امنیت در رابطه فقط تعهد و ماندگاری نیست.امنیت یعنی در سختی ها کنارتم .حرمت و آغوش امن داری.نیازهات رو نادیده نمی گیرم.و قرار نیست مدام به در بسته بخوری.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
شناسه:https://ble.ir/tamilafarahani
۵۷
۱۴:۲۱
۶۲
۲۲:۵۸
در سالهای اخیر، پژوهشهای روانشناسی شخصیت و خانواده نشان دادهاند که شخصیت خودشیفته تنها محصول ژنتیک نیست، بلکه محیط خانوادگی و شیوههای فرزندپروری نیز در شکلگیری آن نقش مهمی دارند. البته باید تأکید کرد که هیچ عامل واحدی علت خودشیفتگی نیست و همه مردانی که در خانوادههای سنتی یا مذهبی رشد کردهاند، خودشیفته نمیشوند. با این حال، زمانی که باورهای مذهبی یا فرهنگی با زنستیزی، کنترلگری و اقتدارگرایی همراه شوند، میتوانند زمینه مناسبی برای رشد برخی ویژگیهای خودشیفته ایجاد کنند.
۱. پسر یاد میگیرد که ارزش او ذاتی است، اما ارزش زن مشروط است
در بسیاری از خانوادههای زنستیز،مذهبی و یا سنتی از همان کودکی پیامهای آشکاری به پسر منتقل میشود:
«تو مردی؛ پس حق تصمیمگیری داری.» «خواهرت باید از تو اطاعت کند.حتی در نوع پوشش.» «زن باید فداکاری کند.» «مرد رئیس خانواده است.»
در مقابل، دختر میآموزد که برای دوستداشتنی بودن باید مطیع، فداکار و کمتوقع باشد. حتی برای لباسش و تمام رفتارهایش دیگران تصمیم بگیرند. این تفاوت در پیامهای تربیتی باعث میشود برخی پسران به تدریج احساس کنند که نیازها، خواستهها و آسایش آنان مهمتر از زنان است؛ الگویی که با یکی از مؤلفههای اصلی خودشیفتگی، یعنی احساس استحقاق (Entitlement)، همخوانی دارد.
۲. سرکوب نیازهای زنان، همدلی را تضعیف میکندهمدلی زمانی رشد میکند که کودک ببیند احساسات همه اعضای خانواده ارزشمند است. اما اگر دائماً مشاهده کند که خستگی، ناراحتی یا اعتراض مادر و خواهر نادیده گرفته میشود، این پیام را دریافت میکند که احساسات زنان اهمیت کمتری دارند.
در نتیجه، ممکن است در بزرگسالی نیز نیازهای شریک عاطفی خود را کمتر ببیند، مسئولیت هیجانی رابطه را نپذیرد و انتظار داشته باشد طرف مقابل همواره با خواستههای او سازگار شود. کاهش همدلی یکی از ویژگیهای شناختهشده افراد دارای صفات خودشیفته است.
۳. اطاعت به جای مسئولیتپذیری
در خانوادههای اقتدارگرا، اطاعت معمولاً ارزشمندتر از گفتوگو است. کودک یاد میگیرد که قدرت همیشه حق دارد و افراد ضعیفتر باید سکوت کنند.
چنین الگویی بعدها میتواند در روابط عاطفی به صورت کنترلگری، تحقیر، ناتوانی در پذیرش انتقاد و تمایل به سلطه بروز پیدا کند؛ زیرا فرد هر مخالفتی را تهدیدی علیه جایگاه خود تلقی میکند. ۴. عشق مشروط، نه پذیرش سالم
برخی خانوادهها تنها زمانی به پسر توجه و تحسین نشان میدهند که او «قوی»، «موفق» یا «برتر» باشد. در چنین شرایطی، کودک به جای شکل دادن عزت نفس پایدار، برای حفظ احساس ارزشمندی به تحسین دیگران وابسته میشود.
به همین دلیل ممکن است در بزرگسالی دائماً به دنبال تأیید، برتری و تحسین باشد و در برابر انتقاد واکنش شدید نشان دهد؛ الگویی که در بسیاری از مدلهای نظری خودشیفتگی توصیف شده است.
۵. زن به عنوان «خدمترسان» نه شریک برابروقتی کودک بارها میبیند که مادر مسئول تمام کارهای خانه، مراقبت عاطفی و تأمین نیازهای دیگران است، در حالی که نیازهای خودش نادیده گرفته میشود، ممکن است این نقش را طبیعی بداند.
در نتیجه، برخی مردان در بزرگسالی انتظار دارند شریک زندگی بدون اعتراض از آنان مراقبت کند، خواستههایشان را در اولویت قرار دهد و از خودگذشتگی را وظیفه طبیعی زن بداند. این نگرش میتواند روابطی نابرابر و فرساینده ایجاد کند.
۶. احساس استحقاق؛ هسته بسیاری از روابط ناسالم
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای شخصیت این است که احساس استحقاق، یعنی باور به اینکه فرد بدون تلاش یا احترام متقابل مستحق دریافت توجه، محبت یا امتیاز ویژه است، با بسیاری از رفتارهای خودشیفته ارتباط دارد.
اگر از کودکی به پسر آموزش داده شود که صرفاً به دلیل جنسیتش مستحق احترام، خدمت یا بخشش است، مثلا دو برابر ارث خواهد داشت احتمال شکلگیری این نگرش افزایش مییابد. ## جمعبندی
پرورش پسران ایران عزیزمان که یاد بگیرند زنان انسانهایی برابر با نیازها، احساسات و حقوق مستقل هستند، نه تنها به سلامت روان آنان کمک میکند، بلکه روابط عاطفی سالمتر، پایدارتر و مبتنی بر احترام متقابل را نیز امکانپذیر میسازد.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
شناسه:https://ble.ir/tamilafarahani
۱. پسر یاد میگیرد که ارزش او ذاتی است، اما ارزش زن مشروط است
در بسیاری از خانوادههای زنستیز،مذهبی و یا سنتی از همان کودکی پیامهای آشکاری به پسر منتقل میشود:
«تو مردی؛ پس حق تصمیمگیری داری.» «خواهرت باید از تو اطاعت کند.حتی در نوع پوشش.» «زن باید فداکاری کند.» «مرد رئیس خانواده است.»
در مقابل، دختر میآموزد که برای دوستداشتنی بودن باید مطیع، فداکار و کمتوقع باشد. حتی برای لباسش و تمام رفتارهایش دیگران تصمیم بگیرند. این تفاوت در پیامهای تربیتی باعث میشود برخی پسران به تدریج احساس کنند که نیازها، خواستهها و آسایش آنان مهمتر از زنان است؛ الگویی که با یکی از مؤلفههای اصلی خودشیفتگی، یعنی احساس استحقاق (Entitlement)، همخوانی دارد.
۲. سرکوب نیازهای زنان، همدلی را تضعیف میکندهمدلی زمانی رشد میکند که کودک ببیند احساسات همه اعضای خانواده ارزشمند است. اما اگر دائماً مشاهده کند که خستگی، ناراحتی یا اعتراض مادر و خواهر نادیده گرفته میشود، این پیام را دریافت میکند که احساسات زنان اهمیت کمتری دارند.
در نتیجه، ممکن است در بزرگسالی نیز نیازهای شریک عاطفی خود را کمتر ببیند، مسئولیت هیجانی رابطه را نپذیرد و انتظار داشته باشد طرف مقابل همواره با خواستههای او سازگار شود. کاهش همدلی یکی از ویژگیهای شناختهشده افراد دارای صفات خودشیفته است.
۳. اطاعت به جای مسئولیتپذیری
در خانوادههای اقتدارگرا، اطاعت معمولاً ارزشمندتر از گفتوگو است. کودک یاد میگیرد که قدرت همیشه حق دارد و افراد ضعیفتر باید سکوت کنند.
چنین الگویی بعدها میتواند در روابط عاطفی به صورت کنترلگری، تحقیر، ناتوانی در پذیرش انتقاد و تمایل به سلطه بروز پیدا کند؛ زیرا فرد هر مخالفتی را تهدیدی علیه جایگاه خود تلقی میکند. ۴. عشق مشروط، نه پذیرش سالم
برخی خانوادهها تنها زمانی به پسر توجه و تحسین نشان میدهند که او «قوی»، «موفق» یا «برتر» باشد. در چنین شرایطی، کودک به جای شکل دادن عزت نفس پایدار، برای حفظ احساس ارزشمندی به تحسین دیگران وابسته میشود.
به همین دلیل ممکن است در بزرگسالی دائماً به دنبال تأیید، برتری و تحسین باشد و در برابر انتقاد واکنش شدید نشان دهد؛ الگویی که در بسیاری از مدلهای نظری خودشیفتگی توصیف شده است.
۵. زن به عنوان «خدمترسان» نه شریک برابروقتی کودک بارها میبیند که مادر مسئول تمام کارهای خانه، مراقبت عاطفی و تأمین نیازهای دیگران است، در حالی که نیازهای خودش نادیده گرفته میشود، ممکن است این نقش را طبیعی بداند.
در نتیجه، برخی مردان در بزرگسالی انتظار دارند شریک زندگی بدون اعتراض از آنان مراقبت کند، خواستههایشان را در اولویت قرار دهد و از خودگذشتگی را وظیفه طبیعی زن بداند. این نگرش میتواند روابطی نابرابر و فرساینده ایجاد کند.
۶. احساس استحقاق؛ هسته بسیاری از روابط ناسالم
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای شخصیت این است که احساس استحقاق، یعنی باور به اینکه فرد بدون تلاش یا احترام متقابل مستحق دریافت توجه، محبت یا امتیاز ویژه است، با بسیاری از رفتارهای خودشیفته ارتباط دارد.
اگر از کودکی به پسر آموزش داده شود که صرفاً به دلیل جنسیتش مستحق احترام، خدمت یا بخشش است، مثلا دو برابر ارث خواهد داشت احتمال شکلگیری این نگرش افزایش مییابد. ## جمعبندی
پرورش پسران ایران عزیزمان که یاد بگیرند زنان انسانهایی برابر با نیازها، احساسات و حقوق مستقل هستند، نه تنها به سلامت روان آنان کمک میکند، بلکه روابط عاطفی سالمتر، پایدارتر و مبتنی بر احترام متقابل را نیز امکانپذیر میسازد.«تامیلا فراهانی روانشناس بالینی»
۷۱
۱۳:۴۳
۶۸
۱۰:۵۸
۶۸
۱۹:۴۵
ایجاد شرمساری برای کسی که عمدا آسیب می زنه و به آسیب زا بودنش افتخار هم می کنه، یک وظیفه انسانی و فرهنگیه.در احیای حقوق ابتدایی زنان ،کارگران و شهروندان کشور هایی با نظام دیکتاتوری، زیاد با این موضوع روبرو خواهید شد.
فرهنگ متجاوز سالار در طعمه،شرم نیابتی کاذب ایجاد می کند. هنر قربانی نشدن و نماندن این است که شرم را نپذیرفته و به صاحب واقعی آن بازش گردانید. دزد ، متجاوز، اسید پاش هوس ران و یا فریبکار یا خیانتکار است که باید شرمنده باشد نه فرد صدمه دیده. حتی زمانی که صدمات جبران نمیشود اجازه ندهید با ایجاد حس کم ارزشی کاذب آنچه هستند را به شما فرافکنی کنند.
فرهنگ متجاوز سالار در طعمه،شرم نیابتی کاذب ایجاد می کند. هنر قربانی نشدن و نماندن این است که شرم را نپذیرفته و به صاحب واقعی آن بازش گردانید. دزد ، متجاوز، اسید پاش هوس ران و یا فریبکار یا خیانتکار است که باید شرمنده باشد نه فرد صدمه دیده. حتی زمانی که صدمات جبران نمیشود اجازه ندهید با ایجاد حس کم ارزشی کاذب آنچه هستند را به شما فرافکنی کنند.
۵۸
۱۷:۴۳
۲۰
۱۷:۰۰