«به نام خداوند آگاهی، اندیشه و قلم»
فراخوان ارسال آثار | پنجمین شماره نشریه دانشجویی «ترادف»
نشریه دانشجویی «ترادف» در آستانه انتشار پنجمین شماره خود، از تمامی دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان و علاقهمندان دعوت میکند تا آثار خود را برای انتشار در این شماره ارسال کنند.
آثار ارسالی میتواند در قالبهای زیر باشد:
- مقاله علمی، پژوهشی یا ترویجی- یادداشت تحلیلی- سرمقاله- نقد و بررسی کتاب، فیلم یا آثار فرهنگی- گزارش و گفتوگو- جستار، روایت و تجربهنگاری- شعر، داستان کوتاه و آثار ادبی- کاریکاتور، عکس، طراحی و سایر آثار هنری- ترجمه و معرفی آثار ارزشمند (با ذکر منبع)
محورهای پیشنهادی:
سیاسی
- سیاست داخلی و بینالملل- حکمرانی، مشارکت سیاسی و جامعه- سیاستگذاری عمومی- تحلیل رویدادهای سیاسی
حقوقی
- حقوق عمومی و خصوصی- حقوق بشر- حقوق بینالملل- حقوق فناوری و فضای مجازی- نقد و بررسی قوانین، آرای قضایی و تحولات حقوقی
اجتماعی
- مسائل و آسیبهای اجتماعی- سبک زندگی و جامعه- رسانه و افکار عمومی- محیط زیست و مسئولیت اجتماعی- دانشگاه، دانشجو و جامعه
فرهنگی
- ادبیات، هنر و سینما- کتاب و کتابخوانی- هویت و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی- نقد و تحلیل آثار فرهنگی و هنری- رویدادها و فعالیتهای فرهنگی دانشگاه
همچنین از آثاری با موضوعات میانرشتهای، تحلیل مسائل روز، معرفی و نقد کتاب، تحلیل فیلم، یادداشتهای مناسبتی و سایر ایدههای خلاقانه مرتبط با رویکرد نشریه استقبال میشود.
مهلت ارسال آثار:تا تاریخ 1405/04/27
رعایت اصول نگارشی، اصالت اثر و انطباق با معیارهای علمی و حرفهای نشریه، شرط لازم برای ورود آثار به فرآیند بررسی و داوری خواهد بود.
راه ارتباط و ارسال آثار:
@taradoof_admin
نشریه دانشجویی «ترادف»
دانشگاه علم و فرهنگ
نشریه دانشجویی «ترادف» در آستانه انتشار پنجمین شماره خود، از تمامی دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان و علاقهمندان دعوت میکند تا آثار خود را برای انتشار در این شماره ارسال کنند.
- مقاله علمی، پژوهشی یا ترویجی- یادداشت تحلیلی- سرمقاله- نقد و بررسی کتاب، فیلم یا آثار فرهنگی- گزارش و گفتوگو- جستار، روایت و تجربهنگاری- شعر، داستان کوتاه و آثار ادبی- کاریکاتور، عکس، طراحی و سایر آثار هنری- ترجمه و معرفی آثار ارزشمند (با ذکر منبع)
- سیاست داخلی و بینالملل- حکمرانی، مشارکت سیاسی و جامعه- سیاستگذاری عمومی- تحلیل رویدادهای سیاسی
- حقوق عمومی و خصوصی- حقوق بشر- حقوق بینالملل- حقوق فناوری و فضای مجازی- نقد و بررسی قوانین، آرای قضایی و تحولات حقوقی
- مسائل و آسیبهای اجتماعی- سبک زندگی و جامعه- رسانه و افکار عمومی- محیط زیست و مسئولیت اجتماعی- دانشگاه، دانشجو و جامعه
- ادبیات، هنر و سینما- کتاب و کتابخوانی- هویت و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی- نقد و تحلیل آثار فرهنگی و هنری- رویدادها و فعالیتهای فرهنگی دانشگاه
همچنین از آثاری با موضوعات میانرشتهای، تحلیل مسائل روز، معرفی و نقد کتاب، تحلیل فیلم، یادداشتهای مناسبتی و سایر ایدههای خلاقانه مرتبط با رویکرد نشریه استقبال میشود.
۱.۳K
۱۱:۵۰
*ده واژهی کهن فارسیِ فراموششده
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
{آذرگون}* سرخ و آتشفام

{بهمنبرزین} شجاع و نیرومندِ مانند بهمن
{پریچهره} زیبارو، با چهرهای همچون پری
{تیرگان} جشن تیر، روز سیزدهم تیرماه
{چهرآب} اشک چشم، آب دیدگان
{خُسروانی} آهنگی کهن و باشکوه در موسیقی
{درفش} پرچم، بیرق
{*زنهار}* پناه، امان، درخواست بخشش🧶
{سیمگون} نقرهفام، سفید و درخشان
{*گَرد*} غبار، گردوغبار و نیز در ادب کهن به معنای شتاب و هیجان
@TARADOOF
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
{آذرگون}* سرخ و آتشفام
{بهمنبرزین} شجاع و نیرومندِ مانند بهمن
{پریچهره} زیبارو، با چهرهای همچون پری
{تیرگان} جشن تیر، روز سیزدهم تیرماه
{چهرآب} اشک چشم، آب دیدگان
{خُسروانی} آهنگی کهن و باشکوه در موسیقی
{درفش} پرچم، بیرق
{*زنهار}* پناه، امان، درخواست بخشش🧶
{سیمگون} نقرهفام، سفید و درخشان
{*گَرد*} غبار، گردوغبار و نیز در ادب کهن به معنای شتاب و هیجان
۶۳
۱۲:۲۳
کوچ تا چند؟مگر میشود از خویش گریخت...
غربت،آنجا آغاز میشودکه یاران ببرندت از یاد.
فاضل نظری
نشریه دانشجویی ترادف_
دانشگاه علم و فرهنگ
@TARADOOF
غربت،آنجا آغاز میشودکه یاران ببرندت از یاد.
فاضل نظری
۵۲
۱۷:۳۵
شاید نوشتهای که امروز در گوشی یا دفترتان مانده، همان استعدادی باشد که باید دیده شود.
۶۷
۱۷:۴۷
در قلب هلند جایی میان قفسههای بیشمار کتاب و نسخههای ارزشمند تاریخی، یکی از کهنترین کتابخانههای دانشگاهی اروپا نفس میکشد؛ کتابخانه دانشگاه لیدن.
این کتابخانه که از اواخر قرن شانزدهم میلادی فعالیت خود را آغاز کرده، امروز با بیش از چهارصد سال سابقه، همچنان یکی از مهمترین مراکز پژوهشی جهان به شمار میرود. از نسخههای خطی کمیاب و اسناد تاریخی گرفته تا مجموعههای گسترده مطالعات آسیایی و خاورمیانه، هر گوشه از این کتابخانه روایتگر بخشی از تاریخ دانش است.
اما لیدن تنها یک گنجینه برای نگهداری کتابها نیست؛ فضایی زنده و پویا است که هر روز میزبان پژوهشگران، دانشجویان و اندیشمندانی از سراسر جهان میشود.گاهی بعضی کتابخانهها فقط محل مطالعه نیستند؛ خودشان بخشی از تاریخاند.
۹۲
۱۷:۳۹
آخرین نیمکتِ کتابخانه
باران ریز و آرامی میبارید. حیاط دانشگاه بوی خاک خیس خورده بود و دانشجوها با عجله از میان قطرهها عبور میکردند. در گوشهای از کتابخانه، روی آخرین نیمکت کنار پنجره، «آرمان» نشسته بود؛ جوانی که همیشه دفتر برنامهریزیاش پر از هدفهای بزرگ بود، اما بیشتر آن هدفها هرگز از مرز کاغذ عبور نمیکردند.
او رؤیای دانشجوی ممتاز شدن داشت، میخواست زبان جدید یاد بگیرد، مقاله بنویسد و در مسابقات علمی بدرخشد؛ اما هر روز کارها را به فردا موکول میکرد. فردایی که هر بار دورتر میشد.
آن روز، هنگام ورق زدن کتابی قدیمی، برگهای زردرنگ از میان صفحات روی زمین افتاد. روی آن با خطی خوش نوشته شده بود:
«اگر هر روز تنها یک آجر بگذاری، روزی صاحب دیوار خواهی شد.»
آرمان لبخندی زد و زیر لب گفت: «یک جملهٔ دیگر از همان حرفهای انگیزشی...»
اما پیرمرد کتابدار که نزدیکش ایستاده بود، حرف او را شنید. آرام گفت: «بیشتر آدمها شکست نمیخورند چون ناتواناند؛ شکست میخورند چون منتظر روزی میمانند که حال و حوصلهاش را پیدا کنند.»
این جمله در ذهن آرمان ماند. آن شب تصمیم گرفت به جای تغییر دادن تمام زندگیاش، فقط یک کار کوچک انجام دهد؛ ده صفحه مطالعه.
فردا هم ده صفحه دیگر.
هفته بعد، بیست صفحه.
ماه بعد، خلاصهای از کتابها را مینوشت.
چند ماه گذشت. همان دانشجویی که همیشه از کمبود زمان شکایت میکرد، مقالهای علمی آماده کرده بود و میان دوستانش به پشتکار شناخته میشد.
روزی دوباره کنار همان پنجره نشست. باران میبارید و حیاط دانشگاه همان بوی همیشگی را داشت. نگاهش به آخرین نیمکت افتاد و به یاد آن برگه زردرنگ افتاد.
آن لحظه فهمید راز موفقیت در کارهای بزرگ نیست؛ در تکرار کارهای کوچک است.
بسیاری از ما منتظر فرصتی استثنایی هستیم تا زندگیمان تغییر کند؛ غافل از اینکه آینده، حاصل قدمهای کوچکی است که امروز برمیداریم.
پیام داستان: گاهی فاصله میان یک دانشجوی معمولی و یک دانشجوی موفق، نه در استعداد بیشتر، بلکه در انجام دادنِ مداومِ کارهای کوچکی است که دیگران به تعویق میاندازند. موفقیت، معجزه یک روز نیست؛ نتیجه عادتهای هر روز است.

@TARADOOF
باران ریز و آرامی میبارید. حیاط دانشگاه بوی خاک خیس خورده بود و دانشجوها با عجله از میان قطرهها عبور میکردند. در گوشهای از کتابخانه، روی آخرین نیمکت کنار پنجره، «آرمان» نشسته بود؛ جوانی که همیشه دفتر برنامهریزیاش پر از هدفهای بزرگ بود، اما بیشتر آن هدفها هرگز از مرز کاغذ عبور نمیکردند.
او رؤیای دانشجوی ممتاز شدن داشت، میخواست زبان جدید یاد بگیرد، مقاله بنویسد و در مسابقات علمی بدرخشد؛ اما هر روز کارها را به فردا موکول میکرد. فردایی که هر بار دورتر میشد.
آن روز، هنگام ورق زدن کتابی قدیمی، برگهای زردرنگ از میان صفحات روی زمین افتاد. روی آن با خطی خوش نوشته شده بود:
«اگر هر روز تنها یک آجر بگذاری، روزی صاحب دیوار خواهی شد.»
آرمان لبخندی زد و زیر لب گفت: «یک جملهٔ دیگر از همان حرفهای انگیزشی...»
اما پیرمرد کتابدار که نزدیکش ایستاده بود، حرف او را شنید. آرام گفت: «بیشتر آدمها شکست نمیخورند چون ناتواناند؛ شکست میخورند چون منتظر روزی میمانند که حال و حوصلهاش را پیدا کنند.»
این جمله در ذهن آرمان ماند. آن شب تصمیم گرفت به جای تغییر دادن تمام زندگیاش، فقط یک کار کوچک انجام دهد؛ ده صفحه مطالعه.
فردا هم ده صفحه دیگر.
هفته بعد، بیست صفحه.
ماه بعد، خلاصهای از کتابها را مینوشت.
چند ماه گذشت. همان دانشجویی که همیشه از کمبود زمان شکایت میکرد، مقالهای علمی آماده کرده بود و میان دوستانش به پشتکار شناخته میشد.
روزی دوباره کنار همان پنجره نشست. باران میبارید و حیاط دانشگاه همان بوی همیشگی را داشت. نگاهش به آخرین نیمکت افتاد و به یاد آن برگه زردرنگ افتاد.
آن لحظه فهمید راز موفقیت در کارهای بزرگ نیست؛ در تکرار کارهای کوچک است.
بسیاری از ما منتظر فرصتی استثنایی هستیم تا زندگیمان تغییر کند؛ غافل از اینکه آینده، حاصل قدمهای کوچکی است که امروز برمیداریم.
پیام داستان: گاهی فاصله میان یک دانشجوی معمولی و یک دانشجوی موفق، نه در استعداد بیشتر، بلکه در انجام دادنِ مداومِ کارهای کوچکی است که دیگران به تعویق میاندازند. موفقیت، معجزه یک روز نیست؛ نتیجه عادتهای هر روز است.
۶۹
۱۸:۰۶
منصور اوجی کیه؟!
منصور اوجی (۱۳۱۶–۱۴۰۰) از شاعران برجسته معاصر ایران و از چهرههای شناختهشده شعر نو بود. او در شیراز زاده شد و بخش عمده زندگی خود را در همین شهر گذراند.اوجی تحصیلات خود را در رشته فلسفه و علوم تربیتی ادامه داد و سالها به تدریس و فعالیتهای فرهنگی پرداخت.شعر او با زبانی ساده، صمیمی و دور از پیچیدگیهای زبانی شناخته میشود. طبیعت، زندگی روزمره، عشق، تنهایی، مرگ و تأملات انسانی از مهمترین مضامین آثار او هستند.
اوجی از شاعرانی بود که بدون هیاهو و جنجالهای ادبی، مسیر مستقل خود را در شعر معاصر ایران دنبال کرد و آثاری ماندگار از خود به جا گذاشت.از او بیش از بیست مجموعه شعر منتشر شده است که در میان آنها میتوان به «شهر خسته»، «این سوسن است که میخواند» و «با یادِ تو» اشاره کرد. شعرهای او به دلیل سادگی بیان، صداقت عاطفی و نگاه انسانی، همواره مورد توجه مخاطبان و منتقدان بودهاند.منصور اوجی در اردیبهشت ۱۴۰۰ در شیراز درگذشت؛ اما شعرهایش همچنان از نمونههای درخشان شعر معاصر فارسی به شمار میآیند.
نشریه دانشجویی ترادف
دانشگاه علم و فرهنگ
@TARADOOF
منصور اوجی (۱۳۱۶–۱۴۰۰) از شاعران برجسته معاصر ایران و از چهرههای شناختهشده شعر نو بود. او در شیراز زاده شد و بخش عمده زندگی خود را در همین شهر گذراند.اوجی تحصیلات خود را در رشته فلسفه و علوم تربیتی ادامه داد و سالها به تدریس و فعالیتهای فرهنگی پرداخت.شعر او با زبانی ساده، صمیمی و دور از پیچیدگیهای زبانی شناخته میشود. طبیعت، زندگی روزمره، عشق، تنهایی، مرگ و تأملات انسانی از مهمترین مضامین آثار او هستند.
اوجی از شاعرانی بود که بدون هیاهو و جنجالهای ادبی، مسیر مستقل خود را در شعر معاصر ایران دنبال کرد و آثاری ماندگار از خود به جا گذاشت.از او بیش از بیست مجموعه شعر منتشر شده است که در میان آنها میتوان به «شهر خسته»، «این سوسن است که میخواند» و «با یادِ تو» اشاره کرد. شعرهای او به دلیل سادگی بیان، صداقت عاطفی و نگاه انسانی، همواره مورد توجه مخاطبان و منتقدان بودهاند.منصور اوجی در اردیبهشت ۱۴۰۰ در شیراز درگذشت؛ اما شعرهایش همچنان از نمونههای درخشان شعر معاصر فارسی به شمار میآیند.
۴۲۷
۱۶:۴۵
کارگروه پادکست نشریه دانشجویی ترادف از دانشجویان علاقهمند به گویندگی، اجرا، نویسندگی، تدوین صدا و تولید پادکست دعوت میکنه به جمع ما بپیوندن.
اگر فکر میکنی حرفی برای گفتن داری و دوست داری صدات شنیده بشه، این فرصت برای توئه.
برای عضویت و اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام بده:
ترادف | صدایی برای روایت اندیشه
۷۵۶
۱۴:۰۸
۷۶
۱۸:۱۵
بازارسال شده از گروه جهادی رهروان کربلا
چند روز دیگه زنگ مدرسه به صدا درمیاد…برای خیلی از بچهها، شروع مدرسه یعنی ذوقِ دفتر نو، مدادهای رنگی و کیف جدید؛ اما برای بعضی از کودکان، همین وسایل ساده یک آرزوست. 🥺
بیایید امسال دست به دست هم بدیم تا هیچ دانشآموزی به خاطر نداشتن لوازمالتحریر، با حسِ کمبود وارد کلاس درس نشه.
تلگرام | اینستاگرام | بله
۱
۱۶:۰۴