ضروریترین امرِ سیاسیِ هرکس سیاستِ بدن او است.+بدنم چه میخواهد؟ چه حکممیراند؟و تأثیرگرفته از کدام قدرت بیرونی است؟+جنگآلودگیِ جهانسرایتیافته از بدنهای بیصلح است.هرکار که با جهان دارم رااز بدنم آغازمیکنم.
از کانال حسام ایپکچی @ipakchi
پیام تندرستی درتلگرام
https://t.me/tandorostanاینستاگرام
Instagram.com/tandorostan.ir
از کانال حسام ایپکچی @ipakchi
۶۱۴
۱۸:۱۴
Farhang Sharif - Sorrow and Joy.mp3
۰۶:۱۵-۱۴.۸۱ مگابایت
پیام تندرستی
۴۵۶
۸:۴۰
هشدار سازمان غذا و دارو: با توصیه هوش مصنوعی دارو نخورید.
حتی دارویی که برای یک بیمار کاملاً مناسب است، ممکن است برای فرد دیگری بهدلیل تداخل دارویی، منع مصرف، حساسیت یا شرایط خاص بالینی، نامناسب و حتی خطرناک باشد. بنابراین نمیتوان یک پاسخ عمومی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را معادل نسخه یا توصیه دارویی شخصیسازیشده تلقیکرد.
پیام تندرستی درتلگرام
https://t.me/tandorostanاینستاگرام
Instagram.com/tandorostan.ir
۴۱۶
۵:۳۵
کبد چرب؛ شایعترین بیماری کبدی جهان
به گزارش ایسنا، دکتر امیر انوشیروانی، متخصص گوارش و کبد، با بیان اینکه «کبد چرب» شایعترین بیماری کبد در جهان است، گفت: براساس آمار و ارقام، حدود ۴۰درصد از مردم ایران، چه کودک و چه بزرگسال، به کبد چرب مبتلا هستند. این عدد ۴۰درصدی عددی بزرگ است؛ چراکه افراد با ابتلابه کبد چرب، تنها دچار مشکلات کبدی نمیشوند، بلکه به بیماریهای سندروم متابولیک، مانند دیابت، چربی خون و فشار خون مبتلا میشوند. بیماریهای قلبی و عروقی، مهمترین علت مرگ افراد مبتلابه کبد چرب است.
این دانشیار دانشگاه علومپزشکی تهران ادامهداد: بررسیها نشانمیدهند میزان ابتلابه سرطان و سیروز کبد، در میان افراد مبتلابه کبد چرب نسبتبه دیگر افراد بیشتر است.
این پزشک توضیحداد: با توجه به پیامدهای کبد چرب، این بیماری را باید یک مجموعه (سندروم) متابولیک درنظرگرفت و همه این مجموعه را باید همزمان درمانکرد.
او درباره روشهای شناسایی کبد چرب گفت: با انجام یک سونوگرافی ساده میتوان ابتلابه کبد چرب را تشخیصداد. هنگامی که فرد به کبد چرب مبتلامیشود، نباید تنها به میزان درجات آن توجهکند، بلکه باید به این موضوع دقتکند که به سندرم کبد چرب مبتلا شدهاست.
انوشیروانی با بیان اینکه چاقی در میان کودکان و نوجوانان روبهافزایش است، گفت: «تغییر سبک زندگی»، «افزایش مصرف غذاهای پرکالری و فرآوریشده» و «کاهش فعالیت فیزیکی» از دلایل افزایش چاقی کودکان و نوجوانان بهحسابمیآید.
این پزشک، با بیان اینکه افراد مبتلابه کبد چرب باید به کاهش وزن خود توجهکنند، گفت: پزشکان به مبتلایان کبد چرب میگویند که ۱۰درصد وزن خود را طی بازه زمانی ۶ماهه کاهشدهند. اگر افراد توانایی کاهش وزن را ندارند، با تجویز پزشک میتوانند از داروهای کاهش وزن استفادهکنند تا در مسیر درمان ریشهای کبد چرب قرارگیرند.
انوشیروانی گفت: برخی افراد چاق نیستند اما شکم دارند. ژنتیک، علت اصلی ابتلابه کبد چرب در این افراد بهحسابمیآید اما کاهش وزن به میزان ۲ تا ۳ کیلو به آنها کمکمیکند.
پیام تندرستی درتلگرام
https://t.me/tandorostanاینستاگرام
Instagram.com/tandorostan.ir
به گزارش ایسنا، دکتر امیر انوشیروانی، متخصص گوارش و کبد، با بیان اینکه «کبد چرب» شایعترین بیماری کبد در جهان است، گفت: براساس آمار و ارقام، حدود ۴۰درصد از مردم ایران، چه کودک و چه بزرگسال، به کبد چرب مبتلا هستند. این عدد ۴۰درصدی عددی بزرگ است؛ چراکه افراد با ابتلابه کبد چرب، تنها دچار مشکلات کبدی نمیشوند، بلکه به بیماریهای سندروم متابولیک، مانند دیابت، چربی خون و فشار خون مبتلا میشوند. بیماریهای قلبی و عروقی، مهمترین علت مرگ افراد مبتلابه کبد چرب است.
این دانشیار دانشگاه علومپزشکی تهران ادامهداد: بررسیها نشانمیدهند میزان ابتلابه سرطان و سیروز کبد، در میان افراد مبتلابه کبد چرب نسبتبه دیگر افراد بیشتر است.
این پزشک توضیحداد: با توجه به پیامدهای کبد چرب، این بیماری را باید یک مجموعه (سندروم) متابولیک درنظرگرفت و همه این مجموعه را باید همزمان درمانکرد.
او درباره روشهای شناسایی کبد چرب گفت: با انجام یک سونوگرافی ساده میتوان ابتلابه کبد چرب را تشخیصداد. هنگامی که فرد به کبد چرب مبتلامیشود، نباید تنها به میزان درجات آن توجهکند، بلکه باید به این موضوع دقتکند که به سندرم کبد چرب مبتلا شدهاست.
انوشیروانی با بیان اینکه چاقی در میان کودکان و نوجوانان روبهافزایش است، گفت: «تغییر سبک زندگی»، «افزایش مصرف غذاهای پرکالری و فرآوریشده» و «کاهش فعالیت فیزیکی» از دلایل افزایش چاقی کودکان و نوجوانان بهحسابمیآید.
این پزشک، با بیان اینکه افراد مبتلابه کبد چرب باید به کاهش وزن خود توجهکنند، گفت: پزشکان به مبتلایان کبد چرب میگویند که ۱۰درصد وزن خود را طی بازه زمانی ۶ماهه کاهشدهند. اگر افراد توانایی کاهش وزن را ندارند، با تجویز پزشک میتوانند از داروهای کاهش وزن استفادهکنند تا در مسیر درمان ریشهای کبد چرب قرارگیرند.
انوشیروانی گفت: برخی افراد چاق نیستند اما شکم دارند. ژنتیک، علت اصلی ابتلابه کبد چرب در این افراد بهحسابمیآید اما کاهش وزن به میزان ۲ تا ۳ کیلو به آنها کمکمیکند.
۳۷۳
۴:۰۳
امروز در کانال تلگرام بیشتر درباره کبد چرب، علل، نشانهها و درمان آن خواهمگفت.
https://t.me/tandorostan
علیالحساب میتوانید اینجا در کانال ترنجان، با کتاب «*کبد چرب، از پیشگیری تا درمان*» نوشته اینجانب آشنا شوید و درصورت تمایل آن را تهیهکنید و بخوانید. (روی متن آبیرنگ کلیککنید.)
با آرزوی تندرستی دکتر ناصر رضاییپور
با آرزوی تندرستی دکتر ناصر رضاییپور
۳۴۹
۵:۳۳
Nava - The Sphere.mp3
۰۳:۵۵-۸.۹۹ مگابایت
پیام تندرستی
۳۳۴
۷:۱۰
Carlos Salazar - Despacito.mp3
۰۴:۳۷-۱۰.۵۹ مگابایت
پیام تندرستی
۱۷۸
۸:۴۶
سلاماین نوشته، بهخاطر مشکل نت، ارسال نشدهبود. گرچه که در کانال تلگرام هم فرستادهشده.
دوستان زیادی پیامداده و درباره بیماری کبد چرب و درمان آن با طب ایرانی پرسیدهاند.
به گفته استادان و تجربه متخصصان طب ایرانی، امکان پیشگیری از این بیماری با مشاوره تندرستی و سبک زندگی با دیدگاه طب ایرانی وجوددارد.🩺 همچنین موارد پرشماری از کاهش شدت و درمان این بیماری (چه از نظر درجه آن در سونوگرافی، چه شدت التهاب بالینی و آزمایشگاهی و همچنین بهبود سطوح آنزیمهای کبدی، چربی و قند خون) در تجربه متخصصان طب ایرانی وجوددارد.
عزیزان میتوانند برای دریافت نوبت مشاوره VIP تندرستی (مشاوره مزاجشناسی و اصلاح سبک زندگی) یا دریافت نوبت ویزیت درمانی توسط آقای دکتر رضاییپور، با شماره زیر تماسبگیرند.
09037743123
با احترام گروه پیام تندرستی (دکتر رضاییپور)
@tandorostan
با احترام گروه پیام تندرستی (دکتر رضاییپور)
۲۳۹
۸:۴۸
در تفاوت پزشکشدن و پزشکماندنیکم شهریور؛ روزی برای پرسیدن
یکم شهریور که میرسد، نام ابنسینا دوباره بر سر زبانها میافتد؛ تصویرش بر پوسترها مینشیند، و پیامهای شادباش ردوبدل میشود.
اما شاید مهمترین میراث ابنسینا، چیزی نباشد که بتوان آن را در یک تصویر یا چند جملهٔ قصار خلاصهکرد. میراث او، بیشاز هرچیز، نوعی نگاه به انسان و جهان است؛ نگاهی که در آن، دانش از زندگی، و درمان از اخلاق جدا نیست و درنتیجه پزشک، فقط صاحب مجموعهای از اطلاعات و مهارتها نیست.
برای من، روز پزشک بیشازآنکه روزِ پزشکبودن باشد، روزِ جستوجوی «چگونه پزشکماندن» است.
در روزگاری که پزشکی بیشاز همیشه به فناوری، عدد، نمودار، آزمایش، تصویربرداری و الگوریتم وابسته شده، خطر آن هست که «خود» بیمار، در میان انبوه دادهها دیدهنشود. ممکناست بیماری را دقیقتر از گذشته تشخیصدهیم و درعینحال، رنج آدمی را کمتر ببینیم. ممکناست درمانهای بیشتری در اختیار داشتهباشیم ولی فرصت کمتری هم برای شنیدن داشتهباشیم.و این تناقض کوچکی نیست.
پزشکی، اگر تنها مجموعهای از دانستهها و فنون باشد، میتواند «متخصص» تربیتکند؛ اما برای ساختن «طبیب» کافی نیست. پزشک باید بداند، اما تنها دانستن کافی نیست. پزشک باید ببیند، اما نهفقط تصویر رادیولوژی و گزارش آزمایشگاه را، بلکه «انسان»ی را که پشت آنهاست؛ باید بشنود، ولی نهفقط شرححال بیماری را، که ترس، امید، تنهایی و اضطراب بیمار را. پزشک باید بتواند پیشاز تجویز دارو، بخشی از رنج بیمار را سبکتر کند.
شاید بههمیندلیل است که طبابت را نمیتوان تنها یک «حرفه» دانست. حرفه، مجموعهای از مهارتهاست که میتوان آموخت و بهکارگرفت؛ اما طبیبشدن، بهگمان من، نوعی ساختهشدن تدریجی انسان است. و این ساختهشدن، پایانی ندارد؛ حرکتی است همیشگی، میان قدرتی که دانش پزشکی به او میدهد و مسئولیتی که دربرابر انسان بر دوش او میگذارد.
از این دیدگاه، شاید روز پزشک، همزمان روزِ «بزرگداشت» و «یادداشت» باشد؛ بزرگداشت آنچه پزشکی میتواند برای انسان انجامدهد و یادداشت آنکه پزشک، هرگز نباید انسان را به «مورد پزشکی» تقلیلدهد.
این روزها البته تنها بیماران نیستند که خستهاند؛ پزشکان هم در جهانی دشوارتر از گذشته طبابتمیکنند؛ در میان فشار اقتصادی، فرسودگی، بیاعتمادی، شتاب روزافزون، تجاریشدن بخشی از نظام سلامت و سیلاب اطلاعات درست و نادرست. در چنین شرایطی، برای پزشک «خوبماندن» هم بخشی از مسؤولیت حرفهای اوست.
پزشکی که خود از انسانیت خویش فاصلهگرفته، چگونه میتواند به بازگرداندن حال خوب دیگری کمککند؟من هنوز فکرمیکنم «حال خوب» یکی از مهمترین غایتهای زندگی و یکی از شریفترین مقاصد پزشکی است؛ اما حال خوب را نمیتوان تنها با نسخه و دارو ساخت. سلامت مردم، بههماناندازه که به درمانگاه و بیمارستان وابسته است، به کیفیت زندگی، امنیت، امید، آموزش، محیط زندگی، عدالت و امکان زیستن شرافتمندانه وابسته است. ازهمینرو، پزشک نمیتواند نسبت به جامعهای که بیمار در آن زندگیمیکند، بیتفاوت باشد.پزشک، اگر حکیم باشد، ناگزیر بخشی از زمانهٔ خویش است.
و شاید اینجاست که نام ابنسینا هنوز برای ما اهمیت دارد: نهتنها بهعنوان طبیبی بزرگ از گذشته، بلکه بهعنوان یادآورِ تصویری گستردهتر از طبیب؛ انسانی که دانش پزشکی را در کنار فلسفه، اخلاق، ادبیات و شناخت جهان مینشاند و میان دانستن و زیستن دیواری نمیکشید.
امروز اگر بخواهیم از او تجلیلکنیم، شاید بهتر باشد کمتر از بزرگی تاریخیاش بگوییم و بیشتر به پرسشی که پیشروی ما میگذارد، بیندیشیم:ما، در زمانهٔ خودمان، چهاندازه توانستهایم شایستهٔ نام «طبیب» بمانیم؟روز پزشک برای من، فرصتی است برای اندیشیدن به پاسخ این پرسش.
و شاید بههمیندلیل، یکم شهریور را باید هم جشنگرفت، هم کمی در آن مکثکرد؛ هم به پزشکانی که با وجود دشواریها هنوز چراغی برای دیگری روشنمیکنند درود فرستاد، و هم از خود پرسید که در این راه، چهچیزی را حفظکردهایم و چهچیزهایی را ازدستدادهایم.
و برای من، روز پزشک بیشاز هرچیز، یادآور این عهد است:شاید پزشکشدن، با آموختن آغازشود؛ اما طبیبماندن، باید هر روز از نو «انتخابشود».
زادروز پورسینا بر همهٔ پزشکانی که هنوز انسان را پیشاز بیمار، رنج را پیش از بیماری و مسؤولیت را بیشاز عنوان خود میبینند، خجستهباد!
" />
دکتر ناصر رضاییپور یکم شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی
www.tandorostan.irt.me/tandorostanble.ir/tandorostan_irInstagram.com/tandorostan.ir
یکم شهریور که میرسد، نام ابنسینا دوباره بر سر زبانها میافتد؛ تصویرش بر پوسترها مینشیند، و پیامهای شادباش ردوبدل میشود.
اما شاید مهمترین میراث ابنسینا، چیزی نباشد که بتوان آن را در یک تصویر یا چند جملهٔ قصار خلاصهکرد. میراث او، بیشاز هرچیز، نوعی نگاه به انسان و جهان است؛ نگاهی که در آن، دانش از زندگی، و درمان از اخلاق جدا نیست و درنتیجه پزشک، فقط صاحب مجموعهای از اطلاعات و مهارتها نیست.
برای من، روز پزشک بیشازآنکه روزِ پزشکبودن باشد، روزِ جستوجوی «چگونه پزشکماندن» است.
در روزگاری که پزشکی بیشاز همیشه به فناوری، عدد، نمودار، آزمایش، تصویربرداری و الگوریتم وابسته شده، خطر آن هست که «خود» بیمار، در میان انبوه دادهها دیدهنشود. ممکناست بیماری را دقیقتر از گذشته تشخیصدهیم و درعینحال، رنج آدمی را کمتر ببینیم. ممکناست درمانهای بیشتری در اختیار داشتهباشیم ولی فرصت کمتری هم برای شنیدن داشتهباشیم.و این تناقض کوچکی نیست.
پزشکی، اگر تنها مجموعهای از دانستهها و فنون باشد، میتواند «متخصص» تربیتکند؛ اما برای ساختن «طبیب» کافی نیست. پزشک باید بداند، اما تنها دانستن کافی نیست. پزشک باید ببیند، اما نهفقط تصویر رادیولوژی و گزارش آزمایشگاه را، بلکه «انسان»ی را که پشت آنهاست؛ باید بشنود، ولی نهفقط شرححال بیماری را، که ترس، امید، تنهایی و اضطراب بیمار را. پزشک باید بتواند پیشاز تجویز دارو، بخشی از رنج بیمار را سبکتر کند.
شاید بههمیندلیل است که طبابت را نمیتوان تنها یک «حرفه» دانست. حرفه، مجموعهای از مهارتهاست که میتوان آموخت و بهکارگرفت؛ اما طبیبشدن، بهگمان من، نوعی ساختهشدن تدریجی انسان است. و این ساختهشدن، پایانی ندارد؛ حرکتی است همیشگی، میان قدرتی که دانش پزشکی به او میدهد و مسئولیتی که دربرابر انسان بر دوش او میگذارد.
از این دیدگاه، شاید روز پزشک، همزمان روزِ «بزرگداشت» و «یادداشت» باشد؛ بزرگداشت آنچه پزشکی میتواند برای انسان انجامدهد و یادداشت آنکه پزشک، هرگز نباید انسان را به «مورد پزشکی» تقلیلدهد.
این روزها البته تنها بیماران نیستند که خستهاند؛ پزشکان هم در جهانی دشوارتر از گذشته طبابتمیکنند؛ در میان فشار اقتصادی، فرسودگی، بیاعتمادی، شتاب روزافزون، تجاریشدن بخشی از نظام سلامت و سیلاب اطلاعات درست و نادرست. در چنین شرایطی، برای پزشک «خوبماندن» هم بخشی از مسؤولیت حرفهای اوست.
پزشکی که خود از انسانیت خویش فاصلهگرفته، چگونه میتواند به بازگرداندن حال خوب دیگری کمککند؟من هنوز فکرمیکنم «حال خوب» یکی از مهمترین غایتهای زندگی و یکی از شریفترین مقاصد پزشکی است؛ اما حال خوب را نمیتوان تنها با نسخه و دارو ساخت. سلامت مردم، بههماناندازه که به درمانگاه و بیمارستان وابسته است، به کیفیت زندگی، امنیت، امید، آموزش، محیط زندگی، عدالت و امکان زیستن شرافتمندانه وابسته است. ازهمینرو، پزشک نمیتواند نسبت به جامعهای که بیمار در آن زندگیمیکند، بیتفاوت باشد.پزشک، اگر حکیم باشد، ناگزیر بخشی از زمانهٔ خویش است.
و شاید اینجاست که نام ابنسینا هنوز برای ما اهمیت دارد: نهتنها بهعنوان طبیبی بزرگ از گذشته، بلکه بهعنوان یادآورِ تصویری گستردهتر از طبیب؛ انسانی که دانش پزشکی را در کنار فلسفه، اخلاق، ادبیات و شناخت جهان مینشاند و میان دانستن و زیستن دیواری نمیکشید.
امروز اگر بخواهیم از او تجلیلکنیم، شاید بهتر باشد کمتر از بزرگی تاریخیاش بگوییم و بیشتر به پرسشی که پیشروی ما میگذارد، بیندیشیم:ما، در زمانهٔ خودمان، چهاندازه توانستهایم شایستهٔ نام «طبیب» بمانیم؟روز پزشک برای من، فرصتی است برای اندیشیدن به پاسخ این پرسش.
و شاید بههمیندلیل، یکم شهریور را باید هم جشنگرفت، هم کمی در آن مکثکرد؛ هم به پزشکانی که با وجود دشواریها هنوز چراغی برای دیگری روشنمیکنند درود فرستاد، و هم از خود پرسید که در این راه، چهچیزی را حفظکردهایم و چهچیزهایی را ازدستدادهایم.
و برای من، روز پزشک بیشاز هرچیز، یادآور این عهد است:شاید پزشکشدن، با آموختن آغازشود؛ اما طبیبماندن، باید هر روز از نو «انتخابشود».
زادروز پورسینا بر همهٔ پزشکانی که هنوز انسان را پیشاز بیمار، رنج را پیش از بیماری و مسؤولیت را بیشاز عنوان خود میبینند، خجستهباد!
www.tandorostan.irt.me/tandorostanble.ir/tandorostan_irInstagram.com/tandorostan.ir
۱۵۴
۷:۱۹