تصویر تو از رابطه نه واقعیت رابطه و تصمیم باید بر اساس واقعیت رابطه ای باشد که تجربه کردی نه آنچه دوست داری بشود.تصور کن آنچهتجربه کردی و رنجت داد اگر بارها تکرار شود آیا باز رضایتی در کار خواهد بود.؟
۱۴) ترس از تنهایی پیام: تنهایی را با رابطهی ناامن درمان نکن.این ترس دعوتی است برای ساختن شبکهی حمایت آدمهای امن، معنا، و استقلال هیجانی—نه برگشت به چرخهی آسیب.
هدف از شنیدن پیام احساسات، دعوا کردن، گیر افتادن در نشخوار ذهنی یا واکنش تکانشی نیست؛ هدف این است که آگاهانهتر از خودت مراقبت کنی.
## پیامِ بعضی احساسات رایج در رابطه آسیبزا
### ۱) خشم خشم معمولاً میگوید:فاصله بگیر و مرزهایت را جدیتر کن.نه درگیری بیرونی، نه درگیری ذهنی؛ خشمِ سالم یعنی «این رفتار برای من قابلقبول نیست». ۲) غم غم میگوید: از منبع رنجی که تعادلت را به هم زده فاصله بگیر.و مهمتر: برای ترمیم زخم، چشمانتظارِ کسی نباش که خودش عامل زخم بوده است.بله میدانم که او سریع ترین راه التیام است اما بدترین است.
۳) احساس گناه از وقت تلفشده این احساس میگوید: بیشتر از این زمان از دست نده.یعنی بهجای توجیه کردن، هزینه-فایدهی رابطه را واقعی ببین.
۴) شرم از انتخاب شرمِ بعد از تجربهی یک انتخاب غلط میگوید: این رابطه در شأن تو نبوده؛ خط قرمزها و مرزهایت را جدی بگیر. نه برای تحقیر خود، بلکه برای اصلاح استانداردها.
۵) ناامیدی ناامیدی باید به همان فرد و همان الگوهای مشابه نسبت داده شود، نه به همهی آدمها. تعمیم دادن، تو را از تجربهی رابطهی سالم محروم میکند.
کسی که لایق رابطه باشد، برای رابطه هزینهی عاطفی، مالی، زمانی و انرژی روانی میگذارد؛ رابطه یکطرفه، رابطهی امن نیست.
۶) احساس گناه هنگام ترک کردن طرد کردن یا زیر سؤال بردن خود گاهی این احساس گناه یک فریب ذهنی است تا آسیبپذیریات را انکار کنی و دوباره به چرخه برگردی. پیامش این است: بالغانه رفتار کن؛ تکانشی نشو.اجازه نده موج احساسات تو را با خودش ببرد (نه با پرخاش، نه با برگشت عجولانه).
۷) شرمِ «من دوستداشتنی نیستم کافی نیستم» این هم غالباً یک *فریبِ دردناک است که نشان میدهد هنوز ارزش خودت را کامل باور نکردهای.
واقعیت این است: امکان ندارد کسی بیرون از تو، تو را بیشتر از حدی که خودت بلد هستی دوست بداری، دوست بدارد.
پیامش: کار روی عزتنفس و خودارزشمندی.
۸) احساس کشش و دلبستگی
کشش میگوید: ببین چه چیزی در آن فرد دیدهای.
آن ویژگی یا «سایهی تو»ست (چیزی که در خودت سرکوب کردهای) یا «استاندارد تو» برای رابطهی بعدی.
مثلاً تجربهی صمیمیت یا سکس خوب میتواند تبدیل شود به یک معیار آگاهانه در انتخاب بعدی—نه دلیل ماندن در رابطهی سمی.
### ۹) اضطراب و بیقراری
پیام: بدن تو دارد خطر را گزارش میکند.
اگر اضطراب بعد از تماس/دیدار/پیامهای او بالا میرود، یعنی سیستم عصبیات امنیت نمیگیرد. فاصله، قطع محرکها، و بازگشت به روتینِ مراقبت از خود لازم است.
۱۰) سردرگمی و دودلی
پیام: احتمالاً با پیامهای متناقض، گسلایتینگ، یا مرزهای مبهم روبهرو بودهای.
راهکار بالغ: تصمیم را بر اساس «الگوی تکرارشوندهی رفتار» بگیر، نه بر اساس یکیدو لحظهی خوب.
۱۱) حسِ خالی شدن / کرختی (بیحسی)
پیام: این میتواند علامتِ فریز شدن و خستگی روانی باشد.
به خودت زمان بده؛ بهجای فشار برای “زود خوب شدن”، به ترمیم تدریجی و حمایت دوست، درمانگر، خواب غذا تحرک و مراقبه و معاشرت خوب فکر کن.
### ۱۲) حسادت یا مقایسه (مثلاً بعد از جدایی)
پیام: یک نیاز یا ارزش در تو دیده نشده است.
بهجای فرورفتن در مقایسه، مشخص کن چه نیازهایی (توجه، تعهد، احترام، امنیت) باید در رابطهی بعدی غیرقابلمذاکره باشند.
۱۳) دلتنگی
پیام: دلتنگی همیشه به معنی «درست بودن رابطه» نیست؛ یعنی وابستگی، عادت، یا دلتنگی برای خیالِ رابطه*. به خودت یادآوری کن: دلتنگی میتواند واقعی باشد، اما برای تصویر تو از رابطه نه واقعیت رابطه و تصمیم باید بر اساس واقعیت رابطه ای باشد که تجربه کردی نه آنچه دوست داری بشود.تصور کن آنچهتجربه کردی و رنجت داد اگر بارها تکرار شود آیا باز رضایتی در کار خواهد بود.؟
۱۴) ترس از تنهایی پیام: تنهایی را با رابطهی ناامن درمان نکن.این ترس دعوتی است برای ساختن شبکهی حمایت آدمهای امن، معنا، و استقلال هیجانی—نه برگشت به چرخهی آسیب.
۵۴
۲۱:۲۰
در مسیر تنظیم احساسات و افکار ...
بعضی افکار و احساسات اومدن چایی بخورن و برن.مثبت یا منفی هم که باشند چرا سند خونه به نامشون میزنی؟
۴۰
۷:۳۸
امنیت در رابطه فقط تعهد و ماندگاری نیست.امنیت یعنی در سختی ها کنارتم .حرمت و آغوش امن داری.نیازهات رو نادیده نمی گیرم.و قرار نیست مدام به در بسته بخوری.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
شناسه:https://ble.ir/tamilafarahani
۳۸
۱۴:۲۱
۴۲
۲۲:۵۸
در سالهای اخیر، پژوهشهای روانشناسی شخصیت و خانواده نشان دادهاند که شخصیت خودشیفته تنها محصول ژنتیک نیست، بلکه محیط خانوادگی و شیوههای فرزندپروری نیز در شکلگیری آن نقش مهمی دارند. البته باید تأکید کرد که هیچ عامل واحدی علت خودشیفتگی نیست و همه مردانی که در خانوادههای سنتی یا مذهبی رشد کردهاند، خودشیفته نمیشوند. با این حال، زمانی که باورهای مذهبی یا فرهنگی با زنستیزی، کنترلگری و اقتدارگرایی همراه شوند، میتوانند زمینه مناسبی برای رشد برخی ویژگیهای خودشیفته ایجاد کنند.
۱. پسر یاد میگیرد که ارزش او ذاتی است، اما ارزش زن مشروط است
در بسیاری از خانوادههای زنستیز،مذهبی و یا سنتی از همان کودکی پیامهای آشکاری به پسر منتقل میشود:
«تو مردی؛ پس حق تصمیمگیری داری.» «خواهرت باید از تو اطاعت کند.حتی در نوع پوشش.» «زن باید فداکاری کند.» «مرد رئیس خانواده است.»
در مقابل، دختر میآموزد که برای دوستداشتنی بودن باید مطیع، فداکار و کمتوقع باشد. حتی برای لباسش و تمام رفتارهایش دیگران تصمیم بگیرند. این تفاوت در پیامهای تربیتی باعث میشود برخی پسران به تدریج احساس کنند که نیازها، خواستهها و آسایش آنان مهمتر از زنان است؛ الگویی که با یکی از مؤلفههای اصلی خودشیفتگی، یعنی احساس استحقاق (Entitlement)، همخوانی دارد.
۲. سرکوب نیازهای زنان، همدلی را تضعیف میکندهمدلی زمانی رشد میکند که کودک ببیند احساسات همه اعضای خانواده ارزشمند است. اما اگر دائماً مشاهده کند که خستگی، ناراحتی یا اعتراض مادر و خواهر نادیده گرفته میشود، این پیام را دریافت میکند که احساسات زنان اهمیت کمتری دارند.
در نتیجه، ممکن است در بزرگسالی نیز نیازهای شریک عاطفی خود را کمتر ببیند، مسئولیت هیجانی رابطه را نپذیرد و انتظار داشته باشد طرف مقابل همواره با خواستههای او سازگار شود. کاهش همدلی یکی از ویژگیهای شناختهشده افراد دارای صفات خودشیفته است.
۳. اطاعت به جای مسئولیتپذیری
در خانوادههای اقتدارگرا، اطاعت معمولاً ارزشمندتر از گفتوگو است. کودک یاد میگیرد که قدرت همیشه حق دارد و افراد ضعیفتر باید سکوت کنند.
چنین الگویی بعدها میتواند در روابط عاطفی به صورت کنترلگری، تحقیر، ناتوانی در پذیرش انتقاد و تمایل به سلطه بروز پیدا کند؛ زیرا فرد هر مخالفتی را تهدیدی علیه جایگاه خود تلقی میکند. ۴. عشق مشروط، نه پذیرش سالم
برخی خانوادهها تنها زمانی به پسر توجه و تحسین نشان میدهند که او «قوی»، «موفق» یا «برتر» باشد. در چنین شرایطی، کودک به جای شکل دادن عزت نفس پایدار، برای حفظ احساس ارزشمندی به تحسین دیگران وابسته میشود.
به همین دلیل ممکن است در بزرگسالی دائماً به دنبال تأیید، برتری و تحسین باشد و در برابر انتقاد واکنش شدید نشان دهد؛ الگویی که در بسیاری از مدلهای نظری خودشیفتگی توصیف شده است.
۵. زن به عنوان «خدمترسان» نه شریک برابروقتی کودک بارها میبیند که مادر مسئول تمام کارهای خانه، مراقبت عاطفی و تأمین نیازهای دیگران است، در حالی که نیازهای خودش نادیده گرفته میشود، ممکن است این نقش را طبیعی بداند.
در نتیجه، برخی مردان در بزرگسالی انتظار دارند شریک زندگی بدون اعتراض از آنان مراقبت کند، خواستههایشان را در اولویت قرار دهد و از خودگذشتگی را وظیفه طبیعی زن بداند. این نگرش میتواند روابطی نابرابر و فرساینده ایجاد کند.
۶. احساس استحقاق؛ هسته بسیاری از روابط ناسالم
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای شخصیت این است که احساس استحقاق، یعنی باور به اینکه فرد بدون تلاش یا احترام متقابل مستحق دریافت توجه، محبت یا امتیاز ویژه است، با بسیاری از رفتارهای خودشیفته ارتباط دارد.
اگر از کودکی به پسر آموزش داده شود که صرفاً به دلیل جنسیتش مستحق احترام، خدمت یا بخشش است، مثلا دو برابر ارث خواهد داشت احتمال شکلگیری این نگرش افزایش مییابد. ## جمعبندی
پرورش پسران ایران عزیزمان که یاد بگیرند زنان انسانهایی برابر با نیازها، احساسات و حقوق مستقل هستند، نه تنها به سلامت روان آنان کمک میکند، بلکه روابط عاطفی سالمتر، پایدارتر و مبتنی بر احترام متقابل را نیز امکانپذیر میسازد.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
شناسه:https://ble.ir/tamilafarahani
۱. پسر یاد میگیرد که ارزش او ذاتی است، اما ارزش زن مشروط است
در بسیاری از خانوادههای زنستیز،مذهبی و یا سنتی از همان کودکی پیامهای آشکاری به پسر منتقل میشود:
«تو مردی؛ پس حق تصمیمگیری داری.» «خواهرت باید از تو اطاعت کند.حتی در نوع پوشش.» «زن باید فداکاری کند.» «مرد رئیس خانواده است.»
در مقابل، دختر میآموزد که برای دوستداشتنی بودن باید مطیع، فداکار و کمتوقع باشد. حتی برای لباسش و تمام رفتارهایش دیگران تصمیم بگیرند. این تفاوت در پیامهای تربیتی باعث میشود برخی پسران به تدریج احساس کنند که نیازها، خواستهها و آسایش آنان مهمتر از زنان است؛ الگویی که با یکی از مؤلفههای اصلی خودشیفتگی، یعنی احساس استحقاق (Entitlement)، همخوانی دارد.
۲. سرکوب نیازهای زنان، همدلی را تضعیف میکندهمدلی زمانی رشد میکند که کودک ببیند احساسات همه اعضای خانواده ارزشمند است. اما اگر دائماً مشاهده کند که خستگی، ناراحتی یا اعتراض مادر و خواهر نادیده گرفته میشود، این پیام را دریافت میکند که احساسات زنان اهمیت کمتری دارند.
در نتیجه، ممکن است در بزرگسالی نیز نیازهای شریک عاطفی خود را کمتر ببیند، مسئولیت هیجانی رابطه را نپذیرد و انتظار داشته باشد طرف مقابل همواره با خواستههای او سازگار شود. کاهش همدلی یکی از ویژگیهای شناختهشده افراد دارای صفات خودشیفته است.
۳. اطاعت به جای مسئولیتپذیری
در خانوادههای اقتدارگرا، اطاعت معمولاً ارزشمندتر از گفتوگو است. کودک یاد میگیرد که قدرت همیشه حق دارد و افراد ضعیفتر باید سکوت کنند.
چنین الگویی بعدها میتواند در روابط عاطفی به صورت کنترلگری، تحقیر، ناتوانی در پذیرش انتقاد و تمایل به سلطه بروز پیدا کند؛ زیرا فرد هر مخالفتی را تهدیدی علیه جایگاه خود تلقی میکند. ۴. عشق مشروط، نه پذیرش سالم
برخی خانوادهها تنها زمانی به پسر توجه و تحسین نشان میدهند که او «قوی»، «موفق» یا «برتر» باشد. در چنین شرایطی، کودک به جای شکل دادن عزت نفس پایدار، برای حفظ احساس ارزشمندی به تحسین دیگران وابسته میشود.
به همین دلیل ممکن است در بزرگسالی دائماً به دنبال تأیید، برتری و تحسین باشد و در برابر انتقاد واکنش شدید نشان دهد؛ الگویی که در بسیاری از مدلهای نظری خودشیفتگی توصیف شده است.
۵. زن به عنوان «خدمترسان» نه شریک برابروقتی کودک بارها میبیند که مادر مسئول تمام کارهای خانه، مراقبت عاطفی و تأمین نیازهای دیگران است، در حالی که نیازهای خودش نادیده گرفته میشود، ممکن است این نقش را طبیعی بداند.
در نتیجه، برخی مردان در بزرگسالی انتظار دارند شریک زندگی بدون اعتراض از آنان مراقبت کند، خواستههایشان را در اولویت قرار دهد و از خودگذشتگی را وظیفه طبیعی زن بداند. این نگرش میتواند روابطی نابرابر و فرساینده ایجاد کند.
۶. احساس استحقاق؛ هسته بسیاری از روابط ناسالم
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای شخصیت این است که احساس استحقاق، یعنی باور به اینکه فرد بدون تلاش یا احترام متقابل مستحق دریافت توجه، محبت یا امتیاز ویژه است، با بسیاری از رفتارهای خودشیفته ارتباط دارد.
اگر از کودکی به پسر آموزش داده شود که صرفاً به دلیل جنسیتش مستحق احترام، خدمت یا بخشش است، مثلا دو برابر ارث خواهد داشت احتمال شکلگیری این نگرش افزایش مییابد. ## جمعبندی
پرورش پسران ایران عزیزمان که یاد بگیرند زنان انسانهایی برابر با نیازها، احساسات و حقوق مستقل هستند، نه تنها به سلامت روان آنان کمک میکند، بلکه روابط عاطفی سالمتر، پایدارتر و مبتنی بر احترام متقابل را نیز امکانپذیر میسازد.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
۳۷
۱۳:۴۳
۱۴
۱۰:۵۸